مسير عشق

بسم الله الرحمن الرحيم

مسير عشق

لوازم مورد نیاز برای راهپیمایی اربعین

            اين نوشتاركوتاه مطلبي است كه موضوع آن مدّتي ذهن نگارنده را بخود مشغول داشته است ولي واقعاً اينكه چه نامي بر آن نهاده شود موجب تأخير در بيان اين نوشتار گرديد ، از اين جهت كه عنوان انتخاب شده هم بتواند نقد ايرادات را در بر بگيرد و هم در اصل اين حركت بزرگ سياسي - اعتقادي تآييداتي داشته باشد نكند كه انتخاب عنواني به منزله ي مخالفت با اصل موضوع تلقي گردد .

موضوع پياده روي اربعين حسيني چيزي نيست كه امروز و با تازگي ايجاد شده باشد و حركتي است كه  برخي از بزرگان علماي شيعه درست در زماني كه رونقي در ميان نبوده به اين كار بزرگ مبادرت ورزيده اند .

         امروز اين حركت شورانگيز روز بروز در حال گسترش است تا جايي كه در سال جاري ( 1395 ) به گزارش سايت حج و اوقاف « جمعیت زائران کربلا در اربعین حسینی امسال از مرز ۲۷ میلیون نفر گذشت. علاوه بر افزایش تعداد زائران ، امسال در ملیت شرکت کنندگان در راهپیمایی نیز شاهد افزایش کشورها بوده ایم و حداقل از 80 کشور در زیارت اربعین امسال حضور داشته اند . بیشترین آمار زائران امسال اربعین حسینی ، عراقی ها هستند و پس از عراق ، زائران ایرانی بیشترین آمار را به خود اختصاص داده اند » .

         اصل اين حركت ، بسيار شورانگيز ، حركت آفرين ، پيام آور و از همه مهم تر احياگر نهضت حسيني است اما متأسفانه مانند بسياري ديگر از حركت هاي اجتماعي و مذهبي اين حركت نيز دچار آسيب و افراط و تفريط شده است كه لازم است اهل قلم و صاحبان سخن در رفع اين اشكالات بكوشند . البته اميد است اين حركت نيز مانند ديگر حركتها آلوده به تفكرات ماكياوليستي نشود كه هدف وسيله را توجيه نمايد . يعني براي برپايي هر چه باشكوه تر اين مراسم كه هدف اصلي ماست از هر ابزار و روشي و ايده اي بهره بجوييم .

         بايد مراقب بود با گذشت زمان افراط و تشتت دامنگير اين حركت اصيل و ارزشمند نشود . يكي از مشكلاتي كه در سالجاري بسيار مشهود بود تعارض خبري و تبليغي در رسانه ي ملي در خصوص شركت زائرين در اين راهپيمايي بود . مدتي است از شبكه هاي متعدد تبليغات گسترده اي براي شركت علاقمندان در اين راهپيمايي صورت مي گيرد و دقيقاً همزمان با اين تبلغات در ديگر شبكه مدام به مرددم پيام داده مي شد كه مرز بسته است و مردم وارد مرز مهران نشوند . از سوي ديگر به سبب افزايش قابل توجه زائرين حسيني ، برگزار كنندگان اعلام كردند در تآمين نيازهاي زائرين دچار مشكلاتي شده اند . مسلم است تأمين نياز 27 ميليون زائر در يك بازه ي زماني كاري است بسيار بزرگ و صرفنظر از اينكه از عهده ي هر كسي بر نمي آيد ، هزينه ي بسيار سنگيني را نيز مصروف مي دارد هر چند بخش مهمي از اين هزينه كردها از سوي مردم و به نيت خير مي باشد .

         طرف ديگر قضيه بخشنامه ها و دستورالعمل هاي برخي نهادها و سازمان هاي دولتي در الزام شركت كارمندانشان در اين راهپسمايي است كه با اين حجم عظيم شركت كنندگان امري غير معقول بنظر مي رسد . در واقع اولاً نياز به الزام كارمندان براي شركت در اين راهپيمايي نيست و ثانياً اين حركت تبديل به يك حركت دولتي و غير مردمي مي گردد  .

يكي از مهم ترين اسيب هايي كه خداي نكرده مي تواند اين حركت را درگير كند اين است كه افرادي كه در شهر هاي خود عهده دار مسئوليت هايي هستند – چه رسمي چه غير رسمي – به بهانه يا به عشق و شور اين راهپيمايي كار خود را رها كنند و از زير بار مسئوليت شانه خالي كنند . اين كار ، يعني حق الناس را به گردن گرفتن و كار مردم را بر زمين گذاشتن براي رفتن به كربلاي حسيني كه گفته مي شود در روز سوم محرم زمين كربلا را از اهل آنجا به هشتاد هزار درهم خريداري نمود تا مرقدش در زمين غصبي نباشد و حق الناس به گردنش نماند . معلمي كه كلاس درسش را رها مي كند و يك هفته دانش آموزان در سرگرداني بسر مي برند يا كارمندي كه يك هفته ارباب رجوعش در بلا تكليفي بسر مي برد قطعاً نتوانسته درك درستي از مكتب اصيل تشيع و حركت حسيني داشته باشد .

متأسفانه ديده مي شود برخي در ايّام عادي در انجام واجبات ديني خود قصور و كوتاهي دارند ولي به جدّ مصرند كه در اين راهپيمايي شركت كنند . آنكه در اقامه نمازهاي يوميّه خود سهل انگار است ، راهپيمايي اربعين براي حسيني كه در زير تير دشمن در روز عاشورا نماز خوف خواند چه مفهوم و ارزشي دارد مگر اينكه بواسطه اين حركت متنبه گردد و راه صلاح را برگزيند .

         از همه بدتر اينكه اين حركت سياسي – اعتقادي فقط رنگ سياسي بخود بگيرد و در وجه اعتقادي آن افراط گشته و رنگ غلو بخود بگيرد تا اينكه كار به جايي برسد برخي مجرمين و خطاكاران براي سرپوش گذاشتن بر وجهه بد خود وارد اين سيل عظيم گردند .

         اميد است اين حركت عظيم حسيني بدور از هر شائبه و آسيب و افراط و تفريط به راه خود ادامه دهد و همچون سيلي بنيان كن آلودگي هاي شرك و نفاق را از جامعه ي شيعي بزدايد و هر چه بيشتر ما شيعيان اسمي را به رنگ حسين ع در آورد كه صِبْغَةَ اللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً .

نماز اول وقت و رضا شاه

نماز اول وقت و رضا شاه


@abdollah_hamzehi

بربالین دوست بیماری عیادت رفته بودیم
پیرمرد شیک وکراوات زده ای هم آنجاحضور داشت
چند دقیقه. بعداز ورودما اذان مغرب گفتند
آقای پیرکراواتی،باشنیدن اذان ،درب کیف چرم گرانقیمتش را بازکرد وسجاده اش را درآورد و زودتر از سایرین مشغول خواندن نمازشد.!!

برای من جالب بود که یک پیرمردشیک وصورت تراشیده کراواتی اینطورمقیدبه نماز اول وقت باشد
بعد ازاینکه همه نمازشان راخواندند
من ازاو دلیل نمازخواندن اول وقتش راپرسیدم؟
@abdollah_hamzehi
و اوهم قضیه نماز ومرحوم شیخ و رضاشاه را برایم تعریف کرد...
درجوانی مدتی ازطرف سردار سپه(رضاشاه) مسئول اجرای طرح تونل کندوان درجاده چالوس بودم
ازطرفی پسرم مبتلا به سرطان خون شده بود و دکترهای فرنگ هم جوابش کرده بودند و خلاصه هرلحظه منتظرمرگ بچه ام بودم.!!
روزی خانمم گفت که برای شفای بچه، مشهد برویم و دست به دامن امام رضا(ع) بشویم...
آنموقع من این حرفها را قبول نداشتم اما چون مادربچه خیلی مضطرب و دل شکسته بود قبول کردم...
رسیدیم مشهدو بچه را بغل کردم و رفتیم وارد صحن حرم که شدیم خانمم خیلی آه و ناله وگریه میکرد...
گفت برویم داخل که من امتناع کردم گفتم همینجا خوبه
بچه را گرفت وگریه کنان داخل ضریح آقارفت
پیرمردی توجه ام رابه خودش جلب کردکه رو زمین نشسته بود وسفره کوچکی که مقداری انجیر ونبات خرد شده درآن دیده میشد مقابلش پهن بود و مردم صف ایستاده بودند وهرکسی مشکلش را به پیرمرد میگفت و او چند انجیر یا مقداری نبات درون دستش میگذاشت و طرف خوشحال و خندان تشکرمیکرد ومیرفت.!
به خودگفتم ماعجب مردم احمق وساده ای داریم پیرمرد چطورهمه رادل خوش كرده آنهم با انجیر و تکه ای نبات..!!
حواسم ازخانم و پسرم پرت شده بود و تماشاگر این صحنه بودم که پيرمرد نگاهی به من انداخت و پرسید: حاضری باهم شرطی بگذاریم؟
گفتم:چه شرطی وبرای چی؟
شیخ گفت :قول بده در ازاء سلامتی و شفای پسرت یکسال نمازهای یومیه راسروقت اذان بخوانی.!
متعجب شدم که او قضيه مرا ازکجا میدانست!؟ كمی فکرکردم دیدم اگرراست بگوید ارزشش را دارد...
خلاصه گفتم :باشه قبوله و بااینکه تا آنزمان نماز نخوانده بودم واصلا قبول نداشتم گفتم:باشه.!

همینکه گفتم قبوله آقا، دیدم سروصدای مردم بلند شد ودر ازدحام جمعیت یکدفعه دیدم پسرم از لابلای جمعیت بیرون دوید ومردم هم بدنبالش چون شفاء گرفته وخوب شده بود.!!
منهم ازآن موقع طبق قول وقرارم بامرحوم "حسنعلی نخودکی" نمازم را دقیق و سروقت میخوانم.!

اما روزی محل اجرای تونل کندوان مشغول کار بودیم که گفتندسردارسپه جهت بازدید درراهه و ترس واضطراب عجیبی همه جارا گرفت چرا که شوخی نبود رضاشاه خیلی جدی وقاطع برخورد میکرد.!
درحال تماشای حرکت کاروان شاه بودیم که اذان ظهرشد مردد بودم بروم نمازم را بخوانم یا صبرکنم بعداز بازدیدشاه نمازم را بخوانم
چون به خودم قول داده بودم وبه آن پایبند بودم اول وضو گرفتم وایستادم به نماز..
رکعت سوم نمازم سایه رضاشاه را کنارم دیدم و خیلی ترسیده بودم..!!
@abdollah_hamzehi
اگرعصبانی میشدیاعمل منو توهین تلقی میکرد کارم تمام بود...
نمازم که تمام شد بلندشدم دیدم درست پشت سرم ایستاده، لذا عذرخواهی کردم وگفتم :
قربان درخدمتگذاری حاضرم
شرمنده ام اگروقت شما تلف شد و...

رضاشاه هم پرسید :مهندس همیشه نماز اول وقت میخوانی!؟
گفتم : قربان ازوقتی پسرم شفا گرفت نماز میخوانم چون درحرم امام رضا(ع)شرط کردم

رضاشاه نگاهی به همراهانش کرد وبا چوب تعلیمی محکم به یکی زد وگفت:
مردیکه پدرسوخته،کسیکه بچه مریضشو امام رضا شفابده، ونماز اول وقت بخوانه دزد و عوضی نمیشه.!
اونیکه دزده تو پدرسوخته هستی نه این مرد.!

بعدها متوجه شدم،آن شخص زیرآب منو زده بود و رضاشاه آمده بود همانجا کارم را یکسره کند اما نمازخواندن من، نظرش راعوض کرده بود و جانم را خریده بود.!!

ازآن تاریخ دیگرهرجا که باشم اول وقت نمازم را میخوانم و به روح مرحوم"حسنعلی نخودکی" فاتحه و درود میفرستم....

(خاطره مهندس گرایلی سازنده تونل کندوان)

 

اهانت به هرکدام از زوجات پیامبر، اهانت به پیغمبر(ص) است

رهبر انقلاب: اهانت به هرکدام از زوجات پیامبر، اهانت به پیغمبر(ص) است

@abdollah_hamzehi


              دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در سی و ششمین شماره هفته‌نامه خبری-تبیینی «خط حزب‌الله»، حکم قاطع رهبر انقلاب در عینیت اهانت به زوجات مطهرات پیامبر(ص) با اهانت به پیامبر(ص) را به چاپ رسانده است.

               بنا بر این گزارش، رهبر انقلاب در دیدار با دست اندرکاران همایش صدف کوثر که به تکریم حضرت خدیجه(س) اختصاص دارد، بر عدم تعریض به سایر زوجات مطهرات پیغمبر(ص) تاکید کرده و فرمودند: «زوجات پیغمبر محترمند؛ هر کسی به اینها اهانت کند - هر کدامشان باشد- به پیغمبر اهانت کرده؛ این را من قاطعا عرض می‌کنم...»

            ایشان با اشاره به رفتار حضرت امیرالمومنین(ع) با جناب عایشه در جنگ جمل، خاطرنشان ساختند: «امیرالمومنین با زنی که به جنگ او آمده این جور با احترام رفتار کرد. به خاطر اینکه همسر پیغمبر بود و الا امیرالمومنین که از کسـی ملاحظه ندارد. بنابراین حتما تعریض بایستی وجود نداشته باشد.
                                                                                    منبع : دین آنلاین

رحمت واسعه ي الهي

رحمت واسعه ي الهي

 ع.حمزه یی
@abdollah_hamzehi


....ُ ۖ وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ ۚ......َ(۱۵۶اعراف)



           اگر نگاهی گذرا بر آیات رحمت و نیز عذاب در قرآن بیفکنیم متوجه خواهیم شد عبارات قرآن در مورد رحمت از ویژگی خاصی برخوردارند بعبارت دیگر برخی از این عبارات با عبارت عذاب برابری نمی کنند از جمله آیه ۱۵۶ سوره اعراف .
می فرماید و رحمتی وسعت کل شیء . و رحمت من همه چیز را فرا گرفته است .
         در هیچ یک از آیات قرآن و روایات وارده از معصومین ع حتی مشابه این عبارت در مورد عذاب الهی وجود ندارد .
          این رحمت صرف نظر از تفاسیر متعددی که برای آن بیان شده است از دو ویژگی خاص و منحصر بفرد برخوردار است که از سیاق عبارت و فعل ماضی (وسعت) بدست می آید که عبارتند از : جامعیت و قطعیت .

جهاني شدن ، حقوق بشر

جهاني شدن ، حقوق بشر

محمد مجتهد شبستري

              هر وقت در كشور ما مسائلی مانند حقوق بشر، حقوق مساوی زنان و مردان، مسائل اقلیت‌ها، آزادی دین و بیان و دموكراسی مطرح می‌شود، معمولا زاویه دیدمان محدود می‌شود؛ با این مسائل یا برخورد فلسفی می‌كنیم یا برخورد فقهی و یا اخلاقی و از این مساله غافل هستیم كه این مسائل ابعادی دارد كه اگر مهم‌تر از اینها نباشد، حداقل هم‌سطح‌شان است.
          امروزه بر اثر جهانی شدن همه انسان‌ها یك خانواده واحد شده‌اند. یك سری مسائل هم در سطح جهان مطرح است كه مقدمات زندگی صلح‌آمیز انسان‌ها در دنیا با یكدیگر محسوب می‌شود. حقوق بشر، مسائل اقلیت‌ها و عدالت اجتماعی مسائلی هستند كه اگر به آنها توجه نشود ملت‌ها نمی‌توانند در صلح و مسالمت زندگی كنند. وقتی دنیا نمی‌تواند در صلح و مسالمت زندگی كند ما هم از نزاع‌هایی كه در دنیا هست و پا به پا خواهد شد بهره منفی خود را خواهیم برد و می‌بریم. گرفتاری در جامعه ایران بیشتر از پاره‌ای از كشورهای اسلامی دیگر است. پاره‌ای از كشورهای اسلامی به دلیل تبادلاتی كه در آنها است كمتر این نقص را دارند. وقتی نواندیشان دیگر كشورهای اسلامی درباره این مسائل مطلب می‌نویسند به بعد جهانی این موضوعات نیز توجه دارند.

كدام دين بر حق است ؟

كدام دين بر حق است ؟

         روزي صلاح الدين ايوبي فرمانده مسلمانان در جنگهاي صليبي به خاطر كمبود بودجه نظامي نزد شخص ثروتمندي رفت تا شايد بتواند پولي براي ادامه جنگهايش بگيرد ان تاجر مبلغ مورد نياز فرمانده مسلمانان را به او پرداخت كرد صلاح الدين موقعي كه خواست از خانه بيرون برود رو به ان مرد نمود و پرسيد به نظر شما بين سه دين يهود و مسيح و اسلام كه با هم در جنگ هستند حق با كداميك است ان تاجر بزرگ گفت بشين تا يك داستان برايت بگويم بعد خودت نتيجه گيري كن

            او گفت در روزگاران قديم مرد كشاورزي بود كه صاحب يك انگشتر بود و همه ميگفتند اين انگشتر نزد هر كس باشد به كمال انسانيت ميرسد خداوند به مرد كشاورز سه پسر داد و وقتي پسران بزرگ شدند پدر انها از روي ان انگشتر دو تاي ديگر دقيقا شبيه اولي درست كرد و به هر كدام از پسرانش يكي از انگشترها را داد از اين به بعد هر كدام از پسرها ميگفتند كه انگشتر اصلي پيش اوست و هميشه با هم دعوا داشتند بر سر اينكه انگشتر اصلي كه باعث كمال انسانيت ميشود پيش كداميك از انهاست تا بالاخره تصميم گرفتن براي مشخص شدن انگشتر اصلي پيش قاضي بروند
             وقتي شرح ماجرا را براي قاضي گفتند قاضي گفت احتمالا انگشتر اصلي گم شده است چون قرار بر اين بوده كه ان انگشتر پيش هر كس باشد داراي كمالات انساني باشد اما شما سه نفر كه هيچ فرقي با هم نداريد و مدام مشغول ناسزا گويي به يكديگر هستيد...

آیا عربستان ترجمه اسپانیایی قرآن را تحریف کرده است ؟

آیا عربستان ترجمه اسپانیایی قرآن را تحریف کرده است ؟
ع. حمزه یی


در فضای مجازی خبری به شرح زیر مطرح شده است:

ترجمه اسپانیایی قرآن که در عربستان چاپ شده در معنی غیر المغضوب علیهم نوشته (نه راه کسانی که در مسیر ایرانیها هستن)


باید توجه داشت که
موضوع ترجمه اسپانیایی قرآن درست نیست
لذا توجه دوستان را به توضیحات زیر جلب می کنم:
عبارت «غیر المغضوب» در آیه ۷ سوره فاتحه، در این ترجمه با عبارت اسپانیولی «irani» ارائه شده که در نگاه اول ترجمه‌ای غلط و مغرضانه از سوی سعودی‌ها به نظر می آید.
در حالی که ترجمه به لحاظ فنی و لغوی خالی از اشتباه است و تنها اشتباه ویرایشی دارد. باید بین واژه ira و ni که ترجمه واژه های «المغضوب» و «غیر» هستند، نشانه "کاما" یا "فاصله" گذاشته می‌شد.
در ترجمه‌های اسپانیولی قرآن در ایران علایم ویراستاری به شکل زیر رعایت شده است:


 la vía de los que Tú has agraciado, no de los que han incurrido en la ira, ni de los extraviados.

نظريه صرفه در اعجاز قرآن

نظريه صرفه در اعجاز قرآن

عبدالله حمزه يي

          صرف از نظر لغت به معني « بازداشتن » است . از نظر اصطلاح در علوم قرآني صرفه عبارت است اين نظريه كه :

« قرآن به خودی خود معجزه نیست و دیگران می توانند مانند آن را بیاورند ؛ ولی خداوند مردم را از هماوردی و معارضه با قرآن خود بازداشته است » .

نظريه صرفه را مي توان در سه مورد زیر خلاصه نمود:

1. صرف انگيزه : ممانعت و بازداشتن خداوند از به همت و انگیزه و داعی معارضه با قرآن .

2. صرف قدرت :‌صرف الهی نسبت به اراده پس از تحقق انگیزه ، دفع اراده بطور قهری .

3. صرف علوم : سلب علوم لازم برای معارضه قرآن از زمان تحدی قرآن یا نزول آن با وجود همت و اراده در معارضان .

 

تاريخچه صرفه :

          شايد بتوان گفت اولين كسي كه مبدِع و مبتكر اين تفكر بود و از آن دفاع كرد « واصل بن عطاء » بود . هر چند از اين نظريه قبل از وي اطلاعي در دست نيست . وي معتقد بود « اعجاز قرآن ويژگي ذاتی آن نیست ، بلکه این است که خداوند اندیشۀ مردم را از معارضۀ با قرآن باز گردانده است » . بعد از واصل بن عطاء ، ابراهيم نظّام معتزلي (م.220) سخن و نظر واصل را مبناي نظر خود قرار داد و ان را بصورت يك نظريه مطرح نمود .

فخررازی نظریه نظام را در «نهایه الإیجاز» خود این گونه مطرح كرده است:

          «قال النظّام : إن الله تعالی ما أنزل القرآن لیكون حجه علی النبوه بل هو كسائر الكتب المنزله لبیان الأحكام من الحلال و الحرام، و الأعرب إنما لم یعارضوه لأن الله صرفهم عن ذلك و سلب علومهم به .»

