نظريه صرفه در اعجاز قرآن

عبدالله حمزه يي

          صرف از نظر لغت به معني « بازداشتن » است . از نظر اصطلاح در علوم قرآني صرفه عبارت است اين نظريه كه :

« قرآن به خودی خود معجزه نیست و دیگران می توانند مانند آن را بیاورند ؛ ولی خداوند مردم را از هماوردی و معارضه با قرآن خود بازداشته است » .

نظريه صرفه را مي توان در سه مورد زیر خلاصه نمود:

1. صرف انگيزه : ممانعت و بازداشتن خداوند از به همت و انگیزه و داعی معارضه با قرآن .

2. صرف قدرت :‌صرف الهی نسبت به اراده پس از تحقق انگیزه ، دفع اراده بطور قهری .

3. صرف علوم : سلب علوم لازم برای معارضه قرآن از زمان تحدی قرآن یا نزول آن با وجود همت و اراده در معارضان .

 

تاريخچه صرفه :

          شايد بتوان گفت اولين كسي كه مبدِع و مبتكر اين تفكر بود و از آن دفاع كرد « واصل بن عطاء » بود . هر چند از اين نظريه قبل از وي اطلاعي در دست نيست . وي معتقد بود « اعجاز قرآن ويژگي ذاتی آن نیست ، بلکه این است که خداوند اندیشۀ مردم را از معارضۀ با قرآن باز گردانده است » . بعد از واصل بن عطاء ، ابراهيم نظّام معتزلي (م.220) سخن و نظر واصل را مبناي نظر خود قرار داد و ان را بصورت يك نظريه مطرح نمود .

فخررازی نظریه نظام را در «نهایه الإیجاز» خود این گونه مطرح كرده است:

          «قال النظّام : إن الله تعالی ما أنزل القرآن لیكون حجه علی النبوه بل هو كسائر الكتب المنزله لبیان الأحكام من الحلال و الحرام، و الأعرب إنما لم یعارضوه لأن الله صرفهم عن ذلك و سلب علومهم به .»

          « نظّام می گوید: خدای تعالی قرآن را به عنوان حجتی بر نبوت پیامبر(صلی الله علیه و آله) نازل نكرده است بلكه قرآن مانند كتب الهی دیگر، برای تبین احكام حلال و حرام نازل شده است؛ و عرب تنها به این خاطر با قرآن معارضه نكرده اند، كه خداوند آنها را از این كار باز داشته است .»

 

          نظريه صرفه بيشتر در ميان علماي متقدم شيعه و معتزلي طرفداراني داشته است و در ميان علماي اشاعره و متأخر طرفداران مبرزي ندارد هر چند با طرح نظرياتي همچون قرائت نبوي از سوي اقاي مجتهد شبستري و قرآن رؤياي پيامبر دكتر سروش ، به جنبه ي اعجاز بلاغي آن نيز  خدشه وارد مي شود .

علماي شيعه طرفدار نظريه صرفه:

1. شيخ مفيد :

شيخ در كتاب «اوائل المقالات» مي گويد :

          «...وأقول إن جهه ذلك ، هو الصّرف من الله تعالی لأهل الفصاحه و الّلسان عن معارضه النبی (صلی الله علیه و آله) بمثله فی النظام عند تحدّیه لهم و جعل إنصرافهم عن الإتیان بمثله و إن كان فی مقدورهم، دلیلاً علی نبوته (صلی الله علیه و آله) .... و هذا من أوضح برهان فی الإعجاز.... .»

          « به نظر من دلیل اعجاز قرآن ، بازداشتن اهل فصاحت وبلاغت توسط خداوند متعال ، از معارضه با پیامبر در هماوردی مثل نظم قرآن است ، و خداوند اين انصراف در معارضه را دليل بر نبوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) قرار داد ؛ (هر چند كه آنها می توانستند چنین كاری را انجام دهند)... و «صرفه» از آشكارترین دلایل اعجاز قرآن می باشد.»

2.سید مرتضی(م ،436):

          شریف مرتضی به تأسّی از استاد قائل خود شيخ مفيد قائل به «صرفه» می باشد. چنانكه در كتاب «جمل العلم و العمل» می نویسد:

          «... فإما أن یكون القرآن من فعله تعالی علی سبیل التصدیق له، فیكون هو العَلَم المعجز أو یكون تعالی صرف القوم عن معارضته، فیكون الصّرف هو العَلم الدّال علی النبوه و قد بیّنا فی الكتاب «الصرف» الصحیح من ذلك و بسطناه .»

