تربیت مشروط بر خواست متربی

تربیت مشروط بر خواست متربی

در تعلیم وتربیت اصلی داریم که می گوید :

اگر تمام اصول تربیتی را هم بکار بندیم ، تا زمانی که متربی نخواهد تربیت شود اگر  تمام عالم و آدم جمع شوند نمی توانند او را اصلاح و تربیت کنند . این نکته علاوه بر اینکه ضرورت کار فرهنگی را می رساند ، می فهماند جامعه ای می تواند سالم باشد که افسر گسیخته نباشد و همواره اعمال قدرت در حد متعادل و منطقی و اصولی ضامن حفظ سلامتی جامعه است . 

مای امروز و مای دیروز

مای امروز و مای دیروز
 
ما امروزه خانه هاى بزرگتر اما خانواده هاى كوچك تر داريم.
راحتى بيشتر اما زمان كمتر،
مدارك تحصيلى بالاتر اما درك عمومى پايين تر،
آگاهى بيشتر اما قدرت تشخيص كمتر،
خيلى كم مى خنديم، خيلى تند رانندگى مى كنيم،
خيلى زود عصبانى مى شويم،
تا ديروقت بيدار مى مانيم، خيلى خسته از خواب برمى خيزيم،
خيلى كم مطالعه مى كنيم، اغلب اوقات تلويزيون نگاه مى كنيم و خيلى به ندرت دعا مى كنيم،
چندين برابر مايملك داريم اما ارزش هايمان كمتر شده است.
خيلى زياد صحبت مى كنيم،
به اندازه كافى دوست نمى داريم و خيلى زياد دروغ مى گوييم.
زندگى ساختن را ياد گرفته ايم اما نه زندگى كردن را،
تنها به زندگى سال هاى عمر را افزوده ايم و نه زندگى را به سال هاى عمرمان،
ما ساختمان هاى بلندتر داريم اما طبع كوتاه تر،
بزرگراه هاى پهن تر اما ديدگاه هاى باريك تر.
بيشتر خرج مى كنيم اما كمتر داريم.
بيشتر مى خريم اما كمتر لذت مى بريم
ما تا كره ماه رفته و برگشته ايم اما قادر نيستيم براى ملاقات همسايه جديدمان از يك سوى خيابان به آن سو برويم.
فضاى بيرون را فتح كرده ايم اما نه فضاى درون را،
ما اتم را شكافته ايم اما نه تعصب خود را،
بيشتر مى نويسيم اما كمتر ياد مى گيريم،
بيشتر برنامه ريزى مى كنيم اما كمتر به انجام مى رسانيم،
عجله كردن را آموخته ايم و نه صبر كردن را،
درآمدهاى بالاترى داريم اما اصول اخلاق پايين تر.
كامپيوترهاى بيشترى مى سازيم تا اطلاعات بيشترى نگهدارى كنيم و رونوشت هاى بيشترى توليد مى كنيم اما ارتباطات كمترى داريم
ما كميت بيشتر اما كيفيت كمترى داريم،
اكنون زمان غذاهاى آماده اما ديرهضم است
مردان بلندقامت، اما فكرهاى كوتاه.
سودهاى كلان اما روابط سطحى،
فرصت بيشتر اما تفريح كمتر،
تنوع غذاهاى بيشتر اما تغذيه ناسالم تر،
درآمدهاى بيشتر اما طلاق بيشتر،
منازل رويايى اما خانواده هاى از هم پاشيده.
بدين دليل است كه :
 پيشنهاد مى كنيم از امروز شما هيچ چيز را براى موقعيت هاى خاص نگذاريد، زيرا هر روز زندگى يك موقعيت خاص است.
بياييد زندگى را طور ديگر و به صورت نو نگاه كنيم.
بياييد قدر لحظات خوب را بدانيم و به خدا اعتقاد داشته باشيم او همه چيز را خواهد داد.
بياييد با هم به نيمه پر ليوان نگاه كنيم.
گناه و اشتباه ديگران را ببخشيد تا خداوند گناه و اشتباه شما را ببخشد.
شما انتخاب مى كنيد كه افراد چطور حالت روحى شما را تحت تاثير قرار دهند،
شما انتخاب مى كنيد كه در حالت روحى خوب يا بد باشيد.
اين انتخاب شما است كه چطور زندگى كنيد
و شما هر روز اين انتخاب را داريد كه از زندگى خود لذت ببريد و يا از آن متنفر باشيد.
طرز فكر تنها چيزى است كه واقعاً مال شما است و هيچكس نمى تواند آن را كنترل كرده و از شما بگيرد تنها يك روز ديگر باقى مانده بود،
بايد با اين يك روز زندگى مى كرد،
 با يك روز چه كار مى توانست انجام دهد (خداوند مى فرمايد: آن كس كه لذت يك روز زيستن را تجربه كند گويى كه هزار سال زيسته است و آنكه امروزش را درنمى يابد، هزار سال هم به كارش نمى آيد)
و او رفت كه زندگى كند اما مات و مبهوت به زندگى نگاه كرد، كه در گوى دستانش مى درخشيد، اما مى ترسيد حركت كند،
مى ترسيد راه برود، مى ترسيد زندگى از لابه لاى انگشتانش بريزد.
قدرى ايستاد آن وقت شروع به دويدن كرد. زندگى را به سر و رويش پاشيد زندگى را بوييد و او را بوسيد و چنان به وجد آمد كه ديد مى تواند تا آخر دنيا بدود.
مى تواند بال بزند و پرواز كند و مى تواند...
او در آن يك روز آسمان خراشى بنا نكرد، زمينى را مالك نشد، مقامى را به دست نياورد اما و اما در همان يك روز دست بر پوست درخت كشيد،
روى چمن خوابيد، كفش دوزكى را تماشا كرد،سرش را بالا گرفت و از خداوند طلب بخشش كرد.
بال زدن پروانه ها را نگاه كرد و ابرها را ديد و به آنها كه او را نمى شناختند سلام كرد،
و براى آنها كه او را دوستش نداشتند از ته دل دعا كرد.
او در همان يك روز آشتى كرد و خنديد و سبك شد و لذت برد و سرشار شد و بخشيد و عاشق شد و عبور كرد و تمام شد.
او در همان يك روز زندگى كرد،
اما فرشته ها در تقويم خدا نوشتند امروز او درگذشت كسى كه هزار سال زيسته بود.
بياييد به ديگران هم فكر كنيم و بياييد تا دير نشده است همديگر را يارى نماييم.
ديگران را هم دريابيم و باز با ديگران زندگى كنيم.

آرزوهای بزرگ

آرزوهای بزرگ ارزش لرزاندن قلب را ندارند .

                                                                                                 گوته فیلسوف و حقودان آلمانی

تصورات مثبت

غول انگیزش آمریکا آنتونی رابینز :

« آنگونه که دوست داری تصور کن تا آنگونه شوی »

خاص بودن !

خاص بودن در مغز اتفاق می افتد

 نه در ظاهر . . .

چطور با آدم‌های ریاست‌طلب کنار بیاییم

چطور با آدم‌های ریاست‌طلب کنار بیاییم

               مطمئناً همه ما با آدم‌های ریاست‌طلبی آشنا هستیم. این افراد به نظر می‌رسد به فضای شخصی و حساسیت‌های ما بی‌توجه هستند و استقلال و آزادی فردی ما را زیر پا می‌گذارند.

              مردمان مطمئناً همه ما با آدم‌های ریاست‌طلبی آشنا هستیم. این افراد به نظر می‌رسد به فضای شخصی و حساسیت‌های ما بی‌توجه هستند و استقلال و آزادی فردی ما را زیر پا می‌گذارند.

               ممکن است پدر، مادر، برادر، خواهر، همسر، همسایه، همکار یا یکی از دوستانتان چنین شخصیتی داشته باشد. نقش این افراد در زندگی شما هرچه که باشد، رفتار و منش آنها موجب آزردگی خاطر شما شده و احساس ناراحتی، حقارت و خشم را در شما شعله‌ور می‌سازد. افراد ریاست‌طلب لزوماً نیت بدی ندارند فقط می‌خواهند خواسته و نیت‌شان را به دیگران تحمیل کنند و درنتیجه به فضا و آزادی شخصی آنها تجاوز می‌کنند. در این مقاله به شما آموزش می‌دهیم با این افراد در زندگی خود چطور رفتار کنید و چگونه با آنها کنار بیایید.

ریاست طلب ها چطور رفتار کنید و چگونه با آنها کنار بیایید,ریاست‌طلبی دیگران راه و روش کنار آمدن با افراد ریاست‌طلب دستورات تاثیر و نفوذ افراد ایجاد ترس احساس کمبود آزادی آزادی شخصی آدم‌های ریاست‌طلب

چطور با آدم‌های ریاست‌طلب کنار بیاییم

۱. به راهنمای درونی‌تان گوش دهید.

            وقتی تحت تاثیر افراد ریاست‌طلب هستید، آنها می‌توانند خیلی راحت شما را مجبور به انجام کارهایی کنند که اصلاً حس خوبی به آن ندارید. برای این افراد خیلی عادی است که از ابزارهایی مثل تهدید، عصبانیت، مجادله و فشار احساسی برای مجبور کردن شما به اطاعت از خودشان استفاده کنند و اگر از راهنمای درونی خودتان استفاده نکنید، قربانی فشار آنها خواهید شد.

            هرچقدر هم که یک نفر سعی به تجاوز به آزادی اراده شما داشته باشد، اگر از راهنمای درونیتان استفاده کنید باز هم می‌توانید موضع خودتان را حفظ کنید. وقتی مطمئن نباشید که چه چیزی برای شما درست و چه چیزی غلط است، خیلی راحت تحت تاثیر افراد ریاست‌طلب قرار خواهید گرفت.

۲. با ترس از افراد ریاست‌طلب زندگی نکنید.

               سلاحی که بیشتر افراد ریاست‌طلب برای مجبور کردن دیگران به اطاعت از خود از آن استفاده می‌کنند، ترس است. آنها از نفوذ خود برای ایجاد ترس در شما بهره می‌برند. مثل بسیاری از والدینی که برای مجبور کردن فرزندانشان به اطاعت از خود از ترس از تنبیه استفاده می‌کنند.

              اگر واقعاً می‌خواهید فارغ از تاثیر و نفوذ این افراد زندگی کنید، باید هوشیارانه از ترسی که می‌خواهند در شما ایجاد کنند دوری کنید. می‌توانید با گوش به زنگ و آگاه ماندن در این مواقع بر این ترس‌ها غلبه کنید. اگر از این ترس نهراسید، هیچ قدرتی روی شما نخواهد داشت.

۳. آزادی خودتان را بر هر چیزی ارجح بدانید.

              وقتی احساس می‌کنید قربانی افراد ریاست‌طلب اطرافتان شده‌اید، این واکنشی ساده از احساس کمبود آزادی است که در زندگیتان می‌کنید. فقط خودتان قدرت خواستن و طلب کردن آزادی‌تان را دارید و هیچکس نمی‌تواند برای به دست آوردن آن کمکتان کنند. اگر آزادی‌تان را بر همه چیز ارجح بدانید، همیشه آزادید نفوذ و ریاست‌طلبی دیگران را قربانی آن کنید.

آدم‌های ریاست‌طلب

              وقتی آزادی‌تان اولویت زندگی شما باشد، چیزهای دیگر خودبه‌خود درست می‌شوند. یادتان باشد که یک فرد ریاست‌طلب نمی‌تواند آزادی شما را بگیرد مگراینکه خودتان اجازه این کار را به او بدهید. آزادی‌تان را باید فراتر از پول، روابط و سایر انواع امنیت‌های کاذب بدانید که ذهنتان ممکن است به دنبال آن باشد. وقتی از درون احساس آزادی کنید، واقعیت بیرونی‌تان به طور خودکار عوامل مثبت را به سمت خود جذب می‌کند. اگر بخواهید آزادی فردی‌تان را قربانی افراد ریاست‌طلب کنید، باید همه عمرتان را تحت تسلط آنها زندگی کنید.

۴. موضعتان را مشخص کنید.

              خیلی مهم است که موضع خودتان را با قطعیت بیان کنید و وقتی کسی سعی دارد بر شما ریاست کند، نظراتتان را ابراز کنید. تنها راه و روش کنار آمدن با افراد ریاست‌طلبی که سعی می‌کنند به شما دستور بدهند این است که به آنها نشان دهید چنین رفتارهایی را تحمل نخواهید کرد.

             احساسی رفتار نکرده و حالت دفاعی به خود نگیرید، فقط با آرامش حرفتان را بزنید. سعی نکنید طرف‌مقابل را تحقیر کنید، فقط موضعتان را مشخص کرده و به آنها بگویید چه می‌خواهید یا چه نمی‌خواهید. از واکنش آنها نترسید، آرامش خود را حفظ کنید و بر موضعتان محکم بایستید.

۵. . یادتان باشد که لازم هیچ اجباری در کار نیست.

               زندگی “یا انجامش بده یا می میری” نیست. هیچ باید و اجباری وجود ندارد مگراینکه خودتان برای خودتان تعیین کرده باشید. شما می‌توانید آزاد زندگی کنید و هیچ محدودیتی برای این آزادی وجود ندارد.

              محدودیت‌های زندگی شما از ذهن خودتان ریشه می‌گیرد. دلیل اینکه مغلوب افراد ریاست‌طلب می‌شوید این است که تصور می‌کنید برای اینکه زندگی امنی داشته باشید باید از دستورات آنها اطاعت کنید. در واقعیت هیچ امنیتی در اسارت وجود ندارد و بااینکه آزادی به نظر قطعی نمی‌رسد اما در واقعیت خلاف آن است، وقتی آزادی را به امنیت ترجیح دهید، امنیت خودبه‌خود از انتخاب شما پدیدار می‌شود.

سخن آخر

                  برای کنار آمدن با افراد ریاست‌طلب باید سعی کنید بر ترس و ناامنی خود غلبه کنید و امنیت را در راهنمای درونی خود بیابید. ممکن است ذهنتان ترسیده باشد اما قلبتان همیشه راه درست را خوب می‌داند. به ندای قلبتان گوش دهید و به ذهنتان آموزش دهید که از آنچه که قلبتان درست می‌داند، دفاع کند. آزادی واقعی زمانی به وجود می‌آید که انتخاب کنید که قلبتان را بر ترس‌های ساخته ذهنتان مقدم بدانید.

منبع:برترین ها

چرا مدیران ایرانی با افراد متملق همکاری می کنند ؟

چرا مدیران ایرانی با افراد متملق همکاری می کنند ؟

 

 

برف می آید .

 

برف می آید .

به آسمان و این دانه های سفید نگاه می کنم .

انگار خداوند درختان و طبیعت را به خواب می برد و چنین رؤیایی را در بیداری برای ما می فرستد

تا به تخیّلمان که از جنس خلقت است و خلق کردن ایمان بیاوریم .

یاد معلمم می افتم که مدّتی است روح بزرگوارش پرواز کرده است .

در آینه به خود نگاه می کنم و لبخندش را روی لبانم می بینم .

 

خوشبختي چيست؟!

خوشبختي چيست؟!

از دکتر شادی متخصص روانپزشکی


                قانون هاي ذهني مي گن خوشبختي يعني رضايت.مهم نيست ...چي داشته باشي يا چقدر، مهم اينه كه از هموني كه داري راضي هستي يا نه؟!چون يه وقتهايي آدم خيلي چيزها داره اما باز هم احساس خوشبختي نداره! و بر عكسش...پس يه قانون وجود داره، كه مي گه:



                                 ميزان خوشبختي = ميزان رضايت
 

حالا اين سوال مهم پيش مي ياد كه چه طوري ميشه در كل زندگي احساس رضايت كرد؟

                             زندگي مجموعه اي از لحظه هاست! چون پشت اين لحظه، لحظه ي بعديه و پشت اون لحظه ي بعدي و بعدي و ...پس، اگه مي خواي در كليت بزرگ زندگي راضي باشي اول بايد تمرين كني تا در لحظه راضي باشي.استاد مي گفت:


                    "اگه كسي تصميم بگيره فقط توي لحظه ي اكنون راضي باشه، بعد ، به لحظه ي بعدي ، كه رسيد، باز در لحظه ي اكنون راضي باشه و بعد به لحظه ي بعدي كه رسيد باز ..... مي‌دوني چي مي شه؟

                   اون فقط براي راضي و شاد بودن در يك لحظه تلاش كرده، اما يك دفعه مي‌بينه پنج ساله كه راضي و خشنوده! اگه كسي از لحظه ي اكنونش نا راضي باشه، بعد، از لحظه ي بعد هم نا راضي باشه ، بعد... يكهو به خودش مي ياد و مي بينه پنجاه سالشه و همه ي اين پنجاه سال رو نا راضي بوده! "


                      به همين دليل دانشمندان ذهني به لحظه ي اكنون مي گن: لحظه ي ابدي اكنون.


شرط رضايت اينه كه در لحظه ي ابدي اكنون راضي و شاد باشي

                  اصلا" مهم نيست داري در لحظه ي اكنون چي كار مي‌كني، فقط تصميم بگير مراقبه كني كه از هر كاري كه داري در لحظه انجام ميدي احساس رضايت و شادي كني.  به اين كار مي‌گن مراقبه ي لحظه ي ابدي اكنون. اين كار، اتفاقا" بر خلاف تصور، كار خيلي راحتي نيست. دانشمندان ذهني معتقدند در هر عمل و كاري كه انجام ميشه يه مقداري انرژي نهفته است و ما فقط در صورتي كه روي اون كار مراقبه داشته باشيم ميتونيم اون انرژي رو دريافت كنيم.

                  ببينين، مثلا" من از صبح شروع مي كنم. از خواب بيدار مي شيم، مي‌ريم مسواك مي زنيم و در همون حال به صد تا چيز فكر مي‌كنيم غير از مسواك زدن. بعد مي‌ريم صبحونه مي‌خوريم در حالي كه فكرمون هزار جاي ديگه است غير از صبحانه خوردن. بعد... در واقع هر كاري كه داريم انجام مي ديم به همه چيز فكر مي كنيم غير از همون كار. اين باعث مي شه انرژي پنهان كارها رو دريافت كه نمي كنيم، هيچ! كلي هم انرژي ذخيره شده مان را الكي خرج مي كنيم!

                 شايد از مراسم چاي در چين يا ژاپن شنيده باشين . اون در واقع يه جور مراقبه در لحظه ي ابدي اكنونه.