          « نظّام می گوید: خدای تعالی قرآن را به عنوان حجتی بر نبوت پیامبر(صلی الله علیه و آله) نازل نكرده است بلكه قرآن مانند كتب الهی دیگر، برای تبین احكام حلال و حرام نازل شده است؛ و عرب تنها به این خاطر با قرآن معارضه نكرده اند، كه خداوند آنها را از این كار باز داشته است .»

 

          نظريه صرفه بيشتر در ميان علماي متقدم شيعه و معتزلي طرفداراني داشته است و در ميان علماي اشاعره و متأخر طرفداران مبرزي ندارد هر چند با طرح نظرياتي همچون قرائت نبوي از سوي اقاي مجتهد شبستري و قرآن رؤياي پيامبر دكتر سروش ، به جنبه ي اعجاز بلاغي آن نيز  خدشه وارد مي شود .

علماي شيعه طرفدار نظريه صرفه:

1. شيخ مفيد :

شيخ در كتاب «اوائل المقالات» مي گويد :

          «...وأقول إن جهه ذلك ، هو الصّرف من الله تعالی لأهل الفصاحه و الّلسان عن معارضه النبی (صلی الله علیه و آله) بمثله فی النظام عند تحدّیه لهم و جعل إنصرافهم عن الإتیان بمثله و إن كان فی مقدورهم، دلیلاً علی نبوته (صلی الله علیه و آله) .... و هذا من أوضح برهان فی الإعجاز.... .»

          « به نظر من دلیل اعجاز قرآن ، بازداشتن اهل فصاحت وبلاغت توسط خداوند متعال ، از معارضه با پیامبر در هماوردی مثل نظم قرآن است ، و خداوند اين انصراف در معارضه را دليل بر نبوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) قرار داد ؛ (هر چند كه آنها می توانستند چنین كاری را انجام دهند)... و «صرفه» از آشكارترین دلایل اعجاز قرآن می باشد.»

2.سید مرتضی(م ،436):

          شریف مرتضی به تأسّی از استاد قائل خود شيخ مفيد قائل به «صرفه» می باشد. چنانكه در كتاب «جمل العلم و العمل» می نویسد:

          «... فإما أن یكون القرآن من فعله تعالی علی سبیل التصدیق له، فیكون هو العَلَم المعجز أو یكون تعالی صرف القوم عن معارضته، فیكون الصّرف هو العَلم الدّال علی النبوه و قد بیّنا فی الكتاب «الصرف» الصحیح من ذلك و بسطناه .»

          «وجه اعجاز قرآن این است كه آن یا فعل خدا و منسوب به اوست به گونه ای كه عامل تصدیق پیامبر باشد، و خود فی نفسه آیت معجزی باشد، و یا اینكه خداوند مردم را از هماوردی با قرآن بازداشته و این انصراف خداوند خود علامتي برای تصدیق پیامبر باشد؛ و ما این مطلب را در كتاب صرف خود (یعنی الموضح عن جهه إعجاز القرآن ) به طور مفصل بیان كرده ایم .»

3.ابوالفتوح رازی (قرن 6 ):

          ابوالفتوح رازي نسز از قائلين به صرفه مي باشد زيرا در مقدمه تفسير « روض الجنان و روح الجنان » خود مي نويسد :         

«... و بعضی دیگر گفتند وجه اعجاز «صرفه» است و آن این است كه خدای تعالی صرف كرد عرب را از آنكه مانند قرآن آورند و سلب علم كرد از ایشان با اینكه پیش از این توانستند و این در باب اعجاز بلیغ تر باشد و مذهب محققان متأخر این باشد و سید مرتضی این اختیار كرد .»

 

4. علامه مجلسی( م ،1110) :

          علامه مجلسي در «بحار الأنوار»  در ضمن ذکر اقوالی در مورد «وجوه اعجاز قرآن» می نويسد :

          « ... و ذهب السيد المرتضى منا و جماعة من العامة منهم النظام إلى الصرفة على معنى أن العرب كانت قادرة على كلام مثل القرآن قبل البعثة لكن الله صرفهم عن معارضته و اختلفوا في كيفيته فقال النظام و أتباعه صرفهم الله تعالى عنها مع قدرتهم عليها و ذلك بصرف دعاويهم إليها مع توفر الأسباب الداعية في حقهم ... و قال السيد رحمه الله فيما نسب إليه كان عندهم العلم بنظم القرآن و العلم بأنه كيف يؤلف كلام يساويه أو يدانيه و المعتاد أن من كان عنده هذان العلمان يتمكن من الإتيان بالمثل إلا أنهم كلما حاولوا ذلك أزال الله تعالى عن قلوبهم تلك العلوم و الحق هو الأول».

          چنانکه می بینیم مرحوم مجلسی به قضیه «صرفه» نیز اشاره می كند و پس از تعریف آن از نظر «نظّام» و سپس سید مرتضی، قول نظام را تایید و تصدیق كرده كه گفته است: «خداوند با وجود اینكه اعراب قدرت هماوردی با قرآن را داشتند، انگیزه های آنان را از این معارضه باز داشت .»
           بنابراين علامه مجلسی هم بر وجوه فصاحت و بلاغت و اخبار غیبی و سایر علوم و معارف الهی ، . هم به وجه «صرفه» معتقد می باشد .

 

          همچنين مي توان از ميان علماي معتزلي اهل سنت به الرمّانی معتزلي  (م ، 382) و علي بن محمد الماوردي (م450 ) اشاره نمود .

 

 

مخالفين نظريه صرفه

          در اين ميان بسياري از علماي پيشين و معاصر با اين نظريه مخالف هستند . كه مي توان از آن جمله اشار كرد به : شيخ طوسي ، قرطبي ، قاضي ابوبكر باقلاني ، قاضي عبدالجبار ، علامه طباطبايي و ... اشاره نمود .

 

نقد نظريه صرفه :

1.نفي اعجاز متن قرآن :

          نظريه صرفه با اعجاز متن قرآن در تعارض است چنانكه قرآن در آيات متعددي هماورد مي طلبد براي آوردن معادل قرآن يا ده سوره و يا يك سوره از قرآن :

«قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلَى أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لاَ یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ...» (اسراء/88)

لايأتون ، يعني نمي توانند نه اينكه خدا نمي گذارد .

2. عدم اعتراف فصحاء و ادبا و شعراي عرب بر سلب قدرت در حالي كه توان علمي را بر اين كار داشته باشند .

3. وجود همتاهايي براي قرآن در متون و بيان عرب قبل از صرفه .

4. تحدي با دعوت عمومي با لفظ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ...

5. تحير و شگفتي تمام ادبا و فصحا و شعراي عرب در مواجهه با قرآن و بلاغت و شيوه ي بديع و اعجاز انگيز آن .

 

تأثير نظريات جديد

          نظريات جديد همچون قرائت نبوي كه در قالب مقالاتي از سوي آقاي مجتهد شبستري منتشر گرديده است و نيز قرآن رؤياي پيامبر دكتر سروش بر اين مبنا پايه گذاري شده است قرآن تأليف شخص پيامبرص مي باشد و ليكن به سبب مقام و منزلت و تقربي كه پيامبر ص با خدا پيدا كرده وحي را دريافت و در قالب كلام خود بيان داشته است . در اين صورت جنبه هاي بلاغي و ايجازي متن مورد ترديد قرار مي گيرد .

انتظار فعال

انتظار فعال

به بهانه نيمه شعبان ولادت امام عصر

عبدالله حمزه يي

         شيعه معتقد است وجود مقدس امام عصر در سال 255 ه.ق. در سامراء چشم به چهان گشود . مهدي عج از نام هاي مشهور اوست وليكن نام و كنيه اش همان نام و كنيه رسول خداست . 5 سال بعد يعني در سال 260 با به شهادت رسيدن امام حسن عسكري ع  در سن 5 سالگي به امامت رسيد . از همان زمان غيبت حضرت به نام غيبت صغري آغاز شد كه 69 سال بطول انجاميد يعني تا سال 329 و از اين سال به بعد غيبت كبراي حضرت آغاز گشت . در طول غيبت صغري از طريق 4 نائب خاص كه به نواب اربعه مشهورند با مردم درارتباط بود بترتيب بنام هاي :
۱.ابو عمرو عثمان بن سعيدعمری
۲. ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید
۳. ابوالقاسم حسين بن روح نوبختی
۴. ابوالحسن علي بن محمد سمري

     در مورد انتظار به طور مختصر دو ديدگاه مطرح شده و هر يك در دوران هاي متعددي طرفداراني داشته است :

انتظار منفعل

انتظار فعال

           در اين نوشتار كوتاه قصد بر نقد انتظار منفعل نيست و ليكن آنچه كه مورد نظر غالب فرهيختگان و دانشمندان ديني است انتظار از نوع فعال است . انتظار فعال يعني انتظار پويا و همراه با تاتش و تكاپو يعني انتظار ظهور را كشيدن همراه با اينكه تمام تلاش و كوششت را براي بسط عدالت و اصلاح امور بكار بندي . قرار نيست نوع بشر بيكار و بي عار بنشيند تا از سوي خدا منجيي بيايد و همه چيز را اصلاح كند و اصلا قرار بر معجزه نيست . انتظار فعال يعني در مسير اصلاح امور جامعه و جهان ، از نقطه ي صفر حركتت را آغاز كني بسمت نقطقه 100 . تفكر قانون همه يا هيچ در اصلاح امور جامعه نمي تواند صدق كند . ظهور در هر كجا از اين نقطه ي حركت كه قرار داري به صلاح خدا بوقوع مي پيوندد و  راه را منجي آخر الزمان با امداد الهي و ياري مؤمنان ادامه مي دهد تا به آن نقطه ي صد برسد . و اينكه در كدام نقطه از مسيد صفر تا صد آن منجي موعود به اين حركت مي پيوندد و بر آن شتاب و توفيق مي افزايد و رهبري مستقيم حركت را بدست مي گيرد خيلي مهم نخواهد بود . اين حركتي است كه بايد توسط ابناء بشر بخصوص مؤمنان آغاز شود . هر آنكه در مسير اين حركت و تلاش و تكاپو قرار دارد منتظر حقيقي است و الا...

احكام دين ، اين اختلافات فقهي نيست !!!

احكام دين ، اين اختلافات فقهي نيست !!!

آيت الله محمد جواد غروي :

          علت اينكه قرآن نسياًمنسياً شده است آن است كه كثيري از فقهاء گمان برده اند علم دين و احكامش همين اختلافات است .سپس عمر خويش را صرف بحث در مسائلش نمودند . در حالي كه حتي در يك مسئله اش به اتفاق نرسيده اند . و قرآن را كنار گزارده و تصور كرده اند نزد خدا مكاني دارند . از تربيت امت چشم پوشيده آنها را تبعيت كتاب خدا سوق ندادند ، ومردم هم مهمل و بي هدف به جايي راه نيافتند . اخلاقشان فاسد شد ، اعمالشان به بدي گراييد و به اين اكتفا كردند كه چند مسئله اي را كه غالباً هيچ ارتباطي با مقاصد دين ندارد ، از رساله هاي علميه مختلف و متباين بخوانند ، بي آنكه نصّ ثابتي از پيامبر اسلام ص در باره آنها وارد شده باشد .
كتاب حجيت ظن فقيه ص 121

شكنجه روحي دينداران به بهانه آشتي دادن آنها با خدا

شكنجه روحي دينداران به بهانه آشتي دادن آنها با خدا

از عبدالله حمزه يي

         در اين نوشتار كوتاه هدف نگارنده پرداختن به موضوعي است كه در سالهاي اخير افراط در آن بيش از پيش آثار مخرب خود را نمايان ساخته و موجبات دين گريزي و خستگي دينداران را ايجاد كرده است .

          بهانه پرداختن به اين امر وجود يكي از مناسبتهاي ديني بود كه اساساً هيچ ربطي نيز به عزاداري و روضه خواني نداشت وليكن افراط در عزاداري و برخي سخنان انگيزشي براي نگارش اين چند سطر ايجاد كرد .

          يكي از مسائلي كه متأسفانه بخصوص بعد از انقلاب روبروز شيوع پيدا كرد و عامل اصلي آن نيز برخي منابر - و نه همه - و مشخصاً مداحان بودند اين است كه در حين سخنراني و بخصوص در حين خواندن ادعيه مدام در گوش مستمعين مي خوانند و همچون پتكي بر سرشان مي كوبند كه اي داد ، اي واي ، اي بيداد ما آلوده به گناه هستيم ، عذاب قبر چنين است و چنان است و نكير و منكر به امر خدا فقط منتظرند ما بميريم و آنچنان ما را در قبر بفشارند كه شيري كه در نوزادي خورده ايم از بدنمان بيرون بزند ، ما آنقدر گنه كاريم كه جهنم منتظر ماست و براي ما شعله مي كشد ، اعمال ما هيچ ارزشي ندارد ولي در عوض ما انبار سنگيني از معصيت و جنايت و خيانت هستيم و ....

             آنچه كه حقيقا ذهن نگارنده را بخود مشغول كرده اين اسنت كه اين گونه سخن گفتن ها جز شكنجه و عذاب دادن روح و روان مستمعين و منزجر كردن دينداران از دين اثر ديگري ندارد .

          اگر گوشه نگاهي به زندگي سراسر مهر و ملاطفت پيامبر اسلام ص بيندازيم همو كه سفير رحمت بود براي عالميان و بدين سبب او را رحمه للمعالمين ناميدند همو كه مي گويند عمري فلان يهودي خاكستر بر سرش مي ريخت و وقتي بيمار شد حضرت به عيادتش رفت و با در نظر گرفتن اينكه همين پيامبر ص ، فرستاده و رسول خداست اگر رسولش درياي رحمت است براي عالميان پس بايد ديد خود خدا چه عظمتي در رحمت و بخشش ومهرباني دارد . همان خدايي كه در سوره حمد بارها به صراحت از رحمت سخن گفته ولي وقتي مي خواهد از غضب و خشم سخن بگويد با كنايه و غير مستقيم سخن مي گويد مالك يوم الدين و تازه به عقيده ي نگارنده در اين سخن هم هر دو وجه رحمت و غضب نهفته است .

           سخنوران و مبلغين و بخصوص مداحان ما از خدا چه چهره اي ساخته اند ؟ آيا رواست خدايي را كه منشأ تمام خلقت انسان و كائنات از سوي او ، نيست جز رحمت واسعه اش اينگونه معرفي كنيم ؟ با تمسك به چند روايت ضعيف و غير قابل انطباق با عقل خدا را جلاد معرفي كنيم خدايي كه مي خوانيمش يا من سبقت رحمته غضبه .

           نه ، نه ، خدا ما نمي تواند چنين باشد . اين خدا ، خدايي است دست ساز عده اي براي گرم كردن مجلس و كسب روزي از اين مجرا .

          خداي ما خداي شادي و نشاط و رحمت و بخشش و مغفرت و انر‍ژي و حركت و تكاپو خير و بركت و صلح و آشتي و مهرباني است .

         وگرنه اين مردم عادي كه با سختي در اين جامعه با قوت بخور و نميري زندگي مي كنند مگر چه كرده اند كه بايد مستوجب انتظار چنين عذابهايي باشند . نگوييد اين حرفها مردم را به گناه جري مي كند كه ديگر تاريخ مصرف چنين سخنان بي پايه و اساسي  گذشته و مردم خسته و افسرده شده اند . ما راه زندگي آرام را با تمام سختي ها و دشواري ها بر مردممان بسته ايم ديگر روا نيست آنان را از آخرت نااميد سازيم و روز بروز ترس و وحشت بعد از مرگ را در كالبدشان بدميم .

        به خود خدا در مقابل اين مردم همه اهل فن و سخنوران مديونند و در مقابل خدا بايد پاسخگو باشند كه اينگونه او را معرفي مي كنند .

       ديني كه همه اش عزاداري باشد ديني است اختراعي و ابراعي و حتي از اختراع آن شايد مدت مديدي نمي گذرد .

هشيار باشيم .

             با نشاط و انرژي و عشق بسوي خدا برويم و عشق به مبدأ و خدا را جايگزين اين همه بدگماني و ناله و لعن و نفرين كنيم .

 

عوامل شادابی و نشاط در طب و روایات اسلامی

عوامل شادابی و نشاط در طب و روایات اسلامی

تهیه و نگارش : عبدالله حمزه یی مدرس طب و تغذیه ی اسلامی

بر گرفته از روایات و متون اسلامی بخصوص کتاب ارزشمند دانشنامه ی احادیث پزشکی

 

🔴🚫عوامل شادابی و نشاط🚫🔴

۱.    ایمان ( مومن شاداب و شوخ است . پیامبر ص )

۲.   ذکر و یاد خدا (الا بذکر الله تطمئن القلوب . قرآن کریم )

۳.   کمک به مساکین و دستگیری از نیازمندان ( ولقیهم نضرهً و سروراً . قرآن کریم )

۴.    استعمال بوی خوش .

۵.   جامه ی نرم پوشیدن .

۶.  خوردن عسل و نوشیدن شربت عسل .

۷.  نگریستن به سبزه و فضای سبز .

۸.    سواری و سوارکاری .

۹.  پوشیدن کفش زرد ( صفراء فاقع لونها تسرالناظرین . قرآن کریم ) .

۱۰.  قدم زدن .

۱۱. در آب غوطه خوردن و شنا کردن .

۱۲. خوردن و آشامیدن .

۱۳.  به زن خوش سیما نگریستن ( از محارم ) .

۱۴.  ارتباط زناشویی .

۱۵. مسواک زدن .

۱۶. سر را در حمام و غیر آن با ختمی شستن .

۱۷. هم سخن شدن با دیگران و گپ زدن .

۱۸.   ماساژ دادن بدن .

۱۹. خوردن چیزهای تر و سرد .

۲۰. باد زدن خویش و خنک کردن در گرما .

۲۱.  کمتر به حالت راست و قائم نشستن .

۲۲.  نگریستن زیاد انسان به کسی که او را دوست دارید .

۲۳.  یقین و راضی بودن به رضای خدا .

۲۴. پرهیز از گناهان که موجب آرامش روحی و وجدان است .

۲۵.  مزاح و شوخی با یکدیگر .

۲۶.  پوشیدن لباس های روشن .

۲۷. خودآرایی .

۲۸.   حضور در مجالس شادی حلال .

۲۹.   تندرستی و سلامتی تن .

۳۰.  ورزش و فعالیت و کار .

 

آیا دعا حتماً باید به عربی خوانده شود ؟

آیا دعا حتماً باید به عربی خوانده شود ؟

عبدالله حمزه یی

        در این سالهای اخیر مطالبی در فضای مجازی بسیار دست بدست می شود مبنی بر اینکه بجای خواندن دعاهای عربی که معنی آن را نمی دانیم بهتر است به فارسی دعا کنیم . البته شاید بنوعی این مطالب در صدد حذف مراجعه افراد به متون ادعیه می باشد .

در این جال کوتاه قصد نگارنده پرداختن به این موضوع و پاسخ مجمل به این مطلب است .

1. قبل از بیان هر چیز باید یادآور شود تا بحال از سوی هیچ یک از بزرگان دینی و متون دینی گفته نشده که به زبان خود دعا نکنید . بلکه تأکید هر چه بیشتر به ارتباط با خدا است آنهم با هر زبان و گویشی ( وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ )

2. به یقین دعا کردن به هر زبان هیچ تعارضی با خواندن ادعیه وارده از سوی بزرگان دین ندارد .

3. علت تأکید بر خواندن این ادعیه دو نکته مهم است که لازم است همگان به آن توجه کنند : اولاً این ادعیه مأثور و و از سوی بزرگان دین و ائمه ی معصومین ع وارد شده است و از ارزش قدسی خاص خود برخوردار است . ثانیاً این ادعیه حاوی عالی ترین مضامین عرفانی و معنوی می باشد . اگر کسی بی طرفانه و بدون تعصب به محتوای ادعیه وارده از سوی اهل بیت ع نظر کند به یقین متوجه خواهد شد ادعیه ی موجود بخصوص در منابع شیعی منبع بسیار عظیم و سرشاری است از عرفان ، معرفت دینی ، نحوه ی مناجات با خدا و ... که در هیچ یک از متون و منابع دیگر دیده نمی شود . به همین سبب است که حضرت امام ادعیه مأثور را قرآن ساعد می نامند . آیا می توان کلماتی زیباتر و مضامینی عالی ترین از ادعیه مأثور پیدا کرد که بتوان با آن با خداوند صحبت نمود ؟

4. اینکه دعا خواندن بدون درک مفهوم و معنی امری است مورد طعن و نقد منتقدین باید عرض کرد این موضوع از سوی بزرگان و نیز علمای دینی ما هم بارها مورد تأکید قرار گرفته است که دعا زمانی ارزش و اعتبار دارد که بدانید چه می خوانید . خواندن دعا به نیت فهم و کسب معرفت دینی مورد نظر تمام بزرگان دین ما هم می باشد . ولیکن این موضوع نباید در تعارض با اصل خواندن ادعیه ی مأثور باشد . بجای اینکه توصیه کنیم ادعیه مأثور خوانده نشود باید توصیه کرد این ادعیه را با معنی و درک مفهوم و کسب معارف الهی بخوانید . نباید بجای حل مشکل صورت مسئله را پاک کرد .

