آشنایی با آیین شینتو

آشنایی با آیین شینتو
 
منبع : آشنایی با ادیان بزرگ , توفیقی، حسین
 
 

          شینتو(Shinto)یعنی طریقه خدایان ، آیین باستانی ژاپن است . این آیین الهه خورشید به نام اماتراسو(Amaterasu) را نگهبان سرزمین اجدادی می داند و خاندان سلطنتی را از نسل این خدا و تجسم وی می شمارد.

1-3-  سابقه اجتماعی

          آیین مهایانای بودایی در حدود سال 552 م . به ژاپن وارد شد و پس از برخورد با شینتو، سرانجام بسیاری از عناصر بودایی را به مذهب شینتو منتقل کرد. پرستش خدایان ملی و امپراطور، کرنش و قربانی برای مردگان و وطن پرستی از آداب این آیین است . نوعی فتوت به نام بوشیدو(Bushido)یعنی طریقه دلاوران که تا اندازه ای از آیین زن الهام می گرفت ، جوانمردی و مقاومت برای شرف را الزام می کرد. بر این اساس سربازان هنگام شکست ، طی مراسمی با یک خنجر مخصوص که در سراسر عمر آن را همراه داشتند، شکم خود را پاره می کردند و شهید راه وطن شدند. آیین شینتو نیز بارها نوسازی شده است و پرستش امپراطور از سال 1946 توسط خود وی منسوخ گردیده است . اکنون در ژاپن این آیین در کنار آیین بودا به حیات خود ادامه می دهد.

2-3- کتابهای شینتو

          در آیین شینتو کتابهایی یافت می شود که آداب و سنن گذشتگان را در بر دارد. این کتابها در زمانهای مختلف تهیه شده و یکی از آنها که در سال 806 م . نوشته شده ، داستانهای کهن را در دفاع از طبقه روحانیون نقل می کند. کتاب دیگری از قرن دهم است که فهرستی از عبادات و مناسک و رسوم شینتو، بویژه آداب پرستش امپراطور را شرح می دهد.

3-3- ریوبو

          سرانجام ، آیین بودا در ژاپن در قرن هشتم میلادی کاملا رواج یافت و مقامات کشور آن را پذیرفتند. در آن زمان لازم شد که میان آیین بومی و قدیم شینتو از یک سو و آیین بیگانه و نورسیده بودایی از سوی دیگر تلفیقی صورت گیرد. در آن هنگام برخی از روحانیون بودایی اعلام کردند در مکاشفات خود دانسته اند که خدایان باستانی ژاپن در حقیقت هر کدام بودی ستو بوده اند و آنجا ظهور کرده اند. همچنین گفتند اماتراسو یعنی خدای خورشید همان ظهور کامل بودا در کشور ژاپن بوده است . این مکتب را ریوبو، یعنی شینتوی ترکیبی نامیدند و به تبلیغ آن پرداختند. بدین شیوه آیین شینتو نوسازی شد و احیا گردید.

 

4-3- دین رسمی

           حدود نه قرن بعد، در قرن هفدهم برخی از رهبران دینی گفتند خوب است آیین شینتوی قدیم احیا گردد و سرانجام در سال 1868 تحول تازه ای در حیات اجتماعی مردم ژاپن پیش آمد و با تردد مسافرانی از آمریکا به ژاپن ، در این کشور به روی جهانگردان باز شد. چندی بعد امپراطور ژاپن شینتو را دین رسمی اعلام کرد و دستور داد نشانه های آیین بودا را از آن آیین بزدایند. این کار در آغاز با فشار انجام گرفت ؛ زیرا مردم هنوز هم به آیین بودا علاقه مند بودند. سرانجام در قانون اساسی سال 1889 حق آزادی مطلق دین برای تمام مردم ژاپن به رسمیت شناخته شد، ولی دولت جانب آیین شینتو را می گرفت .
            آیین دولتی شینتو تا سال 1945 که آمریکا ژاپن را بمباران اتمی کرد و این کشور به اشغال آمریکا در آمد، ادامه داشت و تعالیم آن به گونه ای بود که جوانان را در مقابل نفوذ تمدن غربی مقاوم می ساخت . از سال 1945 به بعد، انجام دادن مراسم این آیین اختیاری شده است .

شرايط نقل روايت ، نقل به معنا و پذيرش روايت

شرايط نقل روايت ، نقل به معنا و پذيرش روايت
عبدالله حمزه يي
تلخيص از كتاب شناخت حديث دكتر معارف 

منظور از حدیث غریب یا حدیث مرسل چیست؟

شرايط نقل روايت :
1. ذكر أسناد روايت . ( إذا كنتم الحديث فاكتبوه )
2. ذكر نص روايت و پرهيز از نقل به معني .
3. ذكر كامل روايت و پرهيز از تقطيع .
 
شرايط نقل به معنا در روايت :
1. ناقل به قدر كافي اديب و گفتارشناس باشد .
2. در نقل به معنا نبايد از رساندن مقصود دچار كاستي شود .
3. از نظر خفا و آشكاري در دلالت رساني به مثابه گفتار اصلي باشد .
 
شرايط پذيرش روايت :
1. اسلام
2. ايمان
3. عقل
4. بلوغ
5. عدالت
6. ضبط

قاعده تساهل در إسناد حديث

قاعده تساهل در إسناد حديث

نوشته عبدالله حمزه يي

          قاعده ي تساهل در إسناد حديث عبارت است از همان سخن معروف علم الحديثي كه امام احمد بن حنبل در مسند خود بيان داشته است و در عمل علماي شيعه نيز بدان عمل نموده اند هر چند اين سخن بطور مستقيم در علم الحديث شيعي مورد بحث قثرار نگرفته است . اين قاعده مي گويد : « إذا روينا في الحلال والحرام شددنا ، وإذا روينا في الفضائل ونحوها تساهلنا » اگر حديثى را در باب حلال و حرام روايت كنيم (در رجال آن) سخت گيرى و دقت مى كنيم ، اما چنان چه درباره فضايل و نظاير آن روايت كنيم در اين امر سهل مى گيريم.