تمرين هايي براي درك و لذت بردن در لحظه ي ابدي اكنون:

تمرين 1 : براي خودتون يه استكان چاي بريزين.با دقت سعي كنيد فقط به كاري كه دارين مي كنين، فكر كنين. بعد در يه جاي آروم بنشينيد و با آرامش چاي رو ميل كنيد. به اين فكر كنيد كه با هر جرعه ي چاي، همه ي انرژي موجود در آن را دريافت مي‌كنيد و لذت مي‌بريد. به لحظه لحظه ي خوردن چاي دقت كنيد. (اگه فكر ديگه‌اي اومد توي ذهنتون، خودتون رو شماتت نكنيد. فقط آروم سعي كنيد دوباره به خوردن چاي برگرديد.) بعد از اتمام، حتما" در دفتر مراقبه از خودتون تشكر كنيد.


تمرين 2: مراقبه كنيد در زمان مسواك زدن فقط به مسواك زدنتون فكر كنين. سعي كنيد از اين كار لذت ببريد.
 

تمرين 3: مراقبه كنيد زمان خوردن غذا فقط به خوردن غذا فكر كنيد. مجسم كنيد با هر لقمه، انرژي موجود در غذا به همه ي سلول هاي بدنتون ميرسه.از هر لقمه ي اون لذت ببريد.


نكته: غذايي كه با مراقبه خورده ميشه هرگز باعث چاقي هاي موضعي نميشه. (در واقع وقتي ما غذا مي خوريم در حالي كه به صد چيز غير از خوردن غذا فكر مي كنيم، باعث انباشته شدن اون در جاهاي نامناسب مي شيم. بر عكسش هم صادقه. يعني كساني كه هر چيزي كه مي خورن، چاق نمي شن، اگه روي غذا خوردن آگاهانه، مراقبه كنن، همه ي انرژي موجود در غذا رو دريافت مي كنن. حتي مي‌تونين مجسم كنين كه دوست دارين غذا در چه قسمتي از بدن شما باعث چاقي بشه! وقتي دارين غذا مي خورين توي دلتون با لقمه هاتون حرف بزنيد! از لقمه ي نون و پنير صبحتون بخواهيد كه همه ي نيروش رو به شما انتقال بده. (نخندين! جدي مي گم! اين يكي از مراقبه هاي هندوهاست!)


تمرين 4:اين تمرين براي سيگاري هاست. اگه روي كشيدن هر سيگار مراقبه كنيد، خيلي زودتر ارضا مي شيد و به تدريج تعداد سيگارهاتون كم و كمتر مي شه.


                    به تدريج خودتون رو عادت بديد كه هر كاري كه دارين انجام مي دين، فقط به اون فكر كنيد و تصور كنيد با اين كار همه ي انرژي نهفته در اون كار رو دارين دريافت مي كنين. خيلي سخته، اما شدنيه! شايد باورتون نشه اما به تدريج حتي از كارهايي كه دوست نداشتيد، به شدت لذت مي بريد. اين قانون رو به ياد بسپرين: بر هر چيز كه تمركز كنيم، انرژي اون رو دريافت مي كنيم. (در بعضي از مكاتب هندي حتي بر گريه كردن و اندوه هم مراقبه مي كنند و معتقدند از اون هم ميشه انرژي دريافت كرد اما چون اين بحث ديگه ايه و بايد فرق بين ايجاد ماند با دريافت انرژي از اندوه رو بدونيم خواهش مي كنم فعلا" در اين مورد اقدامي نكنيد!)
 
يك حكايت:
                خوب مي خوام يه حكايت از يه گورو ي ( استاد بزرگ) هندي بگم كه توي يه كتاب خوندم. اون با مريدانش دسته جمعي با هم، در جايي بيرون شهر، زندگي مي كردند. همه ي مريد هاي اون موظف بودند سالها پيش اون زندگي كنند و آموزش ببينند. يك روز يه نفر به اون استاد مراجعه مي كنه و مي گه شما چه طوري به اين قدرت رسيدين كه مي تونين با نگاه ديگران رو شفا بدين؟ وقتي من مريد شما بشم، در طي اين همه سال كه بايد پيش شما بمونم، چه تمرين هايي انجام ميديم؟ در طول روز چه كار مي كنيم؟

                 استاد مي گه: ما صبح ورزش مي كنيم. بعد صبحانه مي خوريم. بعدكار مي كنيم تا ناهار. بعد ناهار مي خوريم. كمي استراحت مي كنيم ، باز كار مي كنيم و شب مي خوابيم!

                اون شاگرد عصباني ميشه و ميگه امكان نداره! ما همه ي اين كارها رو انجام مي‌ديم اما قدرت شما رو نداريم. استاد مي گه: هرگز شما مثل ما اين كارها رو انجام نميديد. شما صبحانه مي خوريد، كار مي كنيد، تفريح مي كنيد، در حالي كه به چيز ديگه اي دارين فكر مي كنين، اما ما وقتي صبحانه مي خوريم فقط به خوردن اون فكر مي كنيم! وقتي كار مي‌كنيم فقط به اون كار فكر مي كنيم. وقتي.....

                بنابراين شما هيچ انرژي اي دريافت نمي كنيد! اما ما همه ي انرژي هاي موجود در طبيعت رو دريافت مي كنيم و با بخشيدن فقط مقداري از اون به بيمارها، باعث شفاي اون ها ميشيم!

خوب و حالا تمرين آخر:
 

                    يك بار ديگه اين پست رو بخون و تصميم بگير همه ي انرژي موجود در كلمات اون رو دريافت كني. لبخند بر لب داشته باش. حالا آماده باش تا در لحظه ي ابدي اكنون، شاد و راضي باشي. از همين حالا شروع كن! چون امروز اولين روز از روز هاي باقيمانده ي عمر توست

۵ جمله معجزه آسا

۵ جمله معجزه آسا

              بعضی از کلماتی را که شما به کار می برید می تواند تأثیر بسیار زیادی روی فرزندانتان بگذارد حتی اگر فکر می کنید که آنها نشنیده می گیرند. طرز بیان شما هنگامی که چیزی می خواهید، پاسخی می دهید و یا توضیحی می دهید کودکان را ترغیب می کند به این که در کار گروهی شرکت کنند و یا اعتماد به نفس پیدا کنند و شاید هم بر عکس باعث می شود که احساس سرخوردگی و یأس و ناامیدی کنند. آقای چیک مورمن، دبیر یکی از مدارس در میشیگان و پدر ۴ بچه، در سمینارهای مختلفی در سراسر کشور به آموزش مهارت های گفتاری والدین نسبت به فرزندانشان می پردازد. همچنین در کتاب جدیدش تحت عنوان «والدین می گویند: چگونه با فرزندانمان صحبت کنیم تا حس اعتماد به نفس و مسئولیت پذیری را در آنها به وجود آوریم.» شرح و تفصیل عباراتی که همیشه والدین به کار می برند و باعث آزردن بچه ها شده و همچنین کلمات مفید و سودمندی که کودکان را هر چه بیشتر به والدین نزدیک می کند، می پردازد.

۱) لطفاً خودت تصمیم بگیر .

           زمانی که فرزندتان در انجام بعضی کارها از شما کمک خواست و یا این که نظر شما را در بعضی کارها خواست اگر از این عبارت استفاده کنید که تو خودت بهتر می دانی چون تو مسئول کارهای خودت هستی، خیلی بهتر است. به عنوان مثال، شما باید به او و دوستش بگویید:« لطفاً تصمیم بگیرید که یا آرام و بی صدا بازی کنید و یا این که بیرون بروید.» اگر همچنان تا پنج دقیقه بعد با سرو صدا بازی کردند، می توانید به آنها بگویید:« فکر می کنم که تصمیم گرفته اید بیرون بازی کنید.» با این کارتان نه تنها درباره عمل و عکس العمل به او آموزش داده اید بلکه او خود متوجه اشتباهش شده و بیرون می رود یعنی او کاملاًً متوجه شده که خودش در انتخاب این کار تصمیم گیرنده بوده است.

 

۲) من دوستت دارم، ولی از این رفتار خوشم نمی آید .

             اگر شما قصد ادب کردن فرزندتان را دارید و همچنین می خواهید که او دیگر این کار اشتباه را انجام ندهد- اگرچه کودک متوجه کار اشتباه خود شده ولی این کار باعث نمی شود که او شخص بدی شود. به او بگویید که او را دوست دارید و به نحوی این جمله را بیان کنید که او متوجه نارضایتی شما شده و همچنین گونه ای وانمود کرده که هدف از این کار صرفاً برای این می باشد که او تشخیص دهد که چه کاری در خور اوست، نه این که قصد تنبیه کردن او را دارید و شما نیز باید به جای فریاد زدن هر چه بیشتر خونسردی خودتان را حفظ کنید.

 

۳) از تو می خواهم که در حل بعضی از مشکلاتم به من کمک کنی . 

                اگر فرزندتان کاری انجام می دهد که باعث عصبانیت شما شده مثلاً در هنگام شام خوردن شلوغ می کند و یا با غذایش بازی می کند به گونه ای وانمود کنید که مشکلی دارید. از او دریافتن راه حل کمک بخواهید، شاید فقط او زمانی که شما مشغول چیدن ظروف هستید شلوغ می کند. در این روش، او احساس خودبزرگ بینی کرده و به شما کمتر به عنوان یک مخالف می نگرد. ممکن است تنها راه حل این کار ترک کردن رفتار زشت او باشد و در نتیجه باعث جلب رضایت شما می شود، بعد از این هم چگونه می توانید آسوده خاطر باشید که او با یادآوری گذشته دیگر این کار را تکرار نخواهد کرد.

۴) آنچه را که واقعاً می خواهید به او بگویید  .

            وقتی که کودکان عصبانی می شوند، ممکن است کلماتی را بر زبان بیاورند مانند: «شما احمق هستید!» یا «از تو متنفرم» چون در این لحظه حساس اینها کلماتی هستند که بچه ها فکر می کنند می توانند بگویند. ولی شما باید با گوشه و کنایه به معنای کلمات او اشاره کنید و متوجه شوید که چه چیز باعث عصبانیت او شده است. شما باید منظور او را درک کرده به طور مثال: «آیا عصبانیت شما به خاطر این است که دوستتان مسائل خصوصی شما را با من درمیان گذاشته است؟» زمانی که فرزندتان یاد گرفت که چگونه احساساتش را کنترل کند، بعد از این هم قدرت بیان بهتری با دیگران خواهد داشت، حتی وقتی که شما در کنارش نباشید تا به او کمک کنید.

۵) افراد گوناگون نیازهای متفاوتی دارند وقتی که فرزندتان خیلی واضح و روشن می گوید که «این عادلانه نیست!»

 شما باید به او کمک کنید تا متوجه شود که در حقیقت با هر فردی نمی توان رفتار یکسانی داشت. این جمله معنی واقعی کلمه «عادلانه» را توضیح می دهد: یعنی «هر فردی از افراد خانواده زمانی به چیزی نیاز دارد که مخصوص اوست.» به طور مثال: اگر یکی از کودکان شما به عینک احتیاج دارد، شما به منظور رعایت عدل و انصاف برای فرزند دیگرتان عینک نمی خرید. وقتی که کفش کتانی یکی از بچه ها تنگ می شود، این بدان معنا نیست که برای دومی هم باید کفش کتانی خرید و اگر یکی از آنها به عفونت گوش مبتلا شود آیا شما هم به هر دوی آنها آنتی بیوتیک می دهید!

 

نویسنده: دایان دبرونو مترجم: رزیتا شاهرخ

انسانها و اختفای عیوب

 پائلو كوئيلو :

              انسان‌ها به شيوه هنديان بر سطح زمين راه مى‌روند. با يک سبد در جلو و يک سبد در پشت. در سبد جلو, صفات نيک خود را مى‌گذاريم. در سبد پشتي, عيب‌هاى خود را نگه مى‌داريم. به همين دليل در طول زندگى چشمانمان فقط صفات نيک خودمان را مى‌بيند و عيوب همسفرى که جلوى ما حرکت مى‌کند. بدين گونه است که درباره خود بهتر از او داورى مى‌کنيم، غافل از آن که نفر پشت سرى ما هم به همين شيوه درباره ما مى‌انديشد

قدرت یک زنجیر

قدرت یک زنجیر،

به اندازه ضعیف ترین حلقه آن است

۳۰ عادت مهم نوجوان موثر و موفق

۳۰ عادت مهم نوجوان موثر و موفق
 
۳۰ عادت مهم نوجوان موثر و موفق
ادامه نوشته

نبوغ چيست ؟

 

 

 «نبوغ نتيجه 99% فعاليت و 1% استعداد است .»

 

                                                                                                                       اديسون 

120 قانون برایان تریسی

120 قانون برایان تریسی

١- قانون علت و معلول

 

هر چيز به دليلی رخ می‌دهد. برای هر علتی معلولی هست، و برای هر معلولی علت يا علت‌های بخصوصی وجود دارد، چه از آنها اطلاع داشته باشيد چه نداشته باشيد. چيزی به اسم اتفاق وجود ندارد.

 

٢- قانون ذهن

 

همه علت‌ها و معلول‌ها ذهنی هستند. افکار شما تبديل به واقعيت می‌شوند. افکار شما آفريننده‌اند. شما تبديل به همان چيزی می‌شويد که درباره آن بيشتر فکر می‌کنيد. هميشه درباره چيزهايی فکر کنيد که واقعا طالب آن نستيد و از فکر کردن درباره چيزهايی که خواستار آن نيستيد اجتناب کنيد.

 

٣- قانون عينيت يافتن ذهنيات

 

دنيای پيرامون شما تجلی فيزيکی دنيای درون شماست. کار اصلی شما در زندگی اين است که زندگی مورد علاقه خود را در درون خود خلق کنيد.

زندگی ايده‌آل خود را با تمام جزئيات آن مجسم کنيد و اين تصوير ذهنی را تا زمانی که در دنيای پيرامون شما تحقق پيدا کند، حفظ کنيد.

 

٤- قانون رابطه مستقيم

 

زندگی بيرون شما بازتاب زندگی درونی شماست. بين طرز فکر و احساسات درونی شما از يک طرف و عملکرد و تجارب بيرونی شما از طرف ديگر رابطه مستقيم وجود دارد.

 

٥- قانون باور

 

هر چيزی را که عميقا باور داشته باشيد برايتان به واقعيت بدل می‌شود. شما آنچه را که می‌بينيد باور نمی‌کنيد، بلکه آن چيزی را می‌بينيد که قبلا به عنوان يک باور انتخاب کرده‌ايد. پس بايد:

- باورهای محدود کننده‌ای را که مانع موفقيت شما هستند شناسايی کنيد.

- آنها را از بين ببريد.

 

٦- قانون ارزش‌ها

 

نحوه عملکرد شما هميشه با زيربنايی‌ترين ارزش‌ها و اعتقادات شما هماهنگ است.

آنچه براستی ارزش‌هايی را که واقعا به آن اعتقاد داريد بيان می‌کند ادعاهای شما نيست بلکه گفته‌ها، اعمال و انتخاب‌های شما به ويژه در هنگام ناراحتی و عصبانيت است.

 

٧- قانون انگيزه

 

هر چه می‌گوييد يا انجام می‌دهيد از تمايلات درونی، خواسته‌ها و غرايز شما سرچشمه می‌گيرد. اين کار ممکن است بصورت خودآگاه و ناخودآگاه انجام شود.

رمز موفقيت دو چيز است:

- تعيين اهداف و برنامه‌ريزی برای آنها.

- مشخص کردن انگيزه‌ها.

 

٨- قانون فعاليت ذهن ناخودآگاه

 

ذهن ناخودآگاه شما موجب می‌شود همه گفته‌ها و اعمالتان مطابق با الگويی انجام پذيرد که با تصوير ذهنی و باورهای زير بنايی شما هماهنگ است.

ذهن ناخودآگاه شما بسته به اينکه چگونه آنرا برنامه‌ريزی کنيد می‌تواند شما را به پيش ببرد و يا از پيشرفت باز دارد.

 

٩- قانون انتظارات

 

اگر با اعتماد به نفس انتظار وقوع چيزی را داشته باشيد در جهان پيرامونتان امکان وقوع پيدا می‌کند.

شما هميشه هماهنگ با انتظاراتتان عمل می‌کنيد و انتظارات شما بر رفتار و طرز برخورد اطرافيانتان تاثير می‌‌‌گذارد.

 

١٠- قانون تمرکز

 

هر چيزی که ذهن خود را به آن مشغول سازيد در زندگی واقعيت پيدا می‌کند.

هر چيزی که روی آن تمرکز کنيد و مرتبا به آن فکر کنيد در زندگی واقعی شکل می‌گيرد و گسترش پيدا می‌کند. بنابراين بايد فکر خود را بر چيزهايی متمرکز کنيد که در زندگی واقعا طالب آن هستيد.

 

١١- قانون عادت

 

حداقل ٩٥٪ از کارهايی که انجام می‌دهيد از روی عادت است، خواه عادت‌های مفيد و خواه عادت‌های مضر.

شما می‌توانيد عادت‌هايی را که موفقيتتان را تضمين می‌کند در خود پرورش دهيد. به اين صورت که تا هنگامی که رفتار مورد نظر به صورت اتوماتيک و غير ارادی انجام نشوند تمرين و تکرار آگاهانه و مدام آنرا ادامه دهيد.

 

١٢- قانون جذب

 

شما مرتبا افکار، ايده‌ها و موقعيت‌هايی را که با افکار غالب شما هماهنگ هستند به خود جذب می‌کنيد، خواه افکار منفی خواه افکار مثبت.

شما می‌توانيد بهتر از اينکه هستيد باشيد، ثروتمند تر از اکنون باشيد و توانايی‌های بيشتری داشته باشيد چون می‌توانيد افکار غالب خود را تغيير دهيد.

 

١٣- قانون انتخاب

 

زندگی شما نتيجه انتخاب‌های شما تا اين لحظه است.

چون هميشه در انتخاب افکار خود آزاد هستيد، کنترل کامل زندگی‌تان و تمامی آنچه برايتان اتفاق می‌افتد در دست شماست.

 

١٤- قانون تفکر مثبت

 

برای موفقيت و شادی در تمام جنبه‌های زندگی تفکر مثبت امری ضروری است.

شيوه تفکر شما نشان دهنده ارزش‌ها، اعتقادات و انتظارات شماست.