          «وجه اعجاز قرآن این است كه آن یا فعل خدا و منسوب به اوست به گونه ای كه عامل تصدیق پیامبر باشد، و خود فی نفسه آیت معجزی باشد، و یا اینكه خداوند مردم را از هماوردی با قرآن بازداشته و این انصراف خداوند خود علامتي برای تصدیق پیامبر باشد؛ و ما این مطلب را در كتاب صرف خود (یعنی الموضح عن جهه إعجاز القرآن ) به طور مفصل بیان كرده ایم .»

3.ابوالفتوح رازی (قرن 6 ):

          ابوالفتوح رازي نسز از قائلين به صرفه مي باشد زيرا در مقدمه تفسير « روض الجنان و روح الجنان » خود مي نويسد :         

«... و بعضی دیگر گفتند وجه اعجاز «صرفه» است و آن این است كه خدای تعالی صرف كرد عرب را از آنكه مانند قرآن آورند و سلب علم كرد از ایشان با اینكه پیش از این توانستند و این در باب اعجاز بلیغ تر باشد و مذهب محققان متأخر این باشد و سید مرتضی این اختیار كرد .»

 

4. علامه مجلسی( م ،1110) :

          علامه مجلسي در «بحار الأنوار»  در ضمن ذکر اقوالی در مورد «وجوه اعجاز قرآن» می نويسد :

          « ... و ذهب السيد المرتضى منا و جماعة من العامة منهم النظام إلى الصرفة على معنى أن العرب كانت قادرة على كلام مثل القرآن قبل البعثة لكن الله صرفهم عن معارضته و اختلفوا في كيفيته فقال النظام و أتباعه صرفهم الله تعالى عنها مع قدرتهم عليها و ذلك بصرف دعاويهم إليها مع توفر الأسباب الداعية في حقهم ... و قال السيد رحمه الله فيما نسب إليه كان عندهم العلم بنظم القرآن و العلم بأنه كيف يؤلف كلام يساويه أو يدانيه و المعتاد أن من كان عنده هذان العلمان يتمكن من الإتيان بالمثل إلا أنهم كلما حاولوا ذلك أزال الله تعالى عن قلوبهم تلك العلوم و الحق هو الأول».

          چنانکه می بینیم مرحوم مجلسی به قضیه «صرفه» نیز اشاره می كند و پس از تعریف آن از نظر «نظّام» و سپس سید مرتضی، قول نظام را تایید و تصدیق كرده كه گفته است: «خداوند با وجود اینكه اعراب قدرت هماوردی با قرآن را داشتند، انگیزه های آنان را از این معارضه باز داشت .»
           بنابراين علامه مجلسی هم بر وجوه فصاحت و بلاغت و اخبار غیبی و سایر علوم و معارف الهی ، . هم به وجه «صرفه» معتقد می باشد .

 

          همچنين مي توان از ميان علماي معتزلي اهل سنت به الرمّانی معتزلي  (م ، 382) و علي بن محمد الماوردي (م450 ) اشاره نمود .

 

 

مخالفين نظريه صرفه

          در اين ميان بسياري از علماي پيشين و معاصر با اين نظريه مخالف هستند . كه مي توان از آن جمله اشار كرد به : شيخ طوسي ، قرطبي ، قاضي ابوبكر باقلاني ، قاضي عبدالجبار ، علامه طباطبايي و ... اشاره نمود .

 

نقد نظريه صرفه :

1.نفي اعجاز متن قرآن :

          نظريه صرفه با اعجاز متن قرآن در تعارض است چنانكه قرآن در آيات متعددي هماورد مي طلبد براي آوردن معادل قرآن يا ده سوره و يا يك سوره از قرآن :

«قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلَى أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لاَ یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ...» (اسراء/88)

لايأتون ، يعني نمي توانند نه اينكه خدا نمي گذارد .

2. عدم اعتراف فصحاء و ادبا و شعراي عرب بر سلب قدرت در حالي كه توان علمي را بر اين كار داشته باشند .

3. وجود همتاهايي براي قرآن در متون و بيان عرب قبل از صرفه .

4. تحدي با دعوت عمومي با لفظ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ...

5. تحير و شگفتي تمام ادبا و فصحا و شعراي عرب در مواجهه با قرآن و بلاغت و شيوه ي بديع و اعجاز انگيز آن .

 

تأثير نظريات جديد

          نظريات جديد همچون قرائت نبوي كه در قالب مقالاتي از سوي آقاي مجتهد شبستري منتشر گرديده است و نيز قرآن رؤياي پيامبر دكتر سروش بر اين مبنا پايه گذاري شده است قرآن تأليف شخص پيامبرص مي باشد و ليكن به سبب مقام و منزلت و تقربي كه پيامبر ص با خدا پيدا كرده وحي را دريافت و در قالب كلام خود بيان داشته است . در اين صورت جنبه هاي بلاغي و ايجازي متن مورد ترديد قرار مي گيرد .