          البته آنچه كه مسلم است در قرون اوليه تقسين بندي حديث به شكل امروزي در چهار قسم موجود نبود و حديث به دو دسته صحيح و ضعيفف تقسيم مي شد . وليكن متأخران قائل به تقسيمات چهار گانه حديثي شده اند كه عبارتند از صحيح - حسن - موثق - ضعيف .

          در عين حال برخي بر اين باورند كه اين قاعده نمي تواند احاديث ضعيف را شامل شود هر چند موضوع ذكر فضائل باشد و سخني از احكام و حلال و حرام نباشد .

تقسيمات حديث

تقسيمات حديث

تهيه و تنظيم از عبدالله حمزه يي

تقسيمات حديث
متواتر لفظي زماني كه لفظ حديث عيناً تكرار شده باشد
معنوي زماني كه معنا با عبارات متعدد و متفاوت تكرار شده باشد
واحد 1. مرسل 1. به اعتبار نام معصوم مصرّح : در سند به نام معصوم در حديث تصريح شده است
2. مسند مضمر : با ضمير از معصوم نقل شده است مانند عنه ، قال ، سأله
2. به اعتبار تعداد راويان مستفيض : راويان در هر طبقه بيش از 3-2 نفر باشند .
مشهور : علي رغم شيوع در ميان محدثان اما در يك يا چند طبقه راوي تنها يك نفر است .
3. به اعتبار ارزيابي راويان صحيح : داراي شروط اتصال سند ، 12 امامي بودن راويان و عادل بودن آنان است .    
حسن : داراي شروط اتصال سند ، 12 امامي بودن راويان و ثقه بودن آنان است .    
موثق : داراي شروط اتصال سند ، غير شيعه بودن راوي و عادل بودن آن است .    
ضعيف ضعيف مقبول عمل اصحاب
شهرت عملي
ضعيف مردود

نظر دانشمندان غربي در مورد زمان ورود حديث به منابع حديثي

نظر دانشمندان غربي در مورد زمان ورود حديث به منابع حديثي

عبدالله حمزه يي

1. شاخت : زمان و مكان تأليف منابع حديثي همان مهد پيدايش روايات است . زيرا عادت مسلمانان اين بوده كه ميراث پيشينيان را در مجموعه هاي تأليفي خود بگنجانند . يعني هيچ روايتي نمي تواند قديمي تر از نخستين منبع درج آن باشد .

2. ونزبرو : آثار منتسب به قرون 2 و 3 در فرايندي طولاني توسط عالمان متأخّر پديد آمده اند .

3. گلدزيهر : معتقد به بررسي متني روايات در تاريخ گذاري بود ( ژيش فرض هاي او بقدر كافي دقيق نبود ) .

4. شولر و موتسكي : به بررسي تحليل متن - إسناد روي آوردند ..

 

* محققان غربي بخاطر داوري هاي افراطي گلدزيهر كمتر به موضوع نقد حديث در ميان مسلمانان پرداختند .

شكنجه روحي دينداران به بهانه آشتي دادن آنها با خدا

شكنجه روحي دينداران به بهانه آشتي دادن آنها با خدا

از عبدالله حمزه يي

         در اين نوشتار كوتاه هدف نگارنده پرداختن به موضوعي است كه در سالهاي اخير افراط در آن بيش از پيش آثار مخرب خود را نمايان ساخته و موجبات دين گريزي و خستگي دينداران را ايجاد كرده است .

          بهانه پرداختن به اين امر وجود يكي از مناسبتهاي ديني بود كه اساساً هيچ ربطي نيز به عزاداري و روضه خواني نداشت وليكن افراط در عزاداري و برخي سخنان انگيزشي براي نگارش اين چند سطر ايجاد كرد .

          يكي از مسائلي كه متأسفانه بخصوص بعد از انقلاب روبروز شيوع پيدا كرد و عامل اصلي آن نيز برخي منابر - و نه همه - و مشخصاً مداحان بودند اين است كه در حين سخنراني و بخصوص در حين خواندن ادعيه مدام در گوش مستمعين مي خوانند و همچون پتكي بر سرشان مي كوبند كه اي داد ، اي واي ، اي بيداد ما آلوده به گناه هستيم ، عذاب قبر چنين است و چنان است و نكير و منكر به امر خدا فقط منتظرند ما بميريم و آنچنان ما را در قبر بفشارند كه شيري كه در نوزادي خورده ايم از بدنمان بيرون بزند ، ما آنقدر گنه كاريم كه جهنم منتظر ماست و براي ما شعله مي كشد ، اعمال ما هيچ ارزشي ندارد ولي در عوض ما انبار سنگيني از معصيت و جنايت و خيانت هستيم و ....

             آنچه كه حقيقا ذهن نگارنده را بخود مشغول كرده اين اسنت كه اين گونه سخن گفتن ها جز شكنجه و عذاب دادن روح و روان مستمعين و منزجر كردن دينداران از دين اثر ديگري ندارد .

          اگر گوشه نگاهي به زندگي سراسر مهر و ملاطفت پيامبر اسلام ص بيندازيم همو كه سفير رحمت بود براي عالميان و بدين سبب او را رحمه للمعالمين ناميدند همو كه مي گويند عمري فلان يهودي خاكستر بر سرش مي ريخت و وقتي بيمار شد حضرت به عيادتش رفت و با در نظر گرفتن اينكه همين پيامبر ص ، فرستاده و رسول خداست اگر رسولش درياي رحمت است براي عالميان پس بايد ديد خود خدا چه عظمتي در رحمت و بخشش ومهرباني دارد . همان خدايي كه در سوره حمد بارها به صراحت از رحمت سخن گفته ولي وقتي مي خواهد از غضب و خشم سخن بگويد با كنايه و غير مستقيم سخن مي گويد مالك يوم الدين و تازه به عقيده ي نگارنده در اين سخن هم هر دو وجه رحمت و غضب نهفته است .