 

١٥- قانون تغيير

 

تغيير غير قابل اجتناب است و چون با دانش روزافزون و تکنولوژی رو به پيشرفت هدايت می‌شود با سرعتی غير قابل قياس با گذشته در حال حرکت است.

کار شما اين است که استاد تغيير باشيد نه قربانی آن.

 

١٦- قانون کنترل

 

اين که تا چه حد در مورد خودتان مثبت فکر می‌کنيد بستگی به اين دارد که فکر می‌کنيد تا چه حد زندگی‌تان را تحت کنترل داريد.

سلامتی، شادی و عملکرد عالی از طريق کنترل کامل افکار، اعمال و شرايط پيرامونتان به وجود می‌آيد.

 

١٧- قانون مسئوليت

 

هر جا که هستيد و هر چه که هستيد بخاطر آن است که خودتان اينطور خواسته‌ايد.

مسئوليت کامل آنچه که هستيد، آنچه که بدست آورده‌ايد و آنچه که خواهيد داشت بر عهده خود شماست

 

١٨- قانون پاداش

 

عالم در نظم و تعادل کامل به سر می‌برد. شما هميشه پاداش کامل اعمالتان را می‌گيريد.

هميشه از همان دست که می‌دهيد از همان دست می‌گيريد. اگر از عالم بيشتر دريافت می‌کنيد به اين دليل است که بيشتر می‌بخشيد.

 

١٩- قانون خدمت

 

پاداش‌هايی که در زندگی می‌گيريد با ميزان خدمت شما به ديگران رابطه مستقيم دارد.

هر چه بيشتر برای بهبود زندگی و سعادت ديگران کار و مطالعه کنيد و توانايی‌های خود را افزايش دهيد، در عرصه‌های مختلف زندگی خود نيز پيشرفت بيشتری به دست می‌آوريد.

 

٢٠- قانون تاثير تلاش

 

همه اميدها، روياها، هدف‌ها و آرمان‌های شما در گرو سخت کوشی شماست.

هر چه بيشتر تلاش کنيد، بخت و اقبال بهتری پيدا می‌کنيد.

هيچ راه ميانبری وجود ندارد.

 

٢١- قانون آمادگی

 

شانس در واقع به هم پيوستن موقعيت و آمادگی است. عملکرد خوب نتيجه آمادگی کامل است که مراحل کسب آن اغلب از هفته‌ها، ماه‌ها و سال‌ها قبل آغاز می‌شود.

در هر حوزه‌ای موفق‌ترين افراد آنهايی هستند که همواره در مقايسه با افراد ناموفق وقت بيشتری را صرف کسب آمادگی برای انجام کار می‌کنند.

 

٢٢- قانون حد توانايی

 

هيچ وقت برای انجام همه کارها وقت کافی وجود ندارد ولی هميشه برای انجام مهمترين کارها وقت کافی است. هر چه بيشتر کار کنيد کارايی بيشتری پيدا می‌کنيد. اما اگر بخواهيد بيش از حد حد توانتان انجام امور مختلف را به عهده بگيريد نتيجه‌ای جز اين نخواهد داشت که بفهميد توانايی شما برای انجام کارها حدی دارد.

 

٢٣- قانون تصميم

 

مصمم بودن از ويژگی‌های اساسی افراد موفق است.

در زندگی شما هر جهشی در جهت پيشرفت، هنگامی حاصل می‌شود که در موردی تصميم روشنی گرفته باشيد.

 

٢٤- قانون خلاقيت

 

ذهن شما می‌تواند به هر چيزی که برايش قابل درک باشد و آن را باور داشته باشد دست يابد.

هر نوع پيشرفتی در زندگی‌تان با يک ايده آغاز می‌شود و چون توانايی شما در خلق ايده‌های جديد نامحدود است آينده شما نيز محدوديتی نخواهد داشت.

 

٢٥- قانون انعطاف پذيری

 

در تعيين اهداف خود قاطعيت داشته باشيد، اما در مورد روش دستيابی به آنها انعطاف‌پذير باشيد.

در عصر تحولات سريع، رقابت شديد و کهنه شدن مدام همه چيز، انعطاف‌پذيری و سازگاری از شرايط اساسی موفقيت است.

 

٢٦- قانون استقامت

 

معيار ايمان به خود، توانايی استقامت در برابر سختی‌ها، شکست‌ها و نا اميدی‌هاست.

استقامت ويژگی اساسی موفقيت است. اگر شما به اندازه کافی استقامت کنيد، طبيعتا سرانجام موفق می‌شويد.

 

٢٧- قانون صداقت

 

خوشبختی و داشتن عملکرد عالی هنگامی به سراغ شما می‌آيد که تصميم بگيريد هماهنگ با والاترين ارزش‌ها و عميق‌ترين اعتقادات خود زندگی کنيد.

هميشه با آن بهترين _ بهترين‌ها که در درون شماست صادق باشيد.

 

٢٨- قانون احساس

 

شما در فکر کردن، درک کردن و تصميم گرفتن صددرصد احساسی عمل می‌کنيد. با احساستان تصميم می‌گيريد و با عقلتان توجيه می‌کنيد.

از آنجايی که کنترل افکارتان در دست خودتان است، خوشبختی شما نيز بستگی به ميزان اراده شما در کنترل افکارتان دارد.

 

٢٩- قانون خوشبختی

 

کيفيت زندگی‌تان را احساس شما در هر لحظه تعيين می‌کند و احساس شما را تفسير شما از وقايع پيرامونتان تعيين می‌کند نه خود وقايع.

هرگز برای اينکه تجربه خوشی از دوران کودکی داشته باشيد دير نيست. کافی است گذشته را مرور کنيد و روشی را که برای تفسير تجربيات خود داشته‌ايد تغيير دهيد .

 

٣٠- قانون جايگزينی

 

ذهن خودآگاه شما در آن واحد فقط می‌تواند يک فکر را در خود جای دهد، يا مثبت يا منفی. شما می‌توانيد با جايگزين کردن افکار مثبت به جای افکار منفی به خوشبختی دست پيدا کنيد.

ذهن مانند باغی است که در آن يا گل می‌رويد يا علف هرز.

 

٣١- قانون اظهار

 

هر گفته‌ای تاثيری به جا می‌گذارد. وقتی چيزی را با حالتی سرشار از احساس به خودتان می‌گوييد، افکار، ايده‌ها و رفتارهايی هماهنگ با همان کلمات بوجود می‌آيد.

فقط راجع به چيزهايی فکر کنيد که طالب آن هستيد و راجع به آنچه که طالب آن نيستيد فکر نکنيد.

 

٣٢- قانون عکس العمل

 

افکار و احساسات شما تعيين کننده اعمال شماست و اعمال شما نيز به نوبه خود تعيين کننده افکار و احساسات شماست.

اگر برخوردی مثبت، خوشايند و خوش‌بينانه داشته باشيد، فردی مثبت، خوشايند و خوش‌بين خواهی شد.

 

٣٣- قانون تجسم

 

دنيای پيرامون شما تصويری از دنيای درون شماست. تصاوير ذهنی که به آن مشغول هستيد افکار، احساسات و رفتار شما را تحت تاثير قرار می‌دهد.

هر چيزی که به روشنی و با تمام وجود تجسم کنيد نهايتا در زندگی شما به واقعيت می‌پيوندد.

 

٣٤- قانون تمرين

 

هر چيزی را که مرتبا تمرين کنيد تبديل به يک عادت جديد می‌شود . شما می‌توانيد رويکردها، توانايی‌ها و کيفيات خوشبختی و موفقيت را در خود بپرورانيد، به اين صورت که قوانين موفقيت را برای خود آنقدر تکرار کنيد تا جزئی از شخصيت شما شوند.

 

٣٥- قانون تعهد

 

کيفيت عشق و طول مدت يک دوستی رابطه مستقيم با عمق تعهد هر دو نفری دارد که می‌خواهند با يکديگر رابطه موفقی داشته باشند.

نسبت به کسانی که برايشان اهميت زيادی قايل هستيد از صميم قلب و بی‌قيد و شرط متعهد باشيد.

 

٣٦- قانون ارزش

 

شما هميشه به سوی کسانی که با شما ارزش‌ها، باورها و اعتقادات مشترکی دارند و با آنها توافق داريد، جذب می شويد.

عشق کور نيست.

 

٣٧- قانون تفاهم

 

ميزان تفاهم شما با هر کس بستگی به اين دارد که تا چه حد ارزش‌ها، رويکردها، هدف‌ها و باورهای مشترکی داريد.

 

٣٨- قانون ارتباطات

 

کيفيت روابط شما را، کيفيت و کميت ارتباطات شما با ديگران تعيين می‌کند.

ايجاد و حفظ روابط خوب نياز به صرف وقت دارد.

 

٣٩- قانون توجه

 

شما به چيزی توجه می‌کنيد که آن را بسيار دوست داريد و برايش ارزش قائل هستيد.

با دقت گوش کردن به ديگران باعث می‌شود بفهمند که شما آنها را دوست داريد و اين کار باعث ايجاد اطمينان می‌شود، يعني همان چيزی که اساس يک ارتباط دوستانه است.

 

٤٠- قانون عزت نفس

 

هر کاری که در زندگی انجام می‌دهيد برای حفظ يا افزايش عزت نفس است. شما در کنار کسی احساس خوشبختی می‌کنيد که باعث می‌شود احساس کنيد فردی ارزشمند و مهم هستيد.

هر چه بيشتر سعی کنيد که عزت نفس را در ديگران افزايش دهيد خودتان را نيز بيشتر دوست خواهيد داشت و برای خودتان احترام بيشتری قائل خواهيد شد.

 

٤١- قانون تلاش غيرمستقيم

 

در روابط با ديگران غير مستقيم عمل کردن بيشتر باعث موفقيت می‌شود. برای اينکه يک دوست خوب داشته باشيد بايد يک دوست خوب باشيد. اگر می‌خواهيد روی ديگران تاثير بگذاريد بايد شما هم از ديگران تاثير بگيريد. برای ايجاد و حفظ روابط دوستانه بايد اول خودتان يک فرد دوست داشتنی باشيد.

 

٤٢- قانون تلاش معکوس

 

هر چه بيشتر تلاش کنيد که به زور رابطه خوبی با ديگران ايجاد کنيد کمتر موفق خواهيد شد.

برای ايجاد يک رابطه خوب کافی است فقط راحت باشيد، خودتان باشيد و از لحظاتی که با ديگران هستيد لذت ببريد.

 

٤٣- قانون هويت

 

حساسيت بيش از حد يا شخصی کردن مسائل يکی از دلايل اصلی بروز مشکل در برقراری روابط با ديگران است.

فقط از طريق غيرشخصی کردن، جدا کردن خود از مسائل و داشتن يک نگرش عينی و واقع بينانه می‌توانيد خوب عمل کنيد و با ديگران روابط موثر برقرار سازيد.

 

٤٤- قانون بخشش

 

سلامت روانی شما دقيقا بستگی دارد به اينکه تا چه حد می‌توانيد کسانی را که با اعمالشان به نحوی به شما آسيب رسانده‌اند براحتی ببخشيد.

بسياری از ناراحتی‌ها و بدبختی‌ها ناشی از ناتوانی در بخشيدن ديگران است. اين عدم توانايی منجر به مقصر شمردن ديگران و احساس کينه و نفرت نسبت به آنها می‌شود.

 

٤٥- قانون پذيرش واقعيت

 

مردم تغيير نمی‌کنند. آنها را همان‌طور که هستند بپذيريد. سعی نکنيد ديگران را عوض کنيد يا انتظار داشته باشيد تغيير کنند. شما نتيجه نگرش خودتان را می‌بينيد.

کليد داشتن روابط خوب با ديگران؛ پذيرش آنها به همان صورتی است که هستند.

 

٤٦- قانون کم کوشی

 

بشر سعی می‌کند آنچه را که می‌خواهد با کمترين تلا ش ممکن بدست آورد. همه پيشرفت‌های بشر در زمينه تکنولوژی در واقع راه‌های دستيابی به بيشترين برون داد با کمترين درون داد است.

بنابراين همه افراد بشر اساسا تنبلند و همواره به دنبال آسان‌ترين راه ممکن برای انجام کارها هستند.

 

٤٧- قانون حداکثر

 

بشر هميشه سعی می‌کند در قبال صرف وقت، پول، تلاش يا احساس خود بيشترين نتيجه را حاصل کند. در انتخاب بين کمتر يا بيشتر، ما هميشه بيشتر را انتخاب می‌کنيم.

بنابراين، ما مردم اصولا در انجام هر کاری حريص هستيم. اين ويژگی فی نفسه نه خوب است و نه بد. اين فقط يک واقعيت است.

 

٤٨- قانون مصلحت

 

شما هميشه سعی می‌کنيد در سريعترين زمان ممکن و با آسانترين راه به هدف هايتان برسيد و کمتر به عواقب اين کار توجه داريد.

شما در هر کاری که انجام می‌دهيد تمايل داريد که از روشی استفاده کنيد که دردسر و مشکلات کمتری ايجاد کند.

 

٤٩- قانون دوگانگی

 

شما برای هر کاری که انجام می‌دهيد هميشه يکی از اين دو دليل را ارائه می‌دهيد:

- دليلی که درست به نظر می‌رسد.

- دليل واقعی.

دليلی که درست به نظر می‌رسد دليلی احترام برانگيز و ظاهرا شرافتمندانه است. اما دليل واقعی اين است که راهی که انتخاب کرده‌ايد در حال حاظر سريعترين و آسان‌ترين راه برای رسيدن به اهداف شماست.

 

٥٠- قانون انتخاب

 

هر کاری که انجام می‌دهيد بر اساس ارزش‌های غالب در آن لحظه است. حتی هيچ کاری نکردن هم نوعی انتخاب است.

هر جا که هستيد و هر کسی که هستيد به دليل انتخاب ها و تصميم هايی است که تا اين لحظه گرفته ايد.

 

٥١- قانون ارزش واقعی

 

ارزش هر چيز در چشم بيننده است. برای هيچ چيز ارزش از پيش تعيين شده‌ای وجود ندارد. ميزان ارزش هر چيز بهايی است که کسی حاضر است برايش بپردازد.

کسی که حاضر است در مقايسه با ديگران بالاترين بها را برای چيزی بپردازد ارزش نهايی آنرا تعيين می‌کند.

 

٥٢- قانون تعجيل

 

شما هميشه ترجيح می‌دهيد که زودتر به آرزوهايتان برسيد تا ديرتر.

به همين دليل است که در تمام عرصه‌های زندگی‌تان بی‌قرار هستيد.

 

٥٣- قانون ارزش نهايی

 

تعيين کننده بهای اصلی هر محصول اينست که آخرين مشتری‌ها برای آخرين اقلام باقی مانده آن، چقدر حاضرند بپردازند.

 

٥٤- قانون عرضه و تقاضا

 

هنگامی که مقدار کالا يا مواد اوليه محدود است، افزايش قيمت منجر به کاهش تقاضا می‌شود و برعکس.

تشويق باعث افزايش و تنبيه باعث کاهش می‌شود. در فعاليت‌های توليدی ، ماليات و مقررات در حکم تنبيه عمل می‌کنند و در فعاليت‌های غير توليدی، سود و مزايا به عنوان پاداش عمل می‌کند.

 

٥٥- قانون کهن (Kohen)

 

همه چيز قابل بحث و مذاکره است.

چه در خريد و چه در فروش، هر پيشنهاد قيمت يا شرايطی از سوی يکی از طرفين معامله در صورتی بهترين پيشنهاد است که بازار، آنرا بپذيرد.

هميشه برای رسيدن به قيمت بهتر صحبت کنيد.

 

٥٦- قانون داوسن (Davson)

 

اگر بدانيد چگونه به بهترين نحو وارد مذاکره شويد، هميشه می‌توانيد معامله بهتری انجام دهيد.

هميشه بيشتر از آنچه در نظر داريد مطالبه کنيد. هرگز اولين قيمت پيشنهادی را نپذيريد. عجله نکنيد و سپس قيمت بهتری را درخواست کنيد.

 

٥٧- قانون تعيين مهلت

 

تعيين مهلت يکی از جنبه‌های ضروری معامله است. هرگاه پيشنهادی می‌دهيد، برای رد يا قبول آن مهلتی تعيين کنيد.

اما اگر طرف مقابل برای شما مهلتی تعيين کند، کافی است بگوييد: اگر فقط همين قدر وقت دارم جواب من منفی است.

 

٥٨- قانون شرايط پرداخت

 

شرايط پرداخت يک معامله از ساير شرايط، حتی از قيمت مهمتر است.

شما معمولا می‌توانيد هر قيمتی را بپذيريد اگر شرايط پرداخت مطلوب باشد.

 

٥٩- قانون آمادگی

 

٨٠٪ موفقيت در معاملات بستگی به اين دارد که تا چه حد از قبل خود را آماده کنيد.

قبل از معامله حتما اطلاعات لازم را جمع‌آوری کنيد، کارهای مقدماتی را انجام دهيد و از صحت فرضيات خود اطمينان حاصل کنيد.

 

٦٠- قانون جابجايی

 

قبل از معامله خود را به جای طرف مقابل بگذاريد و پيش‌بينی کنيد که او قصد دارد چگونه معامله را پيش ببرد.

هنگامی که از موقعيت طرف مقابل درک درستی پيدا کرديد، بهتر خواهيد توانست معامله را به نفع خود به انجام برسانيد.

 

٦١- قانون اشتياق

 

از طرفين معامله، آنکه از خود اشتياق بيشتری نشان می‌دهد امکان کمتری برای بدست آوردن بهترين قيمت دارد.شما تنها در صورتی می‌توانيد معامله را انجام دهيد که بتوانيد در صورت نامطلوب بودن قيمت از خير معامله بگذريد.

 

٦٢- قانون عمل متقابل

 

مردم ذاتا عادل هستند و حاضرند در مقابل لطفی که به آنها می‌کنيد متقابلا پاداش شما را بدهند.

در معامله با دادن امتيازات کوچک می‌توانيد در عوض امتيازات بزرگتری بدست آوريد.

 

٦٣- قانون عدم ختم معامله

 

هيچ معامله‌ای تمام شده نيست. اگر اطلاعات جديدی بدست آورديد که باعث شد از شرايط معامله راضی نباشيد از طرف ديگر معامله بررسی مجدد شرايط را تقاضا کنيد.

 

٦٤- قانون وفور نعمت

 

ما در جهانی سرشار از نعمت زندگی می‌کنيم، جهانی که در آن گنجينه عظيمی از ثروت برای تمام کسانی که طالب آن هستند وجود دارد.

