باسمه تعالی

رجال الحدیث

درسنامه ی دکتر مجید معارف

جلسه ی دوم 23/11/92

دانشکده ی اصول الدین تهران

نگارش و  ویرایش : عبدا... حمزه یی

موضوع : نیاز به علم رجال ( فلسفه ی وجودی علم رجال )

با توجه به پدید آمدن علم رجال ، منتقدین و منکرانی در ضرورت علم رجال پدید آمدند . در حقیقت در مقابل کسانی که به ضرورت علم رجال معتقدند ، گروهی منکر ضرورت و کارآیی علم رجال می باشند .

دو پاسخ مجمل و تحلیلی می توان برای این انکار مطرح نمود :

1-پاسخ مجمل اینکه حدیث دارای دو رکن سند و متن می باشد و علم رجال علمی است که در خدمت سند شناسی حدیث است و علم رجال سندهای صحیح را از ناصحیح تشخیص می دهد . در این پاسخ ما بدنبال پاسخ به منکرین ضرورت علم رجال نیستیم و علم رجال را مستقل از این بحث مورد بررسی قرار می دهیم .

2- پاسخ تحلیلی :

                در این پاسخ ما بدنبال پاسخ دادن به شبهه ای هستیم که منکرین به ضرویت علم رجال القاء می نمایند .

در مقدمه باید گفت دانشمندان شیعه از نظر مشی فکری از اوایل قرن 11 هـ. یعنی از ابتدای دوران صفویه تا کنون به دو گروه تقسیم می شوند :

الف) اخباریون .

ب) اصولیون .

اخباریون :

                بطور اجمال این علماء تابع اخبارند و حدیث گرا می باشند . سعی می کنند همه ی مسائل را با کمک حدیث و خبر حل کنند حتی همه ی رشته های علمی مانند فقه را بر مبنای خبر بنا می کنند . این دسته از علماء معتقدند ما به قدر کافی حدیث داریم که نیازی به استنباط احکام نباشد . لذا به جای فتوا مثلا حدیثی از امام صادق ع را مستننداً ارائه می دهند . نیز در مورد قرآن به تفسیر نقلی ( تفسیر روایی یا تفسیر مأثور ) قائل می باشند . برای تفسیر هر آیه ای بدنبال حدیثی برای تبیین آن هستند و اگر در ذیل آن آیه حدیثی نیافتند علمش را به خداواگذار می کنند . حتی علم و کلام را هم بر مبنای خبر بنا می کنند .

                بنابر این بدین جهت که علوم اسلامی را بر مبنای خبر استوار سازند باید دست خود را پر کنند . لذا اگر علمی مانند علم رجال برای این فکر تزاحمی ایجاد کند در صدد تضعیف آن بر خواهند آمد . به همین جهت منکر ضرورت علم رجال می شوند .

بنا به تفکر اخباریون هیچ حکم دینی وجود ندارد مگر اینکه در ازای آن حدیثی از معصوم ع وارد شده است و ائمه ی معصومین ع کار خود اتم و اکمل به انجام رسانده اند . 

اخباريون نقطه مقابل اصوليون و مجتهدان(قائلين به اجتهاد در احکام دين) هستند. مؤسسين اين گرايش ميرزا محمد استرآبادي و شاگردش

 ملاامين استرآبادي هستند. اينها اجتهاد را حرام مي دانند، ظواهر قرآن را حجّت نمي دانند و مدّعی اند که قرآن را فقط امام معصوم مي فهمد و

بس.اینها به حجّيت عقل نيز قائل نبوده و آن را خطاکار مي دانند. اجماع را هم قبول نداشته و آن را دليل اهل سنّت در انتخاب خليفه ی اوّل مي

انگارند. در حالي که هيچ اجماعي بر خلافت خليفه اوّل واقع نشده است. و ادّعای اهل سنّت در این باب ادّعایی مردود است.اخباریّون معتقدند که تمام

روايات کتب اربعه ی شيعه درستند فلذا معتقدند که احتياجي به علم رجال نیز وجود ندارد .