           سخنوران و مبلغين و بخصوص مداحان ما از خدا چه چهره اي ساخته اند ؟ آيا رواست خدايي را كه منشأ تمام خلقت انسان و كائنات از سوي او ، نيست جز رحمت واسعه اش اينگونه معرفي كنيم ؟ با تمسك به چند روايت ضعيف و غير قابل انطباق با عقل خدا را جلاد معرفي كنيم خدايي كه مي خوانيمش يا من سبقت رحمته غضبه .

           نه ، نه ، خدا ما نمي تواند چنين باشد . اين خدا ، خدايي است دست ساز عده اي براي گرم كردن مجلس و كسب روزي از اين مجرا .

          خداي ما خداي شادي و نشاط و رحمت و بخشش و مغفرت و انر‍ژي و حركت و تكاپو خير و بركت و صلح و آشتي و مهرباني است .

         وگرنه اين مردم عادي كه با سختي در اين جامعه با قوت بخور و نميري زندگي مي كنند مگر چه كرده اند كه بايد مستوجب انتظار چنين عذابهايي باشند . نگوييد اين حرفها مردم را به گناه جري مي كند كه ديگر تاريخ مصرف چنين سخنان بي پايه و اساسي  گذشته و مردم خسته و افسرده شده اند . ما راه زندگي آرام را با تمام سختي ها و دشواري ها بر مردممان بسته ايم ديگر روا نيست آنان را از آخرت نااميد سازيم و روز بروز ترس و وحشت بعد از مرگ را در كالبدشان بدميم .

        به خود خدا در مقابل اين مردم همه اهل فن و سخنوران مديونند و در مقابل خدا بايد پاسخگو باشند كه اينگونه او را معرفي مي كنند .

       ديني كه همه اش عزاداري باشد ديني است اختراعي و ابراعي و حتي از اختراع آن شايد مدت مديدي نمي گذرد .

هشيار باشيم .

             با نشاط و انرژي و عشق بسوي خدا برويم و عشق به مبدأ و خدا را جايگزين اين همه بدگماني و ناله و لعن و نفرين كنيم .

 

تاريخ گذاري حديثي دانشمندان غربي بر مبناس سندها ( صحيح - جعلي )

تاريخ گذاري حديثي دانشمندان غربي بر مبناس سندها ( صحيح - جعلي )

عبدالله حمزه يي

*شاخت :

وي اول بار حديث را به دو بخش « اصيل و مجعول » تقسيم كرد .

وي مي گفت احاديثي كه بخشي از سند آنها مشترك است ( حلقه مشترك ) اين حلقه همان مجعول حديث است .

* كوك :

وي با عنوان اينكه عوامل مختلفي مي تواند موجب ايجاد حلقه مشترك شود روش شاخت را نپذيرفت و در روش تحليل سند در تاريخ گذاري حديث ترديد كرد .

* موتسكي :

وي فقط حلقه ي مشترك شاخت را تحليل كرد و به احتمالالت ديگر جعل توجه نكرد .

منشأ إسناد حديث از نظر دانشمندان غربي

منشأ إسناد حديث از نظر دانشمندان غربي

عبدالله حمزه يي

* غالباً معتقدند إسناد حديث امري مشكوك و نامعتبر است . دو علت مي توان بر اين مدعا طرح كرد :

الف) وجود احاديث جانبدارانه .

ب) وجود احاديث بااشتباهات تاريخي آشكار .

در اين زمينه سه نظريه وجوددارد :

1. منشأ‌ حديث از زمان حيات پيامبر ص تا سال 60 : زيرا وقتي از جانب كسي كه حضرت پيامبر ص را نديده بود خبري نقل مي شد از او منبع مي خواستند .

2. سال 60 تا 120 يعني دوره ي تابعين : در اين دوران كسي با پيامبر ص ارتباط نداشت و حضرتش را نديده بود لذا نقل خبر موجب درخواست منبع مي شد .

3. سال 120 تا 180 : مربوط به زمان مناقشات امويان و عباسيان كه خود موجب بوجود آمدن احاديث جانبدارانه گرديد .

ديدگاه دانشمندان غرب يدر مورد حفظ و نقل حديث

ديدگاه دانشمندان غربي در مورد حفظ و نقل حديث

عبدالله حمزه يي

* غالباً دانشمندان قرآن پژوه غربي مانند گلدزيهر معتقدند اولين نوشته هاي حديثي در اوايل قرن 2 شكل گرفت . اين نظر متأخر از نظرات برخي دانشمندان اهل سنت بود .

* در نيمه دوم قرن 20 ، با پيدا شدن نسخطي خطي ، اخبار زيادي در تدوين حديث در قرن نخست منتشر شد و استدلال در نسبي بودن منع نگارش حديث ، به نظر ديگري رسيدند .

* گوتنبرگ با مجموعه اي از مقالات در باب منابع حديث شيعه ي اماميه ، اوضاع را متغير ساخت .

 

عوامل شادابی و نشاط در طب و روایات اسلامی

عوامل شادابی و نشاط در طب و روایات اسلامی

تهیه و نگارش : عبدالله حمزه یی مدرس طب و تغذیه ی اسلامی

بر گرفته از روایات و متون اسلامی بخصوص کتاب ارزشمند دانشنامه ی احادیث پزشکی

 

🔴🚫عوامل شادابی و نشاط🚫🔴

۱.    ایمان ( مومن شاداب و شوخ است . پیامبر ص )

۲.   ذکر و یاد خدا (الا بذکر الله تطمئن القلوب . قرآن کریم )

۳.   کمک به مساکین و دستگیری از نیازمندان ( ولقیهم نضرهً و سروراً . قرآن کریم )

۴.    استعمال بوی خوش .