برای دستيابی به استقلال مالی همين امروز برای افزايش ثروت خود تصميم بگيريد و سپس همان کاری را انجام دهيد که ديگران پيش از شما برای رسيدن به همين هدف انجام داده‌اند.

 

٦٥- قانون معاوضه

 

پول وسيله معاوضه خدمات و توليدات يک نفر است با خدمات و توليدات شخص ديگر.

ميزان درآمد شما در هر زمان بازتاب ارزشی است که ديگران برای کار شما قائل هستند.

 

٦٦- قانون سرمايه

 

سرمايه عبارت از دارايی‌هايی است که می‌توان برای توليد پول نقد از آن استفاده کرد. باارزش‌ ترين دارايی شما توانايی کسب درآمد است.

منابع جسمانی، ذهنی و عقلانی شما که مرتبا در حال رشد و تغيير است سرمايه شخصی شماست.

 

٦٧- قانون پس انداز

 

هميشه اول از همه حق خودتان را بدهيد. آزادی مالی از آن کسانی است که هميشه حداقل ده درصد از درآمد خود را پس‌انداز می‌کنند.

اگر نمی‌توانيد پول پس‌انداز کنيد، استعداد ثروتمند شدن نداريد.

 

٦٨- قانون نگهداری

 

اينکه چقدر درآمد داريم مهم نيست، بلکه نکته مهم اين است که چه مقدار از آن را می‌توانيد نگه داريد.

افراد موفق وقتی که درآمد خوبی دارند پس انداز می‌کنند و در نتيجه وقتی درآمد کمی دارند پشت گرمی مالی دارند.

 

٦٩- قانون پارکينسون

 

مخارج معمولا آنقدر افزايش پيدا می‌کند تا اينکه به ميزان درآمد برسد. به همين دليل است که اکثر مردم هنگام بازنشستگی فقير هستند.

برای اينکه ثروتمند شويد بايد مخارجتان کمتر از درآمدتان باشد و باقيمانده را پس‌انداز کنيد.

 

٧٠- قانون سرمايه‌گذاری

 

قبل از سرمايه‌گذاری تحقيقات لازم را به عمل آوريد. هنگامی که مشغول انجام تحقيقات مقدماتی برای سرمايه‌گذاری هستيد وقت کافی صرف اين کار کنيد،

درست همانطور که پس از سرمايه‌گذاری برای پول درآوردن وقت صرف می‌کنيد.

هرگز خود را بطور ناگهانی درگير يک سرمايه‌گذاری غير قابل برگشت نکنيد.

 

٧١- قانون بهره ی مرکب

 

جمع‌آوری پول و افزايش دادن آن از طريق بهره مرکب، که هم به اصل سرمايه و هم به سود آن تعلق می‌گيرد، شما را ثروتمند می‌کند.

رمز دست‌يابی به استقلال مالی از طريق پس‌انداز اين است که پول را کنار بگذاريد و هرگز به هيچ دليلی به آن دست نزنيد.

 

٧٢- قانون برآيند

 

موفقيت مالی بزرگ برآيند صدها، بلکه هزارها، تلاش کوچک است که ممکن است هرگز توسط کسی ديده يا تحسين نشده باشد.

برای ثروتمند شدن هيچ راه سريع يا آسانی وجود ندارد.

 

٧٣- قانون جذب

 

جمع‌آوری پول موجب می‌شود که پول بيشتری به سوی شما جذب شود.

در حين جمع‌آوری پول، تفکر مثبت در مورد آن شما را تبديل به چيزی شبيه آهن ربا می‌کند، با اين تفاوت که شما پول را به سوی خود جذب می‌کنيد.

 

٧٤- قانون اشتياق

 

برای ثروتمند شدن بايد اشتياق شديدی برای اين کار داشته باشيد. اشتياقی اندک يا علاقه‌ای مختصر کافی نيست.

شدت علاقه یخود را می توانيد با مشاهده فعاليتهای خود بسنجيد. آيا اين فعاليتها با ثروتمند شدن هماهنگی دارد يا نه ؟

 

٧٥- قانون هدف

 

قطعيت هدف نقطه آغاز ثروتمند شدن است. برای ثروتمند شدن بايد تصميم بگيريد که دقيقا چه می‌خواهيد. آن را يادداشت کنيد و سپس برای دست‌يابی به آن برنامه‌ريزی کنيد. تمام مردمان موفق افکارشان را روی کاغذ می‌آورند.

 

٧٦- قانون ثروتمند کردن

 

تمام ثروت‌های پايدار از طريق ثروتمند کردن ديگران از راه‌های مختلف بوجود می‌آيد. هر چه بيشتر تمرين کنيد که در بالا بردن کيفيت زندگی ديگران سهيم شويد ثروتمند شدن شما بيشتر تضمين می‌شود.

 

٧٧- قانون کارآفرينی

 

مطمئن‌ترين راه برای ثروتمند شدن اين است که کار موفقی را برای خود طرح‌ريزی کنيد و به مرحله اجرا درآوريد. هيچکس با کار کردن برای ديگران ثروتمند نمی‌شود. توليدات يا خدمات شما کافی است تنها ده درصد بهتر از رقيبانتان باشد تا راه را برای ثروتمند شدن شما هموار کند.

 

٧٨- قانون خودساختگی

 

بهترين و مطمئن‌ترين راه برای راه‌اندازی يک کار جديد اين است که بدون سرمايه يا با مقدار اندک شروع کنيد، و سپس مرحله به مرحله با استفاده از سود حاصله پيش برويد. کسانی که با پول خيلی کم شروع می‌کنند در مقايسه با کسانی که با پول خيلی زياد شروع می‌کنند احتمال موفقيت بيشتری دارند.

 

٧٩- قانون آمادگی برای شکست

 

آمادگی شما برای شکست خوردن، تنها معيار واقعی تمايل شما برای ثروتمند شدن است.

شکست پيش نياز موفقيت بزرگ است. اگر می‌خواهيد سريع‌تر موفق شويد آمادگی شکست خود را دو برابر کنيد.

 

٨٠- قانون ريسک

 

در هر کاری، بين ميزان ريسک‌پذيری و احتمال شکست رابطه مستقيم وجود دارد.

کارآفرينان موفق کسانی هستند که برای سود بيشتر خطرات کار را تجزيه تحليل می‌کنند و به حداقل می‌رسانند.

 

٨١- قانون خوش‌بينی نابجا

 

خوش‌بينی بيش از حد مانند شمشير دو دم است که ميتواند هم به شکست و هم به موفقيت منجر شود.

در تجارت، هر کاری دو برابر آنچه فکر می‌کنيد هزينه دارد و سه برابر مدت زمانی که پيش‌بينی می‌کنيد به طول می‌انجامد.

 

٨٢- قانون ثبات قدم

 

اگر در راه ثروتمند شدن به اندازه کافی ثبات قدم داشته باشيد، بدون ترديد موفق خواهيد شد.

موانعی که در حين کار ظاهر می‌شود پلکان موفقيت شما است به شرط آنکه از هر نااميدی و شکستی درس بگيريد.

 

٨٣- قانون هدف تجارت

 

هدف اساسی تجارت پيدا کردن و حفظ مشتری است و در هر تجارتی کليه فعاليتها بايد بر اين هدف متمرکز باشد. سود نتيجه پيدا کردن و حفظ مشتری با روشی مقرون به صرفه است.

 

٨٤- قانون سازمان

 

موسسه تجاری مرکب از گروهی از افراد است که برای تنها هدف خود که همان پيدا کردن و حفظ مشتری است تشکيل شده‌است.

وجود هر کدام از کارکنان بايد برای انجام وظايف موسسه ضروری باشد.

 

٨٥- قانون رضايت مشتری

 

در تجارت هر کسی مشغول حفظ رضايت مشتری است و هميشه حق با مشتری است.

مشغوليت ذهنی تاجران موفق ارائه خدمات بهتر به مشتری است.

 

٨٦- قانون مشتری

 

مشتری هميشه به دنبال بهترين و بيشترين است با پايين‌ترين قيمت ممکن.

يک برنامه‌ريزی خوب تجاری ايجاب می‌کند که شما همواره به منافع شخصی مشتری توجه و بر آن تاکيد داشته باشيد.

 

٨٧- قانون کيفيت

 

کيفيت آن چيزی است که مشتری می‌گويد و مشتری است که در مورد ارزش کالا يا خدمات تصميم می‌گيرد. توانايی شما در افزودن ارزش به محصولات و يا خدمات خود تعيين کننده موفقيت شما در بازار است.

 

٨٨- قانون کهنگی

 

هر چيزی که مورد استفاده قرار گيرد کهنه خواهد شد.

محصولات يا خدمات امروز بدليل تکنولوژی پويا و رقابت از همان ابتدا در فرآيند کهنه شدن قرار می‌گيرد.

معجزه جديد يا محصول جديد شما که قرار است به بازار بيايد چيست؟

 

٨٩- قانون ابتکار

 

برای شروع راه موفقيت، داشتن يک ايده خوب تنها چيزی است که به آن نياز داريد.

پيشرفت در تجارت نتيجه يافتن راههای سريع‌تر، ارزان‌تر، بهتر و آسانتر برای انجام يک کار است.

 

٩٠- قانون عوامل ضروری موفقيت

 

هر کار يا تجارتی بيش از پنج تا هشت عامل ضروری برای موفقيت ندارد. اين عوامل، تعيين کننده چگونگی عملکرد شما هستند.

کارهايی را که منجر به موفقيت يا شکست شما می‌شوند تعيين کنيد و سپس با بهره‌گيری از اين اطلاعات، برای داشتن عملکرد بهتر در هر زمينه برنامه‎ريزی کنيد.

 

٩١- قانون بازار

 

قيمت واقعی هر کالا بهايی است که مشتری حاضر است برای آن کالا در بازار آزاد و رقابتی، که در آن ساير کالاهای مشابه نيز وجود دارد، بپردازد.

هميشه حق با بازار است.

 

٩٢- قانون تخصصی کردن

 

برای موفقيت در تجارت، بايد ابتدا محصول يا خدمات بخصوصی را انتخاب کنيد و سپس تمام توانايی خود را برای انجام کار با بهترين روش به کار گيريد.

يکی از دلايل اصلی شکست در تجارت غير تخصصی کار کردن است.

 

٩٣- قانون تمايز

 

در يک بازار رقابتی، محصولات يا خدمات برای کسب موفقيت بايد در نوع خود ويژگی منحصر به فردی داشته باشند تا از ساير محصولات و خدمات مشابه متمايز گردند.

برای رقابت در بازار، برتری کالای شما بايد قابل توجه و قابل تبليغ کردن باشد و چيزی باشد که بازار حاضر باشد به خاطر آن پول پرداخت کند.

 

٩٤- قانون تعيين خريدار

 

موفقيت در تجارت در گرو تعيين گروه‌هايی است که در بازار، خريدار توليدات يا خدمات شما هستند.

- مشتريان شما دقيقا چه کسانی هستند ؟

- کجا هستند؟

- علت خريد آنها چيست؟

 

٩٥- قانون تمرکز بازار

 

موفقيت در بازار در گرو تمرکز کامل بر روی مشتريان بخصوصی است که می‌توانند از ويژگی‌های خاص کالا يا خدمتی که ارائه می‌دهيد بيشترين استفاده را ببرند.

تعيين و متمرکز کردن تلاش‌هايتان روی اين گروه خاص و اصلی، رمز سوددهی است.

 

٩٦- قانون برتری

 

بازار تنها برای عملکرد برتر، توليدات برتر يا خدمات برتر بهای عالی می‌پردازد.

اولين کار در مديريت، تعيين و بهبود بخشيدن به حوزه‌ای است که می‌توانيد در آن برتر باشيد.

 

٩٧- قانون احتمالات

 

هر رخدادی به ميزان معينی احتمال وقوع دارد. برای افزايش احتمال وقوع رخداد مورد نظر خود، تعداد موارد را افزايش دهيد.

هر چقدر کارهای بيشتری را به دفعات بيشتر امتحان کنيد، احتمال موفقيت شما نيز بيشتر می‌شود.

 

٩٨- قانون وضوح اهداف

 

هر چقدر با وضوح بيشتری بدانيد که چه می‌خواهيد و حاضريد چه اقداماتی برای دستيابی به آن انجام دهيد احتمال موفق شدن و رسيدن به آنچه می‌خواهيد بيشتر می‌شود.

روشن بودن اهداف مورد نظر مانند مغناطيسی عمل می‌کند که اقبال را به سوی شما می‌کشد.

 

٩٩- قانون جذب

 

شما در زندگی، افراد، ايده‌ها و موقعيت‌هايی را به سوی خود جذب می کنيد که با افکار غالب شما هماهنگ هستند.

هنگامی که اهداف شما از مغناطيس اشتياق شما سر شار شد به چيزی دست پيدا می‌کنيد که مردم به آن شـــانس می‌گويند.

 

١٠٠- قانون توقعات

 

اگر مدام توقع داشته باشيد که اتفاقات خوب برايتان رخ دهد، ميزان شانس خود را در زندگی افزايش می‌دهيد. هر روزتان را ا اين جمله آغاز کنيد: می دانم امروز يک اتفاق عالی برايم می‌افتد.

 

١٠١- قانون فرصت

 

بهترين فرصت‌ها اغلب در معمولی‌ترين موقعيت‌های پيرامون شماست.

بزرگترين فرصت شما، به احتمال زياد درست پيش پای شماست، در کار، حرفه، تحصيل، تجربه يا علايق فعلی شما.

 

١٠٢- قانون قابليت

 

شانس هنگامی رخ می‌دهد که آمادگی و موقعيت در يک جا جمع شود.

در هر زمينه‌ای، هر چقدر توانايی‌های بيشتری داشته باشيد و آنها را بيشتر پرورش دهيد شانس رسيدن به موقعيت‌های مطلوب نيز برای شما بيشتر می‌شود.

 

١٠٣- قانون دانش

 

در هر زمينه‌ای، شخصی که دانش و مهارت گسترده‌تری داشته باشد شانس موفقيت بيشتری نسبت به ديگران دارد.

دانش و مهارت گسترده، فرد را آگاه ساخته و از چند و چون اوضاع با خبر می‌کند و در نتيجه فرصت‌هايش را افزايش می‌دهد.

 

١٠٤- قانون پيش فرض‌ها

 

پيش فرض‌های نادرست ريشه شکست‌ها هستند. شهامت محک زدن پيش فرض‌های خود را داشته باشيد. پذيرش اينکه احتمال دارد پيش فرضتان اشتباه باشد، راه را برای يافتن پيش فرض‌های جديد و دگرگونی‌های لازم باز می‌کند، چيزهايی که در غير اين صورت بدست نخواهيد آورد.

 

١٠٥- قانون وقت‌شناسی

 

وقت‌شناسی همه چيز است. اگر آمادگی لازم را در خود ايجاد کنيد، زمان مناسب برای شما فرا خواهد رسيد.

در دريای پر تلاطم زندگی، هميشه می‌توان موجی را يافت که اگر با آن حرکت کنيد شما را به ساحل خوشبختی می‌رساند. (ويليام شکسپير )

 

١٠٦- قانون انرژی

 

هر چقدر انرژی و اشتياق بيشتری داشته باشيد، احتمال اينکه موقعيت مناسب را تشخيص دهيد و از آن استفاده کنيد بيشتر می‌شود.

بهترين ايده‌ها و افکار خلاق بعد از مدتی استراحت و آرامش بدست می‌آيد.

 

١٠٧- قانون روابط

 

هر چه افراد بيشتری را بشناسيد که ديد مثبتی نسبت به شما دارند موقعيت‌های بهتری به دست خواهيد آورد. افرادی که شما را دوست دارند به شما ايده‌های جديدی می‌دهند و راه موفقيت را برای شما باز می‌کنند.

 

١٠٨- قانون درک ديگران

 

وقتی از ديد فرد ديگری به موقعيتی نگاه کنيد، اغلب اوقات به ايده و راه حل‌هايی دست پيدا می‌کنيد که قبلا به آنها پی نبرده بوديد.

مرتب از خودتان بپرسيد که مردم به چه نياز دارند و چه می‌خواهند و شما چطور می‌توانيد نيازها و خواسته‌های آنها را برآورده کنيد.

 

١٠٩- قانون رشد

 

اگر در حال رشد فکری نيستيد پس داريد در جا می‌زنيد. اگر روز به روز بهتر نمی‌شويد پس داريد بدتر می‌شويد. يادگيری دائمی و رشد مداوم فکری را جزئی از برنامه روزانه زندگی خود قرار دهيد.

 

١١٠- قانون تکرار

 

تمرين و تکرار بهای بدست آوردن مهارت است. چيزی را که مدام و مرتب تکرار می‌کنيد به صورت يک عادت جديد ذهنی و عملی در می‌آيد.

رشد فکری و احساس رضايت و خشنودی نتيجه کنار گذاشتن عادت‌های گذشته و جايگزين کردن تمرين‌ها و عادت‌های جديد است.

 

١١١- قانون پشتکار

 

يک زندگی خوب و درخشان مجموعه‌ای از هزاران تلاش و ايثاری است که هيچ کس از آن باخبر نيست.

مردان بزرگ از ارتفاعاتی که فتح کرده‌اند حفاظت می‌کنند، جاهايی که يک شبه به آن نرسيده‌اند. اما هنگام شب در حالی که همراهانشان خفته‌اند باز هم به تلاش خود برای پيشروی ادامه می‌دهند. (هنری وادزورث لانگفلو)

 

١١٢- قانون خودشکوفايی

 

شما می‌توانيد هر چه را که برای رسيدن به اهداف تعيين شده خود به آن نياز داريد بياموزيد.

آنهايی که می‌آموزند توانا هستند.

 

١١٣- قانون استعدادها

 

در درونتان مجموعه‌ای از استعدادها و توانايی‌ها نهفته است که اگر درست شناسايی و به کار گرفته شوند شما را قادر می‌سازند تا به هر هدفی که در نظر داريد برسيد.

از چه قسمت‌هايی از کارتان بيشتر لذت می‌بريد و آنها را خيلی خوب انجام می‌دهيد؟ اين سوال بهترين راهنما برای يافتن استعدادهای واقعی شماست.

 

١١٤- قانون کمال

 

موفقيت و خوشبختی هنگامی بدست می‌آيد که کاری که از انجام آن لذت می‌بريد، بی‌عيب و نقص انجام می‌دهيد.