5. دعا کردن به زبان خود می تواند مکملی برای همین ادعیه ی مذکور باشد و می تواند در کنار ادعیه ی دیگر و جهت ارتباط بیشتر با باریتعالی قرار گیرد .

اظهارات صریح مراجع تقلید درباره دریافت سود توسط بانک ها

اظهار نظري دير هنگام اما ضروري

اظهارات صریح مراجع تقلید درباره دریافت سود توسط بانک ها

          يكي از مؤلفه هاي طاغوتي بودن حكومت شاهنشاهي وجود بهره بانكي بود . نرخ سود بانكي در زمان شاه كمتر از 10 درصد بوده و برخي حتي در شبكه هاي تلويزيوني جمهوري اسلامي نرخ 3% را براي آن اعلام كرده اند .

          گذشته از ميزان دقيق نرخ سود بانكي در زمان شاه ، بايد گفت وجود سود بانكي كه نوعي ربا محسوب مي شود يكي از دستمايه هاي مهم منابر و روحانيت در طاغوتي بودن و ضد اسلامي بودن حكومت شاه بود .

         متأسفانه بعد از انقلاب نه تنها اين مشكل حل نشد بلكه به مرور زمان بانكهاي ايراني به يكي از ربوي ترين بانك هاي دنيا در عصر حاضر مبدل گشت . نيازي به ارائه آمار نرخ سود بانكي در اين گفتار نيست چرا كه هر كس با يك جستجوي ساده در اينترنت مي تواند نرخ نزديك به صفر يا صفر سود بانكي را در كشورهاي ديگر خصوصا بلاد به اصطلاح خودمان كفر مشاهده نمايد .

           يكي از سوالات بي پاسخ مردم هميشه وجود چنين بهره ي بانكي در نظام اسلامي بوده و هست و از آن مهم تر سكوت فقها در مورد اين بهره بالا كه چيزي جز ربا نام ديگري نمي توان بر آن نهاد . لذا همه مي پرسند اگر ربا در اسلام حرام است و حرام و حلال محمد و آل محمد تا قيامت هم حرام يا حلالند چرا فقها 38 سال است در اين مورد سكوت كرده اند ؟ آيا قوانين اسلام تغيير يافته است ؟ آيا فقها و مراجع دين به بي تفاوتي گرفتار آمده اند ؟

          بالاخره بعد از 38 سال فقهاي ما تصميم به اظهار نظر صريح گرفتند . اين اظهار نظر هر چند خيلي دير هنگام ولي به هر حال جاي تشكر دارد چون تا حدودي توانست به برخي سوالات مردم در اين نظام پاسخ دهد .

          به همين مناسبت نظرات صريح مراجع را در خصوص بهره بانكي كه در اكثر سايت هاي ايراني بازتاب گسترده اي داست به رؤيت خوانندگان عزيز مي رساند :

نظر صريح مراجع در مورد بهره بانكي

آخرین خبر/ آیت الله جوادی آملی با بیان اینکه حقوق کارمندان بانک‌های ربوی حرام است گفت: زیرا حقوق حلال در برابر کار حلال گرفته می‌شود.
این اظهار نظر صریح در حالی عنوان شده است که طی امروز و روزهای گذشته نیز چند تن از مراجع عظام تقلید اظهارات پی در پی و روشنی درباره دریافت سود از سوی بانک ها داشته اند.

آیت‌الله جوادی‌آملی: حقوق کارمندان بانک‌های ربوی حرام است
آیت الله جوادی آملی امروز با بیان اینکه حقوق کارمندان بانک‌های ربوی حرام است گفت: زیرا حقوق حلال در برابر کار حلال گرفته می‌شود؛ هزاران تن علف از برزیل با کشتی وارد ایران شده است در صورتی که می‌توان با دوری از اختلاس‌ها و دزدی‌ها از سرمایه‌های گسترده نظام اسلامی استفاده مطلوب کرده و مشکل بیکاری و اقتصاد را کاهش دهیم.
به گزارش فارس، وی در ادامه افزود: اقتصاد مقاومتی فنی نیست بلکه فرهنگی بوده و در این اقتصاد به ایستادگی در برابر مشکلات توجه ویژه شده است و اگر بخواهیم در برابر بیگانه نه بگوییم باید وضعیت اقتصادی مناسبی داشته باشیم.وی از مفهوم اصلی فقیر در ادبیات عرب یاد کرد و ادامه داد: ملت بدون ثروت مادی فقیر بوده و ستون فقرات او شکسته است؛ اکنون این ثروت‌ها در بانک‌های ربوی جمع‌آوری شده در صورتی که ظرفیت‌های بسیاری در نقاط مختلف کشور نیازمند این سرمایه‌هاست.

آیت الله نوری همدانی: دریافت سود از دیرکرد وام های بانکی ربا و حرام است
در همین رابطه، آیت الله نوری همدانی دیروز با بیان اینکه خداوند در هفت سوره قرآن، ربا را حرام اعلام کرده است، گفت: خداوند ربا را خانمان برانداز و توام با مفاسد فراوان دانسته لذا آن را عملی حرام معرفی کرده است. آیت الله نوری همدانی همچنین گفت: بانک ها نیز باید هر آنچه که به عنوان بهره گرفتند، پس بدهند.
این مرجع تقلید با تاکید بر این که اقتصاد مد نظر اسلام اقتصاد مبتنی برتولید است و اسلام با این طرز استفاده از پول مخالف است، گفت: اسلام ،دین کار است و می گوید برای بدست آوردن پول یا باید کار کنید و یا مثل مضاربه و امثال اینها سرمایه خود را در خدمت کاری قرار دهید.
به گزارش ایرنا، وی با بیان اینکه استفاده از پول برای پول بدست آوردن مفاسد زیادی دارد،در تبیین علت آن گفت: برای اینکه صاحب پول در خانه اش نشسته و بدون اینکه دردسر ساختن کارخانه یا در افتادن با کارگرها را داشته باشد، پول بدست می آورد ولی اگر مساله بهره و سود در کار نباشد آن شخص مجبور است پول خود را در راه عمران، آبادانی، صنعت و کشاورزی به کار گیرد. آیت الله نوری همدانی گفت: از طرفی آن کسی که مقروض است، روز به روز مقروض تر می شود، لذا اسلام با این کار مخالف است، و ما نیز این مساله را به آقای دکتر سیف ( رئیس بانک مرکزی) که به قم آمده بود، اعلام کردیم.

آیت‌الله سبحانی: سود بانکی مصداق ربا است/ پرداختن و گرفتن سود بانک اشکال دارد
آیت الله سبحانی هم یکی دیگر از مراجع عظام تقلید، عنوان کردند سود بانکی خلاف شرع است و باید از دریافت و پرداخت آن جلوگیری شود.
به گزارش فارس این مرجع تقلید امروز با اشاره به داستانی در خصوص جریان فتح عربستان توسط پیامبر و درخواست اهل طائف برای مجاز دانستن ربا در مراودات اقتصادی این منطقه خاطرنشان کرد: سود مصداق ربا است و در هر جایی باشد باید از بین برود. وی تصریح کرد: اگر اقتصاد ما دچار رکود است به‌خاطر این بوده که همه پول خود را در بانک گذاشته‌اند و سود می‌گیرند، مردم نباید به بانک‌ها سود بپردازند، گرفتن و پرداختن سود به بانک مشکل دارد.

آیت الله مکارم شیرازی: سود بانکی شرعاً و عرفا جایز نیست/ بانک‌ها نباید از بدهی‌ها سود بگیرند
در همین زمینه آیت الله مکارم شیرازی با بیان اینکه سود بانکی شرعاً و عرفا جایز نیست گفت: بانک‌ها نباید از بدهی‌ها سود بگیرند.
به گزارش فارس، آیت‌الله مکارم شیرازی، دو روز قبل با اشاره به طرح موضوعاتی از این دست در تماس تلفنی رئیس جمهور برای تبریک سال جدید، تصریح کرد: باید این مسائل نیز در کشور حل شود.

اسطوره سازی ، عاملی در انحراف دین-1

اسطوره سازی ، عاملی در انحراف دین-1

عبدا... حمزه یی

                  بنظر نگارنده یکی عوامل انحراف و کج اندیشی در دین حس اسطوره سازی در مورد شخصیت های دینی است که از آنها یک شخصیت غیر واقعی و در نتیجه دست نایافتنی و مافوق بشری می سازد . شاید در ابتدا این امر بی اهمیت به نظر برسد ولی اگر با دید دقیق تر به این معضل بنگریم درخواهیم یافت که سخنان غیر واقعی در مورد ائمه موجب دور کردن بویژه نسل جوان از دین می شود .

               بعنوان مثال در منابر از وعّاظ شاید این سخنان را شنیده باشید که حضرت علی علیه السلام هر شب هزار رکعت نماز می خواند . این سخنان با عقل و منطق و محاسبه ی مسلم طبیعی در تعارض و ناسازگاری تام است مگر اینکه وارد جنبه ی غیر بشری ائمه شویم که در آن صورت تعارض بزرگ تری ÷یش می آید و آن تعارض با نص آیه ی قرآن کریم است که می فرماید : « أنا بشرٌ مثلُکم » .

           اما تعارض آن با عقل و منطق در این است : اگر هر رکعت نماز را بطور متوسط یک دقیقه محاسبه کنیم خواندن هزار رکعت نماز 1000 دقیقه وقت می برد . هر ساعت 60 دقیقه است که با تقسیم 1000 بر 60 عدد 16/6 ساعت بدست می آید یعنی برای خواندن 1000 رکعت نماز که هر رکعت آ« حداقل 1 دقیقه بطور می انجامد آ«هم بدون استراحت بیش از 16/5 ساعت وقت لازم است . یعنی حضرت باید نعوذبالله مانند ماشین بدون توقف 16/5 ساعت نماز بخواند و فقط 7/5 ساعت برای امور روزانه و خواب و کار و استراحت و مأموریت های ویژه ی حکومتی وقت دارد که امری است کاملاً غیر ممکن و غیر منطقی .

           بنظر می رسد برای تبلیغ دین و بزرگذداشت ائمه ی معصومین اصلاً نیازی نیست چنین حرف هایی مطرح شود که موجب وهن مذهب و بزرگان دینی ما می شود .

دين اسلام ، فقه محور يا اخلاق محور

دين اسلام ، فقه محور يا اخلاق محور

عبدا... حمزه يي

             قبل از بيان سطوري در خصوص موضوع مذكور بايد به اين نكته مهم اشاره كنم كه غرض از نوشتار اين نيست كه فقه در دين اسلام جايي ندارد يا نبايد به تكاليف و احكام توجه نمود بلكه هدف بيان اهميت مسئله ي اخلاق در دين اسلام است .

        سخن را با اين سوال آغاز مي كنم كه عدد آيات الاحكام در قرآن چند آيه است ؟ چه نسبتي بين تعداد آيات الاحكام و تعداد كل آيات قرآن وجود دارد ؟

          قبل از پاسخ به اين سؤال يادآوري كنم دو منبع مهم دريافت احكام و دستورات دين قرآن و سنت مي باشند . در بين اين دو تنها اين قرآن است كه تمام فرق اسلامي بر آن اجماع داشته و بي كم و كاست آن را قبول دارند و اين متن قرآن است كه بدون شك و ترديد به تواتر بدست ما رسيده است وليكن سنت در طول تاريخ اسلام دستخوش آسيب هاي زيادي شده از جمله دوران فَتــرت يعني منع 90 ساله نقل حديث كه با فرمان عمر بن عبدالعزيز نقض شد و ورود روايات جعلي و غلات به طوري كه حتي در زمان خود رسول خدا ص اقدم به جعل حديث مي كردند تا جايي كه حضرت لاجرم بر منبر رفت و فرمود :  مَنْ كَذَبَ عَلي مُتَعمّداً فَليَتَبَوَّأ مَقعَدهَ مِنَ النار : هر كس از روي عمد بر من دروغ ببندد جايگاني از آتش براي خود فراهم ساخته است . اين حديث در منابع اهل سنت و شيعي از طرق مختلف نقل شده و از روايات صحيحه مي باشد .

              بنابراين نص يا متن قرآن متقن ترين منبع براي دريافت احكام دين مي باشد تا جايي كه بسياري از بزرگان فقها ، شرط فقاهت را تسلط و آگاهي كامل از آيات الاحكام دارند . 

           بنا بر صحيح ترين روايتي كه از اميرالمؤمنين علي ع نقل شده است تعداد كل آيات قرآن 6236 ايه مي باشد و عدد آيات الاحكام بنا بر قول مشهور فقها و علماي اسلامي 500 آيه مي باشد . اگر بخواهيم نسبت آيات الاحكام را به مجموع ديگر آيات كه غالبا در اخلاق و مناسبات فردي و اجتماعي بيان شده اند را محاسبه كنيم كمتر از 20% از آيات قرآن به احكام اختصاص يافته است . همين امر موجب شده كه نظراتي از سوي برخي دانشمندان اسلامي مطرح شود كه دين اسلام دين فقه محور نيست بلكه ديني اخلاق محور است و در يك حكومت ديني نمي توان جامعه را با فقه اداره نمود زيرا آنچه كه مي تواند يك جامعه را بخوبي اداره كند اخلاق و اخلاق محوري است چنانكه رسول مكرم اسلام ص نيز فرمودند : « إنِّي بُعِثتُ لِأُتَمِّـمَ مَكـارِم الأَخلاق »

       البته همانطوري كه يادآور شدم نگارنده در صدد اثبات اخلاق محور بودن يا فقه محور بودن دين اسلام نيست بلكه با بيان اين نكته در صدد آن است كه تأكيدي داشته باشد كه محوريت مغفول مانده ي اخلاق در جوامع اسلامي . كما اينكه بيان اينگونه مسائل از سوي هر كس كه باشد با برخورد و مخالفت فقهاء مواجه خواهد شد .

حمزه يي ///

1/10/94

 

استفتائات از مراجع در خصوص اختلاف قرائت در نماز

استفتائات از مراجع در خصوص اختلاف قرائت در نماز

از عبدا... حمزه يي

نماز و مهر کربلا - کلام مطهر

          اينجانب در حين تأليف و گردآوري پايان نامه ي اختلاف قرائات بخشي را در تتمه ي نظرات علماي شيعه در مورد جواز اختلاف قرائت در نماز آوردم . اين نظرات مستقيماً توسط نگارنده از دفاتر مراجع استفتاء گرديده است .

متن استفتاء به شرح زير است :

سلام علیکم نظر معظم له در مورد اختلاف قرائات قرآنی چیست ؟ آیا نماز گزار می تواند در نماز به قرائتی غیر از قرائت حفظ از عاصم قرائت کند ؟

نظر آيت الله مكارم شيرازي (حفظه الله)

ایشان در پاسخ به استفتاء شماره 9402300070 که نگارنده ی پایان نامه درخواست نموده است

کد رهگیری ( 9402300070) مي فرمايند :

بسم الله الرحمن الرحيم

:: با اهداء سلام و تحيت؛

پاسخ: 

 این اختلاف بین قراء وجود دارد اما خواندن غیر قرائت حفص از عاصم در شرایطى که فقط این قرائت مشهور است اشکال دارد.

 

نظر آيت الله نوري همداني (حفظه الله)

ایشان در پاسخ به استفتاء شماره 19925 که نگارنده ی پایان نامه درخواست نموده است می فرمایند :

کد استفتاء  19925

 جواب معظم له :

بسمه تعالی

سلام عليكم

مانعی ندارد .

 

نظر آيت الله علوي گرگاني (حفظه الله)

پاسخ به استفتای شما :

بسمه تعالی

بنابر احتیاط واجب قرائت نماز باید به قرائت مشهور که در قرآن موجود است باشد و قرائت به غیر از قرائت متداول صحیح نیست .

 

نظر آيت الله مظاهري(حفظه الله)

پاسخ سوال شماره:32213

بسمه تعالی

باید همان قرائت مشهور را همه بگیرند و طبق آن عمل کنند و اختلاف در قرائت جایز نیست.

حسین المظاهری

 

نظر آيت الله گرامي (حفظه الله)

 

بسمه تعالی

به نظر حقیر حتماً باید قرائت مرسوم و چاپ قرآن های این منطقه که محل نزول وحی و دریافت شیعه و سنی این منطقه است رعایت شود اما اینکه اصل این قرائت از حفص یا عاصم یا ... است امری قطعی نیست قرائتهای مختلف در کتابهای تفسیری و غیره است نه متن قران .

                                                                        والسلام

                                                                                               

 

نظر آيت الله محقق كابلي (حفظه الله)

 

بسمه تعالی
در صورتی که قرائت عرفاً صحیح باشد اشکال ندارد.

 

نظر آيت الله صافي گلپايگاني(حفظه الله)

پاسخ به استفتاء شماره  40A943

 

عليكم السلام و رحمه الله

به نظر معظم له قرائت در نماز اگر بر نهج عربي باشد كافي است هرچند بر طبق قرائت قرّاء سبعه نباشد . والله العالم . موفق باشيد . 14 شعبان المعظم 1436

 

لازم به يادآوري است علاقمندان و صاحبان فن براي رسيدن به نظر اجتهادي مي توانند به پايان نامه ي « تحليل و تبيين نظرات علامه عسگري در مورد اختلاف قرائات و مقايسه ي آن با آراء و فتاواي ديگر علما و فقهاي شيعه » مراجعه نمايند .

عبدا... حمزه يي

نحوست ماه صفر ، آري يا خير ؟

نحوست ماه صفر ، آري يا خير ؟

از عبدالله حمزه يي 

            يكي از مشكلات جامعه ي اسلامي ايراني ما كه حقير از آن به « ضيق ايام » تعبير مي كنم و معتقدم ربطي به شريعت اسلام ندارد كثرت ايام نحوست و عزاداري و محدود شدن ايام شادي و چه بسا ايام عادي روزه مره است . و در پس همين تفكر عوامانه كار و تلاش و پيشرفت مسلمين به حداقل رسيده و نوعي ركود و وازدگي و درنتيجه عقب ماندگي در جوامع اسلامي را ايحاد شده است .

         اگر با ديدي متتبعانه و دقيق به تاريخ اسلام از عصر رسول خدا ص تا عصر ائمه طاهرين ع بيفكنيم در هيچ جاي تاريخ اسلام اينهمه ايام عزاداري و ذكر مصيبت و به تبع آن تعطيلي نداريم .

         ماه صفر نيز يكي از همين مقولات است . در بين عوام صفر به نحوست شهره گشته است . به واسطه ي همين نحوست بسياري از ما از انجام خيلي از كارها دست مي كشيم . آيا واقعاً ثفر نحس است ؟ بر اساس كدام روايت چنين تفكري در جامعه ي اسلامي ايراني ما ايجاد شده است ؟

           رئيس المحدثين شيخ صدوق در كتاب علل الشرايع اين حديث را به عنوان حدیثی مسند از ابن عباس آورده است که 

«عَنْ سَعِیدِ بْنِ جُبَیْرٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: کَانَ النَّبِیُّ ص ذَاتَ یَوْمٍ فِی مَسْجِدِ قُبَا وَ عِنْدَهُ نَفَرٌ مِنْ أَصْحَابِهِ فَقَالَ أَوَّلُ مَنْ یَدْخُلُ عَلَیْکُمُ السَّاعَةَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَلَمَّا سَمِعُوا ذَلِکَ قَامَ نَفَرٌ مِنْهُمْ فَخَرَجُوا وَ کُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ یُحِبُّ أَنْ یَعُودَ لِیَکُونَ أَوَّلَ دَاخِلٍ فَیَسْتَوْجِبَ الْجَنَّةَ فَعَلِمَ النَّبِیُّ ص ذَلِکَ مِنْهُمْ فَقَالَ لِمَنْ بَقِیَ عِنْدَهُ مِنْ أَصْحَابِهِ إِنَّهُ سَیَدْخُلُ عَلَیْکُمْ جَمَاعَةٌ یَسْتَبِقُونَ فَمَنْ بَشَّرَنِی بِخُرُوجِ آذَارَ فَلَهُ الْجَنَّةُ فَعَادَ الْقَوْمُ وَ دَخَلُوا وَ مَعَهُمْ أَبُو ذَرٍّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ فَقَالَ لَهُمْ فِی أَیِّ شَهْرٍ نَحْنُ مِنَ الشُّهُورِ الرُّومِیَّةِ فَقَالَ أَبُو ذَرٍّ قَدْ خَرَجَ آذَارُ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ ص قَدْ عَلِمْتُ ذَلِکَ یَا أَبَا ذَرٍّ وَ لَکِنِّی أَحْبَبْتُ أَنْ یَعْلَمَ قُومِی أَنَّکَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ .

           روزي پیامبر اکرم صلي الله عليه و آله در مسجد قبا در جمع عده اي از اصحابش فرمودند:  اولین کسی که هم اکنون بر شما وارد می شود، مردی از اهل بهشت است. پس چند نفر که این مطلب را شنیدند از یک در مسجد خارج شدند تا از در دیگر وارد شوند و اول کسی باشند که مستحق بهشت مي‌گردند.

         پیامبر که متوجه این موضوع شدند، به عده ای که در مسجد باقی مانده بودند، فرمودند: هم اکنون عده زیادی از در مسجد وارد می شوند، پس (از بين آنان) کسی اهل بهشت است که تمام شدن ماه آذار را به من خبر دهد.
          آن عده(اي كه با ورودشان مي‌خواستند خود را بهشتي كنند) برگشتند و وارد مسجد شدند در حالی که ابوذر در بین آن‌ها بود.
 