۵.   جامه ی نرم پوشیدن .

۶.  خوردن عسل و نوشیدن شربت عسل .

۷.  نگریستن به سبزه و فضای سبز .

۸.    سواری و سوارکاری .

۹.  پوشیدن کفش زرد ( صفراء فاقع لونها تسرالناظرین . قرآن کریم ) .

۱۰.  قدم زدن .

۱۱. در آب غوطه خوردن و شنا کردن .

۱۲. خوردن و آشامیدن .

۱۳.  به زن خوش سیما نگریستن ( از محارم ) .

۱۴.  ارتباط زناشویی .

۱۵. مسواک زدن .

۱۶. سر را در حمام و غیر آن با ختمی شستن .

۱۷. هم سخن شدن با دیگران و گپ زدن .

۱۸.   ماساژ دادن بدن .

۱۹. خوردن چیزهای تر و سرد .

۲۰. باد زدن خویش و خنک کردن در گرما .

۲۱.  کمتر به حالت راست و قائم نشستن .

۲۲.  نگریستن زیاد انسان به کسی که او را دوست دارید .

۲۳.  یقین و راضی بودن به رضای خدا .

۲۴. پرهیز از گناهان که موجب آرامش روحی و وجدان است .

۲۵.  مزاح و شوخی با یکدیگر .

۲۶.  پوشیدن لباس های روشن .

۲۷. خودآرایی .

۲۸.   حضور در مجالس شادی حلال .

۲۹.   تندرستی و سلامتی تن .

۳۰.  ورزش و فعالیت و کار .

 

نظرات انديشمندان غربي در مورد خاستگاه و ارزش تاريخي حديث

نظرات انديشمندان غربي در مورد خاستگاه و ارزش تاريخي حديث

ع. حمزه يي

امامزاده پیر سلمان (ع)- خلخال

الف) ميور : وي معتقد بود نيمي از روايات صحيح اند . البته براي حكم به صحت خبر به شواهد اطمينان آور نياز است .

ب) گلدزيهر : وي مي گفت درصد كمي از روايات صحيح است . در نتيجه اين روايات شناخت صحيحي از صدر اسلام به ما نمي دهد بلكه فقط مراحل گسترش اسلام را نشان مي دهد .

آثار گلدزيهر اثرزيادي بر دانشمندان غربي نهاد .

ج) شاخت : وي با نوشتن كتاب « مبادي فقه اسلامي » نظر داد كه روايات پيامبر ص و صحابه فاقد اصالت مي باشد .  شاخت معتقد بود روايات موجود حاصل اجتهاد افراد بعد از پيامبر ص مي باشند .

ديدگاه نخستين دانشمندان غربي در مورد حديث

ديدگاه نخستين دانشمندان غربي در مورد حديث

ع. حمزه يي

1. دانشمندان غربي از قرن 19 كار بر روي حديث مسلمانان را آغاز كردند .

2. در اين قرن دانشمندان غربي متوجه شدند بعد از قرآن بايد به سراغ حديث و سنت رفته و خلأ تحقيقات علمي را پر كنند .

در ابتدا دانشمندان غربي ديدگاهي دوگانه در مورد حديث و سنت داشتند :

الف) به اخبار قرن 1 و نيمه اول قرن 2 اعتقاد داشتند .

ب) اخبار قرن را 3 بيشتر حاصل جعل مي دانستند به دو دليل مهم :

1-ب) شفاهي بودن نقل حديث .

2-ب) منازعات سياسي و فراهم شدن زمينه جعل حديث .

* انديشمندان غربي راه بررسي صحت يك حديث را بررسي سند و اتصال آن مي دانستند و به متن توجه نمي كردند .

اقدامات مربوط به بازنگري حديث در شيعه و عامه

اقدامات مربوط به بازنگري حديث در شيعه و عامه

ع. حمزه يي

کتابی برای رهایی از خصومت در تاریکی/ نگاهی به «معجم الاحادیث المعتبره»

1.عامه

الف) محمد عبده : وي مي گفت امروز مسلمانان امام و پيشوايي جز قرآن ندارند .

ب) صدقي محمد توفيق

ج) رشيد رضا

د) محمد غزالي

و) ابوريه

2. شيعه

الف) شيخ محمد شوشتري

ب) هاشم معروف حسني

ج) محمد باقر بهبودي ، با گزيده كتب اربعه ي حديث

د)معجم الاحادیث المعتبره ، اثر  حضرت آیت الله العظمی محسنی

اقدامات مربوط به بازنگري حديث در شيعه و عامه

اقدامات مربوط به بازنگري حديث در شيعه و عامه

ع. حمزه يي

1.عامه

الف) محمد عبده : وي مي گفت امروز مسلمانان امام و پيشوايي جز قرآن ندارند .

ب) صدقي محمد توفيق

ج) رشيد رضا

د) محمد غزالي

و) ابوريه

2. شيعه

الف) شيخ محمد شوشتري

ب) هاشم معروف حسني

ج) محمد باقر بهبودي ، با گزيده كتب اربعه ي حديث

د)معجم الاحادیث المعتبره ، اثر  حضرت آیت الله العظمی محسنی

كتب مهم در وضع و جعل حديث توسط چه كساني نوشته شد ؟

كتب مهم در وضع و جعل حديث توسط چه كساني نوشته شد ؟

ع. حمزه يي

1. عامه

الف) شيخ محمد عبده ، وي اعلام كرد كه شروع وضع حديث در زمان رسول خدا ص بوده است .

2.شيعه

ال) شيخ محمد تقي شوشتري با كتاب « الاخبار الدخيله » ، در سه باب : احاديث مجعول ، احاديث مجهول ، احاديث تحريف شده .