 

                مشرب اخباریون مدت 2 قرن در حوزه های علمیه حاکم بود تا اینکه در اوایل قرن 12 با ظهور علامه وحید بهبهانی در مصاف با شیخ یوسف بحرانی منطق اخباریون در هم شکست و جبهه ی رقیب بنام مشرب اصولیون پیروز و حاکم بر حوزه های علمیه شد .

اصولیون :

                عده ای از دانشمندان شیعی هستند که امروزه غالب علما را تشکیل می دهند و به دو جهت به آنان اصولی گفته می شود :

الف) معتدقند لازم دین ( کتاب و سنت ) در مورد تمام جزئیات نؤ مستقیم داشته باشد بلکه همینکه کتاب و سنت اصلی را در اختیار قرار دهد کافی است تا به مدد عقل و از طریق تعیین مصادیق ، احکام جزئی را بدست آریم .  این منطق بر سخن امام صادق ع استوار کشته است :

امام صادق ع :

 كُلّ شَيْ‏ءٍ مَرْدُودٌ إِلَى الْكِتَابِ وَ السّنّةِ وَ كُلّ حَدِيثٍ لَا يُوَافِقُ كِتَابَ اللّهِ فَهُوَ زُخْرُفٌ‏ (اصول كافى جلد 1 ص :89 رواية: 3 )

امام صادق عليه السلام فرمود: هر موضوعى بايد به قرآن و سنت ارجاع شود و هر حديثى كه موافق قرآن نباشد دروغيست خوش‏نما.

امام صادق ع :

علینا بالاصول و علیکم بالتفریع .

بر همین اساس اصولیون معتقدند دین وظیفه ی اصول کلی را دارد . اصولیون برای اثبات نیار به علم رجال دو روش دارند :

الف) استدلال های اثباتی .

ب) استدلال های نقضی و انکاری .

دلیل اول اثباتی :

در دلایل اثباتی بدون توجه به نظرات انکاری اخباریون به بحث ضرورت علم رجال پرداخته می شود .

برای رسیدن به حکم شرعی نیازمند علم هستیم زیرا قرآن می رفماید « وَ لا تَقفُ ما لَیسَ لَکَ بِهِ علم » و از طرفی پیروی از ظن را مردود می شمارد : «  » بنابر این علم دین را باید از منبعی بدست اورد که منابع کسب علم دین عبارتند از 1- کتاب خدا و 2- سنت متواتر و 3- اخبار آحاد .

حال این سوال پیش می اید که آیا می توان تمام نیازهای خود را بر پایه ی کتاب خدا و سنت متواتر بنا کرد و بی نیاز شد . پاسخ مسلماً منفی است . بعنوان مثال قرآن در مورد نماز و زکات و نوافل و ... به اجمال سخن گفته است و در سنت متواتر نیز چیزی از شرح و توضیح آن یافت نمی شود . لذا نهایتاً ناگزیر به رجوع به اخبار آحاد پیدا خواهیم کرد . مثلاً در اخبار آحاد در مورد تعداد رکعات نوافل به سه عدد بر می خوریم : 34 رکعت ، 29 رکعت و 27 رکعت . در اینجا به قول اصح مراجعه خواهیم نمود .

                از قدیم بر سر اعتبار اخبار آحاد اختلاف نظر وجود داشته است . در واقع علماء دین دو نظر مختلف را در این خصوص بیان داشته اند :

الف) برخی معتقدند خبر واحد باید محفوف به قرائن شود تا صلاحیت فتوا را پیدا کند . مثلاً موافقت با قرآن یا عقل یا نداشتن معارض .

ب) برخی معتقدند خبر واحد حجیت استقلالی دارد . و اعتقاد به خبر واحد بر سیره ی عقلا دارند و از دل آن ظن معتبر را استخراج می کنند . یعنی می گویند ما در مراوادات اجتماعی به خبر واحد ثقه مراجعه می کنیم . پس ظن معتبر یعنی خبر ثقه .

                اصولیون مهتقدند که خبر واحد ثقه یا صحیح السند ، انسان را به علم نمی رساند اما در عین حال ظن معتبر است . از طرفی علم و قطع از شئون سنت متواتر است . در عصر غیبت معصوم ع ظن معتبر جانشین علم می شود .