          پیامبر از آنان پرسید: در کدام ماه از ماه‌های رومی قرارداریم؟  تنها ابوذر عرض كرد: یا رسول الله از ماه آذار خارج شده ایم. پیامبر فرمود: ابوذر، این را می‌دانستم و لیکن دوست داشتم اصحاب من، مردی را که اهل بهشت است بشناسند.(*)

و اما نكاتي كه مي توان از اين حديث برداشت نمود : 

1. تقطيع حديث يكي از عوامل مهم ايجاد كج فهمي در محتواي حديث است . در اين حديث نسبتاً مشروح ، برخي حديث را تقطيع نموده اند و همين امر موجب برداشت غلط از حديث گشته است . عبارت « فمن بشرنی بخروج آذار فله الجنه » تنها بخشي از حديث است كه بدان بسنده شده است . 
2. آذار اصلا به معني ماه صفر نبوده و نام يكي از ماه هاي رومي است . 
3. در دلالت حديث و حتي ترجمه ي لفظي آن نيز تحريف صورت گرفته است چنانكه (آن حضرت فقط پرسيدند در کدام ماه از ماههای رومی قرارداریم؟ نه اينكه از كدام ماه خارج شده ايم؟!) 
4. موضوع در اين حديث اساساً ماه هاي سال نبوده بلكه سوالي است براي شناساندن آن فردي كه أهل بهشت است يعني ابوذر .  
5. بنا براين از حديث مشهور نمي توان نحوست ماه صفر را نتيجه گرفت .
  
(*)شيخ صدوق ، علل الشرايع ،مكتبه الداوري قم ، ج 1 ص 176

روح عبادت ، وجه مشترك همه اديان

روح عبادت ، وجه مشترك همه اديان

عبدا... حمزه يي

          اختلاف در مناسك عبادي و فقهي آنقدر در فرق مختلف اسلامي زياد است كه دامنه ي اين اختلاف نظرها حتي در بين علماي يك فرقه و شعبه ي ديني هم ديده مي شود . مثلاً مي بينيد كه در حين نماز شيعه دستها را مي اندازد ولي اهل سنت دستها را بر روي سينه نگه ميدارند . دامنه ي اين اختلافات در اديان مختلف به اوج خود مي رسد . مسلمان نماز مي خواند ، مسيحي به كليسا رفته و آداب خاص عبادي خود را انجام مي دهد و يهود در كنيسه نيز آداب خود را دارد . 

          سؤالي كه شايد از قديم الايام ذهن بسياري را به خود مشغول داشته است اين است كه كدام يك بر حقند و كدام روش و آيين درست است . همين امر موجب اختلافات زيادي در ابناء بشر و دينداران شده است و به همين سبب است كه برخي دين را عامل اختلاف و نزاع بشر مي دانند . نزاعي بيهوده و بي اساس .

          چرا بيهوده ؟ بدين سبب كه نوع بشر غالباً بجاي پرداختن به وجه مشترك تمام اين مناسك و عبادات ، به ظواهر آن مي پردازد . ظواهري كه شايد در مقابل اصل و روح عبادات قابل توجه نيست . نه بدان معني كه نبايد بدنبال اصل و حقيقت امر رفت بلكه بدين جهت كه بجاي پرداختن به درگيري هاي بي اساس بخاطر ظواهر ، اگر دين داران به روح اين مناسك مي پرداختند قطعاً و يقيناً وضع بشر بمراتب بهتر از اين مي بود . اگر سوال كنيد كه آيا عاملي وجود دارد كه در تمام اديان بشر از گذشته تاكنون و در سراتاسر گيتي بين همهگان مشترك باشد مي گوييم بله . اديان و فرق مختلف ديني با تمام اختلافات و تفاوت هايي كه با هم دارند داراي يك وجه اشتراك مهم و اساسي هستند كه مغز عبادت است و مي تواند پيروان همه اديان را گرداگرد خود جمع كرده و مجتمع سازد .

          روح عبادت چيست ؟ روح عبادت همان چيزي است كه ما در دستورات ديني عبادي خود از آن به حضور قلب تعبير مي كنيم . در حقيقت اين روح عبادت و حس پرستش است كه آدمي را به نماز و عبادت وا مي دارد . لذا مي گويند نماز بي حضور قلب ارزشي ندارد . نماز مي خوانيم و خود نمي دانيم چه مي خوانيم . دعاي كميل يا ... مي خوانيم و پيوسته كتاب دعا را ورق مي زنيم كه ببينيم كي تمام مي شود و اصلاً توجهي به الفاظ و معاني بلند آن نداريم .

          بنده اين را وقتي براي مطالعه و آشنايي با آداب و مناسك مسيحيت به كليساي رفته بودم بخوبي حس كردم آنجا كه فردي را ديدم كه با حالتي معنوي و روحاني و سر بزير از كناري وارد كليسا شد و در دور از محلي كه من و دوستانم نشسته بوديم بر روي صندلي كليسا نشست و سر بر روي پشتي صندلي مقابل گذاشت و در سكوت كليسا و تنهايي خود به راز و نياز خالصانه پرداخت .

          هر يك از ما بنا به ديني كه بر آن متولد شده ايم يا بندرت بر اساس تحقيق و مطالعات خود به آن رسيده ايم خدا را مي پرستيم . و همه مي گويند من بر حقم و در مسير درست حركت مي كنم . سؤال اينجاست كه همه خود را حق مي دانند ، آيا ناحقي وجود ندارد ؟

          در اين گفتار تنها نتيجه اي كه مي توان گرفت اين است كه به روح عبادت كه همان حضور قلب در عبادات است توجه كنيم و بدانيم كه مهم ترين چيزي كه موجب ارزشمندي و بهاي عبادات ما در هر سلك و مذهب و مناسكي مي شود توجه قلبي به معبودي است كه در مقابل او به عبادت نشسته ايم .

مرجئــه

مرجئــه

تلخیص کتاب مرجئه نوشته رسول جعفریان

تهیه و تلخیص : عبدا... حمزه یی

معنای لغوی ارجاء :

1. به تأخیر انداختن .

02 امید دادن .

إرجاء در قرآن :

این لغت در قرآن به شکل « مُرجُون » در آیه ی 106 سوره ی توبه به کار برده شده است .

« وَآخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللّهِ إِمَّا یُعَذِّبُهُمْ وَإِمَّا یَتُوبُ عَلَیْهِمْ وَاللّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ  »

و گروهی دیگر هستند که به امر خدا واگذار شده اند ; یا عذابشان می کند و یا توبه شان را می پذیرد. و خدا دانا و حکیم است .

آیات 104 تا 106 سوره ی توبه در مورد متخلفین از جنگ تبوک است یعنی : هلال بن امیه ، مُراره بن ربیع و کعب بن مالک . پیامبر ص پس از بازگشت از تبوک دستور داد تا کسی با آنان سخن نگوید و آنان نیز نادم شده و استغفار کردند تا اینکه بعد از 50 روز توبه آنان پذیرفته شد . ( مجکع البیان ج 4 ، ص 69 )

إرجاء در اصطلاح :

01 شهرستانی : تأخیر حکم صاحب الکبیره إلی یوم القیامه . ( تعریف مهم و اصلی ) « الملل و النحل ج 1 ص 125 »

02 مؤخّر دانستن عمل از ایمان .

03 تأخیر رتبه ی علی ع به بعد از خلفای ثلاثه . ( لعلّ المراد بالمرجئه کل من أخره علیاً ع من درجهٍ إلی الرابع ) « مجلسی بحار ج 42 ص 292 .

مرجئه چه کسانی بودند ؟

گروهی بودند که که اموری را که بر آنان مشتبه بود یا مدعی بودند نمی توان در مورد آنها قضاوت صریحی کرد را به روز قیامت واگذار می کنند تا خداوند در مورد آن قضاوت کند . مانند جمگ جمل .

زمینه ایجاد اعتزال و ارجاء :

            کسانی بودن که در جنگ جمل اعتزال گزیده و قعود کردند و گفتند نمی توان طرف یکی از دو گروه متخاصم در جنگ را گرفت . برخی انگیزه ی شخصی داشتند و برخی به دلایل فرهنگی و مذهبی چنین سیاستی را اتخاذ کردند . لذا گفتند « نرجیء امرهما الی ا... » مانند سعد بن ابی وقاص ، محمد بن مسلمه انصاری ، اسامه بن زید ، أُهبان بن صَیفی ، عبدا... بن عمر . واصل بن عطاء نیز که منشاء پیدایش اعتزال بود از اهل قعود بود و علی ع را وانهاد .

اول کسی که در مورد ارجاء مطلب نوشت :

اولین نفر ، حسن بن محمد بن حنفیه بود . رساله ی حسن بن محمد به ما رسیده است . حسن گفت ما ابوبکر و عمر را دوست می داریم چرا که امت در باره ی آنها با یکدیگر به قتال برنخاستند و در باره آنها تردید نکرده بودند . اما در باره ی کسانی که بعد از آنها آمدند کار آنها را به خداوند موکول می کنیم . این امر موجب شد که محمد حنفیه با عصا بر سر حسن زد و گفت « لا تولی أباک علیاً » آیا پدرت را دوست نمی داری ؟

ذهبی ، حسن بن محمد حنفیه را « أقدم المرجئه » نام می برد .

چگونگی رشد ارجاء :

* توقف در مورد ایمان و کفر مسلمانان درگیر در جنگهای داخلی اولین سخن مرجئه بود .

* با گذشت زمان مرجئه مجبور شدند برای توقف خود یک توجیه کلامی درست کنند لذا گفتند : « الایمانُ قولٌ ببلا عمل » که همان جدایی ایمان از عمل بود .

رکن اصلی ارجاء :

داخل ندانستن عمل در ایمان لذا می گویند خداوند ممکن است فساق مؤمنین را عفو کند .

فلسفه ی نظریه ی جدایی ایمان از عمل :

دفاع از کسانی بود که مؤمن بودند و گرفتار فتنه شده بودند . در حقیقت اثبات ایمان برای هر دو گروه که دو عمل متفاوت داشتند.

تئوری پرداز ارجاء :

تئوری پرداز ارجاء را ابوحنیفه می دانند . رسوخ ارجاء در اصحاب رأی بدون تردید بدست ابوحنــیفه بوده است . لذا ابوحنیفه را « اصل الارجاء » . البته برخی معتقدند ارجاء به ابوحنیفه مربوط نمی شود .

ابوحنبفه نه تنها در « فقه اکبر » بلکه در « العالم و المتعلم » که قدیمی ترین رساله در موضوع ارجاء است ، این نظریه را تشریح کرده است . او معتقد است ایمان زیادت و نقصان بر نمی دارد . مثلاً استدلال می کند که بر زن حائض نماز و روزه نیست اما نمی توان گفت که ایمان هم در آن دوره از او دور شده است .

رساله ی « العالم و المتعلم » به شیوه ی پرسش و پاسخ می باشد که در آن زمان شیوه ای ابتکاری در نوشتار بود .

عقاید ابوحنیفه در ارجاء :

01 ایمان جدای عمل است و عمل نقشی در ایمان ندارد .

02 ایمان شدت و ضعف ندارد و ایمان انسان و ملائکه یکسان است اگر چه ملائکه بدلایلی دیگر برتر از ما هستند .

03 ارجاء توقف بر امری است که ماهیت آن بر ما روشن نیست .

04 در مقابل دو دسته ای که مقاتله می کنند ، ارجاء به معنای توقف در مورد آنهاست .

05 باید دانست هر دو بر صواب نیستند . یا هر دو بر خطا هستند یا یکی از آنها بر خطاست .

06 تنها انبیاء و کسانی که انبیاء شهادت به بهشتی بودن آنها داده اند به بهشت می روند و مشرکان به جهنم می روند . جز آنها باید نسبت به دیگران توقف کرد .

07 مؤمن به دلیل اعتقاد به خدا ، حتی با انجام گناه کبیره ، اعم از کبیره یا صغیره ، از دایره ی ایمان خارج نشده و می تواند امید به مغفرت الهی داشته باشد .

نقطه ی اشتراک مرجئه :

نقطه ی اشتراک گروه های مختلف مرجئه ، جدا کردن حوزه ی ایمان از عمل است .

اختلاف نظر گروه های مختلف مرجئه :

01 جهمیه ( جهم بن صفوان ) : ایمان عبارت است از معرفت به خدا ، و کفر عبارت است از جهل به خدا .

02 ایمان عبارت است از معرفت به خدا + خضوع قلبی .

03 ایمان عبارت است از معرفت به خدا + خضوع قلبی + ترک استکبار .

04 غیلان دمشقی : معرفت ربطی به ایمان ندارد و ایمان فقط تصدیق و اقرار زبانی است .

05 ایمان عبارت است از معرفت + اقرار زبانی .

ارتباط درونی اجزاء ایمان و مرز کفر :

*جهمیه : تنها معرفت ماهیت ایمان را تشکیل می دهد و مرز کفر همان جهالت است . لذا با وجود معرفت حتی انکار زبانی کفر نمی آورد .

* کرامیه ( محمد بن کرّام سجستانی ) : اقرار لسانی در ایمان کافی است و حتی با وجود جحد قلبی ، کفر مصداق نمی یابد .

مرتکب کبیره و مفهوم فسق نزد مرجئه :

01 مرتکب کبیره و تارک فریضه تنها در حین گناه می توان گفت « إنه فَسق » و پس از انجام فعل نمی توان به او فاسق گفت .

02 اطلاق فاسقبطور مطلق ، بر مؤمن گنه کار روا نیست .

* خوارج مرتکب گناه کبیره را کافر می دانند . مرجئه ، مؤمن می دانند و معتزله تنها فاسق می دانند نه مؤمن و نه کافر .

نظر مرجئه و دیگران در مورد خلافت و امامت :

01 نظر برخی از معتزله و خوارج : امامت در همه ی مردم جایز است و اختصاص به هیچ کس ندارد .

02 غیلانی ها : امامت جز به اجماع امت اثبات نمی شود .

03 مرجئه : خروج بر سلطان جائر ، جائز ایت .

04 اهل حدیث : خروج بر سلطان روا نیست .

دستجات غلات مرجئه :

01 ( کرّامیه ) : ایمان همان « قول و کلام » است وحتی اگر شخص در قلب خود کفر بورزد او را مؤمن می دانند .

02 ( جهیمه ) : ایمان همان اعتقاد قلبی است و قائل به آن حتی اگر در زبان کفر بورزد یا بت بپرستد یا به ظاهر بر مردم یهود و نصاری باشد ممکن است .

ارجاء غالی :

افراط در اعتقاد که موجب این اعتقاد می شود که از ارزش عمل کاسته می شود . لذا فرد در صورت ارتکاب هر گناه مانند زنا و دزدی و ... مؤمن است .

چرا به ارجاء ، « إهواء » گویند ؟

            ابوعلی جبائی می گوید : زیرا سلف آنها آیات را بر غیر وجه خویش تأویل می کردند . لذا دلهاشان به سمت آنچه سهل و آسان بود و برای نفس خوش تر ، تمایل یافت . زیرا اعتقاد به وعید ( عذاب ) برای نفس سخت است .

ایمان از نظر اهل بیت ع :

ایمان از نظر اهل بیت ع ، تصدیق قلبی و درونی است و در مرحله ی بالاتری از اسلام قرار دارد . اسلام تنها شهادت لسانی و ظاهر یعنی عمل به شر ع است . هر مؤمنی مسلمان اسن ولی هر مسلمانی مؤمن نیست .

امام صادق , : ... و لا یثبت الایمان إلا بعمل » کافی ج 2 ص 40

دیدگاه متکلمان شیعه در باره ای ایمان :

علامه طباطبایی : علامه فاسق را مؤمن می داند و فعل طاعت را داخل در ایمان نمی داند . مؤمن فاسق قطعاً خلود در جهنم ندارد و جایز است اصلاً وارد جهنم نشود . ( انوار الملکوت ص 180 )

شیخ مفید : وی مرتکب گناه کبیره را فاسق می داند در حالی که معتزله مرتکب کبیره را نه مؤمن و نه مسلم می داند بلکه مطلق « فاسق » می داند .

سید مرتضی : مانند ابواسحاق نوبختی ، ایمان را از طاعت جدا کرده است و تصدیق قلبی را شرط می داند و اعتباری بر آنچه که بر زبان فرد بعد از تصئیق قلبی جاری می شود قائل نیست . ( الذخیره 2 537-536) . البته سید مرتضی لازمه جدایی ایمان را از عمل همسطح بودن ایمان همه مردم و حتی ملائکه نمی داند .  ( رسائل سید مرتضی ج 1 ص 155)

دیدگاه خواجه نصیر و علامه حلی : ایمان تصدیق قلبی و اقرار زبانی است . و تصدیق لسانی را که فاقد ایمان باشد مصداق آیه 14 حجرات : « و قالت الاعراب آمنا ... » می داند .

رساله ی شهید ثانی ( رساله ی حقائق الایمان ) در باره ایمان :

* این رساله ، جامع ترین رساله ای است که در باره ی ایمان و اسلام نوشته شده است . شهید ثانی نظر مرجئه نظر مرجئه و نظر سید مرتضی در الذخیره را قبول دارد و به ایات زیر استناد می کند :

01 إنّ الذین آمنوا وَ عملو الصالحات ... » بقره /277

02 و من یعمل من الصالحات و هو مؤمن ... » طه / 12

03 وإن طائفتان من المؤمنین اقتتلوا ... » حجرات / 9  ( مؤمن در حین ارتکاب معاصی هنوز مؤمن است )

04 یا ایها الذین آمنوا ، اتقوا الله و کونوا مع الصادقین » توبه /119

05 ولما یدخل الایمان فی قلوبکم » حجرات /14

* شهید ثانی حدیث « الایمان تصدیق بالجنان ،اقرار بالسان و عمل بالارکان » را رد کرده و بر آن خدشه وارد کرده است . دلیل او بر این ردیه آیه ی « و حجدوا بها و استیقنتها انفسهم » ( نمل / 14 ) دانسته که ظاهر آیه ایمان را تعیین قلبی و عدم انکار می داند .

* شهید ثانی آشمارا قول به عدم زیادت و نقصان در حقیقت ایمان را پذیرفته است .و ادله ی اثبات زیادت و نقصان را مربوط به مراتب کمالی ایمان می داند نه اصل حقیقت ایمان .

سخن امامان در مورد مرجئه :

امام باقر ع : اللهم العن المرجئه فإنهم أعداؤنا فی الدنیا و الاخره . ( الکافی ج8ص276 )

دلیل اصلی محو مرجئه :

دلیل اصلی محو مرجئه ، هضم آنها در اهل سنت و جماعت بود . ( معتزله از مخالفین اصلی مرجئه بودند ) .

مکتب تفکیک چیست ؟

مکتب تفکیک چیست ؟

تنظیم و ویرایبش : ع. حمزه یی

          مکتب تفکیک ( مکتب مشهد و مکتب معارف نیز خوانده می‌شود ) مکتبی در علوم مذهبی شیعی است که پیروانش بر تفکیک آموزه‌های فلسفی از روش‌های دین‌شناسی تأکید دارند . این مکتب منتج از آموزه‌های میرزا مهدی اصفهانی در مشهد شکل گرفت . عنوان مکتب تفکیک نخستین بار توسط محمدرضا حکیمی طی مقاله‌ای با همین نام در شمارهٔ ۱۲، سال نهم کیهان فرهنگی ، در اسفند ۱۳۷۱[۱] معرفی شد و شهرت یافت. پس از آن و در سال ۱۳۷۵ وی کتابی با همین نام منتشر کرد و در آن به تفسیر دیدگاه‌های این مکتب و معرفی بنیان‌گذاران آن پرداخت.[۲]



تفکیـکیون جریان غالب فکری در حوزه علمیه مشهد را تشکیل می‌دهند و چنان در اعتقـادات خود راسخند که امام خمینی ( از اساتید فلسفه اسلامی ) در سال ۱۳۵۸ به احترام حفظ وحدت عمومی حوزه مشهد و حاکمیت دینی ، از ادامه درس تفسیر قرآن خویش که در قالب برنامه «با قرآن در صحنه » از تلویزیون پخش می‌شد ، خودداری کرد . یا در دهه هفتاد شمسی با حضور آیت الله جوادی آملی ( فیلسوف دیگر حوزه علمیه قم ) در مشهد برای زعامت حوزه علمیه این شهر مخالفت کردند.[۳]

 

معرفی

مکتب تفکیک یکی از نظریات اسلامی است که در مشهد ایجاد شده‌است. بینانگذاران این مکتب بر این باورند که می‌بایست میان روش‌های مختلف دسترسی به حقایق جدایی انداخت. در حقیقت قائل به تفکیک روش‌های مختلف معرفت شناختی هستند.
               آنان به شدت به روش معرفتی
ملاصدرا شیرازی می‌تازند و روش او را موجب خلط روشی شناختی می‌دانند . یکی از معروف‌ترین ایشان سید موسی زرآبادی است . این مکتب در گذشته به این نام خوانده نمی‌شد و بیشتر آنرا با عنوان مکتب فکری خراسان می‌شناختند . نام کنونی برای این روش از سوی محمدرضا حکیمی پیشنهاد شده و جا افتاده‌است . وی در مقاله‌ای در کیهان فرهنگی و سپس در کتاب مکتب تفکیک به روش و بینانگذارانش اشاره کرده‌است .