تعيين کننده‌ کيفيت زندگی شما اين است که تا چه حد به کمال در زندگی اهميت می‌دهيد و برای رسيدن به آن تا چه اندازه خود را مسئول و متعهد می‌دانيد. (وينس لمباردی - مربی فوتبال)

 

١١٥- قانون موقعيت

 

مشکلات مانع کار نيستند بلکه معلم ما هستند. در درون هر مشکلی بذر سود يا موقعيتی نهفته است، برابر يا بيشتر از سود حاصل از انجام کار مورد نظر.

در راه موفقيت مشکلات را تبديل به پله‌های صعود کنيد.

 

١١٦- قانون شهامت

 

وجود شهامتی سنجيده و حساب شده برای دستيابی به موفقيت ضروری است. ترس بزرگترين مانع رسيدن به هدف است.

رويارويی با ترس‌های خود را جزئی از عادت هايتان کنيد و در هر شرايطی اين کار را انجام دهيد.

 

١١٧- قانون سخت‌کوشی

 

موفقيت‌ها و دستيابی به اهداف با سخت‌کوشی بدست می‌آيد. هنگامی که شک داريد موفق می‌شويد يا نه، سخت‌تر تلاش کنيد و اگر به نتيجه نرسيديد باز هم بيشتر تلاش کنيد.

هنگامی که مشغول کار هستيد، تمام مدت کار کنيد و وقت تلف نکنيد.

 

١١٨- قانون بخشندگی

 

هر چه بيشتر، بدون انتظار پاداش، به ديگران خدمت کنيد، خير و نيکی بيشتری به شما می‌رسد، آن هم از جاهايی که اصلا انتظار نداريد.

شما تنها در صورتی حقيقتا خوشبخت خواهيد بود که احساس کنيد به دليل خدمت به ديگران انسان با ارزشی هستيد.

 

١١٩- قانون پذيرش

 

اينکه چطور با خودتان حرف می‌زنيد، حداقل ٩٥٪ از فکر و احساس شما را مشخص می‌کند. ذهن ناخودآگاه گفته‌های درونی شما را به عنوان دستور می‌پذيرد.

همواره با خودتان گفتگوهای مثبت، سودمند و موثر داشته باشيد، حتی هنگامی که احساس خوبی نداريد.

 

١٢٠- قانون خوش‌بينی

 

نحوه تفسير و توجيه تجربياتتان، تفکرات و احساسات شما را شکل می‌دهد.

اگر عادت کنيد در هر موقعيتی به دنبال يافتن نقاط مثبت باشيد موفق خواهيد شد که يک نگرش فکری مثبت را برای خود پايه‌ريزی کنيد و سرانجام هيچ چيز نمی‌تواند سد راهتان شود

ارتباط بین شخصیت و رفتارهای سازمانی

ارتباط بین شخصیت و رفتارهای سازمانی

ارتباط بین شخصیت و رفتارهای سازمانی

مهارت‌های زندگی > شغل  - ترجمه و گردآوری مرضیه مؤذنی :
شخصیت عبارت است از ترتیب پیچیده‌ای از نیروهای درونی که شیوه‌ای را قالب‌ریزی می‌کند که فرد با آن شیوه آن نوع شخصیت را آنچه هست ادامه می‌دهد.

  شخصیت، نظام آرزوها و قصدهایی است که شیوه شخصی فرد را در مورد سازگاری با محیط خود تشکیل می‌دهد. انگیزه‌ها کلیدهایی هستند که در را به روی شناخت کامل‌تر، ساخت و کارکرد شخصیت و همچنین رشد خلق و خوی هیجانی بازمی‌کنند.
در زیر بنای این قبیل صفات شخصیتی متضاد، انگیزه‌های کاملا ثابتی وجود دارد که از این قبیل است: میل به پذیرفته‌شدن، احساس مهم بودن، برای شناخت یک فرد. باید دید کدام میل و کدام نیاز او را به آنگونه رفتار سوق می‌دهد. انگیزه‌های اجتماعی، انگیزه تسلط‌یابی، پذیرش اجتماعی و همرنگی و همچنین انگیزه زیستی و دیگر انگیزه‌هاست که تمایل شدید به تسلط جسم خود، محیط خود و حتی به دوستان خود را ایجاد می‌کند.

انواع اصلی شخصیت

- آسان‌گیر، بخشنده، خوش‌مشرب
- مستقل، با هوش، قابل اعتماد
- دارای ثبات عاطفی
- سلطه‌جو، حکمفرما
- خوشرو و ملایم، اجتماعی
- حساس، دلسوز
- با فرهنگ، با ذوق
- با وجدان، زحمتکش
- ماجراجو، بی‌خیال
- پرکار، ثابت قدم
- آرام، شکیبا
- مهربان، قابل‌اعتماد

ادامه نوشته

جوان و خود باوری

جوان و خودباوری
 

           گرچه در تکوین شخصیت و پیشرفت آدمی، برخورداری از همه فضیلت های اخلاقی و خصلت های شایسته انسانی نقش مؤثری دارند ولی برخی از این خصلت ها، بویژه در قسمتی از دوره های زندگی بسیار سرنوشت ساز هستند. به عنوان مثال، در دوره جوانی به دنبال شکوفایی استعداد و توانایی های بالقوه فرد، ضرورت تصمیم گیری های بسیار مهم، که گاهی مسیر زندگی نهایی انسان را در طول زندگی او مشخص می کند، پیش می آید. در چنین شرایطی، برخورداری از خصلت والای خودباوری زمینه سعادت و موفقیت او را در تمام عرصه های زندگی تضمین می کند. چه، جوان در سایه تحقق خودباوری است که به این اطمینان می رسد که اگر از مجموعه استعدادها و توانمندی هایی که دارد به طور مناسب بهره برداری نماید; به اهداف و آرزوهایی که دارد می تواند دسترسی پیدا کند. این احساس توانمندی و خودباوری، از او شخصیتی فعال و خلاق و امیدوار و... می سازد. و او را در برخورد با مشکلات و گرفتاری ها از دچار شدن به یاس و ناامیدی رهایی می بخشد. برای روشن شدن اهمیت این موضوع به اختصار ابعاد مختلف مساله خودباوری در این مقال مورد بررسی قرار می گیرد:

ادامه نوشته

شادی های از دست رفته

 

بسیاری مردم شادیهای کوچک را به امید خوشبختی بزرگ از دست می‌دهند.

                                                                                                          پرل س.باک

تفاوت‌های یادگیری دانش‌آموزان دختر و پسر

تفاوت‌های یادگیری دانش‌آموزان دختر و پسر

تفاوت‌های یادگیری دانش‌آموزان دختر و پسر
آموزش > عمومی  - ترجمه - یکتا فراهانی :
بحث آموزش و یادگیری، بحثی است که چه معلم باشید، چه دانش‌آموز یا دانشجو و حتی اطرافیان آنها، توجه همه را به خود جلب می‌کند.

اغلب ما متوجه تفاوت‌های افراد در میزان یادگیری و چگونگی آن می‌شویم و در این میان یکی از مهم‌ترین عوامل، نوع جنسیت دانش‌آموزان است. شکی نیست که تفاوت‌هایی اصولی میان یادگیری دختران و پسران وجود دارد.در واقع دانش‌آموزان امروز، مردان و زنان فردای کشورند. نمی‌توان گفت که جنسیتی برتر و جنسیتی ضعیف‌تر است. در زمینه‌هایی پسرها از دخترها برترند و در زمینه‌هایی نیز برتری به دخترها می‌رسد. البته در هر دو جنس زن و مرد، مغز بعضی‌ها استعداد مهارت‌پذیری بیشتری دارد.

مغز ما چگونه کار می‌کند؟ مغز هر انسان از میلیون‌ها نورون تشکیل شده و یکصد تریلیون سلول ارتباط‌دهنده هم در آن وجود دارد. مغز انسان بالغ 3لایه دارد؛ قشر مخ که در قسمت بالا قرار دارد، دستگاه لمپیک در وسط و ساقه مغز که پایین‌ترین بخش مغز را به خود اختصاص می‌دهد و با نخاع در پیوند است.هر کدام از لایه‌ها نیز وظیفه خاصی دارند. مثلا وقتی به‌کودک ریاضی درس می‌دهیم، صحبت‌مان با مغز فوقانی است. اما پاسخ‌های هیجانی هم صورت خارجی پیدا می‌کنند؛ به‌ خصوص اگر دانش‌آموز با واکنش عاطفی و احساسی با مضمون درس روبه‌رو باشد.در زمینه‌های مختلف ذهن دو جنس مؤنث و مذکر متفاوت هستند و تفاوت‌های میان ذهن دختران و پسران بسیار بارز و متعدد است.در زمینه حافظه هم تفاوت‌های قابل ملاحظه‌ای میان دختران و پسران وجود دارد. دخترها به طور کوتاه مدت می‌توانند اطلاعات بیشتری را در حافظه خود نگه دارند اما پسرها اگر موضوعی برایشان جالب باشد آن را بهتر در حافظه خود حفظ می‌کنند. در حالی که دخترها در زمینه حافظه بهتر هستند، پسرها نیز در خصوص مهارت‌های فضایی قوی‌تر عمل می‌کنند.

تفاوت در طرز یادگیری

استدلال پسرها به گونه‌ای است که از کل شروع می‌کنند و به جزء می‌رسند و سرعت استدلال‌شان نیز از دخترها سریع‌تر است. به همین دلیل است که پسرها در آزمون‌های سریع چندجوابی موفق‌تر عمل می‌کنند.

هر چه کسی در تصمیم‌گیری سریع‌تر باشد، در آزمون‌هایی که به سرعت‌عمل احتیاج دارند موفق‌تر است. اما اندیشیدن دختران به صورتی است که از موارد جزئی شروع می‌کنند و از جزء به کل می‌رسند. وقتی ریاضیات روی تخته‌سیاه آموزش داده می‌شود پسرها بهتر یادمی‌گیرند اما وقتی برای آموزش ریاضی از شکل و شیء استفاده می‌شود و آموزش عینی‌تر می‌شود، یادگیری برای دخترها ساده‌تر می‌شود.

البته در تمام این موارد استثنائات زیادی هم وجود دارد. یکی دیگر از تفاوت‌های یادگیری دختران و پسران در این است که دخترها هنگام یادگیری نیازی به اینکه به اطراف حرکت کنند یا جابه‌جا شوند ندارند اما پسرها با حرکت کردن و جابه‌جا شدن نه‌تنها مغز خود را تحریک می‌کنند بلکه رفتارهای خود را نیز کنترل می‌کنند. همچنین در سال‌های بالاتر تحصیل، پسرها به نشانه‌های آموزشی، نمودارها و جدول‌ها توجه بیشتری نشان می‌دهند اما دختران مضامین کتبی را بیشتر می‌پسندند. پسرها و دخترها، هر دو تصاویر را دوست دارند ولی پسرها هنگام یادگیری بیشتر به آنها بها می‌دهند. علت اصلی آن این است که تصاویر و اشکال، نیمکره راست مغز آنها را بیشتر تحریک می‌کند. در کلاس‌های ادبیات، آموزگاران به این نتیجه رسیده‌اند که پسرها به حالت خیالی و سمبل‌های نویسنده توجه دارند و دخترها به جنبه‌های احساسی شخصیت‌ها بها می‌دهند.

تفاوت‌های جنسیتی مغز

در زمینه بررسی انواع هوش هم به تفاوت‌های میان دختران و پسران می‌رسیم و جالب این است که هوشمندتر بودن یک جنسیت در یک زمینه خاص به این دلیل نیست که این زمینه خاص در جنس دیگر رشد نکرده است. همچنین اگر مغز به اندازه کافی تحریک شود، زمینه‌های هوشی آن نیز تقویت می‌شود و رشد می‌کند. با وجود آنکه دختران و پسران نشان می‌دهند که از قابلیت زیادی در زمینه موسیقی برخوردارند، اگر به خصوص در سنین پایین‌تر به اندازه کافی از این لحاظ تقویت شوند، هوش موسیقی در هر دوی آنها رشد زیادی می‌کند. پسرها در زمینه هوش منطقی- ریاضی پیشرو‌تر هستند و در مقایسه با دخترها بیشتر به این هوش متکی‌اند. اما بررسی‌هایی که انجام شده، نشان می‌دهند اخیرا هوش ریاضی دختران نیز تقویت شده است.

فعالیت ورزشی

پسرها در مقایسه با دخترها در فعالیت‌های ورزشی گسترده‌تری شرکت می‌کنند. دخترها به آن دسته از فعالیت‌های اجتماعی جذب می‌شوند که کلام و سخن بیشتر را به همراه می‌آورد اما پسرها به فعالیت‌هایی علاقه دارند که از میزان استفاده از کلام می‌کاهد ولی فعالیت‌های فیزیکی و فضایی بیشتری را به دنبال دارد.

زمینه‌های تحصیلی

دخترها معمولا بیشتر درس می‌خوانند، اغلب نمرات بهتری می‌گیرند و در کلاس هم ساکت‌ترند. اما پسران نمرات بدتری می‌گیرند و بیشتر سروصدا و بازیگوشی می‌کنند و حرف می‌زنند و این در واقع از خصوصیت جنسیتی زنان و مردان به حساب می‌آید. دخترها ملاحظه‌کارتر هستند و پسرها پرخاشگرتر و رقابت‌جویی نیز در آنها بیشتر به چشم می‌خورد. به علاوه بررسی سیستم‌های مغزی نشان می‌دهند که دخترها به طور متوسط به اندازه پسرها ریاضیات را دوست ندارند. پسرها نیز به همین ترتیب از خواندن و نوشتن به قدر دخترها استقبال نمی‌کنند.

حتی با رعایت همه استثنائات- اینکه ممکن است دختری در ریاضیات عالی باشد و پسری هم در ادبیات- سیستم‌های مغزی همیشه امتیازات جنسیتی را رعایت می‌کنند. پسرها در حال حاضر به میزان زیادی در زمینه خواندن و نوشتن از دخترها عقب‌تر هستند و همان تلاشی که برای افزایش توانایی دخترها در ریاضیات و علوم می‌شود باید صرف بالا بردن توانمندی‌ پسرها در خواندن و نوشتن شود. نمرات پسرها و دخترها در آزمون‌هایی مانند ورود به دانشگاه‌ها و کالج‌ها نشان از برابری‌ دخترها و پسرها دارد؛ هر چند با کمی فاصله، پسران جلوتر از دختران قرار دارند زیرا پسرها در جواب دادن به سؤالات چند گزینه‌ای بهتر و سریع‌تر از دخترها عمل می‌کنند.همچنین مغز پسرها در مقایسه با دخترها اطلاعات یک جمله‌ای را بهتر پردازش می‌کند.

نقش والدین

این بسیار مهم است که زندگی در مدرسه و خانه از هم جدا نباشد. در واقع مغز کودک باید در منزل به خوبی رشد کند به طوری که وقتی کودک وارد مدرسه می‌شود، مغز به خوبی آمادگی یاد گرفتن را داشته باشد.

بسیاری از والدین برای تقویت ذهن فرزندانشان آموزش ندیده‌اند و حتی اطلاعی هم از تفاوت‌های جنسیتی پسران و دختران ندارند. بهتر است در مدرسه، فردی مسئولیت برقراری ارتباط با والدین دانش‌آموزان را برعهده داشته باشد تا به والدین طرز برخورد درست با فرزندانشان را آموزش دهد. اینگونه افراد می‌توانند کتاب‌هایی را که در ارتباط با آشنایی بیشتر والدین با روحیات فرزندانشان است به آنها معرفی کنند.

نقش تغذیه

پژوهش‌ها درباره مغز نشان می‌‌دهند که غذای مصرفی دانش‌آموزان بر توانایی یادگیری و رفتار آنها تأثیر می‌گذارد. این موضوع به ویژه در مورد کودکان از اهمیت بیشتری برخوردار است. کلاس مطلوب کلاسی است که دانش‌آموزان بتوانند در آن احساس راحتی کنند؛ به موقع آموزش ببینند، به موقع وقتی برای تغذیه داشته باشند و به موقع هم بتوانند استراحت کنند. این موضوع زمانی محقق می‌شود که والدین بدانند که فرزندانشان باید چه چیزی را بخورند و چه چیزی را نه. بسیاری از بچه‌ها صبح خود را با خوردن کمی نان تست یا شیرینی آغاز می‌کنند؛ بدین ترتیب یادگیری کودک کاهش می‌یابد.

غذاهای حاوی سبوس یا فیبر زیاد، پروتئین، ماست و شیر انتخاب خوبی برای شروع روز و صبحانه هستند زیرا توانایی‌ یادگیری دانش‌آموزان را افزایش و در مقایسه با مواد قندی سلول‌های مغزی را بیشتر رشد می‌دهند و به بچه‌ها این امکان را می‌دهند که بیدارتر و هشیارتر باشند.

60درصد مغز انسان از چربی تشکیل شده و بنابراین برای رسیدن به عملکرد مطلوب به مواد غذایی مانند امگا-3 احتیاج دارد. بسیاری از اختلالات روانی و عصبی و بیش‌فعالی در کنار کمبود توجه و همچنین اختلالات یادگیری و رفتاری ناشی از کمبود اسید امگا-3 است.اسید چرب چیزی نیست که مغز به‌خودی خود آن را تولید کند، به جای آن این نیاز باید از طریق مواد‌غذایی تأمین شود.تحقیقات نشان می‌دهد اختلالات، افسردگی و رفتارهای خشونت‌آمیز در افرادی که به اندازه کافی امگا-3 مصرف می‌کنند به مراتب کمتر است.

در دخترها و پسرها، کمبود اسیدهای چرب در برنامه غذایی می‌تواند بسیار مخرب باشد. به عبارت دیگر ما با محروم کردن مغز فرزندانمان از مواد غذایی مورد نیازشان، زمینه شکست و عدم موفقیت را برای آنها به دنبال می‌آوریم. ماهی به عنوان یکی از غنی‌ترین مواد غذایی سرشار از امگا-3 به شمار می‌رود که خوردن آن به دانش‌آموزان توصیه می‌شود.

