دين اسلام ، فقه محور يا اخلاق محور
دين اسلام ، فقه محور يا اخلاق محور
عبدا... حمزه يي
قبل از بيان سطوري در خصوص موضوع مذكور بايد به اين نكته مهم اشاره كنم كه غرض از نوشتار اين نيست كه فقه در دين اسلام جايي ندارد يا نبايد به تكاليف و احكام توجه نمود بلكه هدف بيان اهميت مسئله ي اخلاق در دين اسلام است .
سخن را با اين سوال آغاز مي كنم كه عدد آيات الاحكام در قرآن چند آيه است ؟ چه نسبتي بين تعداد آيات الاحكام و تعداد كل آيات قرآن وجود دارد ؟
قبل از پاسخ به اين سؤال يادآوري كنم دو منبع مهم دريافت احكام و دستورات دين قرآن و سنت مي باشند . در بين اين دو تنها اين قرآن است كه تمام فرق اسلامي بر آن اجماع داشته و بي كم و كاست آن را قبول دارند و اين متن قرآن است كه بدون شك و ترديد به تواتر بدست ما رسيده است وليكن سنت در طول تاريخ اسلام دستخوش آسيب هاي زيادي شده از جمله دوران فَتــرت يعني منع 90 ساله نقل حديث كه با فرمان عمر بن عبدالعزيز نقض شد و ورود روايات جعلي و غلات به طوري كه حتي در زمان خود رسول خدا ص اقدم به جعل حديث مي كردند تا جايي كه حضرت لاجرم بر منبر رفت و فرمود : مَنْ كَذَبَ عَلي مُتَعمّداً فَليَتَبَوَّأ مَقعَدهَ مِنَ النار : هر كس از روي عمد بر من دروغ ببندد جايگاني از آتش براي خود فراهم ساخته است . اين حديث در منابع اهل سنت و شيعي از طرق مختلف نقل شده و از روايات صحيحه مي باشد .
بنابراين نص يا متن قرآن متقن ترين منبع براي دريافت احكام دين مي باشد تا جايي كه بسياري از بزرگان فقها ، شرط فقاهت را تسلط و آگاهي كامل از آيات الاحكام دارند .
بنا بر صحيح ترين روايتي كه از اميرالمؤمنين علي ع نقل شده است تعداد كل آيات قرآن 6236 ايه مي باشد و عدد آيات الاحكام بنا بر قول مشهور فقها و علماي اسلامي 500 آيه مي باشد . اگر بخواهيم نسبت آيات الاحكام را به مجموع ديگر آيات كه غالبا در اخلاق و مناسبات فردي و اجتماعي بيان شده اند را محاسبه كنيم كمتر از 20% از آيات قرآن به احكام اختصاص يافته است . همين امر موجب شده كه نظراتي از سوي برخي دانشمندان اسلامي مطرح شود كه دين اسلام دين فقه محور نيست بلكه ديني اخلاق محور است و در يك حكومت ديني نمي توان جامعه را با فقه اداره نمود زيرا آنچه كه مي تواند يك جامعه را بخوبي اداره كند اخلاق و اخلاق محوري است چنانكه رسول مكرم اسلام ص نيز فرمودند : « إنِّي بُعِثتُ لِأُتَمِّـمَ مَكـارِم الأَخلاق »
البته همانطوري كه يادآور شدم نگارنده در صدد اثبات اخلاق محور بودن يا فقه محور بودن دين اسلام نيست بلكه با بيان اين نكته در صدد آن است كه تأكيدي داشته باشد كه محوريت مغفول مانده ي اخلاق در جوامع اسلامي . كما اينكه بيان اينگونه مسائل از سوي هر كس كه باشد با برخورد و مخالفت فقهاء مواجه خواهد شد .
حمزه يي ///
1/10/94
با سلام