                حال سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که چه ابزاری خبر واحد ثقه را از غیر ثقه تمییز می دهد . پاسخ این است که این ابزار علم رجال است .

دلیل دوم اثباتی :

                یک قاعده ی فقهی دوم داریم که می گوید : « إذا روينا في الحلال والحرام شددنا وإذا روينا في الفضائل ونحوها تساهلنا» 0 احمد بن حنبل از قول ائمه )  البته برخی معتقدند این تساهل و تسامح موجب رواج خرافات در دین شده است .

ما به وجود راویان ضعیف و کذاب علم اجمالی داریم همچنانکه در خطبه ی 210 نهج البلاغه حضرت امیر علیه السلام راویان را به چهار گروه تقسیم می کند و روایت سه گروه از آنان را مقبول نمی داند و تنها حدیث یک گروه را مورد قبول می داند . این سخن خود دلیلی بر ضرورت علم رجال است . این سه گروه عبارتند از راویان کذاب و درزغگو ، راویان مغفل و متوهّم و کم حافظه و نیز راویان کم دانش که منسوخ را شنیده اما ناسخ آن را نشنیده اند .

                علم تفصیلی علمی است که مصادیق را معین می کند . علم اجمالی به وجود تعدادی راوی کذاب  کافی است که تمام راویان زیر سوال بروند مگر اینکه علم اجمالی به علم تفصیلی مبدل گردد . لذا علم رجال وظیفه دارد اجمال را به تفصیل تبدیل کند . برای همین منظور در گذشته  کتبی با نام الضعفاء و نیز الثقات نوشته شده است .

دلیل سوم اثباتی :

                شناخت ویژگی های راویان یکی از عوامل ترجیح روایتی بر روایت دیگر به هنگام مواجهه با روایات معارض یا متعارض است . در این شرایط خبر راوی اعدل بر خبر راوی عادل ترجیح می یابد . بعبارتی در این حیطه وظیفه ی علم رجال تمییز راوی ضعیف از موثق نیست بلکه تشخیص اوثق از موثق است یا اعدل از عادل . بعنوان مثال در کتب رجالی عباراتی داریم تحت الفاظ : ثقه ثقه ثقه اوثق الناس . این سه لفظ به ترتیب وثاقت بیشتر راوی را می رساند . لذا اگر دو روایت صحیحی السند معارض داریم باید ببینیم کدام اصح است . گاهی لازم است بین دو روایت ضعیف و اضعف یکی را انتخاب کنیم .

دلایل نقضی اصولیون :

                نکته اول اینکه  باید گفت اولین دلیل علمای اخباری برای نفی علم رجال ادعای قطعی بودن و صحیح السند بودن اخبار کتب اربعه است . چرا که شیخ صدوق در مقدمه ی من لا یحضر نظر به صحیح بودن کل روایاتش داده است . نظیر سخن شیخ صدوق را کلینی و شیخ طوسی به کنایه و نه صریح ادعا کرده اند . بنا براین اخباریون این امر را دلیلی بر از حیث اعتبار خارج شدن علم رجال می دانند .

                نکته ی دوم اینکه این دلیل توسط اصولیون نقض شده است . آنان مدعی اند ادعای صحیح السند بودن کلیه روایات کتب اربعه درست نیست . نکته ی دیگر اینکه اگر ادعا کنیم شیخ صدوق و شیخ کلینی و شیخ طوسی قائل به صحت کلیه ی اخبار خود باشند ، این نظر علمی و شخصی آنهاست و می تواند با نظر دانشمندان اسلامی دیگر در تعارض باشد . بعنوان مثال شیخ مفید برخی نظرات شیخ صدوق را نمی پذیرفت و حتی شیخ مفید و شیخ طوسی هر دو بر برخی از رئایات من لا یحضر حکم به جعل داده اند .

                نکته ی سوم اینکه اخبار موردنظر و مورد نیاز ما منحصر در کتب اربعه نمی باشند . یک رشته از اخبار مورد نیاز ما خارج از این کتب می باشند لذا ناگزیر به علم رجال هستیم .