هدایت به سوی موفقیت

پسران و دختران هر کدام نیازهای روانی خاص خود را دارند و اغلب با توجه به علایق خود، رفتارهای خاص خودشان را هم دارند. هر چه شناخت ما از خواسته‌های دانش‌آموزان بیشتر باشد، بیشتر می‌توانیم آنها را به سوی موفقیت هدایت کنیم.
بررسی‌های مختلف نشان می‌دهند که آموزش متفاوت به دخترها و پسرها در مورد زمان متفاوت و نوع درس نیز صدق می‌کند. باید توجه داشت که دخترها سریع‌تر از پسرها به مهارت‌های کلامی می‌رسند؛ به همین دلیل می‌توان بعضی از موضوعات را در سنین پایین‌تر به آنها آموزش داد.

در مجموع می‌توان گفت: تفاوت‌های موجود در میان دختران و پسران باعث نمی‌شود ما یکی را بر دیگری برتر بدانیم، فقط باید با توجه به اینگونه تفاوت‌ها، آنها را به گونه‌ای هدایت کرد که بتوانند به موفقیتی هر چه بیشتر نایل شوند.

تعویض جایگاه میان والدین و فرزندان

بررسي علل بروز فرزندسالاري
 
تعویض جایگاه میان والدین و فرزندان

تعویض جایگاه میان والدین و فرزندان

مهارت‌های زندگی > خانواده  - محبوبه ذالیانی:
وقتی پای صحبت پدر و مادرهایی که از فرزندان‌شان دلگیر هستند می‌نشینیم از پستوی دلشان، گله‌هایی را با زحمت بیرون می‌کشند و مختصر و مفید به آنها اشاره می‌کنند، در عوض با طول و تفسیر از دوران طفولیت خود می‌گویند؛ اینکه چه احترامی برای پدر و مادرشان قائل بودند و با وجود اینکه خیلی زود و در همان سنین نوجوانی، سر خانه و زندگی خودشان رفتند اما همچنان احترام به آنها را حفظ می‌کردند.


          معمولا بعد از پایان این خاطرات از اعماق دلشان آهی می‌کشند و نم اشکی که در گوشه چشمانشان جاری می‌شود را با دست‌شان می‌گیرند. نسل امروز باید اعتراف کند که میراث‌دار جایگاه والدین از گذشته نبوده و نیست. گذشت آن زمانی که پدر به‌عنوان بزرگ‌تر خانواده جایگاه مشخص و ویژه‌ای داشت و حرف اول و آخر را می‌زد. امروزه بزرگ‌ترهای دیگری در خانواده‌ها سر برآورده‌اند که در عین کوچکی، می‌خواهند حرف اول و آخر را آنها بزنند.

         از خرید برمی‌گشت. 3-2 تا نایلون را با هر دست نگه داشته بود؛ از سیب‌زمینی و پیاز گرفته تا مایع ظرفشویی و تنقلات. به ازای هر 20 قدمی که لنگان‌لنگان پشت‌سر می‌گذاشت با احتیاط، بارهایش را گوشه‌ای قرار می‌داد و روی پله‌ای نفسی تازه می‌کرد. رد به‌جا مانده از سنگینی بارها، کنار چین و چروک دستانش که رعشه ضعیفی هم داشتند دستانش را بیش از پیش خسته نشان می‌داد. خستگی نه‌تنها از دستانش که از سرفه‌های ممتدی که به زور رها می‌شدند پیدا بود، با این حال هنوز مهربانی‌اش را حفظ کرده و با لبخندی عمیق پاسخ نگاه‌های دلسوزانه‌ام را می‌داد. فاطمه 35‌سال است که زندگی مشترکش را با مردی که بیش از حد پیر و فرسوده شده دنبال می‌کند؛ خانه‌دار است و تا کلاس پنجم ابتدایی بیشتر تحصیل نکرده. 6‌ فرزند دارد که 3 تای آنها سر خانه و زندگی خودشان رفته‌اند و فاطمه را صاحب 2 نوه کرده‌اند.

ادامه نوشته

چرا درس نمی خوانند ؟

چرا درس نمی خوانند ؟

چرا درس نمی‌خوانند؟

آموزش > عمومی  - لادن نصیری:
پدر و مادرها معمولاً گزارشی از میزان رشد تحصیلی فرزندانشان در مدرسه تهیه می‌کنند‌.

آنها امیدوارند که کودکشان نتایج خوبی را در تحصیل کسب کرده‌، نمرات بالایی بگیرد و از محیط مدرسه لذت ببرد اما بعضی از والدین‌، احساس می‌کنند که مشکلات کوچک فرزندشان به سادگی حل نمی‌شود‌. آنها نگرانند که چرا فرزندشان از استعداد و توانایی‌های خود در مدرسه استفاده نمی‌کند‌. معمولاً معلمان این کودکان‌، به والدین‌شان می‌گویند که آنها انگیزه و پشتکار خود را در یادگیری از دست داده‌اند اما والدین امیدوار هستند که فرزندشان بتواند از عهده این مسائل و مشکلات برآید.
نداشتن انگیزه و پشتکار در تحصیل یک مسئله همه گیر است و نمونه‌هایی در تمام خانه‌ها و مدارس یافت می‌شود.

برخی عوامل بی‌انگیزگی در مدرسه:

ـ فشار یکسان
ـ کمبود حس رقابت
ـ ناسازگاری با معلمان
ـ آموزش تعریف نشده
- عدم‌شناسایی توانایی‌های کودک
ـ رقابت بیش از حد یا کمتر از حد با سایر دانش‌آموزان
برخی عوامل نداشتن انگیزه و پشتکار در خانه‌:
ـ حمایت‌های بیش از حد خانواده
ـ رقابت خواهر و برادر در تحصیل
ـ ناسازگاری و عدم‌توافق سطح انتظارات والدین از فرزندان
ـ توجه بیش از حد یا کمتر از حد خانواده
ـ احساس فشار

دانش‌آموزانی که کم‌کاری می‌کنند، معمولا دوره پیش‌دبستانی خود را بسیار خوب و با انگیزه شروع می‌کنند‌، اما ناگهان علاقه به یادگیری در آنها کم می‌شود و میزان عملکرد تحصیلی‌شان نیز رضایت بخش نخواهد بود‌. از علائم و نشانه‌های از دست‌رفتن انگیزه در دانش‌آموز‌، می‌توان مشق‌های ناتمام او‌، انجام‌ندادن تکالیف منزل‌، بی‌نظمی‌، علاقه نداشتن به مدرسه‌، استفاده از جملاتی مانند «فراموش کردم»، مقصر دانستن دیگران در مشکلات و کاهش سطح نمرات را نام برد‌.

نداشتن پشتکار و انگیزه در دانش‌آموز وقتی به‌وجود می‌آید که اتفاقات بدی در محیط خانه یا مدرسه برای او می‌افتد‌. فرد بی‌انگیزه فرصت‌های خود را برای ایجاد اعتماد به نفس رد می‌کند‌ زیرا بیشترین انرژی خود را صرف می‌کند تا بین مراحل آموزشی و نتیجه آن فاصله بیندازد.

وابستگی و خودباوری

روش والدین در ایجاد انگیزه و پشتکار در کودک‌شان بسیار مؤثر است‌. کودک، وابستگی غیرطبیعی یا خودباوری و گاه هر دو را بسیار سنتی می‌آموزد‌. این وابستگی یا خودباوری در کودک‌، به‌طور طبیعی رشد می‌کند و والدین از این بابت خوشحال هستند. والدین اغلب بر این باورند که معلم‌ها و گروه آموزشی مدرسه باید مشکلات فرزندشان را حل کنند یا کودکان خودشان به تنهایی از عهده حل این مسائل برآیند‌. این کودکان وابسته و خودباور‌، اغلب الگوی رفتاری خود را در ارتباط با بزرگسالان در سال‌های قبل از ورود به مدرسه تمرین می‌کنند. به‌نظر می‌رسد که این الگوها برایشان مناسب است و الگوهای دیگر را نمی‌شناسند‌. این کودکان اغلب با این شیوه آموزشی از محیط خانه به کلاس درس رهنمون می‌شوند‌. کودک، این الگوها را ادامه می‌دهد تا از اعتمادبه‌نفس خود محافظت کند‌.

وابستگی معمولا به‌دلیل احساس ناامنی، خردسالی، عدم‌فعالیت، یا ناتوانی‌های آموزشی به‌وجود می آید. دانش‌آموزانی که انگیزه و پشتکار ندارند خصوصیت وابستگی در آنها شکل می‌گیرد و اغلب از اطرافیان خود بیش ازحد لزوم تقاضای کمک می‌کنند‌. این قبیل دانش‌آموزان اصرار دارند که والدینشان کنار آنها بنشینند تا آنها بتوانند تکالیف منزل خود را انجام دهند و دانش‌آموزان بی‌انگیزه و کم‌کاری که دارای خودباوری هستند‌، همیشه در مورد دلایل انجام‌ندادن تکالیفشان با دیگران بحث می‌کنند و همیشه دوست‌دارند‌، معلم‌ها و والدین خود را در کم‌کاری‌هایشان مقصر جلوه دهند‌. آنها می‌خواهند همیشه تکالیفی را که خودشان به آن علاقه‌مند هستند، انجام دهند‌.

ایجاد انگیزه در دانش‌آموز

همیشه تفکر مثبت و توقع بجا از دانش‌آموز می‌تواند تأثیر بسزایی در میزان موفقیت او؛ چه در محیط خانه و چه در مدرسه داشته باشد‌. اگر والدین از کودک خود توقع بالا داشته باشند‌، مثبت فکر کنند و همواره انتظار رفتارهای سازنده داشته باشند‌، این مسئله ملکه ذهن او می‌شود. به علاوه والدین همواره باید در نقطه نظرات مثبت و معقول کودکشان شریک باشند.

دستیابی به موفقیت

سخت کار کردن یا سخت‌کوشی به تنهایی کافی نیست‌، والدینی که دائما در حال کار هستند و از میزان کار خود شکایت می‌کنند‌، الگوی مناسبی برای فرزندانشان نیستند‌. کودکان باید همواره از والدین خود بشنوند که از نتیجه کارشان راضی و خوشنود هستند‌. تقلید و پیروی از نحوه سخت‌کوشی متعادل در بهبود عملکرد دانش‌آموزانی که انگیزه تحصیل ندارند‌، بسیار مهم و ضروری است‌.

نسبت به آموزگاران و مؤسسه‌ای که فرزند شما در آن تحصیل می‌کند، احترام خاصی قائل باشید.
کودک از فعالیت کردن و یادگیری از آموزگارانی که توسط والدینش مورد بی‌احترامی قرار می‌گیرند‌، اجتناب می‌ورزد‌. پس حتی‌المقدور سعی کنید که با معلمان فرزند خود به‌طور منظم دیدار داشته و با آنها هماهنگ باشید.

مطالعه روزانه

لازم نیست هنگامی که فرزند شما در حال مطالعه است‌، کنار او بنشینید‌، اما خود را علاقه‌مند نشان دهید و از وی بخواهید که هر روز زمانی را به مطالعه اختصاص دهد. بی‌نظمی یکی از نشانه‌های همیشگی افرادی است که انگیزه و پشتکار ندارند. ساختار منطقی و سازمان یافته در انجام کارها و ایجاد حس مسئولیت‌پذیری برای کودک شما لازم است.
به فرزندتان کمک کنید تا با هم‌کلاسی‌ها و هم‌دوره‌ای‌های خود رقابت کند.

برای او توضیح دهید اینکه او بیشترین تلاش خود را برای موفقیت انجام دهد، خیلی مهم‌تر از بهترین بودن است و برد و باخت یک مسئله موقتی است. بحث در مورد سعی و تلاش، راهکارهای مبارزه با مشکلات‌، فرایند تفکر خلاق، راه‌های مبارزه با ناتوانی‌ها و ضعف‌ها و افکار جادویی که به موفقیت فرد از روی شانس و بدون تلاش تأکید دارد مشکلاتی را برای کودک پدید می‌آورد. کودکی که به راحتی کارش را انجام دهد یا با حداقل تلاش خود به نتیجه برسد‌، اعتماد به نفس کمی در توانایی خود به دست می‌آورد‌. در واقع اعتماد به نفس در کودکان امری اکتسابی است‌.

کودکتان را تشویق کنید تا وابستگی خود را نسبت به دیگران قطع کند‌، اما به او اجازه ندهید کاری را که در حد توان او نیست انجام بدهد‌.

والدین‌، همواره باید در حال کنترل و نظارت روی فرزند خود باشند‌؛ گرچه کودک باید خودش حق انتخاب و تصمیم‌گیری داشته باشد. توانایی‌ها و علاقه‌مندی‌های کودک خود را همواره پررنگ کنید. به فعالیت‌های مثبت او اهمیت دهید و برنامه‌های تفریحی کودک‌تان را در کنار برنامه‌های جانبی خودتان در نظر بگیرید، حتی اگر زمان‌تان محدود باشد‌.

از کودکان خود با کلمات، قدردانی کنید تا به آنها قدرت بدهید‌، حتی واژگانی همچون «خوب است»‌، «چه فکر خوبی» و «تو کودک مهربانی هستی» ضعیف‌تر از کلماتی همچون «عالیه»‌، «تو نابغه‌ و باهوش‌ترینی» هستند‌.

کودکان را به حال خود رها نکنید. کودک شما به توجه و حمایت شما نیاز دارد حتی اگر به‌نظر می‌رسد که نتیجه سریعی نداشته باشد، اما او نیاز دارد که گهگاه از وی تعریف کنید و حمایت شما را دریافت کند.

 

چرا بچه‌ها مدرسه را دوست ندارند؟

چرا بچه ها مدرسه را دوست ندارند

دکترمهرداد ناظری:
آیا تا به حال فکر کرده‌اید که چرا بچه‌ها مدرسه را دوست ندارند و برای تعطیل شدن آن لحظه شماری می‌کنند؟

 یا چرا موقعی که روی نیمکت‌ها و صندلی مدارس می‌نشینند احساس عذاب و درد و رنج می‌کنند؟ گویا تقویم مورد تایید بچه‌ها با بزرگسالان بسیار متفاوت است. بچه‌ها عاشق رنگ قرمز تقویم‌ها  و به‌دنبال افزایش روزهای تعطیل هستند. آنها در زمستان هر روز به آسمان خیره می‌شوند تا شاید برف زمین را سپیدپوش کرده و به رویاهای آنها رنگ واقعیت ببخشد و در فصل بهار با یاد روزهای گرم تابستان روز و شب را سپری می‌کنند.

بسیاری از ما روز اولی را که قدم به مدرسه گذاشتیم به‌یاد داریم، روزی که برای بسیاری از کودکان، رنگ غم و اندوه دوری از خانواده‌ها را داشته است، بچه‌ها در حالی که پدر و مادرهایشان جلوی در مدرسه ایستاده بودند، به همدیگر دست تکان می‌دادند و با نگاهی تلخ از هم جدا می‌شدند. حال اگرچه این درد و رنج مربوط به ورود به مدرسه تا حدی می‌تواند طبیعی باشد اما آنچه مسئله تلقی می‌شود این است که بسیاری از کودکان و نوجوانان حتی تا سال‌های پایانی دوره  متوسطه تغییری در روحیه و احساسشان نسبت به مدرسه پدید نیامده و جایی در دلشان برای درس و مدرسه و کتاب باز نمی‌شود.

یک معلم که حدود 20 سال سابقه تدریس دارد می‌گوید: هرگز حاضر نیستم، جایم را با دانش‌آموزان عوض کنم. دوران مدرسه برای من به مانند یک کابوس می‌ماند؛ کابوسی که هر وقت در خواب می‌بینم دچار سردرد و ناراحتی، غم و اندوه می‌شوم. دانش‌آموزان بعد از پایان دوران  متوسطه به سرعت از فضای مدرسه دور می‌شوند و روزهای کودکی و نوجوانی‌شان را با شتاب هر چه تمام‌تر به دست فراموشی می‌سپارند.

مدرسه برای بسیاری از  کودکان تداعی‌کننده روزهای سخت و بی‌روح و یک فضای دلسرد‌کننده و پر از استرس و هیجانات روحی نامناسب است. اما واقعا این یک سؤال اساسی است که چرا بچه‌ها مدرسه را دوست ندارند؟ آیا چون فضای آموزشی آن فضای مناسب و بهینه برای پرورش استعدادهای آنها نیست یا اینکه در ارتباط میان معلم‌ها و دانش‌آموزان مشکلاتی وجود دارد؟

معلم‌ها معترضانه می‌گویند: بچه‌ها نسبت به گذشته تنبل‌تر و تن پرورتر شده‌اند و درست درس نمی‌خوانند و به حرف‌های ما گوش نمی‌دهند و دانش‌آموزان پاسخ می‌دهند: مدرسه مکان کسل‌کننده و بی‌روحی است که ما در آنجا احساس شادابی و سرزندگی نمی‌کنیم. به‌نظر می‌رسد لازم است که به این سؤال با تامل و ژرف نگری بیشتری پاسخ دهیم.

ادامه نوشته

     چهل نکته برای داشتن زندگی متفاوت

 

      چهل نکته برای داشتن زندگی متفاوت

 

1- روزانه 10 تا 30 دقیقه به قدم زدن بپردازید، و در این حین لبخند بزنید. این برترین داروی ضد افسردگی ست.

2- حداقل 10 دقیقه در روز با خود خلوت کنید

3- با استفاده از ویدئو برنامه های تلویزیونی آخر شب و مورد علاقه تان را ضبط کنید، و خواب بیشتری کنید.

4- صبحها که از خواب بیدار می شوید این جمله را کامل و تکرار کنید: « امروز قصد دارم….»

5- با سه E زندگی کنید؛ Energy (انرژی)، Enthusiasm (شوق)، Empathy (فهم و همدلی با دیگران)، و همینطور با سه F یعنی Faith (ایمان)، Family (خانواده) و Friends (دوستان).

6- امسال بیشتز از سال پیش به تماشای فیلمهای عمومی (مناسب برای تمام سنین)، بازی با دوستان و خواندن کتاب بپردازید.

7- زمانی را به مراقبه و نیایش اختصاص دهید. اینها سوخت روزانه برای انجام زندگی پر مشغله مان را فراهم می کنند.

8- با افراد بالای 70 و زیر 6 سال اوقات بیشتری صرف کنید.

9- وقت بیداری بیشتر رویا ببینید.

10- از غذاهایی که از گیاهان و درختان بار می آیند بیشتر مصرف کنید، و ازآنها که در کارخانه ها تولید می شوند کمتر.

11- مقداری چای سبز و مقادیر بسیار فراوان تری آب بنوشید. ایدا اریزا (نوعی زغال اخته آبی رنگ)، غذاهای دریائی، گل کلم، بادام و گردو و خشکبار مصرف کنید.