اولين كساني كه در حجيت سنت ترديد كردند

اولين كساني كه در حجيت سنت ترديد كردند

ع. حمزه يي

حوار حول: الإسلام هو القرآن وحده

1. اولين كسي كه درحجيت سنت ترديد نمود « صدقي توفيق » بود با نوشتن كتاب « الاسلام هو القرآن واحد ».

2. بعد از صدقي توفيق رشيد رضا ، احمد امين ، محمد ابوريه ، در حجيت سنت ترديد نمودند .

مزایا و معایب بازی های رایانه ای

مزایا و معایب بازی های رایانه ای

عبدالله حمزه یی

مزایا

1. این بازی ها در فضای محدود و آپارتمانی مناسب بوده و قابل اجرا می باشند .

2. برای منحرف کردن ذهن کودک و نوجوانان از درد و بیمار های خاص کاربرد دارند . زیرا دانش آموزان بطور موقت در حین بازی دردها و مشکلات دیگر را فراموش می کنند .

3. در مراکز پیشرفته فیزیوتراپی از برخي از بازيهاي رايانه اي به عنوان نوع جديدي از فيزيوتراپي و هماهنگي بين اعضاي فرد آسيب ديده استفاده مي شود .

4. ایجاد هماهنگي بين دست و چشم و ذهن که این امر در اثر نگاه به مانیتور و کار دستی با کنترل بازی صورت می گیرد .

5. بازي كامپيوتري فرد را مستقل و با قدرت تصميم گيري بالا بار مي آرود چون بازي ، تصميم گيري در لحظه است . اين قضيه باعث مي شود فرد قدرت تفكر و تصميم گيري خود را روي خود استوار كند .

6. ارتقاء روحيه همكاري و نوعدوستي در فرد بعلت اينكه كودك مجبور است در حين بازي از يك سري اصول و قواعد بازي تبعيت كند .

7. مي تواند موجب سخت كوشي و استمرار تلاش و كوشش در كودك شود زيرا در اين صورت است كه به مراحل بالاتر مي رود .

8. در بازي كامپيوتري فرد به خواسته خود مي رسد و اين يعني ايجاد انگيزه و نشاط . طبق تحقيقات صورت گرفته يكي از بزرگترين دلخوشي هاي بچه ها بعد از امتحانات و روزهاي كسل كننده ، انجام بازيهاي ويدئويي بوده و مي باشد .

9. بازيهاي رايانه اي انواع مختلف دارند : فكري ، استراتژي ، ورزشي ، اكشن ، مديريتي ، مرحله اي ، تاريخي و … هر كدام از اين بازيها در ذهن و فكر كودك تأثيرات شگرفي به جاي مي گذارد .

10. يك نوع از اين بازي ها توسط دستگاه چشمي بنام كينكت انجام مي شود كه بدون اينكه كودك متوجه شود فعاليت سخت ورزشي و بدني را در مقابل آن انجام مي دهد .

 

معایب بازی های رایانه ای

1. فقر حرکتی

             یکی از مشکلات دنیای مدرن کم تحرکی است که این امر در مورد کودکان با وجود بازی های به یک معضل تبدیل شده است . کودکی که در این سنین باید همواره در حال تحرک و تلاش باشد در مقابل رایانه نشسته و تا ساعت ها هیچ حرکتی نمی کند . 

2. ترویج فرهنگ بیگانه

       بازی های رایانه ای غالباً توسط شرکت های غربی و با اهداف فرهنگی و اقتصادی خاص طراحی و به بازار عرضه می شوند که در بسیاری از موارد با فرهنگ ایرانی اسلامی ما همخوانی ندارند .

3. اسیب های چشمی و بینایی

        با توجه به اینکه گاه بیش از یک ساعت کودک به طور مترکز به صفحه ی مانیتور چشم می دوزد این کار می تواند موجب ضعف و آسیب های جبران ناپذیری به چشم گردد .

4. اتلاف وقت

               با عنایت به قابل دسترس بودن و قابلیت انجام بازی های رایانه ای در فضای کم ، معمولا کودکان ساعات زیادی را صرف این بازی ها می کنند که فعالیت دیگر کودک را تحت الشعاع خود قرار می دهد .

5. ایجاد ناهنجاری های قامتی
              در حین انجام بازی به خاطر جذابیتی که این بازی ها دارند کودکان چنان در بازی غرق می شوند که اصلاً متوجه نحوه بد نشستن و فرم بد بدنشان نمی شوند لذا در دراز مدت دچار ناهنجاری های قامتی می شوند .

        احساس سوزش و سفتی عضلات و تهوع و سرگیجه نیز از دیگر عو.ارض جسمانی بازی های رایانه ای می باشد .

6. آسيب هاي رواني
              تأثير منفيبر روي روابط خانوادگي و كاهش ارتباط مداوم و مؤثر با ديگر اعضاي خانواده كه اين امر به نوبه ي خود مي تواند منجر به ايجاد مشكلات ديگر شود .

7. تقويت حس خشونت پرخاشگري:
            مهم ترين و قوي ترين ويژگي مشارك اكثر بازي هاي رايانه اي خشنونت و روحيه ي ستيزه جويي در آنها ست كه اين امر به ايجاد روحيه ي خشنونت و پرخاشگري در كودكان مي انجامد .

8. افت تحصيلي
           اين بازي ها به دليل اتلاف زياد وقت و تحت الشعاع قرار دادن تمام فعاليت هاي كودك وي را از توجه كافي و مناسب به درس و تححصيل باز مي دارند و موجب افت تحصيلي مي شوند . اين امر مي تواند حتي افت شديد و غير قابل جبران تحصيلي به بار آورد .

9. گوشه گير و منزوي بودن:
            به علت جدا شدن كودك از گروه همسالان در غالب اين بازي ها ، در صورت صرف وقت زياد توسط كودك به اين بازي ها موجب گوشه گيري و انزواطلبي در كودكان مي شود .