 

طرفداران این مکتب، آن را یک مکتب نوظهور نمی‌دانند بلکه مدعی هستند که این طریقه سلف صالح شیعه ، مانند ثقه الاسلام کلینی ، شیخ صدوق ، شیخ طوسی و سایر فقها و محدثین از قدمای شیعه است .

یکی از اتهاماتی که مخالفین این مکتب به آن وارد می کنند ، اخباری‌گری است در حالی که فقهای این مکتب کاملا گرایش اصولی دارند .

دربارهٔ مکتب تفکیک در سال‌های اخیر کتاب‌های چندی نوشته و منتشر شده‌است . برخی تنها به بیان سرگذشت و برخی دیگر به تحلیل مکتب اقدام کرده‌اند. به سال ۱۳۸۷ هم کتاب الهیات الهی یا الهیات بشری در این راستا از حکیمی انتشار یافت .
گفته می‌شود مکتب تفکیک در حدود سال
۱۳۴۰ خورشیدی در مشهد تأسیس شده و بنیان‌گذار آن ، میرزا مهدی غروی اصفهانی ، به حساب می آید .

غیر از افراد یاد شده آیت الله شیخ هاشم قزوینی ، آیت الله شیخ مجتبی قزوینی خراسانی و آیت الله العظمی میرزا حسنعلی مروارید را نام برد .

در حال حاضر زعامت این مکتب با آیت الله سید جعفر سیدان بوده و استاد محمدرضا حکیمی از افراد برجسته این مکتب است .

علامه شیخ علی ریاحی نبی و استاد مهدی نصیری نیز هر چند اختلاف نظرهایی با مبانی تفکیکی ها دارند اما به هر حال از طرف داران این مکتب به حساب می آیند .

پانوشت ها :

۱. کیهان فرهنگی ، سال نهم ، شماره ۱۲ ، اسفند ۱۳۷۱

۲. حکیمی : ۱۳۸۳ ، ص ۱۴ - ۵

۳. مشهد ، حاشیه نشین مقتدر علی اشرف فتحی ُ شهروند امروز ، شماره ۶۷

منابع :

* محمد رضا حکیمی ، مکتب تفکیک ، قم ، دلیل ما ، چاپ هشتم ۱۳۸۳

* منصوری، خلیل . آیت عرفان. قم: نشرلاهیجی، ۱۳۷۹

* اسلامی ، سید حسن ، رویای خلوص ، قم : صحیفه ی خرد ۱۳۸۳

* معرفی کتاب "صراط مستقیم: نقد مبانی مکتب تفکیک براساس تقریر .

* تقریر": http://www.majzob.info/fa/content/view/2910/169

* پایگاه اطلاع رسانی حجة الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمدحسن وکیلی.

رجال الحدیث - 2 نیاز به علم رجال ( فلسفه ی وجودی علم رجال )

باسمه تعالی

رجال الحدیث

درسنامه ی دکتر مجید معارف

جلسه ی دوم 23/11/92

دانشکده ی اصول الدین تهران

نگارش و ویرایش : عبدا... حمزه یی

موضوع : نیاز به علم رجال ( فلسفه ی وجودی علم رجال )

 

با توجه به پدید آمدن علم رجال ، منتقدین و منکرانی در ضرورت علم رجال پدید آمدند . در حقیقت در مقابل کسانی که به ضرورت علم رجال معتقدند ، گروهی منکر ضرورت و کارآیی علم رجال می باشند .

دو پاسخ مجمل و تحلیلی می توان برای این انکار مطرح نمود :

1-پاسخ مجمل اینکه حدیث دارای دو رکن سند و متن می باشد و علم رجال علمی است که در خدمت سند شناسی حدیث است و علم رجال سندهای صحیح را از ناصحیح تشخیص می دهد . در این پاسخ ما بدنبال پاسخ به منکرین ضرورت علم رجال نیستیم و علم رجال را مستقل از این بحث مورد بررسی قرار می دهیم .

2- پاسخ تحلیلی :

                در این پاسخ ما بدنبال پاسخ دادن به شبهه ای هستیم که منکرین به ضرویت علم رجال القاء می نمایند .

در مقدمه باید گفت دانشمندان شیعه از نظر مشی فکری از اوایل قرن 11 هـ. یعنی از ابتدای دوران صفویه تا کنون به دو گروه تقسیم می شوند :

الف) اخباریون .

ب) اصولیون .

 برای مطالعه درسنامه ی کامل به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

حجاب ، اجبار یا اختیار ! - ۳  ( ( نظر علامه محمد حسین فضل الله ) )

حجاب ، اجبار یا اختیار ! - ۳

( نظر علامه محمد حسین فضل الله )

از ع. حمزه یی

قبل از شروح بحث باید یادآوری می کنم :

* حجاب در کشور ما یک قانون است و صرف نظر از دیدگاه های مختلف هر قانونی لازم الاجراست .

* هدف در این بحث ها ارائه دیدگاه های مختلف و مباحثات علمی و بعضا فقهی است .

* قبل از اظهار نظر حتی مغرضانه کل مطلب را مطالعه نمایید .

* در بحث حجاب بین علما نوعی اجماع وجود دارد .

فضل الله می گوید :

اینکه خداوند در آیه فرموده است :

              اینکه خداوند در آیه فرموده است : « یا ایها النبی قل لازواجک و بناتک و نساء المومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذالک ادنی ان یعرفن فلا یوذین » این حجاب برای آنکه ( زنان با تقوا ) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند نزدیکتر است . این تعلیل « ذالک ادنی ان یعرفن »  برای این است که هویت زن مسلمان مشخص گشته و نیز معلوم شود که یک زن مسلمان به عفت و پاکی و پوشش متمایز است . و در نتیجه اهل فسق متعرض وی نشوند ، همانطوریکه زنهای دیگر را مورد تعرض قرار می دادند . و شاید معنای ایه این باشد که بالاخره زنان مسلمان باید هویت و زی معینی داشته باشند تا از دیگران شناخته شوند .

سپس وی از این کلام نتیجه گیری می کند و می نویسد :

            چه بسا به ذهن می آید که حکمت تشریع حجاب به سبب مصلحت خاص اخلاقی در پوشش نباشد ، بلکه به خاطر رعایت شرایط خاص محیط مدینه و حضور جوانان هرزه و بیکار و احیانا دست درازی به زنان مسلمان بوده که چنین حکمی را خداوند صادر کرده است . و از همین جهت به زنان پیامبر ص و همسران مومنین دستور داده شده که زی اسلامی را رعایت کنند تا از دیگران بویژه زنان اهل کتاب و کنیزان ، متمایز شوند .

           در حقیقت دستور حجاب مانند برداشت امیر المومنین علی ع از دستور پیامبر ص است که فرموده بود : « غیروا الشیب بالخضاب و لا تشبهوا بالیهود » ( نهج البلاغه - حکمت ۱۷) محاسنتان را با حنا رنگ کنید و همچون یهود ریشهای سفید و بلند نداشته باشید . حضرت علی ع بعد از چند سال در توضیح آن می فرماید : این مسئله مربوزط به عهد پیامبر ص بوده و اکنون شما مختار هستید ، زیرا شرایط دگرگون شده است و تعداد مسلمانان بسیار شده و اسلام توسعه یافته و امنیت حکمفرما شده و دیگر لازم نیست محاسنتان را رنگ کنید .

آنگاه ایشان نتیجه گیری می کنند :

       پس این آیه از آیات حجاب الزام آور نیست ، به این معنا که دلالت بر وجوب نمی کند ، زیرا فراز دوم آیه با عدم الزام تناسب دارد .   

حجاب ، اجبار یا اختیار ! - ۲  ( نظر علامه محمد حسین فضل الله )

حجاب ، اجبار یا اختیار ! - ۲

( نظر علامه محمد حسین فضل الله )

از ع. حمزه یی

قبل از شروح بحث باید یادآوری کنم حجاب در کشور ما یک قانون است و صرف نظر از دیدگاه های مختلف هر قانونی لازم الجراست . لذا هدف در این بحث ها ارائه دیدگاه های مختلف و مباحثات علمی و بعضا فقهی است .

 آیت الله سید محمد حسین فضل الله ، مرجع تقلید شیعیان لبنان درباره حجاب بانوان  نگاشته شده که در پایگاه اطلاع رسانی وی منتشر  شده است .

فضل الله می گوید ::



              چنین مطرح می شود که حجاب امری وارداتی یا طائفه ای است که ارتباطی با اسلام ندارد. در این باره ذکر چند نکته ضرورت دارد.

اول - این جهت گیری منفی در قبال حجاب، نوعی فشار آوردن به زن مسلمان باحجاب و ملتزم است و محدود کردن آزادیهای فردی و اجتماعی فردی به شمار می آید که حق دارد لباسی را که می پوشد، انتخاب نماید. خصوصاً اگر این لباس نشان دهنده التزام دینی باشد که زن حق ندارد از آن عبور نماید. حجاب در اسلام نیز نشان دهنده حکم شرعی الزامی می باشد که زن مسلمان باید بدان ملتزم باشد.

دوم - دست زدن به اقدامات تحریک آمیز در رابطه با مسأله حجاب به عنوان یک نماد دینی، در حالی که این حساسیت در باره سایر نمادهای دینی دیده نمی شود، نشان دهنده عقده های فزاینده غربی ها ضد اسلام و التزام مسلمانان ساکن اروپاست. چرا که به خاطر تهمتهایی که به اسلام زده اند و آن را دینی تروریستی و مسلمانان را تروریست معرفی کرده اند، حساسیتها در قبال اسلام گسترش یافته است. این امر باعث شده است که زنان مسلمان محجبه برای استفاده از حجاب احساس نگرانی و ترس نمایند. در حالی حجاب نشان دهنده ویژگی اسلامی ایشان می باشد و به این جهت زنان محجبه در بعضی از کشورها یا جوامع مورد تعدی مادی و معنوی قرار گیرند.

سوم - این که گفته اند حجاب پدیده ای وارداتی است، نشان دهنده جهل نسبت به دین و تاریخ است. زیرا حجاب از زمان شکل گیری دعوت اسلامی در مدینه وجود داشته است . وقتی که آیه حجاب نازل شد، زنان مسلمان با رفتار دینی خود التزام به این آیه را نشان دادند. به همین ترتیب حجاب در همه سرزمینهای اسلامی ادامه یافت و گسترش پیدا کرد. علاوه بر این در نظر گرفتن حجاب به عنوان پدیده ای طائفه ای هم معنا ندارد . در حالی که همگان به خوبی می دانند حجاب امری اسلامی است و مسلمانان آن را از کسان دیگری نگرفته اند. هر چند که بعضی از ملتهای غیر اسلامی به عنوان سنتهای دینی و ملی خود بدان پایبندی داشته اند. اما منشأ حجاب این نبوده است و التزام به آن بر اساس ایمان دینی بوده است.

چهارم - مسأله حجاب از جمله وظایف دولت در نظام اجتماعی نیست. بلکه امری فردی است که با آزادی انسان در انتخاب لباس مربوط می شود؛ درست به مانند سایر آزادیهای فردی. جالب است که بعضی از مسؤولان دولتها از سنگینی و وقار لباس حرف می زنند ولی مانع زنانی نمی شوند که در مراکز اجتماعی و گردشگری به حجاب التزام ندارند. این نشان می دهد که قضیه قانون اجتماعی برای حفاظت از مسائل اخلاقی نیست بلکه تقلید از غرب و تن دادن به مفاهیم غربی در نحوه زندگی می باشد. برای این که اثبات کنند از سنتهای اسلامی آزاد شده اند و به این ترتیب تأیید غربیها را بدست آورند.

پنجم - اگر بهانه قانون منع حجاب در مدارس، تأثیر منفی زنان محجبه بر روان دیگران باشد، این نیز اساس و پایه روان شناسی ندارد. زیرا ملتزمان به حجاب می توانند بگویند که برداشتن حجاب تأثیر منفی روی روان آنها به جای می گذارد. علاوه بر این، امر به کلاسهای درس محدود ومنحصر نمی شود، بلکه همه مراکز مختلط اجتماعی را نیز در بر می گیرد. در این محیطها مردم آزادیهای عمومی خود را دارند. عادت به این تنوع و گونه گونی نشان دهنده امری تمدنی می باشد. درست به مانند این که بخشهای گوناگون یک ملت به شمار می آیند.

ششم - جلوگیری از ورود دانش آموزان و دانشجویان محجبه به مدارس و دانشگاهها، با قانون آزادیها و دموکراسی نیز منافات دارد و اگر زمینه ورود آنها به مدارس ویژه اسلامی وجود نداشته باشد، بسیاری از زنان ملتزم را از تداوم تحصیلات عالی باز می دارد و به دور از ارزشهای انسانی، فشاری آموزشی و تربیتی به شمار می آید.

هفتم - تنوع دینی در اعمال آزادی های عمومی، نشان دهنده امری متمدنانه و تأکید بر همزیستی تمدنهای گوناگون می باشد و نشان دهنده شناخت فرهنگی در جریان گفتگوی بین ادیان می باشد. این امر باعث می شود که دیدگاههای گوناگون نسبت به این جهت گیری دینی اطلاع یابند و جامعه فرهنگ این دین را به خوبی بشناسند.

هشتم - جالب است که منع حجاب در ایالات متحده ره به جایی نبرده است. زیرا آمریکا با احترام به التزام دینی افراد، آزادیهای فردی را مورد تأکید قرار داده است. زیرا ملت آمریکا عقده تاریخی نسبت به اسلام ندارند. در حالی که اروپاییها ممکن است در قبال اسلام عقده داشته باشیم. همین مسائل باعث شده است که مسؤولان کشورهای اسلامی که از غربیها تبعیت می کنند می خواهند با این کارها تأیید غربیها را برای متمدن شدن خود را بدست آورند و در عین حال آزادیهای سیاسی و حقوق شهروندی مردم خود را تحت فشار قرار می دهند.

هشتم - ما بر این عقیده هستیم که دادن آزادی به زن برای رعایت حجاب، این که بدن خود را بپوشاند و صورت و دستهای خود را آشکار نماید، مانع از آزادی حرکت زن در جامعه نمی شود و باعث می شود که زن با شخصیت انسانی خود تبارز یابد نه جنبه زنانه و تحریک کننده خود. حجاب مانع از آن نمی شود که او بدون این که ایجاد تحریک نماید، زن بودن خود را در زندگی زناشویی و مجامع زنانه اظهار نماید.

نهم - جالب است سردمداران تحت فشار قرار دادن زن ملتزم، چنین استدلال می کنند که اگر زن با حجاب وارد مدارس و دانشگاه ها و نهادهای رسمی وارد شود، با نظام لائیک منافات دارد. این استدلال فاقد دقت کافی است. زیرا نظام لائیک مبتنی بر فشار آوردن بر دانش آموزان و دانشجویان ملتزم به دین نمی باشد. خصوصاً این که لائیسیته آزادیهای دینی را زیر فشار قرار نمی دهد. بلکه این آزادیها را برای دولت و قانون معتبر نمی داند. دیگر این که التزام به حجاب در عرصه های عمومی حساستر از التزام به آن در جنبه تربیتی است.

دهم - قوانین منع حجاب دانش آموزان و دانشجویان در مدارس، نشان دهنده فشاری نژادپرستانه بر مردم است و به هیچ صورتی با دموکراسی همخوانی ندارد و نوعی ضدیت با نظام لائیک را در بین مردم به وجود می آورد.

              در پایان حرف ما به دولتهای اسلامی این است که این گونه قوانین ضد انسانی را ملغی سازند و سعی نمایند که سطح فرهنگی مردم را ارتقا ببخشند و به ارزشهای اسلامی و انسانی روی بیاورند که مبتنی بر اخلاق می باشند. این اخلاق است که انسان را به سوی معنویت اوج می دهد. همان معنویتی که انسانهای گوناگون بر اساس شناخت و ارتباط و گشایش، روی آن اشتراک دارند.

                همین طور از دولتهای اروپایی که ممکن است با تحرکات منفی ضد حجاب همنوایی نشان دهند، نیز می خواهیم به جهت ایمان به آزادیهای عمومی، از این روش ضد انسانی فاصله بگیرند. علاوه بر این مسلمانان ساکن در اروپا بخشی از جوامع اروپایی شده اند. از این رو دیگران نباید موضع منفی در قبال آنان بگیرند. امری که به سود هیچ یک از شؤون جامعه نمی باشد. ما به سوی گفتمانی متمدنانه دعوت می کنیم که هواداران ادیان مختلف و تمدنهای گوناگون، دیدگاههای فرهنگی پشت سر این التزام و احکام گوناگون آن را به خوبی درک کنند. این کار صلح و ثبات معنوی و فرهنگی و اجتماعی را برای همه جامعه تحقق می بخشد.

حجاب ، اجبار یا اختیار ! - ۱

حجاب ، اجبار یا اختیار ! - ۱

از ع. حمزه یی

قبل از شروح بحث باید یادآوری کنم حجاب در کشور ما یک قانون است و صرف نظر از دیدگاه های مختلف هر قانونی لازم الجراست . لذا هدف در این بحث ها ارائه دیدگاه های مختلف و مباحثات علمی و بعضا فقهی است .

پرونده:Etelaat20-12-1357.jpg

مصاحبه با آیت‌الله طالقانی در صفحه اول روزنامه اطلاعات ۲۰ اسفند ۱۳۵۷

               بعدازانقلاب ایران، نظام تازه‌تاسیس جمهوری اسلامی با اجباری‌شدن حجاب، مخالفت برخی صاحب‌نظران را برانگیخت. برای نمونه محمود طالقانی پس از اعلام اجباری شدن پوشش سر برای زنان در ادارات دولتی توسط روح‌الله خمینی به موضع‌گیری علیه آن پرداخت. روزنامهٔ اطلاعات به نقل از وی در شماره ۲۰ اسفند ۱۳۵۷ نوشت:[۱۰۱]

 
حتی برای زن‌های مسلمان هم در حجاب اجباری نیست چه برسد به اقلیت‌های مذهبی... ما نمی‌گوییم زنها به ادارات نروند و هیچ کس هم نمی‌گوید... زنان عضو فعال اجتماع ما هستند... اسلام و قرآن و مراجع دین می‌خواهند شخصیت زن حفظ شود. هیچ اجباری هم در کار نیست. مگر در دهات ما از صدر اسلام تا کنون زنان ما چگونه زندگی می‌کردند؟ مگر چادر می‌پوشیدند؟... کی در این راهپیمایی‌ها زنان ما را مجبور کرده که با حجاب یا بی حجاب بیایند؟ این‌ها خودشان احساس مسئولیت کردند. اما حالا اینکه روسری سر کنند یا نکنند باز هم هیچکس در آن اجباری نکرده است.

             هرچند موافقان حجاب اجباری در آن دوران با توسل به دلایل و برهان‌هایی موافقت خود را با «اجباری‌کردن حجاب» اعلام می‌کردند.

             نهایتاً حجاب در ایران اجباری گشت و به اعتراض زنان توسط افراد لباس شخصی و طرفداران حجاب حمله شد. از سال ۱۳۵۷طبق دستور خمینی از ورود زنان بدون حجاب به ادارات دولتی ممنوع شد و درسال ۱۳۶۳ با تصویب قانون مجازات اسلامی در مجلس شورای اسلامی ایران عدم رعایت حجاب در معابر عمومی موجب حکم حد شرعی ۷۲ ضربه جاری شد . گاه افراد بدحجاب دستگیر به جریمه نقدی محکوم شدند. البته در این میان کسانی هستند که با حجاب اجباری مخالفند سید علی اصغر غروی در وبسایت ارباب حکمت چنین می نویسد که نه تنها حجاب که هیچ یک از احکام دین اسلام اجباری نیست. وقتی کسی رکن رکین اسلام که عمود الدین است، یعنی نماز را تارک است، و علی‌رغم بر سر انداختن پارچه‌یی به نام سرانداز یا روسری یا مقنعه، حجابی منافقانه و از روی اکراه و اجبار برمی‌گیرد، اما هیچ اعتقادی به اسلام و مبانی آن ندارد، چه ضرورتی ایجاب می‌کند او را وادار به انجام چنین عملی نمایند. ما می‌بینیم آنچه به نام حجاب در میان پاره‌یی از بانوان رایج شده در حقیقت، حجاب مورد نظر خدای تعالی در قرآن نیست. بلکه خود تبدیل به یک زینت شده است.

             حضرت امام نیز در پاسخ به در پاسخ به یک خبرنگار زن فرانسوی که درباره‌ی مسئله‌ی حجاب و اعتراض زنان ایرانی پرسیده بود، پاسخ داد: «همان نظراتی که آقای آیت الله طالقانی فرمودند، مورد نظر من و صحیح است.»

            بسیاری با توجه به اجباری نبودن اجبار در نظر آیت الله طالقانی و تایید نظر ایشان توسط امام خمینی، به این نتیجه رسیده اند که حجاب از منظر امام خمینی نیز اجباری نبوده است!

حال سوال این است : حضرت امام کدام بخش از نظرات آیت الله طالقانی را مورد تایید قرار دادند ؟؟؟

وهابیت ( عبد الرحمن البراک ) - ۹ (  آرزوی مرگ برای زنان و فتوای تخریب کعبه و مسجد الحرام )

وهابیت ( عبد الرحمن البراک ) - ۹

 آرزوی مرگ برای زنان و فتوای تخریب کعبه و مسجد الحرام

 

           عبد الرحمن البراک از علمای وهابی در عربستان سعودی چندی پیش آرزوی مرگ را برای زنان راننده کرد و جدیدا در فتوایی حرمت مشارکت زنان در انتخابات را صادر نمود.