12- تلاش کنید هر روز حداقل سه نفر را به لبخند وادارید.

13- از خانه گرفته تا داخل ماشین و روی میز کار همه را مرتب و تمیز کنید، بگذارید انرژی تازه ای وارد زندگیتان شود.

14- انرژی پرارزشتان را بر سر شایعه سازی، هیولاهای انرژی خوار، مسائل مربوط به گذشته، افکار منفی و یا آنچه بدان کنترل ندارید هدر ندهید. در عوض انرژیتان را صرف همین لحظه مثبت اکنون کنید.

15- این را فهم کنید که زندگی یک مدرسه است و شما اینجائید تا بیاموزید، تا همه امتحانهایتان را بگذرانید. مشکلات تنها بخشی از این دوره آموزشی اند که درست مثل کلاس درس جبر می آیند و می روند، منتها درسهائی که از این کلاس فراگرفته می شود عمری با شما باقی خواهد ماند.

16- صبحانه تان را چون یک شاه، ناهارتان را چون یک شاهزاده و شام تان را چون بچه دانشگاهی ای بخورید که کارت اعتباریش ته کشیده باشد.

17- بیشتر لبخند بزنید و بیشتر بخندید. این هیولاهای انرژی خوار را ازتان دور نگه خواهد داشت.

18- زندگی چندان عادلانه به نظر نمی رسد، با این حال زیباست.

19- زندگی کوتاه تر از آنیست که وقتمان را صرف تنفر از دیگران کنیم.

20- خودتان را خیلی جدی نگیرید، دیگران هم اینکار را در مورد شما نمی کنند.

ادامه نوشته

افزايش تمركز در جلسه امتحان

افزايش تمركز در جلسه امتحان
 
يكي از مشكلات و گلايه‌هاي رايج والدين، عدم‌تمركز دانش‌آموز سر جلسه امتحان است.

بخش عمده‌اي از كم‌شدن نمرات بچه‌ها به‌علت بي‌دقتي و كاهش تمركز است. البته بايد بدانيد كه براي تقويت تمركز در كودك بايد به‌طور اصولي و در يك دوره طولاني‌مدت كار شود تا به‌تدريج بهبود مورد انتظار رخ دهد. والديني كه دوست دارند فرزندشان كمتر با اين مشكل روبه‌رو شود، بايد راهكارهاي تمركزي را از دوران نوزادي فرزند خود آغاز كنند تا در دوران مدرسه و بزرگسالي كمتر به مشكل بر‌بخورند. بخش عمده آموزش‌هاي ويژه افزايش تمركز در نوزادان و نوپايان از طريق موسيقي‌هاي خاص، بازي‌ها و كتابخواني‌هاي هدفمند صورت مي‌پذيرد.

در اينجا با چند راهكار ساده براي افزايش تمركز در جلسه امتحان آشنا مي‌شويم:

ادامه نوشته

50 روش عملي براي تقويت عزت نفس در کودکان

50 روش عملي براي تقويت عزت نفس در کودکان

50 روش عملي براي تقويت عزت نفس از « تولد تا 18 سالگي » 
تصوري كه كودكان از خود دارند چگونگي برخورد آنان را با دنياي پيرامونشان شكل مي دهد. يكي از بزرگ ترين تفاوت هاي افراد موفق و ناموفق اين است كه انسان هاي موفق به خود اعتماد دارند و خود را شايسته ي آن مي دانند كه در زمره ي آدم هاي موفق قرار گيرند.
كمك كردن به كودكان براي اينكه خود را دوست داشته و تصوري مثبت از خويش داشته باشند يكي از بزرگترين موهبت هايي است كه هر مادر يا پدري مي تواند به فرزند خويش پيشكش كند. عزت نفس كامل كليد رمز زندگي موفقيت آميز است .
هيچ پدر يا مادري كامل نيست . اما والدين در هر خانواده اي ـ با هر نوع ويژگي كه داشته باشند ـ مي توانند راههايي را بياموزند كه به فرزندانشان كمك كنند خود را بپذيرند و محترم بدانند. باور كنند كه افرادي لايق و باكفايتند و همچون ديگران توان لازم براي رويارويي با ناملايمات زندگي را دارند.

ادامه نوشته

5 روش براي اينكه فرزندتان رازهاي خانوادگي را بر ملا نكند

5 روش براي اينكه فرزندتان رازهاي خانوادگي را بر ملا نكند
براي همه والدين پيش آمده كه از دست فرزند خود به خاطر حرف‌هايي كه نبايد مي‌گفت! عصباني هستند

ولي چه كسي به كودك توضيح داده كه نبايد اين حرف را در جاي ديگري بزند؟ مثلا ما از فرزندمان مي‌خواهيم آدرس، شماره تلفن،  اسم والدين و... را بداند تا در مواقع اضطراري اطلاعاتش كافي باشد ولي اگر همين كودك سه، چهار ساله اين اطلاعات را براي شخص غريبه‌اي بازگو كند او را به‌شدت مورد شماتت قرار مي‌دهيم. راهكاري‌هاي زير جهت رفع اين مشكل ارائه مي‌شود:

1- به فرزندتان آموزش دهيد هنگام رويارويي با موقعيت خطرناك و اضطراري نبايد به اشخاص غريبه‌اي كه خواهان دريافت اطلاعات خانوادگي‌اش هستند، اعتماد كند و اسرار خانوادگي را براي آنها فاش كند. البته كودكان كم سن و سال در شناخت افراد دچار مشكل  و در مواقع لزوم گيج و سردرگم مي‌‌شوند كه آيا بايد به آن شخص اعتماد كنند يا نه؟

آموزش به هر كسي به‌ويژه بچه‌ها براي كارهايي كه نبايد انجام دهند دردسرساز است زيرا ضمير ناخودآگاه كلمات منفي مانند «نكن و نگو» را نمي‌تواند تجزيه و تحليل كند لذا براي آموزش هرگز از افعال منفي استفاده نكنيد به‌عنوان مثال به فرزندتان بگوييد:
«اگر كسي راجع به خانواده‌ات از تو سؤال كرد و تو در موقعيت خطرناكي بودي به او بگو از مامان و بابام بپرسيد.»

2- پيوسته عزت نفس و خودباوري فرزندتان را تقويت كنيد. بعضي اوقات فرزندتان را به خاطر آنچه به‌خوبي يادگرفته يا در آن توانمند است تحسين كنيد، اگر كودك احساس امنيت شخصي كند و در عين حال تحت آموزش نيز قرار بگيرد هرگز خطاهاي عمدي نمي‌كند.

3- به كودك در شناخت حد و مرزها كمك كنيد. به او تفهيم كنيد در چه مواقعي و به چه كساني مي‌تواند رازهاي خانوادگي را بگويد، زيرا در تحقيقي كه در سال‌2002 در بريتانيا روي كودكان گمشده انجام گرفت مشخص شد درصد بسياري از آنها حتي حاضر نيستند در مقابل قانون و پليس نيز به بيان اطلاعات خانوادگي بپردازند.

4- نقش بازي را در آموزش و تفهيم اطلاعات جدي بگيريد. در حين بازي با آرامش به او اطلاعات بدهيد ولي هرگز او را با «بايدها و نبايدهايتان» نترسانيد. زيرا كلمات و جملات منفي برخلاف آنچه فكر مي‌كنيد به‌زودي از ذهن بچه‌ها پاك نمي‌شود.

5- به فرزندتان اعتماد داشته باشيد. از جملات منفي مانند من مطمئنم كه تو نمي‌تواني جلوي زبانت را نگه داري يا عادت كردي حرف نسنجيده بزني و... استفاده نكنيد.

سنجيدگي رفتار فرزندتان را باور كنيد و به او گوشزد كنيد من مي‌دانم و يقين دارم كه تو بسيار باهوش هستي و مي‌تواني در مواقع اضطراري بسيار خوب رفتار كني،  همواره به ياد داشته باشيد هرگز از ترس اينكه كودكتان اطلاعات خانوادگي را فاش نكند او را در فقر اطلاعاتي نگاه نداريد بلكه همواره در نظر داشته باشيد كه شرايط غيرقابل پيش‌بيني و اضطراري نيز وجود دارد.

رموز موفقیت در درس و تحصیل

رموز موفقیت در درس و تحصیل

موضوع پژوهش مقطع دبيرستان
منبع : با معارف اسلامی آشنا شویم شماره 59

نویسنده : حجة الاسلام جواد محدّثى

در هر كارى براى رسيدن به (هدف) و كسب موفقيت, رمز و راز و شيوه ها و قواعدى است كه رعايت آنها, راه را ميان بُر مى سازد. درس خواندن و (موفقيّت تحصيلى) نيز از اين قاعده مستثنا نيست. پس سزاوار و بجاست كه جوانان اين رموز و روش ها را بشناسند و به كار بندند تا از تلاش علمى و آموزشى خود, بيشترين بهره و سريع ترين ثمره را به دست آورند. برخى از اين رموز عبارت اند از:

ادامه نوشته

قاطعیت رمز ارتباط موفق

قاطعيت؛ رمز ارتباط موفق
 ترجمه يكتا فراهاني:
آيا تاكنون با خود فكر كرده‌ايد كه چگونگي ارتباط ديگران با شما به چه عواملي بستگي دارد؟

در واقع مردم با شما چگونه رفتار مي‌كنند؟ آيا فكر مي‌كنيد به عنوان فردي مستقل از احترام كافي برخوردار نيستيد؟ آيا دوستان و اطرافيانتان در برنامه‌هاي گروهي نيازي به مشورت با شما حس نمي‌كنند؟ آيا اغلب برحسب ميل و علاقه ديگران، وظايفي كه دوست نداريد به شما واگذار مي‌شود؟

بايد بدانيد اين خود شما هستيد كه به مردم مي‌آموزيد چگونه با شما رفتار كنند. بنابراين هرگاه احساس كرديد كه اطرافيان با گفتار و رفتارشان از شما سوءاستفاده مي‌كنند و رفتار مناسبي با شما ندارند، از خود بپرسيد: «چه كرده‌ام كه به آنان اجازه سوءاستفاده از خود را داده‌ام؟»

مادامي كه در قبال واكنش ديگران خود را مسئول ندانيد، شك نداشته باشيد كه تحت نفوذ اطرافيانتان قرار خواهيد داشت.

در واقع فردي كه شما را آلت دست قرار مي‌دهد به ظاهر به شما اهانت نمي‌كند؛ بلكه تصوير عملكردش در ذهن شما اهانت‌آميز به نظر مي‌رسد. بنابراين هنگامي كه از كسي رنجشي به دل مي‌گيريد، اين طرز تلقي شماست كه مسئول و مسبب ناراحتي شماست و براي رهايي از اين مشكل، فقط بايد رفتار و گفتار خود را مرور و بررسي كنيد و طرز برخورد خود را با ديگران مورد بازنگري و اصلاح قرار دهيد.

 ارائه مجوز

همانگونه كه گفتيم شما برحسب انتظار و آنچه مورد قبولتان واقع مي‌شود، واكنش ديگران را در قبال خود تعيين مي‌كنيد. اگر در برابر سوءاستفاده، مقاومتي نشان ندهيد، اين پيام را به ديگران ارسال مي‌كنيد كه براي بازيچه واقع‌شدن آمادگي داريد. برعكس اگر با رفتار و اعمالتان به طرف مقابل القا كنيد كه سوءاستفاده برايتان قابل تحمل نيست و برخورد مناسبي با او داشته باشيد، فرد سوءاستفاده‌گر را خلع‌سلاح خواهيد كرد.

به خاطر داشته باشيد هرگونه ترديد و مخالفت سطحي نشان‌دهنده آن است كه شما فردي سلطه‌پذير هستيد و با كمي اصرار و پافشاري مي‌توان شما را قرباني ساخت.

 حرف نزنيد، عمل كنيد!

هميشه به ياد داشته باشيد كه از كلمه‌ها كاري ساخته نيست. شما به عمل، رفتار و اقدام خود تكيه كنيد. اگر سعي داشته باشيد از راه مباحثه و مجادله راه افراد سلطه‌جو را سدكنيد، آنچه به دست مي‌آوريد تنها ردوبدل تعدادي لغت و عبارت است.

همچنين افراد سوءاستفاه‌كننده اغلب به اين طريق، راه سوءاستفاده خويش را صاف و هموار مي‌كنند. شما مي‌توانيد براي رهايي از يك مشكل، ساعت‌ها به پند و اندرز اطرافيانتان گوش فرا دهيد اما تا زماني كه اين افراد با رفتار و عملكردشان از شما حمايت نكنند، يك بازيچه به حساب خواهيد آمد. اما عمل‌كردن و اقدام مناسب، بزرگ‌ترين آموزگار است.

يك حركت بجا و مناسب معادل هزاران كلمه سنجيده شده با ارزش است. در واقع طرز برخورد شما، تنها روشي است كه مي‌توانيد با توسل به آن به ديگران بياموزيد كه حد خود را نگه دارند و به حقوق شما احترام بگذارند. فراموش نكنيد اين خود ما هستيم كه اصول و قواعد اجتماع را ناديده مي‌گيريم و زندگي را به كام خود تلخ و ناگوار مي‌كنيم.

انتظارات بيجا

داشتن توقع بيجا از ديگران از جمله دام‌هايي است كه بعضي افراد در آن فرو افتاده و خود را قرباني مي‌كنند زيرا برآورده‌نشدن توقعات دور از انتظار، آنان را مي‌رنجاند و باعث مي‌شود كه حس‌ كنند مورد اهانت قرار گرفته‌اند.بهترين راه اين است كه از هر كسي به اندازه توانايي‌ها و قابليت‌هاي خود او انتظار داشته باشيد، در غير اين صورت فقط خود را آزار مي‌دهيد.مثلا اگر از همسر كم‌حرف خود انتظار داريد پرحرفي كند، بايد بدانيد كه كم‌حرفي از خصوصيات ذاتي اوست و تلاش شما براي گفت‌وگوي زياد با او يك انتظار بيجا و غيرمعقول است. در واقع توقعات بيجا مانند مورد بالا  به سرعت و به آساني باعث ناراحتي ديگران مي‌شود و ارتباطات شما را با مشكل روبه‌رو مي‌سازد.

قاطعيت داشته باشيد

اغلب مردم فكر مي‌كنند كه قاطعيت به معناي داشتن رفتاري خشك و خشونت‌آميز است؛ حال آنكه داشتن جديت و قاطعيت يعني دفاع از حقوق و امتيازات خويشتن و اطمينان حاصل‌كردن از بازيچه نشدن توسط ديگران.

شما مي‌توانيد بدون اينكه فردي منفي يا جنجال‌آفرين باشيد به ابزار قاطعيت مجهز شويد و از حق و حقوق خود محافظت كنيد. در واقع فقط با وجود قاطعيت و جديت مي‌توان از مورد سوءاستفاده‌ قرار گرفتن  رهايي يافت.

 افراد هميشه معترض

سعي كنيد هميشه در برابر افراد منفي‌باف و هميشه نالان كه تمام ناراحتي‌هاي خود را نزد شما مي‌آورند، قاطعانه ايستادگي كنيد و به آنها بفهمانيد كه ذهن شما محل تخليه احساسات منفي‌شان نيست. براي اين منظور هيچ توجهي به گلايه‌ها، بد زباني‌ها و ناراحتي‌هاي آنان نكنيد زيرا رفتار قاطعانه شما به آنها ياد مي‌دهد كه كمتر پيش شما غربزنند و شكايت كنند.

به علاوه با بي‌اعتنايي به افرادي كه بي‌جهت مي‌كوشند از هر كار شما ايراد بگيرند نشان دهيد كه اين كار آنها نمي‌تواند آسيبي به شما وارد سازد.

افراد آسيب‌پذير

همه ما در معرض قرباني‌شدن هستيم. مرد يا زن، پير يا جوان و... ممكن است در برخوردهاي متفاوتي كه در طول روز دارند مورد اعمال نفوذ قرار گيرند چرا كه در همه‌جا و در هر‌زمان افرادي در صدد هستند تا از ناآگاهي ديگران سوءاستفاده كنند و به اهداف خود برسند.افراد سلطه‌پذير فكر مي‌كنند كه مقابله با افراد سلطه‌جو تلاش زيادي مي‌طلبد و كاري از آنها ساخته نيست اما افراد مقاوم، قاطع و سازش‌ناپذير هيچ‌گاه به كسي اجازه نمي‌دهند از آنها سوءاستفاده كنند.

اما شما براي اينكه مركز و محور جهان خود باقي بمانيد، بايددر قبال رفتار قرباني‌كننده ديگران، خود را مسئول و مقصر بدانيد. در واقع اين خود شما هستيد كه با شيوه ،رفتار و حالات و حركات و كلامتان به ديگران مي‌آموزيد كه طعمه خوب و مناسبي براي سودجويي آنان هستيد. پس براي تغيير طرز تفكر و بالابردن سطح آگاهي خويش، رفتار و گفتاري سنجيده و قاطع در پيش بگيريد و عرصه را براي تاخت و تاز سوءاستفاده كننده‌ها باقي نگذاريد:

- به جاي استفاده از كلام و سخن، واكنش‌هايي غيرمنتظره و قاطع از خود نشان دهيد. با تمرين و ممارست، رفتاري در‌پيش بگيريد كه افراد سلطه‌جو به خود بيايند و پايشان را از گليم خود فراتر نگذارند.

- براي اينكه به ديگران بياموزيد جهت‌گيري تازه‌اي در زندگي خود ايجاد كرده‌ايد و ديگر مورد اعمال نفوذ قرار نخواهيد گرفت، قاطعيت را سرلوحه رفتار خود قرار دهيد و با حالات و حركات مناسب راه هرگونه نفوذي را در زندگي‌تان سد كنيد.

- اگر فرزندانتان در قبال مسئوليت‌ها و تعهدات خود كوتاهي مي‌كنند به شكوه و گلايه اكتفا نكنيد؛ بلكه با اقدامي بازدارنده در برابرشان بايستيد.

- كلمه‌ها و عبارت‌هاي گلايه‌آميز را از واژه‌نامه شخصي خود خط بزنيد. در واقع خود را مقصر بدانيد و بگوييد خود من به ديگران اجازه داده‌ام چنين رفتاري با من داشته باشند.