هدف از ارائه درس بازی های پرورشی

هدف از ارائه درس بازی های پرورشی

معاونین پرورشی مدارس

عبدالله حمزه یی

1. تغییر نگرش مربی نسبت به بازی از امری بیهوده به سوی امری مهم و تربیتی .

2. جدی تلقی کردن مقوله ی بازی .

3. کسب اطلاعات بیشتر و ایجاد نگرشی علمی به مقوله ی بازی .

4. ایجاد رابطه بیشتر و تعامل با دانش آموزان .

 

تفاوت مربی و متربی در امر بازی

* مربی هدفمند به بازی با دانش آموز می پردازد .

* متربی بیشتر به هدف نشاط و شادابی و تخلیه انرژی به بازی می پردازد .

آیا دعا حتماً باید به عربی خوانده شود ؟

آیا دعا حتماً باید به عربی خوانده شود ؟

عبدالله حمزه یی

        در این سالهای اخیر مطالبی در فضای مجازی بسیار دست بدست می شود مبنی بر اینکه بجای خواندن دعاهای عربی که معنی آن را نمی دانیم بهتر است به فارسی دعا کنیم . البته شاید بنوعی این مطالب در صدد حذف مراجعه افراد به متون ادعیه می باشد .

در این جال کوتاه قصد نگارنده پرداختن به این موضوع و پاسخ مجمل به این مطلب است .

1. قبل از بیان هر چیز باید یادآور شود تا بحال از سوی هیچ یک از بزرگان دینی و متون دینی گفته نشده که به زبان خود دعا نکنید . بلکه تأکید هر چه بیشتر به ارتباط با خدا است آنهم با هر زبان و گویشی ( وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ )

2. به یقین دعا کردن به هر زبان هیچ تعارضی با خواندن ادعیه وارده از سوی بزرگان دین ندارد .

3. علت تأکید بر خواندن این ادعیه دو نکته مهم است که لازم است همگان به آن توجه کنند : اولاً این ادعیه مأثور و و از سوی بزرگان دین و ائمه ی معصومین ع وارد شده است و از ارزش قدسی خاص خود برخوردار است . ثانیاً این ادعیه حاوی عالی ترین مضامین عرفانی و معنوی می باشد . اگر کسی بی طرفانه و بدون تعصب به محتوای ادعیه وارده از سوی اهل بیت ع نظر کند به یقین متوجه خواهد شد ادعیه ی موجود بخصوص در منابع شیعی منبع بسیار عظیم و سرشاری است از عرفان ، معرفت دینی ، نحوه ی مناجات با خدا و ... که در هیچ یک از متون و منابع دیگر دیده نمی شود . به همین سبب است که حضرت امام ادعیه مأثور را قرآن ساعد می نامند . آیا می توان کلماتی زیباتر و مضامینی عالی ترین از ادعیه مأثور پیدا کرد که بتوان با آن با خداوند صحبت نمود ؟

4. اینکه دعا خواندن بدون درک مفهوم و معنی امری است مورد طعن و نقد منتقدین باید عرض کرد این موضوع از سوی بزرگان و نیز علمای دینی ما هم بارها مورد تأکید قرار گرفته است که دعا زمانی ارزش و اعتبار دارد که بدانید چه می خوانید . خواندن دعا به نیت فهم و کسب معرفت دینی مورد نظر تمام بزرگان دین ما هم می باشد . ولیکن این موضوع نباید در تعارض با اصل خواندن ادعیه ی مأثور باشد . بجای اینکه توصیه کنیم ادعیه مأثور خوانده نشود باید توصیه کرد این ادعیه را با معنی و درک مفهوم و کسب معارف الهی بخوانید . نباید بجای حل مشکل صورت مسئله را پاک کرد .

5. دعا کردن به زبان خود می تواند مکملی برای همین ادعیه ی مذکور باشد و می تواند در کنار ادعیه ی دیگر و جهت ارتباط بیشتر با باریتعالی قرار گیرد .

مسابقات پیامکی وبلیط بخت آزمایی

اصحاب السبت-۱

مسابقه پیامکی و بلیط بخت آزمایی

عبدالله حمزه یی

@abdollah_hamzehi

 

               یکی دیگر از فعالیت های اقتصادی که در اواخر زمان رژیم گذشته (شاه معدوم) رواج یافته بود و روحانیت آن را از مؤلفه های حکومت طاغوت می دانست و بر منابر بر آن می تاخت و آن را حرام و نشان ضدیت با دین عنوان می کرد بلیط بخت آزمایی بود .

 

در این مجال بد نیست اشره ای کوتاع بر سیستم اقتصادی این بلیط ها بنماییم 

               اساسا روال کار در بلیط های بخت آزمایی چنین بود که در یک محدوده ی زمانی معین که فکر می کنم ماهانه بود بلیط های مشخصی چاپ و توسط عده ای عوامل فروش خیابانی که عموما از طبقات ضعیف جامعه بودند به قیمت مشخصی فروخته می شد .

             مبلغی ناچیز بعنوان حق فروش عاید فروشنده دوره گرد می شد و پول حاصل لز فروش یک جا جمع شده و با بخشی از درآمد حاصله جایزه ی چشمگیری مانند آپارتمان تهیه و پس از قرعه کشی به برنده اهدا می شد . در حقیقت عامل اصلی فروش این بلیط ها تطمیع مردم برای بدست آوردن آن جایزه ی نهایی بود .

اما مسابقات پیامکی 

                مسابقات پیامکی دقیا مکانیزمی مشابه با همان بلیط های بخت آزمایی دارد . یعنی تطمیع عوام برای برنده شدن با ارسال پاسخ بسیار ساده ای از یک سؤال که البته غالبا خود اجرا کنندگان جهت تطمیع بیشتر پاسخ را هم اعلام می دارند .

 

            پول کلانی از طریق این پیامک ها جمع می شود و با بخش کوچکی از آن جایزه ای تهیه و در اختیار برنده قرعه کشی اهدا می گردد .