             "عبدالرحمن البراک" از علمای وهابی در عربستان سعودی در فتوای جدیدی گفته است؛ آنجایی که مشارکت زنان در انتخابات از بدترین اموری است که توسط کفار به داخل سرزمین های مسلمان وارد شده است، حضور زنان در انتخابات از مصادیق «تشبه به کفار» بوده و حرام می‌باشد.

             این مفتی وهابی در فتوای خود که در اینترنت آن را منتشر کرده است مشارکت داشتن زنان در بیعت با امام و نیز تعیین آنها به عنوان مشاور را حرام اعلام کرده است.

       عبدالرحمن البراک همچنین گفته است: زنان در بیعت با امام هیچ جایگاهی نداشته و در حقی نیز در قبال مشارکت در بیعت با امام ندارند.

         به گفته وی حق زنان در زمینه انتخاب کردن و یا انتخاب شدن به عنوان مشاور در مسائل کشور را تنها می‌توان در زمان تسلط دولتهای استعماری و اشغال گر بر کشورهای مسلمان مشاهده نمود.

           به عقیده این مفتی وهابی نظام انتخابات نظامی است فاسد، که از منظر عقلی و شرعی در میان مسلمانان مردود است و به جهت اشغال کشورهای مسلمان توسط استعمارگران به مسلمانان سرایت کرده است.

               وی با اشاره به این که حرمت انتخابات به جهت تشبه به کفار می باشد اظهار داشت:دلیل خشنودی کشورهای استعمارگر در برگزاری انتخابات در کشورهای مسلمان نیز همین مسئله است. مضافا بر این سخنان وی نظام انتخابات را بر اساس خرید آراء و نشر ادعای واهی و دروغ دانست و آن را از توطئه های استعمار در جهت محو فرهنگ اسلامی و نشر فرهنگ غربی دانست.

          این عالم وهابی چندی پیش نیز در زمینه جواز رانندگی برای زنان در عربستان اظهار نظر کرده و با رد آن برای زنانی که رانندگی می کنند آرزوی مرگ نمود!

            به گفته وی تصمیم گرفته شده در زمینه آزاد شدن رانندگی برای زنان از مصدایق منکر بوده و این عمل سبب باز شدن درهای بدبختی به سوی کشورهای مسلمان است.

            نکته جالب توجه اینکه این مفتی سعودی چندی پیش در جهت حل مشکل اختلاط زن و مرد در هنگام طواف فتوا به تخریب خانه کعبه و مسجد الحرام داده بود!

 

وهابیت ( عبد العزیز بن باز ) - ۶ ( نظر بن باز در مورد وحدت شیعه و سنی )

وهابیت ( عبد العزیز بن باز ) - ۶


عقاید

نظر بن باز در مورد وحدت شیعه و سنی



              مفتی أعظم عربستان شیخ عبد العزیز بن باز استفتاء شده: نظر شما نسبت به تقریب میان شیعه و اهل سنت چیست؟پاسخ داده:
همچنین اختلاف عقیده میان شیعه و اهل سنت را چنین ترسیم کرده:             (مجموع فتاوی ومقالات لابن باز ج ۵ ص ۱۵۶):تقریب میان شیعه و اهل سنت ممکن نیست؛ زیرا عقائد این دو باهمدیگر سازگاری ندارد و همبستگی میان آنان امکان پذیر نیست همانگونه که نمی شود اهل سنت با یهود، نصاری و بت پرستان در یک جا گرد هم جمع شوند، همچنین به خاطر اختلاف اعتقادی که میان شیعه و اهل سنت هست، تقریب میان آنان امکان پذیر نیست.             وی در کتابی که با حمایت حاکمان مکه و مدینه در همین سالهای اخیر به نام «مسألة التقریب» منتشر شد، اولین پیش شرط وحدت و تقریب با شیعه را إثبات مسلمان بودن شیعه دانسته است!!!)کتاب «مسألة التقریب بین أهل السنّة والشیعة» رساله فوق لیسانس دکتر قفاری است که اخیراً در کشور سعودی، بارها چاپ شده است. جهت آگاهی بیشتر به ج ۲ ص ۲۵۳، از چاپ پنجم این کتاب مراجعه شود)

وهابیت ( عبد العزیز بن باز ) - ۵ ( عقاید - دشمنی با امیرالمومنین و ائمه معصومین ع )

وهابیت ( عبد العزیز بن باز ) - ۵


عقاید

دشمنی با امیرالمومنین و ائمه معصومین ع

دشمن امیرالمؤمنین علیه السلام و شیعیان ایشان

           مرحوم آیه الله العظمى سید محسن حکیم قدس سره که مرجع شیعیان و زعیم حوزه علمیه نجف بود، در سفرى که به عربستان داشت ، در جلسه اى با « بن باز » مفتى آن روز آن کشور (که نابینا بود) مواجه شد.

             بن باز، ظاهرا به دیدن آقاى حکیم رفته بود ولى در واقع قصد داشت با ایشان جدال کند و افکار وهابیگرى خود را مطرح نماید. در این جلسه ، بن باز، از آیه الله حکیم پرسید: شما شیعیان چرا به ظواهر قرآن عمل نمى کنید؟ آیه الله حکیم در جواب گفتند: این دیدار جاى چنین صحبت هایى نیست ، بگذارید به احوالپرسى برگزار شود.

          بن باز، سماجت کرده و خواستار دریافت جواب شد. آیه الله حکیم ، ناچار به بن باز گفتند: اگر قرار باشد به ظاهر قرآن تکیه کنیم و همان را معیار عمل به آن قرار دهیم ، باید معتقد شویم که شما به جهنم خواهید رفت !

          بن باز، با تعجب پرسید چرا؟ آیه الله حکیم گفتند: چون قرآن مى فرماید: و من کان فى هذه اعمى فهو فى الاخره اعمى و اضل سبیلا(؛سوره اسراء، آیه 72 ((کسى که در این جهان (از دیدن چهره حق ) نابینا باشد، در جهان آخرت هم نابینا و گمراه تر خواهد بود)). و شما که از دو چشم نابینا هستید، طبق ظاهر این آیه باید در آخرت هم نابینا باشید و در زمره گمراهان که اهل جهنمند، قرار بگیرید. بنابراین ظاهر بسیارى از آیات قرآن مقصود نیست !

           بن باز گفته بود اگر قرار است [حضرت] علی [(ع)] چشمهایم را شفا دهد اصلا نمی خواهم این چشم ها بینا شود . این قدر بغض اهل بیت در دل این مفتیان وهابیت هست و ببینید خدا به چه روز آنها را انداخته . همین بن باز  گفته بود ۴۰سال در مدینه مسجدالنبی نمازخواندم ولی هنوز به پیامبر سلام نداده ام...

           هیأت عالی افتای سعودی پیرامون سؤالی درباره­ی ارتباط و رفت و آمد و ازدواج با شیعیانی كه هنگام بلندشدن از زمین «یاعلی، یاحسین» می‌گویند، چنین فتوا صادر كردند كه اگر واقعیت چنین است كه آنها علی و حسن و حسین علیهم السلام و مانند آنها را می‌خوانند، در این صورت آنها مشركند و دچار شرك اكبر شده‌اند كه از دین اسلام خارجند پس ازدواج زنان مسلمان ما با آنها و ازدواج زنان آنها با ما حلال نیست و خوردن گوشتی كه آنها ذبح كرده‌اند نیز بر ما حلال نیست

            این فتوی به امضاء چهارتن از اعضای هیأت عالی سعودی رسیده كه رئیس هیات عبدالعزیزبن عبدالله بن­ باز بود.

وهابیت ( عبد العزیز بن باز ) - ۴ ( عقاید - حرام بودن گنبد و رواق در قبور ائمه ص )

وهابیت ( عبد العزیز بن باز ) - ۴


عقاید

حرام بودن گنبد و رواق در قبور ائمه ص

دستور به تخریب حرم نبوی
             در سایت رسمی بن باز، در قسمت "نور علی الدرب" سوالی تحت عنوان "حکم القباب علی القبور و شبهة قبة التی علی قبر الرسول {حکم  وجود گنبد بر قبر ها و گنبد ساخته شده بر قبر رسول الله ص پرسیده شده که در پایین می بینید:
 


حق آن است که این گنبد [گنبد پیامبر (ص)] نابود شود.


             بن باز در جواب این سوال،فتوا داده که : اما در مورد گنبدی که بر روی قبر پیامبر است باید گفت این گنبد در قرون متاخر و توسط حاکمان نادان ساخته شده است و اگر از بین برود اشکالی ندارد بلکه حق آن است که این گنبد نابود شود .

وهابیت ( عبد العزیز بن باز ) - ۳ ( عقاید - حرکت خورشید و بیحرکت بودن زمین )

وهابیت ( عبد العزیز بن باز ) - ۳

عقاید

حرکت خورشید و بیحرکت بودن زمین


به عقیده بن باز، اعتقاد به چرخش زمين باطل است و
 کسي که به اين فرضيه باور داشته باشد، کافر است !!!

            فتاوای قرون وسطایی : هرکس بگوید خورشید ثابت است و زمین می چرخد کافر است (و می توان او را کشت)

         هرکس بگوید خورشید ثابت است و زمین می چرخد کافر است (و می توان او را کشت) بن بازدر طول عمرخود فتواهای جنجالی و متناقض زیادی صادر کرده ست. او حضور کفار را در سرزمین عربستان حرم می دانست ولی در جنگ خلیج فارس علیه عراق حضور کفار را برای نجات بلاد لازم شمرد. او با این که حنبلی و از پیروان محمد بن عبدالوهاب و معتقد به دعوت سلفیه است، اسامه بن لادن را خارجی و مرتد اعلام کرد.

            او شیعه را نیز کافر اعلام کرده بود. مجله ی المصور در شماره ی ۲۱۶۶ خود ۱۵آوریل ۱۹۶۶ میلادی در صفحه ی ۱۵ مطلبی را بصورت زیر منتشر کرده است: نایب رئیس دانشگاه اسلامی (علامه ابن باز) در آنجا مقاله ای را طی دو ماه در تمامی روزنامه ها منتشر کرده است که در آن خون هرکسی که بگوید زمین کروی است و ساکن نیست و به دور خورشید می چرخد را حلال اعلام کرده است. او در کتاب «الادله النقلیه والحسیه علی جریان الشمس والقمر وسکون الارض وامکان الصعود الی الکواکب» (دلایل نقلی و عقلی بر حرکت خورشید و ثابت بودن زمین) اعلام کرد که قرآن کریم،حدیث و آموزه های پیامبر و اکثریت دانشمندان اسلامی ثابت کرده‌اند که خورشید در حال چرخش و زمین ثابت است و مخالفان این عقیده را تکفیر کرد.


به عقیده بن باز، اعتقاد به چرخش زمين باطل است و
 کسي که به اين فرضيه باور داشته باشد، کافر است !!!

بن‌باز مدعی بود:

«اعتقاد به دوران يا چرخش زمين باطل است و کسي که به اين فرضيه باور داشته باشد، کافر است، براي اين‌که اين فرضيه با قرآن کريم «والجبال أوتادا» و قوله جل و علا «والى الأرض كيف سطحت» منافات دارد.

              تفسير روشن آيه اين است که زمين کروي نيست و نمي‌چرخد و اين روشن است، اما البته تنها در صورت غضب خداوند، مي‌تواند چرخش يا حرکت داشته باشد، كما في قوله سبحانه: «أَأَمِنْتُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ أَنْ يَخْسِفَ بِكُمُ الْأَرْضَ فَإِذَا هِيَ تَمُورُ أَمْ أَمِنْتُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ أَنْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِبًا فَسَتَعْلَمُونَ كَيْفَ نَذِيرِ ». و وَقَوْله «وَجَعَلْنَا فِي الْأَرْض رَوَاسِي »؛ يعني زمين را با کوه‌ها، ميخکوب كرده‌ايم تا به حرکت درنيايد و آرامش مردم برهم نخورد».

             «وقد ذكر الله سبحانه أن الشمس والقمر يجريان في فلك»؛ يعني خداوند از حرکت خورشيد و ماه خبر داده است و اگر زمين نيز بر محور خود مي‌چرخيد، خداوند از آن خبر مي‌داد، اما خداوند از حرکت کردن زمين خبري نداده است. بسياري از علماي دانش ستاره‌شناسي گفته‌اند: زمين مي‌چرخد و خورشيد ثابت است، اين اقوال کفرگويي و انکار کتاب و سنت سلف صالح است.

بن‌باز همچنين گفته است:
           هنگامي که جوان بودم و چشمان قدرتمندي داشتم با چشمان خودم به خورشيد نگاه مي‌کردم و حرکت خورشيد را مي‌ديدم. پس اگر زمين در حال حرکت باشد، چگونه ما آن را حس نمي‌کنيم و در آرامش هستيم؟ پس چگونه کشتي‌هاي بزرگ در درياها حرکت مي‌کنند و چپ نمي‌شوند؟

          عبدالكريم بن صالح الحميد نيز در كتابش «هداية الحيران في مسألة الدوران»، (ص 12ـ 32 ) با دفاع از اين فتوا به نقض نظريه چرخش زمين پرداخته و نوشته است:
برخي علوم و فرضيه‌ها فاسد و تباه‌گر و ملحدانه است؛ از جمله اين اعتقادات، باور به کروي بودن و چرخش زمين است... و باور به دوران زمين، خطايي بسيار بزرگتر از نظريه جهش و تکامل انسان از ميمون است ». ص 33: «كل دليل من الكتاب والسنة على دوران الأرض فهو تأويل باطل».

             همچنين «ابن عثيمين» در کتاب «مجموع فتاوى و رسائل محمدبن صالح العثيمين»: (ج / 3 الفتوى شماره 428 صفحه 153)، به معلمان اخطار مي‌دهد که از تدريس آن بخش از درس علوم و جغرافيا که از حرکت زمين سخن گفته مي‌شود، خودداري کنند، چون اين مطلب باعث مفسده و گمراهي دانش‌آموزان است .

وهابیت ( عبد العزیز بن باز ) - ۲ ( سوابق علمی )

وهابیت ( عبد العزیز بن باز ) - ۲

سوابق علمی

منبع ویکی پدیا با کمی دخل و تصرف

شیخ عبدالعزیز بن عبدالله آل الشیخ - مفتی وهابی عربستان سعودی

            او از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۷۱ هجری، قاضی خرج بود. در سال ۱۳۷۱ هجری، ریاست موسسه علوم شریعت ریاض را بر عهده گرفت. در سال ۱۳۸۱ هجری ق، به عنوان رییس دانشگاه اسلامی مدینه برگزیده شد. در سال ۱۴۱۴ به عنوان مفتی بزرگ عربستان سعودی به مجلس علما معرفی گردید و سرانجام ریاست در سال ۱۴۲۴ هجری ریاست آن مجلس را بر عهده گرفت. در ۱۴۰۲، ملک فیصل و در سال ۱۴۱۲ ملک فهد از او به خاطر خدماتش به اسلام قدردانی کردند.

           مهم‌ترین استادان او در اصول، فقه و ادبیات عرب، محمود بن ابراهیم بن عبدالطیف الشیخ، محمد بن عبدلطیف بن حسن الشیخ ، سعد بن محمد بن عتیق القاضی ، حامد بن فارص بودند. وی در محضر سعد بخاری  تجوید قرآن را آموخت .

              بن باز بعداز مدتی قرآن را حفظ كرده و نزد سعد وقاص بخاری، تجوید قرآن را آموخت و علوم شریعت را از مشاهیر علمای نجد مانند؛شیخ محمد بن عبدالطیف بن حسن الشیخ، شیخ صالح بن عبدالعزیز بن عبدالرحمن بن­حسین آل الشیخ، الشیخ سعد بن حمد آل الشیخ، فرا گرفت كه بیشترین استفاده علمی را از محمود بن ابراهیم بن عبدالطیف الشیخ، برده است .

         بن باز كه صرف شاگردی نزد اساتید را یك نوع فریب نفس می‌دانست، عزم خود را راسخ كرده و تلاش تحقیقی خود را از مهمترین كتب اهل سنت با جدیت تمام ادامه داد تا اینكه در علوم شریعت، متن حدیث، سند و بحث توحید طبق شیوه سلف و فقه حنبلی به چنان نبوغی رسید كه از مشهورترین علماء حنفی بشمار رفت .

      فعالیت‌های مهمّ بن باز
 بن باز دارای مسئولیت ها و مناصب حکومتی مختلفی بوده است که برخی از آنان عبارتنند از :

  •  قضاوت در منطقه «الخرج » به مدت 14 سال و چند ماه بین سالهای 1357تا 1371ق که زمان تعیین وی به قضاوت جمادی الاخر سال 1357ق بوده است.
  •  تدریس در دانشکده و آکادمی علوم ریاض از سال 1372ق تا سال 1380ق در علوم فقه توحید وحدیث .
  •  نایب رئیس دانشگاه اسلامی مدینه منوره از سال 1381ق تا سال 1390ق
  •  ریاست دانشگاه اسلامی مدینه از سال 1390ق تا 1395ق بعد از وفات رئیس دانشگاه شیخ محمد بن ابراهیم آل الشیخ در رمضان 1389 ق
  •  رئیس کل ادارات پِژوهشهای علمی وفتوا و تبلیغ و ارشاد توسط حکم پادشاه در تاریخ 14/10/1395 ق که این منصب تا سال 1414 ق ادامه داشت. گفتنی است که این منصب هم رتبه ی وزیر است.
  •  مفتی اعظم عربستان و رئیس هئیت بزرگان علماء اسلامی و رئیس اداره پِژهشهای زیادی را هم در مجالس علمی و اسلامی دیگری داشته است که عبارتند از:

 رئیس هئیت بزرگان علمای اسلامی (هئیت کبار العلماء):


            این هیئت عالی ترین هسته صدور فتوا در عربستان سعودی محسوب می گردد. این هیئت متشکل از 20عالم دینی است که پیرو مذهب حنبلی با قرائت ابن تیمیه و محمد ابن عبدالوهاب می باشند این تشکل دارای سوابقی دیرینه است پس از آن که دولت سوم سعودی که توسط عبدالعزیز بن عبدالرحمان الفصیل آل سعود تشکیل شد هیئت کبار علما از نظر اداری و فنی گسترش یافته و تشکیلات آن در داخل و خارج از کشور قوت یافت .

          در سال 1391ق شیخ ابراهیم بن محمد آل شیخ به ریاست هیئت فوق الذکر منصوب گردیده و این هسته به «ادارات تحقیقات علمی و الافتاء»تغییر نام یافت . شیخ محمد بن آل ابراهیم آل شیخ در سال 1395ق به عنوان «وزیر عدل»منصوب گردید.

          در سال 1395ق شیخ عبدالعزیز بن عبدالله بن باز به ریاست تشکلات فوق الذکر منصوب و هسته مزبور به «دبیر خانه ادارات تحقیقات علمی و فتوا و تبلیغات و ارشاد »تغییر نام نهاد.

شصت و هفت کتاب، از سخنرانی‌های وی در زمینه‌های حدیث، تفسیر، فرائض، توحید، فقه و احکام عملی از او باقی‌مانده‌است. از جمله آنها کتاب :

الأدلة النقلیة و الحسية علي جريان الشمس و سکون الأرض و إمكان الصعود إلي الكواكب

برهان های نقلی و برهانهای تجربی و علمی در اثبات حرکت خورشید و ساکن بودن زمین. 

در ادامه مطلب به برخی از این کتب اشاره شده است .

ادامه نوشته

وهابیت ( عبد العزیز بن باز ) - ۱ ( زندگینامه ی مختصر )

وهابیت ( عبد العزیز بن باز ) - ۱


زندگینامه ی مختصر

منبع ویکی پدیا با کمی دخل و تصرف

            عبدالعزیز بن عبدالله بن باز در بیست و یکم نوامبر ۱۹۱۰ میلادی برابر با چهاردهم ذوالحجّه ۱۳۳۰هجری قمری در شهر ریاض عربستان سعودی بدنیاآمد. در سال ۱۹۱۳میلادی پدرش باز بن عبدالله و در سال ۱۹۲۱مادرش حفصه بنت سمیح درگذشت. در ۱۹۳۶ عبدالعزیز ابن باز بینایی خود را از دست داد. وی در روز پنج شنبه سیزدهم ماه مه سال ۱۹۹۹ (یازدهم محرم۱۴۲۰ هجری قمری) در سن نودسالگی درگذشت.

        ملک فهد و ولیعهد عبدالله بن عبدالعزیز، در مسجدالحرام مکّه بر جنازهٔ او نماز خواندند. بن باز را غالباً به عنوان یکی از مفتیان افراطی و تندرو مذهبی می شناسند که نه تنها با شیعه بلکه با فرق مختلف اهل سنت اختلاف اساسی دارد و در حقیقت به عنوان بزرگترین مفتی وهابی در دوران معاصر به شمار می رود .

? Why Hijab

 ? Why Hijab

Why Hijab is necessary

Because Hell is hotter

ادامه نوشته

حجاب امری قطعی و در عین حال نسبی

حجاب امری قطعی و در عین حال نسبی

          حجاب علی رغم اینکه اینکه امری است قطعی و ثابت ، از جهتی هم امری است نسبی . یعنی حدود حجاب برای یک خانم جوان و یا یک پیر زن متفاوت است . طبق بیان قرآن و احکام دین ما پیرزنی که کسی رغبت به نگاه کردن او ندارد ضرورتی به پوشاندن موها و یا حجاب کامل نیست .