- از انجام كارهايي كه علاقه‌اي به آنها نداريد خودداري كنيد. براي مثال اگر از كارهايي مانند ارائه خدمات هميشگي به همكارانتان به ستوه آمده‌ايد بايد بدانيد كه در واقع خود شما با رفتار و گفتارتان به آنان آموخته‌ايد كه مي‌توانند چنين انتظاري از شما داشته باشند.

- با برخوردهاي شديد افراد سودجو مانند حركات خشم‌آلود، صداي بلند يا لحن تند آنها از موضع خود عقب‌نشيني نكنيد. همچنين به آنان اجازه ندهيد كه با دادن هديه و رشوه، رفتار قاطع و جدي شما را سست و لرزان كنند.

- در انجام كارهاي شخصي، خود را آزاد و مستقل حس كنيد. براي مثال هنگام انجام كار در صورت تمايل وقت كوتاهي را براي استراحت خود قائل شويد. به اوقات استراحت و تفريح خويش بها بدهيد و تحت هر شرايطي آن را به مرحله اجرا بگذاريد.

- در برابر افرادي كه به آنان آموخته‌ايد با عصباني‌شدن، آلت‌دست قرار مي‌گيريد براعصاب و احساسات خود مسلط شويد و اجازه ندهيد گفته‌هايتان از احساسات منفي شما رنگ بگيرد. مراقب باشيد صدايتان بلند و لحن كلامتان خشن و طعنه‌آميز نباشد. از حركات خشم‌آلود مانند گره‌كردن مشت، اخم‌كردن و... خودداري كنيد.

- كودكان در‌خشمگين‌كردن والدين خود بسيار ماهرند. آنان با انجام اين كار كه گاه به كتك‌خوردن و جريمه ‌شدن‌شان  مي‌انجامد، اغلب والدين خويش را مورد اعمال نفوذ قرار مي‌دهند و كنترل اوضاع و شرايط را به دست مي‌گيرند. بنابراين ايستادگي و مقاومت به‌جاي خشمگين‌شدن و از كوره‌در‌رفتن نه‌تنها بچه‌ها را در رسيدن به اين اهداف ناكام مي‌گذارد، بلكه به تدريج از عصبانيت شما كه محرك و انگيزه‌بخش چنين رفتاري است جلوگيري مي‌كند.

- از واژه‌ها و لغت‌هاي مبهم و نامأنوس كه دامنه درك و فهم ديگران را محدود مي‌كند سخت بپرهيزيد. بر ترس و تشويش و مواضعي كه اجازه نمي‌دهد به راحتي به ديگران جواب منفي بدهيد غلبه كنيد.

اغلب مردم يك «نه» قاطع را به هزاران لغت و عبارت مبهم كه احساسات و نقطه نظرات شما را پنهان مي‌كند ترجيح مي‌دهند.

مطمئن باشيد كه صراحت در استفاده از كلمات، به وقت مناسب نه‌تنها از محبوبيت شما كم نمي‌كند بلكه احترام و شخصيت شما را ارتقا مي‌بخشد.

- در برابر افرادي كه دائم اعتراض دارند و نق مي‌زنند و سخنانتان را قطع مي‌كنند و به نزاع و بحث مي‌پردازند، قاطعانه بايستيد.

براي اينكه كمتر بازيچه شويد و مورد سوءاستفاده قرار گيريد، با آرامش كامل واكنش‌هاي مناسب و بجا را انتخاب كنيد و با جديت و قاطعيت آن را به مرحله اجرا بگذاريد. بدين‌ترتيب قطعا از ارتباطات اجتماعي خود با ديگران بيشتر لذت خواهيد برد.

راههای تقویت حافظه

هشت روش موثر در بازسازي حافظه

آيا اخيرا فراموش مي کنيد , دسته کليد خود را کجا گذاشته ايد؟ داخل اتاق ميشويد بدون اينکه بدانيد براي چه کاري به آن سمت ميرويد؟
آيا بعد از ريختن چاي در استکان قوري را در يخچال مي گذاريد؟ شماره تلفن منزل خود را فراموش مي کنيد ؟

نگران نباشيد! متخصصان معتقدند که استرس هاي روزمره تا حدي مغز انسان را تحت تاثير قرار مي دهند که کم حافظگي را به وجود مي آورد.
روانشناسان در اين زمينه تو صيه مي کنند که :
١. موز بهترين دوست حافظه : ويتامين B بهترين تغذيه حافظه است و موز داراي اين منبع غني ميباشد.
٢. مهرباني با خويشتن : انجام کارهاي مورد علاقه مانند خريدن يک شاخه گل , کتاب رمان, ملاقات دوستان قديمي و ........ باعث افزايش ترشح هورمون " دوپامين " مي شود که احساس خوبي را در فرد به وجود مي آورد و اين افزايش تاثير مثبتي بر سلسله اعصاب و آن بخش از مغز که مسوول حافظه است ميگذارد.
٣. قدم بزيند : زنان يا مرداني که درروز به طور مرتب قدم مي زنند بسيار کمتر دچار فراموشي ميشوند . چرا؟ تحقيقات نشان داده است که فعاليت ,ارتباط مغزي را در بخشي که ذهن مسوول حافظه است گسترش مي دهد.
٤. غذاي سس دار نخوريد : بر اساس تحقيقات انجام شده برروي عادات غذايي بيش از ٨ هزار نفر , استفاده از اين نوع سس ها و غذاهاي سويا دارباعث کاهش قدرت حافظه مي شود. علت آن است که يک ماده شيميايي موجود در اين نوع سس ها و سويا که گفته مي شود ضد سرطان و بيماري قلبي است دقيقا عکس اين خواص را در مورد حافظه با خود دارد. با اين حال يک بار خوردن آن در هفته چندان مشکلي ندارد!
٥. خواب به موقع : يک استراحت خوب مغز مي تواند اطلاعات بیشتر و بهتري را به حافظه شما باز گرداند تا مغزي که تمام روز را بدون استراحت گذرانده باشد .
٦. بيشتر به خودتان برسيد : تحقيقات نشان مي دهد افرادي که رژيم هاي غذايي بسيار کم کالري در برنامه روزانه خود دارند نه تنها پروسه اطلاع رساني را بسيار کند انجام مي دهد بلکه از ديگر افراد هم سن و سال خود که اين رژيم را ندارند نيز کمتر قادر به استفاده از حافظه خود مي باشند.
لذا به فکر خود باشيد و رژيم هاي غير موجه را فراموش کنيد.
٧. چاي گياهي بنوشيد : آهن براي عملکرد صحيح حافظه ضروري است و نوشيدني هاي کافئين دار به علت دارا بودن موادي به نام " تانن " ( اسيد تانيک) که ٧٥ درصد آهن موجود در بدن را از بين مي برند باعث اختلال در حافظه می شود . 
٨. خوردن قند و شکر مصنوعي را کاهش دهيد : اين امر ممکن است در کاهش وزن به شما کمک کند اما نوشيدن بيش از يک يا دو نوشيدني رژيمي در طول روز حافظه دراز مدت شما را تخريب مي کند . خوشبختانه تاثيرات منفي اين مسئله دائمي نيست و شما به راحتي مي توانيد با قطع مصرف شيريني هاي مصنوعي مجددا حافظه خود را اصلاح کنيد.

شگفتیهای خندیدن و خنداندن !

شگفتیهای خندیدن و خنداندن !

در بیش‌تر اجتماعات انسانی به‌ویژه ایرانیان، خنده، کنشی مقبول و پسندیده است و ضرب‌المثل‌هایی چون «بخند تا دنیا به رویت بخندد» را می‌توان ژرفای توجه هم‌میهنان باریک‌اندیش، به این موهبت الهی دانست. خنده در اصل، زبان مشترک همه‌ی انسان‌هاست که نیازی به هیچ نوع تعریف و تفسیری ندارد و تنها از حالت چهره و نوع خنده، همه‌ی حالت‌های درونی، قابل درک می‌باشد.

طبق آخرین توصیه‌های پزشکی، چنان‌چه بتوانیم هر روز چند دقیقه از ته دل بخندیم، بسیاری از بیماری‌ها را از خود رانده‌ایم. اسلام نیز خندیدن را امری مباح می‌انگارد تا جایی که پیامبر گران‌قدر اسلام(ص) که خود ایشان از خوش‌روترین و خنده‌روترین افراد عصر خویش بوده‌اند، می‌فرمایند: «خیر و خوبی را نزد خوش‌رویان بجویید.»

خنده، فشار روحی را می‌زداید و سبب ترشح هورمون‌هایی می‌گردد که با نشاط و شادمانی مرتبط هستند. خندیدن، دستگاه دفاعی بدن را تقویت کرده و بدن را در مقابل سرطان و بیماری‌های قلبی حفظ می‌کند، موجب کاهش هورمون‌های عصبی «کورتیزول» و «اپی‌نفرین» شده و سیستم ایمنی بدن را تقویت می‌کند.

روان‌شناسان عقیده دارند که خنده از ابتدای خلقت انسان، از نقش ارتباطی و اجتماعی برخوردار بوده است. آن هنگام که نوزاد می‌خندد، مادر سراپا مهر می‌ورزد و محبت خالصانه‌اش را به او نثار می‌کند. این در حالی است که چنین خنده‌ای، برای خود نوزاد معنا ندارد. وقتی کودک بزرگ‌تر می‌شود، کم‌کم رضایتش را از طریق خنده نشان‌می‌دهد و این خنده، هم‌چون پاداشی ارزنده برای مادر تلقی شده و سبب می‌گردد به مراقبت خستگی‌ناپذیر خود از کودک ادامه دهد.

بیش‌تر افراد، زندگی را بسیار جدی می‌گیرند اما آنانی که می‌خندند، سالم‌ترند زیرا خندیدن، کمک می‌کند انسان، از فشار روانی برهد. هرچند خنده در ابتدا سبب افزایش ضربان قلب می‌گردد اما به‌زودی به‌میزان چشمگیری، قلب آرام می‌گیرد و درنتیجه، فشارخون کاهش می‌یابد.

 

ادامه نوشته

نكته هایی درباره ی اعتماد به نفس

نكته هایی درباره ی اعتماد به نفس

1-    همه چیز از شما شروع می شود. ارزش و احترام خود را بدانید و به وجود خود افتخار كنید.

2- هر فردی جدا از ظاهر و موجودیت واقعی اش ، از توانایی های بالقوه و استعدادهای نهانی فراوانی برخوردار است كه با برخورداری از اعتماد به نفس می تواند آنها را بارور و شكوفا سازد .

3- شما می توانید به  انسانی كامل و واقعی تبدیل شوید ، فقط باید به خود كمك كنید تا استعدادهای نهانی خود را از قوه به فعل در آورید.

4-  سعی نكنید پیوستگی شما به دیگران موجب تقلید كوركورانه شما از آنها بشود و استقلال و اعتماد به  نفس خود را از دست بدهید .

5-    انسان همان است كه خود باور می كند .

6- بزرگ ترین و حیاتی ترین ویژگی یك انسان ، اعتماد به نفس است .

7- از این نكته آگاه باشید كه برخورداری از اعتماد به نفس، تمامی نقص های  جسمانی را جبران می كند.

8- سعادت و آسایشِ هر كس در اختیار خود اوست. از قبول مسئولیت نهراسید، پذیرش مسئولیت نشانه شخصیت شماست.

9- اظهارنظركردن و سخن گفتن درجمع مانند ویتامینی است كه در ساختمان اعتماد به نفس شما نقش حیاتی ایفا می كند.

10- بهترین دستور زندگی این است كه انسان اعتماد به نفس داشته باشد و در پرتو سعی و جدیت به مقام و منزلتی برسد.

11- تمام وعده  و وعیدهای دنیا فریبی بیش نیست و بهترین دستور زندگانی این است كه اعتماد به نفس داشته باشی و در پرتو سعی و مجاهدت خود به مقامی برسی.

12- كسی كه به خود اطمینان دارد به تعریف كسی احتیاج ندارد.

13- هیچ چیز بیش از نیروی درونی و بیش از اعتماد به نفس ، شخص را قوی و نیرومند نگه نمی دارد. وقتی كه این قوت باطنی متزلزل شود، یك باره قوای بدنی شخص فرو می ریزد و او را از پای در می آورد.

14- اعتماد به نفس شرط موفقیت است.

كودكان سركوب شده

كودكان سركوب شده
 
بسياري از والدين بي‌آنكه قصدي داشته باشند‌، با به‌كار‌بردن رفتار يا گفتارهاي منفي‌، كودك را تحقير كرده و حس عزت نفس را در او از بين مي‌برند‌.

 تحقيقات نشان داده كه يك كودك از بدو تولد تا 10سالگي چيزي در حدود 148هزار پيام منفي از اطرافيان خود مخصوصا پدر و مادر دريافت مي‌كند! بيشتر والدين مايلند كه روي فرزندانشان تأثير مثبت و سازنده بگذارند ولي متأسفانه‌، نا‌خواسته دست به انجام كارهايي مي‌زنند كه موجب مي‌شود كودك‌، خود را بي ارزش بداند و اين كار روي ضمير نا‌خود آگاه او اثر منفي مي‌گذارد‌.

ادامه نوشته

فرآیند بلوغ نوجوانان ( آرامش پس از طوفان )

آرامش پس از توفان
خانواده- مجتبي اردشيري:
حساسيت فرايند «بلوغ» به‌گونه‌اي است كه از آن به‌عنوان بحراني‌ترين دوره زندگي يك فرد عنوان مي‌شود.

در اين فرايند، نوجوان به شناخت شخصيتي مي‌رسد و بسياري از چيزها براي او معنادار مي‌شود. حس كنجكاوي يك نوجوان در اين زمان بيشتر از هر برهه ديگري است. نوجوان با پديدارشدن برخي هيجانات دروني و تغيير شكل جسمي، در پي دليل آنهاست و در اين راه اهتمام زيادي نيز مي‌ورزد. با توجه به آشكار شدن برخي حقايق مهم، جايگاه سن بلوغ در نوجوان از اهميت بسياري برخوردار است چرا كه با تقدم يا تأخر اين فرايند، عملاً خلأ هنجارها احساس شده و به جاي آن ناهنجاري‌هاي مفرط گنجانده مي‌شود.

‌بلوغ جسمي ‌

در حال حاضر و با گسترش وسايل ارتباط جمعي از جمله اينترنت، ماهواره و فيلم‌هاي DVD در هر خانه، راه براي بلوغ زودرس نوجوان هموار است. خانواده‌ها با جنبه معصوميتي كه در نوجوان خود سراغ دارند نسبت به تنها گذاشتن آنها در خانه، حساسيتي به خرج نمي‌دهند و همين عامل به همراه كنجكاوي فرد سبب مي‌شود تا نوجوان تسليم هيجانات ابتدايي شده و با اين اصل كه دست به كشف حقيقتي بزرگ زده، به تكرار آن هيجانات ادامه مي‌دهد. افراط در اين قضيه به بلوغ زودرس منجر مي‌شود كه نوجوان را در آستانه سقوط اخلاقي نزد خانواده و جامعه قرار مي‌دهد.

در بلوغ جسمي، نوجوان با توجه به تغييرات عمده‌اي كه در لحن صدا، جوش‌هاي صورت، متورم شدن برخي از اعضا و رستن مو مشاهده مي‌كند، پاسخ كنجكاوي‌هاي خود را در اينترنت و ماهواره پيدا كرده و بسته به نوع بافت مذهبي خانواده خود، اقدام به بروز ناهنجاري مي‌كند. 

ادامه نوشته

9 شگرد براي بالا بردن اعتماد به نفس

۹شگرد براي بالا بردن اعتماد به نفس

 سپيده حسينعلي عراقي:
اعتماد به نفس، ذاتي نيست. قدري عزت نفس، تجربه و دل و جرات سبب مي‌شود تا آسان‌تر خود را تأييد كنيد.

براي آنكه موفق شويد با ديگران روبه‌رو شويد توصيه‌هايي را در اختيارتان قرار مي‌دهيم.

در آرزوي آن هستيد تا اعتماد به نفس‌تان را افزايش دهيد و در نهايت با دنيا روبه‌رو شويد؟ توصيه‌هاي زير مي‌توانند به شما كمك كنند.

ادامه نوشته

اصول هفتگانه بیل گیتس

هفت اصل بیل گیتس

هفت اصل بیل گیتس

 

 

 

 

بیل گیس رئیس مایکروسافت در یک سخنرانی در یکی از دبیرستان های امریکا، خطاب به دانش آموزان گفت: (( در دبیرستان خیلی چیزها را به دانش آموزان نمی آموزند.)) او هفت اصل مهم را که دانش آموزان در دبیرستان فرا نمی گیرند، بیان کرد.

 اصول بیل گیتس به این شرح است:

اصل اول: در زندگی، همه چیز عادلانه نیست، بهتر است با این حقیقت کنار بیایید.

اصل دوم: دنیا برای عزت نفس شما اهمیتی قایل نیست. در این دنیا از شما انتظار می رود که قبل از آنکه نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید، کار مثبتی انجام دهید.

اصل سوم: پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان و استخدام، کسی به شما رقم فوق العاده زیادی پرداخت نخواهد کرد. به همین ترتیب قبل از آنکه بتوانید به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسید، باید برای مقام و مزایایش زحمت بکشید.

اصل چهارم: اگر فکر می کنید، آموزگارتان سختگیر است، سخت در اشتباه هستید. پس از استخدام شدن متوجه خواهید شد که رییس شما خیلی سختگیر تر از آموزگارتان است، چون امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد.

اصل پنجم: آشپزی در رستوران ها با غرور و شان شما تضاد ندارد. پدر بزرگ های ما برای این کار اصطلاح دیگری داشتند، از نظر آنها این کار ((یک فرصت)) بود.

اصل ششم: اگر در کارتان موفق نیستید، والدین خود را ملامت نکنید، از نالیدن دست بکشید و از اشتباهات خود درس بگیرید.

اصل هفتم: قبل از آنکه شما متولد بشوید، والدین شما هم جوانان پرشوری بودند و به قدری که اکنون به نظر شما می رسد، ملال آور نبودند.

هوش هیجانی چیست ؟

هوش هیجانی چیست ؟

هوش هیجانی (یا EQ) شامل شناخت و کنترل هیجان‌های خود است. به عبارت دیگر، شخصی که EQ بالایی دارد سه مؤلفهٔ هیجان‌ها را به طور موفقیت آمیزی با یکدیگر تلفیق می‌کند (مؤلفهٔ شناختی، مؤلفهٔ فیزیولوژیکی و مؤلفهٔ رفتاری).

ادامه نوشته