 

جالبتر اینکه در دهه ۶۰ (۱۳۶۰-۱۳۷۰) مسابقات مثلا فرهنگی در روزنامه ها باب شده بود که از سوی واحد فرهنگی مساجد برگزار می شد و شرکت کننده برای ارسال پاسخنامه باید مبلغی پول پرداخت می کرد و عموما برای تطمیع افراد جهت شرکت یک خودروی پیکان هدیه می دادند .

 

            آنچه که برای نگارنده و بسیاری از مردم جای سؤال است این است که اساسا چه تفاوت ماهوی بین مسابقات پیامکی و بلیط بخت آزمایی وجود دارد ؟

          و دیگر اینکه آیا فقط با آمدن نام جمهوری اسلامی و زدن تقدس بر هر چیز می توان هر حرامی را حلال کرد ؟

@abdollah_hamzehi

اظهارات صریح مراجع تقلید درباره دریافت سود توسط بانک ها

اظهار نظري دير هنگام اما ضروري

اظهارات صریح مراجع تقلید درباره دریافت سود توسط بانک ها

          يكي از مؤلفه هاي طاغوتي بودن حكومت شاهنشاهي وجود بهره بانكي بود . نرخ سود بانكي در زمان شاه كمتر از 10 درصد بوده و برخي حتي در شبكه هاي تلويزيوني جمهوري اسلامي نرخ 3% را براي آن اعلام كرده اند .

          گذشته از ميزان دقيق نرخ سود بانكي در زمان شاه ، بايد گفت وجود سود بانكي كه نوعي ربا محسوب مي شود يكي از دستمايه هاي مهم منابر و روحانيت در طاغوتي بودن و ضد اسلامي بودن حكومت شاه بود .

         متأسفانه بعد از انقلاب نه تنها اين مشكل حل نشد بلكه به مرور زمان بانكهاي ايراني به يكي از ربوي ترين بانك هاي دنيا در عصر حاضر مبدل گشت . نيازي به ارائه آمار نرخ سود بانكي در اين گفتار نيست چرا كه هر كس با يك جستجوي ساده در اينترنت مي تواند نرخ نزديك به صفر يا صفر سود بانكي را در كشورهاي ديگر خصوصا بلاد به اصطلاح خودمان كفر مشاهده نمايد .

           يكي از سوالات بي پاسخ مردم هميشه وجود چنين بهره ي بانكي در نظام اسلامي بوده و هست و از آن مهم تر سكوت فقها در مورد اين بهره بالا كه چيزي جز ربا نام ديگري نمي توان بر آن نهاد . لذا همه مي پرسند اگر ربا در اسلام حرام است و حرام و حلال محمد و آل محمد تا قيامت هم حرام يا حلالند چرا فقها 38 سال است در اين مورد سكوت كرده اند ؟ آيا قوانين اسلام تغيير يافته است ؟ آيا فقها و مراجع دين به بي تفاوتي گرفتار آمده اند ؟

          بالاخره بعد از 38 سال فقهاي ما تصميم به اظهار نظر صريح گرفتند . اين اظهار نظر هر چند خيلي دير هنگام ولي به هر حال جاي تشكر دارد چون تا حدودي توانست به برخي سوالات مردم در اين نظام پاسخ دهد .

          به همين مناسبت نظرات صريح مراجع را در خصوص بهره بانكي كه در اكثر سايت هاي ايراني بازتاب گسترده اي داست به رؤيت خوانندگان عزيز مي رساند :

نظر صريح مراجع در مورد بهره بانكي

آخرین خبر/ آیت الله جوادی آملی با بیان اینکه حقوق کارمندان بانک‌های ربوی حرام است گفت: زیرا حقوق حلال در برابر کار حلال گرفته می‌شود.
این اظهار نظر صریح در حالی عنوان شده است که طی امروز و روزهای گذشته نیز چند تن از مراجع عظام تقلید اظهارات پی در پی و روشنی درباره دریافت سود از سوی بانک ها داشته اند.

آیت‌الله جوادی‌آملی: حقوق کارمندان بانک‌های ربوی حرام است
آیت الله جوادی آملی امروز با بیان اینکه حقوق کارمندان بانک‌های ربوی حرام است گفت: زیرا حقوق حلال در برابر کار حلال گرفته می‌شود؛ هزاران تن علف از برزیل با کشتی وارد ایران شده است در صورتی که می‌توان با دوری از اختلاس‌ها و دزدی‌ها از سرمایه‌های گسترده نظام اسلامی استفاده مطلوب کرده و مشکل بیکاری و اقتصاد را کاهش دهیم.
به گزارش فارس، وی در ادامه افزود: اقتصاد مقاومتی فنی نیست بلکه فرهنگی بوده و در این اقتصاد به ایستادگی در برابر مشکلات توجه ویژه شده است و اگر بخواهیم در برابر بیگانه نه بگوییم باید وضعیت اقتصادی مناسبی داشته باشیم.وی از مفهوم اصلی فقیر در ادبیات عرب یاد کرد و ادامه داد: ملت بدون ثروت مادی فقیر بوده و ستون فقرات او شکسته است؛ اکنون این ثروت‌ها در بانک‌های ربوی جمع‌آوری شده در صورتی که ظرفیت‌های بسیاری در نقاط مختلف کشور نیازمند این سرمایه‌هاست.