              از طرف دیگر در دستورات اسلامی تاکید شده است که اگر زیبایی زن از حد عادی فراتر رود رعایت حجاب ضرورت و تاکید بیشترب پیدا می کند و باید بیشتر مراقب باشد .

             تا بحال به کوچه و خیابان های خودمان نگاه کرده اید ؟ اگر دقت کنید زیاد می بینید مارد پیری را با چادر مشکی و روی کاملا گرفته و در کنارش دختر جوانش با حجاب ناقص و موهای نمایان و ... .

 

( مصطلحات حدیث - 4 ) « روایت » چیست ؟

( مصطلحات حدیث - 4 ) « روایت » چیست ؟

تهیه و تنظیم : ع. حمزه یی

معنای لغوی :

روایت از ریشه ی « رَوَیَ »   به معنای « حمل کردن » گرفته شده است .

بدین جهت روز 8 ذی حجه را روز ترویه می گویند که عربها در این روز آب را از مکه به صحرای عرفات منتقل می کردند .

با توجه به اینکه سخن و کلام می تواند از طریق بیان کردن و گفتن به دیگران منتقل شود ، لذا به سخن و کلام نیز روایت می گویند . و ناقل سخن را راوی می نامند .

معنای اصطلاحی :

در اصلاح معمولا « روایت » مترادف با « حدیث » بکار برده می شود . لذا روایت به « کلام معصوم ع » اطلاق می گردد .

طریحی در مجمع البحرین آورده است :

« روایت در اصطلاح علمی به خبری گفته می شود که به طریق نقل به معصوم ع منتقل گردد . خواه به شکل تواتر یا مستفیض و خواه به شکل خبر واحد » .


منبع :

تاریخ عمومی حدیث دکتر معارف

ادامه نوشته

چاره ای نیست !

چاره ای نیست !

دیگر چاره ای نیست ، مگر اینکه خودتان را به خدا بسپارید و متوسل شوید . آیت الله بهجت

احتیاط در کارها !

آیت الله بهجت :

هیچ کاری نیست که احتیاط در آن پشیمانی در پی داشته باشد .

 

مقام معظم رهبری و سید خراسانی

مقام معظم رهبری و سید خراسانی

نوشته ع. حمزه یی

       در سال های اخیر ، بخصوص پس از انتشار گسترده و مشکوک فیلم « ظهور نزدیک است » در نمازهای جمعه و ... که در آن فیلم به تطبیق شخصیت های موجود در عصر حاضر با شخصیت های وارده در ورایات قبل از ظهور حضرت حجت عج پرداخته بود ، از سوی برخی افراد نظرات متفاوتی در مورد سید خراسانی بودن مقام معظم رهبری ارائه شد تا جایی که آقای پناهیان رسما اعلام داشت « بنده شخصیا به سید خراسانی بودن مقام معظم رهبری یقین دارم » .

و اما در این خصوص بیان چند نکته خالی از لطف نیست :

۱- مقام معظم رهبری اکنون زعامت جامعه ی مسلمین بخصوص شیعیان جهان را عهده دارند و سکاندار این کشتی گرفتار در بلا و طوفان . لذا این سوال مطرح می شود که آیا عهده دار بودن زعامت مسلمین آن هم در این شرایط سخت و دشوار کمتر از سید خراسانی بودن است . آیا به شان ایشان افزوده می شود که وی را سید خراسانی قلمداد کنیم . و آیا ضرورتی برای این امر وجود دارد . و یا آیا سند محکم و معتبری بر این امر موجود است و ایاهای دیگر .

۲- البته شاید یکی از علل مهم قطع و یقین دادن به سید خراسانی بودن آقا ، از سوی برخی ، سرده ی ایشان  است که در بیت آخر فرموده اند « دلبسته ی یارا خراسانی خویشم » . برخی از دوستان سبب و شان نزول این شعر را نمی دانند و به غلط تصور کرده اند که آقا در این شعر خود را سید خراسانی قلمداد کرده و منتظر یاران خراسانی هستند که در آخر الزمان قیام می کنند . لذا جهت تنویر افکار و رد این تفکر اشتباه توجه عزیزان را به نوشته ی آقای مصطفی محدثی‎خراسانی که در روز سه شنبه مورخه ی   ۱۶ شهريور ۱۳۸۹ در  هفته نامه پنجره/ شماره ۵۸ بچاپ رسید جلب می کنم .

آقای مصطفی محدثی ‎خراسانی در بخشی از این خاطره می نویسند :

              « مقام معظم رهبری از همان دوران دوم ریاست جمهوری‌شان، ایام نوروز که به مشهد می‌آمدند، شبی را به دیدار با شاعران مشهد اختصاص می‌دادند كه هنوز هم این سنت برقرار است.

              در جریان یکی دیگر از همین نشست‌‎های شاعران مشهد با مقام معظم رهبری، ایشان غزلی از سروده‎‎های خود را قرائت کردند که در بیت پایانی آن ابراز لطفی کرده بودند به دوستان خراسانی‎شان و با عنایت به این‎که بیشترین دوستان خراسانی‌شان را شاعران تشکيل می‌دهند و از طرفی این ابراز لطف در قالب یک شعر آمده، طبیعی است که مراد اصلی از این دوستان، همان دوستان شاعر خراسانی ایشان باشند . غزل این بود:


سرخوش ز سبوی غم پنهانی خویشم
چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم
در بزم وصال تو نگویم ز کم و بیش
چون آینه خو کرده به حیرانی خویشم
لب باز نکردم به خروشی و فغانی
من محرم راز دل طوفانی خویشم
یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی
عمری است پشیمان ز پشیمانی خویشم
از شوق شکرخند لبش جان نسپردم
شرمنده جانان ز گران‎جانی خویشم
بشکسته‌تر از خویش ندیدم به همه عمر
افسرده‎دل از خویشم و زندانی خویشم
هرچند امین بسته دنیا نیم اما
دلبسته یاران خراسانی خویشم 

         غزل ایشان خیلی شاعران شرکت‎کننده در آن نشست را متأثر کرد و شور و شوق زایدالوصفی را در جان جمع برانگیخت. بعد‌‎ها اکثر قریب به اتفاق دوستان به استقبال غزل ایشان رفتند و در حد توان‎شان پاسخگوی عنایت و لطف ایشان شدند .

۳- از علل دیگری که می توان بر سید خراسانی بودن مقام معظم رهبری از سوی برخی اشاره کرد این است که جابر از امام محمد باقر ع روایت می کند
جوانمردی از بنی هاشم از خراسان با پرچم های سیاه قیام می کند که بر دست راستش نشانه ای دارد
که بسیاری وجود نشانه را کنایه از علت بر دست راست می دانند .

۴- چهارمین دلیل خطاب  آیت الله محمد کاظم حائری از مراجع بزرگوار است که طی سفری غیر رسمی ولی امر مسلمین در دی ماه ۸۹ به قم و حضور در بیت ایشان ولی امر مسلمین را صراحتا سید خراسانی خطاب کردند . که با سکوت و لبخند رضایت مقام معظم رهبری مواجه شدند .

۵- طبق دستورات دین کسی نمی تواند انطباقی بر علائم ظهور و شخصیت های مورد نظر دهد چرا که در صورت اشتباه در این امر موجب بی اعتمادی برخی به دین و اصل مهدویت می گردد .

۶- و کلام آخر اینکه درست است که نمی توان انطباقی بر این امر خاص قایل شد ولی ای کاش این عقیده درست باشد که در این صورت امید درک محضر حضرت صاحب عج انشاء الله نصیب عاشقانش خواهد شد .

اللهم عجل لولیک الفرج

واجعلنا من انصاره و اعوانه و اشیائه

واجعلنا من المستشهدین بین یدیه .

( مصطلحات حدیث - 3 ) « خبر » چیست ؟

( مصطلحات حدیث - 3 )

  « خبر » چیست ؟

تحقیق و گردآوری : عبدالله حمزه یی

معنای لغوی خبر :

خبر ، کلامی است که حکایت دارد از یک واقعه ی خارجی محتمل بر صدق یا کذب .

معنای اصطلاحی حدیث :

                معمولا خبر ، اثر و روایت مترادف با حدث بکار می روند . یعنی کلامی که از گفتار ، کردار یا تقریر معصوم حکایت دارد .

            البته بنا بر نظر برخی صاحب نظران ، خبر بر گفتار و کردار صحابی و تابعی نیز اطلاق می شود . جنانکه شهید ثانی معتقد است خبر کلامی است که از ناحیه ی معصوم و یا غیر معصوم باشد .

           بنا براین بین خبر و حدیث نسبت عام و خاص برقرار است و خبر اعم از حدیث است . بعبارت دیگر هر حدیثی خبر است ولی هر خبری نمی تواند حدیث باشد . 

منابع : کلاس های درسی استاد هادی حجت .

           تاریخ عمومی حدیث ، دکتر مجید معارف .

مدیریت در اسلام - ۵  ( کار کردن برای خدا نه منافع شخصی )

مدیریت در اسلام - ۵

کار کردن برای خدا نه منافع شخصی

تالیف : عبدالله حمزه یی

           از خصایص منحصر بفرد مدیریت اسلامی ، کار کردن برای خدا و رضای او است . نه منافع شخصی ، قومی ، فامیلی ، قبیله ای و یا هر چیز دیگر . و البته در مورد غیر معصوم این مفهوم منافاتی ندارد با اینکه فرد حق و حقوق متعارف خود را دریافت نماید .

         به نگاهی به قرآن کریم ، به آیات زیبایی در این خصوص بر می خوریم . خداوند تعالی این خصیصه پیامبران الهی ع را  در جای جای قرآن ، با عباراتی مشابه کرارا بیان می دارد :

در سوره ی یونس آیه ی ۷۲ از قول  حضرت نوح پیامبر ع  می خوانیم :

« فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَما سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى اللَّهِ وَ أُمِرْتُ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْمُسْلِمينَ »

پس اگر رویگردانیدید من از شما اجرتی نمی طلبم ، مزد من تنها برخداست و من مأمور شده ام که از افراد مسلمان باشم .

در سوره ی هود آیه ی ۲۹ از قول  حضرت نوح به قومش می فرماید :

وَ يا قَوْمِ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَيْهِ مالاً إِنْ أَجرِيَ إِلاَّ عَلَى اللَّهِ وَ ما أَنَا بِطارِدِ الَّذينَ آمَنُوا إِنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ وَ لکِنِّي أَراکُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ .

و ای قوم من ، من دربرابر رسالتم از شما مزدی نمی خواهم ، پاداش من فقط بر عهده خداوند است ومن هرگز کسانی را که ایمان آورده اند از خود طرد نمی کنم ، چون آنان پروردگارشان را ملاقات می کنند ولی من شما را گروهی نادان می بینم .

              در این آیه حضرت نوح (ع ) جواب تهمت آن کفار را می دهد ومی فرماید،من از رسالتم هدف مال اندوزی و طمع جلب اموال مردم را ندارم ، و در رسالتم دروغگونیستم ، بلکه هدف من فقط هدایت و سعادت شماست و پاداش من نیز فقط برعهده خدای متعال است و همچنین هرگز بخاطر خوشامد شما، مردمان مؤمنانی را که شما کفار آنها را اراذل خواندید، طرد نمی کنم و از خود نمی رانم چون آنان افراد محترم و معظمی هستند که به پروردگار ایمان دارند و با او در ارتباطمی باشند و بزودی به سوی او باز می گردند و حساب اعمالشان با پروردگارشان می باشد و غیر خدا هیچ کس در خصوص آنان اختیاری ندارند، (۱)

همچنین آیه ی ۵۱ سوره ی هود مبین این امر است آنجا که حضرت هود به قومش می فرماید :

يا قَوْمِ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى الَّذي فَطَرَني‏ أَ فَلا تَعْقِلُونَ

ای قوم من ، من در برابر رسالتم از شما مزدی نمی خواهم ، پاداش من جز برعهده آنکه مرا آفریده نیست ، پس چرا تعقل نمی کنید؟

             با این بیان حضرت هود(ع ) می خواهد به قومش تفهیم کند که او از دعوت و تبلیغ آنها قصد نفع مادی ندارد و از ایشان مزدی نمی خواهد که او را متهم کنند و از طرف دیگررسالت او بدون پاداش هم نیست تا بپندارند که او کار لغو و بیهوده ئی نموده ،بلکه پاداش او فقط از آن پروردگار است که او را آفریده و ایجاد نموده و به رسالت برگزیده است ، آیا باز هم به عقل خود رجوع نمی کنند تا برایشان معلوم شود که آنحضرت در دعوت خود، خیر خواه بوده و هدفی جز واداشتن آنها به حق و هدایت ایشان نداشته . (۲)

در سوره ی مبارکه ی شعرا ۶ آیه نیز بر این امر گواهی می دهند :

آیه ی ۱۰۹ شعرا از قول حضرت نوح به قومش  آمده است :

وَ ما أَسْئَلُکُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلى‏ رَبِّ الْعالَمينَ .

(و من برای پیغمبری خود از شما مزدی نمی خواهم و مزد من جز بر عهده پروردگار جهانیان نیست .

آیه ی ۱۲۷ شعرا :

وَ ما أَسْئَلُکُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلى‏ رَبِّ الْعالَمينَ

و من برای پیغمبری خود از شما مزدی نمی خواهم ، چون مزد من جز به عهده پروردگار جهانیان نیست .

            قوم عاد مردمی از عرب بسیار قدیم بودند که در احقاف جزیره العرب زندگی می کردند و نام پدر و نیای آنها عاد بوده و به همین دلیل آنها را به این نام خوانده اند،ایشان دارای تمدنی پیشرفته و سرزمینهایی آباد بودند اما با تکذیب پیامبران (چون دعوت همه پیامبران واحد است ، تکذیب یکی از آنها، برابر با تکذیب همه آنهاست ،گذشته از این آنها بکلی منکر مسأله رسالت بودند) و کفران نعمات الهی خداوند آنها رابوسیله بادی عقیم هلاک ساخت و شهر و دیارشان را ویران نمود. و همچنانکه در مورد نوح ع گفتیم ، چون هود هم نسب و خویشاوند آنها بود،خداوند او را برادر آنها نامیده است . حضرت هود ع نیز همچون نوح ع با استفهامی توبیخی قومش را انذار نموده ومی فرماید: چرا از خدای سبحان نمی ترسید؟ من فرستاده ای از جانب پروردگار هستم که در ابلاغ رسالت او امانتدارم و هر چه او به من امر کند آن را به شما می رسانم ، پس اطاعت از من اطاعت از خداست و من در برابر رسالتم از شما اجر و مزدی نمی طلبم که این امر مانع از ایمان شما شود، اجر رسالت من فقط بر عهده رب العالمین است که درالوهیت و ربوبیت یگانه است و هیچ معبود و ربی غیر او نیست‌ . (۳)

آیه ی ۱۴۸ شعرا :

وَ ما أَسْئَلُکُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلى‏ رَبِّ الْعالَمينَ

من در برابرپیامبری از شما مزدی نمی خواهم ، مزد من جز بر عهده پروردگار جهانیان نیست .

              تفسیر این آیات به عینه مانند آیات مشابه در مورد پیامبران سابق است . قوم لوط ع در قریه ای به نام (سدوم ) زندگی می کردند و از همه نعمات برخوردار بودند، لیکن طریقه فطرت را کنار گذاشته و راهی غیر معمول برای ارضاء تمایلات نفسانی خود برگزیدند وخداوند هم لوط ع را برای هدایت آنها فرستاد اما ایشان او را تکذیب کردند و به اعمال پلید خود ادامه دادند، در نهایت خداوند هم آنها را به عذاب استیصال دچارنمود. (۴)

آیه ی ۱۸۰ شعرا :

وَ ما أَسْئَلُکُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلى‏ رَبِّ الْعالَمينَ

.و من دربرابر پیغمبری از شما مزدی نمی خواهم ، مزد من جز بر عهده پروردگار جهانیان نیست .

              اصحاب ایکه مردمانی بوده اند که در کنار بیشه یا جنگلی انبوه در نزدیکی مدین زندگی می کرده اند و حضرت شعیب ع بر آنها و بر اهالی مدین مبعوث شده بود، ولی اهل آنجا نبوده ، به همین دلیل هم در این داستان حضرت شعیب را برادر آن قوم نخوانده است ، به هر جهت مانند سایر آیات مشابه ، حضرت شعیب آنها را به توحید وپرستش خدا دعوت نموده و به اطاعت خود فرامی خواند و می فرماید من پیامبری امین هستم که هر چه می گویم از جانب خداست و در برابر رسالت خود از شما مزد دنیوی نمی خواهم و فقط پروردگار عهده دار اجر رسالت من‌ است‌. (۵)

         اینها تنها بخش هایی از آیاتی بود با اینمضمون که پیامبران الهی بی اجر و مزد برای مردم کار می کردند .

          پیامبران الهی بعنوان الگوی بزرگ رهبرانالهی و مدیریت اسلامی در مقابل تمام تلاش ها و جانفشانی ها و صرف کردن عمر شریفشان ، هیچ اجر و پاداشی از مردم طلب نمی کردند و البته نه تنها اجری نمی طلبیدند بلکه آن را نیز بر زبان می اوردند ما از شما اجری نمی خواهیم . این امر فقط به اجر و پاداش هم خلاصه نمی شود . در مدیریت اسلبامی انتظار تشکر و قدرانی هم وجود ندارد بلکه چشمداشت اجر و پاداش به لطف و کرم بی انتهای الهی چرا که در ایه ی ۹ سوره ی انسان از قول اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام می خوانیم :

إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُريدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لا شُکُوراً .

ما فقط برای رضای خدا به شما طعام می دهیم و از شما هیچ پاداش و سپاسی نمی طلبیم

            (وجه خدا) عبارتست از هر چیزی که بوسیله آن متوجه پروردگار می شوند که مراداز آن صفات فعلیه و کریمه خداست که واسطه خیر و فیض الهی برای خلق هستند، مثل :خلق ، تدبیر، رزق و ....لذا اینکه آنها فرمودند ما فقط برای وجه الله شما را اطعام کردیم ، یعنی هدف درانجام این عمل جلب رحمت خدای تعالی و خشنودی اوست و برگشت چنین عملی به این است که ایشان خدا را خالصانه و فقط به این دلیل عبادت می کنند که او شایستگی واستحقاق بندگی و عبادت را دارد.در ادامه گفتند: ما از شما جزاء و شکور نمی طلبیم ، (جزاء) به معنای آنست که عمل فرد را به چیزی معادل آن عوض دهند.و(شکور) به معنای ذکر نعمت و یادآوری آن در زبان و قلب و عمل است .با این عبارات آن ابرار در واقع خواسته اند به مسکین و یتیم و اسیر اطمینان بدهند که ما به احدی نمی گوییم که سه روز افطار خود را به شما دادیم و آبروی شما را نمی ریزیم و برشما منت نمی گذاریم و خدای تعالی هم با این آیات می خواهد این اخلاص باطنی ایشان را بستاید. (۶)

              لذا در شریعت اسلام ، تصدی پست های مدیریتی و حکومتی با رفاه طلبی و تلاش برای افزایش عده و عده ی و زندگی شخصی در تعارض است .

           در سیره ی حکومتی حضرت امیر ع هم این مهم بوضوح قابل مشاهده است . حضرت آنقدر نسبت به تمول و رفاه طلبی در روحیه ی کارگزاران خود حساسیت بخرج می دهند که نه تنها شریح قاضی را بخاطر خرید خانه ای به ۸۰ درهم مورد نکوهش قرار می دهند بلکه نشستن بر سر سفره هایی که اشراف در آن حضور دارند را جایز نمی شمارند . (۷)

             حضرت امیر ع در نامه شماره ۵ نهج البلاغه به اشعث بن قیس فرماندار آدربایجان پس از جنگ جمل می نویسد :

« همانا پست فرمانداری برای تو وسیله ی آب و نان نبوده ، بلکه امانتی است در گردن تو و .... »(۸)


منابع و مواخذ :

(۱) و (۲) و (۳) و (۴) و (۵) و (۶) : خلاصه ی تفسیر المیزان ، علامه طباطبایی .

 (۷) و (۸) : نهج البلاغه ترجمه دشتی .

( کتابشناسی حدیثی - ۳ ) جامع چه کتابی است ؟

( کتابشناسی حدیثی - ۳ )

جامع چه کتابی است ؟

تنظیم و نگارش : عبدالله حمزه یی

                 جامع ( ج : جوامع ) در اصطلاح عالمان شیعی به کتابی گفته می شود که تمام ابواب فقهی را دارا باشد ، خواه ابواب عقاید ، تفسیر ، تاریخ و سیره و ... را داشته باشد خواه نداشته باشد . ملاک دارا بودن ابواب فقهی است .

                از جوامع شیعی که دارای ابواب دیگر نیز می باشند می توان به کتاب شریف « بحار الانوار » علامه مجلسی و کتاب ارزشمند « الکافی شیخ کلینی » اشاره کرد . همچنین کتاب های جامع « من لا یحضره الفقیه » ، « تهذیب » و « استبصار » نیز از کتب جوامعی هستند که صرفا دارای ابواب فقهی هستند .

              در اصلاح برادران اهل سنت ، جامع به کتابی گفته می شود که دارای تمام ابواب هشت گانه ی حدیث باشند  شامل : ۱- عقـاید ، ۲- احکام ،۳- رقـاق ( زهد و .... که روایاتش موجب رقت قلب می شود ) ، ۴- خوردن و آشامیدن ، ۵- تفسیر ، تاریخ و سیره ، ۶- شمایل ( سفر ، نشستن و برخاستن ) ، ۷- فِتَن  و ۸- مناقب و مثالب .

جوامع حدیثی شیعه در دوره ی متقدمان ( تا قرن ۵ هـ. ق. ) شامل کتب اربعه ی حدیث می باشند :

                        * الکافی ، شیخ کلینی .

                        * تهذیب ، شیخ طوسی .

                        * استبصار ، شیخ طوسی .

                        * من لا یحضره الفقیه ، شیخ صدوق .

این جوامع حدیثی تکمیلی در دوره ی متأخران ( قرن ۶ به بعد ) عبارتند از :

                       * وسائل الشّیعه ، شیخ حر عاملی .

                       * وافی ، ملا محسن فیض کاشانی .

                       * بحارالانوار ، علامه مجلسی .

از جوامع حدیثی عصر حاضر ( صد سال اخیر از زمان میرزا حسین نوری به بعد ) می توان نام برد :

                       * میزان الحکمه ، محمدی ری شهری .

                       * الحیاه ، برادران حکیمی .

در مورد اهل سنت ، قرن 5  هـ. ق. پایان تدوین جوامع حدیثی بود .

* برای آشنایی و مطالعه بیشتر می توانید به کتاب « آشنایی با جوامع حدیثی شیعه و سنی »ُ دکتر علی نصیری و کتاب«  در آمدی بر تاریخ تدوین حدیث و جوامع حدیثی » دکتر بمانعلی دقان مراجعه فرمایید .

آیات مشهور قرآن -۲ ( آیه ی تبلیغ)

آیات مشهور قرآن -۲

( آیه ی تبلیغ)

پایگاه مرکز فرهنگ و معارف قرآنی

آيه ۶۷ مائده/۵به «آيه تبليغ»[۱] مشهور شده است:

«يـأَيُّهَا الرّسولُ بَلِّغ مَا أُنزلَ إِليكَ مِن رَبّكَ و إِن لَم تَفعَل فَما بَلّغتَ رِسالَتَهُ واللّهُ يَعصِمُكَ مِن‌النّاسِ إِنّ اللّهَ لاَيَهدِى القَومَ الكـفِرينَ »

 «ای  پيامبر! آن چه را از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شد، ابلاغ كن و اگر چنين نكنى، پيامش را نرسانده‌اى و خدا تو را از گزند مردم نگاه مى‌دارد. خداوند كافران را هدايت‌نمى‌كند».

                  عالمان شيعه و بسيارى از اهل سنّت چنين باور دارند كه اين آيه، در حجّة‌الوداع* (هيجدهم ذى‌حجّه) در غدير* خم براى اعلام جانشينى حضرت على(عليه السلام)از سوى پيامبر نازل شده است.[۲] پس از‌آن‌كه پيامبر(صلى الله عليه وآله)از بيم توطئه منافقان بر‌ضدّ‌اسلام، اعلام ولايت على(عليه السلام)را به تأخير‌انداخت، فرشته وحى نازل شد و با نزول اين آيه، بر ابلاغ ولايت على به مردم تأكيد كرد و حفاظت از گزند منافقان را به پيامبر وعده داد. پس‌از نزول اين آيه، پيامبر دستور توقّف مسلمانان در بيابان گرم و خشك غدير خم را صادر‌كرد و در برابر انبوهى از جمعيّت كه تعداد آن‌ها را از هفتاد‌هزار تا صد و بيست هزار گفته‌اند، فرمان الهى يعنى وصايت و جانشينى على(عليه السلام)را به مردم ابلاغ كرد.

منابع :

[۱] تتمة المراجعات، ص‌54‌؛ نمونه، ج‌۵ ، ص۴
سباب‌النّزول، واحدى، ص ۱۶۵ الدّرالمنثور، ج ۳ ص ۱۱۷  شواهد التنزيل، ج ۱ ص ۲۵۰


 علی خراسانی .

آیات مشهور قرآن ( آیه ی غار )

آیات مشهور قرآن - ۱

آيه غار چیست ؟

 منبع : پایگاه مرکز فرهنگ و معارف قرانی

                     آيه ۴۰ توبه/۹ را كه به هجرت* پيامبر(صلى الله عليه وآله)از مكّه به مدينه و پناهنده شدن حضرت و ابوبكر* در غار ثور اشاره دارد، «آيه غار» گفته‌اند[۱]:

«إِلاّ تَنصُروهُ فَقد نَصرَهُ اللّهُ إِذ أَخرجَهُ الَّذينَ كَفروا ثَانِىَ اثنَينِ إِذ هُما فِى‌الغارِ إِذ يَقولُ لِصـحِبهِ لاَ تَحزَن إِنّ اللّهَ مَعنا فَأنزَلَ اللّهُ سَكينَتهُ عَليهِ و أَيّدهُ بِجنود لَم تَروهَا».

                   اين آيه همواره مورد توجّه دانشوران شيعه و سنّى بوده و هر يك، برداشت‌هاى گوناگونى از آن داشته‌اند. در سقيفه بنى‌ساعده از همين آيه براى به خلافت رساندن ابوبكر استفاده شد و ابوبكر و خويشاوندان او نيز همواره از آن ياد كرده‌اند. اهل سنّت فضايل بسيارى را از اين آيه براى ابوبكر استفاده كرده‌اند. فخر رازى مى‌گويد: خداوند ابوبكر را «صاحب» پيامبر(صلى الله عليه وآله)دانسته و او را با خطاب «لاَ تَحزَن إِنّ اللّهَ مَعَنا» مفتخر ساخته است كه نشان ازهمراهى خدا با آنان دارد و خداوند سكينه خويش را بر او نازل ساخت.[۲]

              در برابر برداشت اين گونه فضايل، پاسخ داده شده كه تعبير «صاحب» در قرآن فقط به معناى مطلق همراهى به كار رفته است؛ مانند «و‌مَا‌صاحِبُكُم بِمَجنون» و فضيلتى به‌شمار نمى‌آيد. تعبير «إنّ‌اللّه معنا» نيز به معناى حقّانيّت پيامبر(صلى الله عليه وآله)و دين اسلام است و در مقام فضيلتى براى اشخاص نيست.[۳] درباره نزول سكينه نيز گفته شده كه سياق ضماير مفرد مذكّر در آيه كه همگى به پيامبر(صلى الله عليه وآله)باز مى‌گردند و تعبير «أَنزَلَ سَكِينَتَهُ عَلى رَسولِه» در آيات ديگر، مؤيد اين نظر است كه خداوند از نزول سكينه بر پيامبر(صلى الله عليه وآله)خبر مى‌دهد، نه ابوبكر؛[۴] ازاين رو برخى از عالمان شيعه، اين آيه را بر ضدّ ابوبكر شمرده‌اند؛ زيرا در آيات ديگر در كنار نام پيامبر(صلى الله عليه وآله)از مؤمنان نيز ياد شده: «و‌أَنزَلَ اللّهُ سَكينَتهُ عَلى رَسولِه و عَلى‌المُؤمِنين» ؛ امّا در اين آيه، فقط از‌نزول سكينه بر پيامبر(صلى الله عليه وآله)سخن به ميان آمده‌است.[۵]

                                                                                                           على خراسانى

منابع:

[۱] الصحيح من سيرة النبى، ج‌۴، ص‌۲۳.       

[۲] التفسير الكبير، ج‌۱۶، ص‌۶۴‌ـ‌۶۷‌.     

[۳] رساله شرح المنام، ص‌۲۵‌ـ‌ ۹ .    

 [۴] التبيان فی تفسیر القرآن ، ج‌۵‌، ص‌۲۲۱ و ۲۲۲؛ الميزان، ج‌۹، ص‌۲۸۱.

[۵5] الميزان، ج‌۹، ص‌۲۸۱.


زنان در مراسم عزاداری زمان قاجار

عکس: زنان در مراسم‌عزاداری زمان قاجار

چگونگی ارتباط با خدا

اگر بنده ، توجه و ارتباطش را از غیر خدا قطع کند ارتباطش با خدا قهری است .  آیت الله بهجت

 

ارقام نجومی به اصطلاح پاکت برخی از وعاظ

انحراف و فاجعه ای دیگر در مراسمات عزاداری امام حسین علیه السلام

ارقام نجومی به اصطلاح پاکت برخی از وعاظ 

خیانتی به اسلام و مسلمین

               در حالی که در این کشور عده ای زیادی با ارقامی مانند ۴۰۰ - ۳۰۰ هزار تومان - حتی در همین تهران - با چند سر عائله بسختی روزگار می گذارند و اداره کنندگان این خانواده ها همیشه شرمنده ی زن و بچه شان هستند شاهد آن هستیم برخی مداحان و صد البته غالبا وعاظ معروف و مطرح کشور که برخ از آنها را شاید بارها در صدا و سیما هم دیده باشید برای یک جلسه سخنرانی و منبر ارقام نجومی دریافت می کنند .

           جالب تر اینکه این وعاظ ارجمند در پای منبر خود سخن از ساده زیستی و شان و منزلت ائمه ع هم می کنند . وعاظی که در ایام ماه مبارک سخن از افطار علی ع می کند که آقا نمک و شیر را دو نوع غذا بحساب می آوردند و خود برای بیان سخنانی که شاید بارها هم شنیده باشیم برای هر جلسه بیش از ۵۰۰ هزار تومان دریافت می کند آیا به شان و منزلت ائمه اطهار توهین نمی کنند و موجب وهن مذهب نیستند . جالب تر اینکه وقتی از آنها در مورد حق الزحمه ها سوال می شود می گویند ما این مبالغ را در راه اسلام صرف می کنیم . البته زندگی شخصی خودشان هم حتما جزئی از اسلام است زندگی های آنچنانی و خانه ای آنچنانی و ... .

خدا آخر و عاقبت همه مان را ختم به خیر کند / انشاء الله 

ولایت فقیه و اندیشه های غالی گری

ولایت فقیه و اندیشه های غالی گری

نوشته عبدالله حمزه یی 

              « غلو » یا « غالیه » اسم عام است و در اصطلاح ، به فرقی گفته می شود که در حق رسول خدا ٌ و یا ائمه ی طاهرین ع به خصوص شخص امیرالمونین علی ع غلو کرده اند و به ایشان نسبت الوهیت داده اند . تاریخ عمومی حدیث - دکتر مجید معارف

               پس از شهادت حضرت اما حسین ع ادعاهای اغراق آمیزی در حق ائمه ع مطرح شد که جنبه ی سیاسی داشت و در واقع بعنوان حربه ای بکار گرفته می شد . لازم به ذکر است که اندیشه های غالی گری در غالب دوستی و محبت اهل بیت عصمت و طهارت ع مطرح شده است و ائمه ی طاهرین ع به عناوین مختلف با آن به مبارزه پرداخته اند بخصوص حضرات صادقین ع و حتی حضرت رضا ع . باید گفت غلو در مقام اهل بیت رسول خدا ص از زمان حضرت امیر ع آغاز شد و در عصر صادقین به شدت گسترش پیدا کرد .

           البته باید یادآور شد که با گذشت زمان این تفکرات اغراق آمیز در مورد ائمه ع به بطن جامعه گسترش پیدا کرد اما در میان طبقه عام مردم اندیشه های اغراق آمیز جنبه ی سیاسی نداشته و غالبا ناشی از روحیه ی بزرگ پنداری بزرگان دین و عظمت دادن به آنها می باشد که این انحرافات در ذکر وقایع عاشورا در میان عوام بسیار گسترش یافت و شهید آیت الله مطهری در کتاب ۳ جلدی حماسه ی حسینی بشدت با این تفکرات غالی گری مبارزه نموده و دست به روشنگری زده است .

               متاسفانه بنظر می رسد این اندیشه های غالی گری پس از پیروزی انقلاب و بخصوص بعد از رحلت حضرت امام (ره) در زمان ولایت فقهی مقام معظم رهبری دام ظله العالی بشکل جدید دوباره رو به گسترش نهاده است . البته در این بازه ی زمانی ، می توان دو انگیزه را برای این امر مورد بحث و بررسی قرار داد : ۱- اهداف و مطامع سیاسی . ۲- ضعف و انحراف فکری .

            به خاطر داریم در یکی از دیدارهای شخصیت های سیاسی کشور با حضرت امام (ره) وقتی آقای فخرالدین حجازی تعاریف اغراق آمیزی از حضرت امام نمودند ، ایشان بلافاصله از خود عکس العمل نشان داد و با این نوع فکر و ایده برخورد نمود .

          مقام معظم رهبری نیز بارها و بارها در سخنرانی های متعدد خود با این پدیده به عناوین مختلف برخورد نموده اند . که اگر به سخنرانی های معظم له در مناسبت های مختلف نظری بیفکنید یقینا این سخن را تایید خواهید کرد . ایشان حتی انتقاد از ولی فقیه را جایز می شمارند و در یکی از سخنرانی های اخیرشان در پاسخ به سوالی که گفته بود ما نظر کارشناسی میدهیم که مخالف نظر حضرتعالی است لذا به ما می گویند ضد ولایت فقیه ، فرمود : هر کس می تواند نظر کارشناسی بدهد حتی مخالف نظر ولی فقیه و اشکالی هم ندارد .

                اخیرا نیز در یکی از برنامه های درسهایی از قرآن حضرت حجه الاسلام و المسلمین قرائتی می فرمودند اصلا ذوب در ولایت یعنی چه ؟ ما ذوب در ولایت نداریم . ما اطاعت از ولایت داریم .

مخلص کلام اینکه :

             ما ولایت فقیه را تماما قبول داریم و به آن عشق می ورزیم و با تمام وجود به شخص مقام معظم رهبری علاقه داریم اما غلو در مقام معظم له را جایز نمی دانیم و آنرا نوعی انحراف می پنداریم .

 

مدیریت در اسلام - ۴ ( ماندنی نبوبدن مدیریت )

مدیریت در اسلام - ۴ ( ماندنی نبوبدن مدیریت )

تالیف : عبدالله حمزه یی

           مدیریت ، همانند هر چیز دیگری در دنیا از جنس امورات دنیوی است و لذا گذرا و بی شک بزودی به پایان می رسد . خیلی زودتر از آنچه که بتوان تصور آن را کرد . روزگاران از فردی به فرد دیگر دست بدست می چرخد و منتقل می گردد لذا حماقتی بالاتر از این نیست که انسان به این مسئولیت ها دل ببندد . همچنانکه امام راحل فرمودند « انسان باید خیلی ضعیف النفس باشد که این مسئولیت ها را مقام بداند » . در جای دیگر ایشان حتی ولایت فقیه را فی نفسه مقام و منزلتی نمی دانند . آری این شان شخص فقیه است که او را به این درجه می رساند نه عنوان آن . 

          روزی ابن عباس خدمت حضرتش رسید. امام که به وصله زدن کفش اشتغال داشت، فرمود: «این کفش پاره که مشغول وصله زدنش هستم از حکومت بر شما برایم دوست داشتنی تر است مگر آن که به وسیله حکومت، بتوانم حقی را اقامه کرده و باطلی را از میان بردارم.» خطبه ۳۳

            مدیر اسلامی باید بداند که امروز او تصد ی این پست را بر عهده دارد و فردا فرد دیگری . همچنانکه پیش از او نیز افراد دیگرب تصدی این مسئولیت را برعهده  داشتند و امروز از آنها خبری و نامی نیست الا اینکه خدمتی کرده باشند .

             حضرت امیر می فرمایند « اگر ریاست ماندنی بود به تو نمی رسید » در تفکر اسلامی مسئولیت و تصدی پست های مدیریتی یک فرصت است برای خذمت بیشتر به جامعه اسلامی و اسلام و مسلمین . مدیریت فی نفسه هیچ ارزش و اعتباری ندارد . این تفکر را بنوعی می توان در سخن آمیر مومنان ع مشاهده کرد آنجا که بعد از قتل عثمان قاطبه ی مردم بر درب خانه ی حضرتش هجوم آوردند تا با او بیعت کنند و او را بعنوان خلیفه ی مسلمین بشناسند . حضرت ع فرمود :  چنان که در آغاز حکومتش، درباره سبب پذیرش فرمانروایی، فرمود: «سوگند به خدایی که دانه را شکافت و جان را آفرید... اگر خداوند از علما پیمان نگرفته بود که در برابر شکمبارگی ستمگران و گرسنگی مظلومان سکوت نکنند، مهار شتر خلافت را بر کوهان آن انداخته، رهایش می ساختم.» (  خطبه 3)

            لذا مدیر اسلامی به هرپست و مسئولیتی بعنوان یک فرصت برای خدمت و اطاعت الهی می نگرد و نه تنها در فکر ارتقاء سطح زندگی و رفاه خود و اطرافیانش نیمی کوشد بلکه پپوسته از این امر نگران مضطرب است که این ست او را شیفته نکند و موجب غفلتش نگردد .

مدیریت در اسلام - ۳ ( مدیریت و سیستم نظارتی دقیق )

مدیریت در اسلام - ۳ ( مدیریت و سیستم نظارتی دقیق )

تالیف : عبدالله حمزه یی

                     یکی از ضروریات مدیریت صحیح و موفق اطلاع از بخش های تحت سرپرستی است . یک مدیر بدون اطلاع از نحوه ی عملکرد اجزاء و افراد در سازمان زیر نظر خود هیچگاه نخواهد توانست از نقاط مثبت و منفی این افراد و اجزاء اطلاع حاصل نماید . وقتی اطلاعی نباشد ، قدرت و توان اصلاح و سیستم نیز وجود نخواهد داشت .

            و این مهم میسر نخواهد شد مگر از طریق بکار گماردن افرادی بعنوان بازرس و مخبر که می تواند بدو صورت علنی و سری یا مخفی باشد تا اخبار و گزارشات لازم را به سطوح بالاتر برساند . در واقع مدیریت صحیح مستلزم یک سیستم نظارتی دقیق و ظریف است .

           علی رغم اینکه در زمان حضرت امیر (ع) حکومت اسلامی دارای وسعت و محدوده ی بسیار بزرگی بود و علی رغم ضعف وسایل ارتباطی در آن روزگار ، در موارد متعددی در نامه ها و بیانات امیرالمومنین (ع) ، پس از گماردن کارگزاران مختلف به بخش های متعدد مملکت اسلامی ، توسط مخبران . بازرسان امین ، عملکرد آنان را زیر نظر داشته و از اخبار آنان مطلع می شده است . و از همه مهم تر اینکه نسبت به تخلفات آنان حتی در امور کوچک از خود عکس العمل نشان می داده است .

              لذا اسلام به طریق اولی ، تاسیس سیستم نظارتی دقیق و کارآمد را که موجب اطمینان از روند اجرای صحیح امور در مملکت شود ، از وظایف مدیران و مسئولان اسلامی می داند . جا دارد در این مقال نگاهی هر چند گذرا به عبارات نامه های حضرت امیر (ع) در نهج البلاغه بیندازیم :

* در نامه ی ۳ به شریح بن حارث قاضی می نویسد :

« به من خبر داده اند که خانه ای به ۸۰  دینار خریده ای ... »

* به عمر بن ابی سلمه ارحبی حاکم فارس ( نامه ۱۹ ) می نویسد :

« دهقانان مرکز فرمانداریت از خشونت و قساوت و تحقیر کردن مردم شکایت کرده اند ... »

* در نامه به فرماندار مکه قثم بن عباس پسر عموی پیامبر ص ( نامه ۳۳ ) می نویسد :

« همانا مامور اطلاعاتی من در شام به من اطلاع داده است ...........  .

* در نامه به فرماندار بصره ، عثمان بن حنیف انصاری که دعوت سرمایه داری از مردم بصره را پذیرفته بود ( نامه ۴۵ ) می نویسد :

 « به من گزارش دادند که مردی از سرمایه داران بصره تو را به میهمانی خویش فرا خوانده است و تو بسرعت بسوی آن شتافته ای ..... » .

* در نامه ی ۴۰ به یکی از فرماندارانش می نویسد :

« از تو خبر رسیده است ... »

* حضرت در نامه ی معروفش به مالک اشتر ( نامه ۵۳ ) می نویسد :

« پس رفتار کارگزارانت را بررسی کن و جاسوسانی راستگو و وفا دار بر آنان بگمار ... »

* در نامه به مصقله بن هبیره شیبانی فرماندار فیروز آباد می نویسد :

« گزارشی از تو به من دادند که اگر چنان کرده باشی ... » .

* در نامه به سهل بن حنیف انصاری فرماندار مدینه می نویسد :

« پس از یاد خدا و درود ، به من خبر رسیده است که گردهی از مردم مدینه به سوی معاویه گریخته اند ... » .

              اینها همه و همه نشان از این دارد که حضرت امیر (ع) در شرایط سخت و دشوار آن روز و با وجود وسعت محدوده ی حکومت اسلامی دارای  سیستم نظارتی دقیقی بوده است و پیوسته گزارشات رسیده را بررسی و نسبت به آنان با کمال حسایت و جدیت برخوردهای لازم در خور هر یک را انجام می داده است .  

علم و جهل

اختلاف بشر در علم و جهل آنهاست .

و ارزش و قدر انسانها هم به علم است نه به مال .