آیت الله نوری همدانی: دریافت سود از دیرکرد وام های بانکی ربا و حرام است
در همین رابطه، آیت الله نوری همدانی دیروز با بیان اینکه خداوند در هفت سوره قرآن، ربا را حرام اعلام کرده است، گفت: خداوند ربا را خانمان برانداز و توام با مفاسد فراوان دانسته لذا آن را عملی حرام معرفی کرده است. آیت الله نوری همدانی همچنین گفت: بانک ها نیز باید هر آنچه که به عنوان بهره گرفتند، پس بدهند.
این مرجع تقلید با تاکید بر این که اقتصاد مد نظر اسلام اقتصاد مبتنی برتولید است و اسلام با این طرز استفاده از پول مخالف است، گفت: اسلام ،دین کار است و می گوید برای بدست آوردن پول یا باید کار کنید و یا مثل مضاربه و امثال اینها سرمایه خود را در خدمت کاری قرار دهید.
به گزارش ایرنا، وی با بیان اینکه استفاده از پول برای پول بدست آوردن مفاسد زیادی دارد،در تبیین علت آن گفت: برای اینکه صاحب پول در خانه اش نشسته و بدون اینکه دردسر ساختن کارخانه یا در افتادن با کارگرها را داشته باشد، پول بدست می آورد ولی اگر مساله بهره و سود در کار نباشد آن شخص مجبور است پول خود را در راه عمران، آبادانی، صنعت و کشاورزی به کار گیرد. آیت الله نوری همدانی گفت: از طرفی آن کسی که مقروض است، روز به روز مقروض تر می شود، لذا اسلام با این کار مخالف است، و ما نیز این مساله را به آقای دکتر سیف ( رئیس بانک مرکزی) که به قم آمده بود، اعلام کردیم.

آیت‌الله سبحانی: سود بانکی مصداق ربا است/ پرداختن و گرفتن سود بانک اشکال دارد
آیت الله سبحانی هم یکی دیگر از مراجع عظام تقلید، عنوان کردند سود بانکی خلاف شرع است و باید از دریافت و پرداخت آن جلوگیری شود.
به گزارش فارس این مرجع تقلید امروز با اشاره به داستانی در خصوص جریان فتح عربستان توسط پیامبر و درخواست اهل طائف برای مجاز دانستن ربا در مراودات اقتصادی این منطقه خاطرنشان کرد: سود مصداق ربا است و در هر جایی باشد باید از بین برود. وی تصریح کرد: اگر اقتصاد ما دچار رکود است به‌خاطر این بوده که همه پول خود را در بانک گذاشته‌اند و سود می‌گیرند، مردم نباید به بانک‌ها سود بپردازند، گرفتن و پرداختن سود به بانک مشکل دارد.

آیت الله مکارم شیرازی: سود بانکی شرعاً و عرفا جایز نیست/ بانک‌ها نباید از بدهی‌ها سود بگیرند
در همین زمینه آیت الله مکارم شیرازی با بیان اینکه سود بانکی شرعاً و عرفا جایز نیست گفت: بانک‌ها نباید از بدهی‌ها سود بگیرند.
به گزارش فارس، آیت‌الله مکارم شیرازی، دو روز قبل با اشاره به طرح موضوعاتی از این دست در تماس تلفنی رئیس جمهور برای تبریک سال جدید، تصریح کرد: باید این مسائل نیز در کشور حل شود.

گزارش مناظره مجتهد شبستری و دکتر قائمی

مناظره مجتهد شبستری و دکتر قائمی

هرمنوتيك

            محمد مجتهد شبستری براساس تحدی های هرمنوتیک جدید این پرسش را مطرح می کند که آیا با این اعتقاد مشهور در میان مسلمانان که متن، الفاظ و معانی قرآن به همین شکل موجودش کاملا از طرف خدا آمده است، چه مقدار می شود وارد تفسیر شد و تفسیرهای قدما چه نوع تفسیری بوده و تا چه مقدار قابل قبول است؟ اما علیرضا قائمی نیا معتقد است عده ای تلقی وحیانی از دانش ها و فلسفه های جدید دارند و از آن سو وحی را کاملا نقد می کنند. او بر فعالیت انتقادی دو طرفه،‌که یک پا در سنت دارد و یک پا در مباحث جدید، تاکید می کند.

 

          در مناظره میان استاد محمد مجتهد شبستری و حجت الاسلام والمسلمین دکتر علیرضا قائمی نیا که با عنوان «هرمنوتیک قرآن؛ نخستین گام‌ها در تفسیر قرآن» دوشنبه 26 بهمن 1394 از ساعت 10:30 تا 12:30 در دانشکده الهیات دانشگاه تهران برگزار شد محمد مجتهد شبستری سخن خویش را با این پرسش آغاز کرد که «در عصر حاضر، کدام رویکرد به فهم و تفسیر قرآن و از کدام موضع می تواند قابل قبول و دفاع باشد؟». ممکن است با خود بگویید رویکردهای برآمده از سنت ما همچنان قابل دفاع است و نیازی به بازبینی آنها براساس فلسفه های نوظهور نداریم یا آنکه به طور کل، خط رد و حذف بر سنت تفسیری قدیم بزنید و با عینک فلسفه هایی چون زبان شناسی و هرمنوتیک و... به سراغ فهم قرآن آیید یا آنکه راه سومی را دراندازید، اما ببینیم این دو استاد چگونه به این پرسش پاسخ می دهند.

 

فرهنگ و تمدن اسلامی در دیالوگ پدید آمد

           سخنران نخست این جلسه مجتهد شبستری بود که برای تشریح پرسش یادشده در بالا، نخست به سراغ واژه «هرمنوتیک» رفت و با طرح این پرسش ها که «آیا هرمنوتیک همان تأویل است؟ آیا هرمنوتیک همان تفسیر است؟»، پاسخ دادن به آنها را در وقت محدود جلسه ممکن ندانست و فقط به اختصار موضوع هرمنوتیک را چیستی فهم تعریف کرد. ایشان در ادامه اظهار نمود: «ما وقتی از فهمیدن و تفسیر کردن حرف می زنیم، منظورمان این است که معنای مشخصی در جایی هست و همه می خواهند آن را بفهمند یا اینکه علمی وجود دارد به نام تفسیر که اگر همه آن را انجام دهند، به معنای مورد نظر دست می یابند. این در حالی است که براساس هرمنوتیک، این تصور اشتباه است».

 

           پژوهشگر علوم قرآنی پس از توضیح این دیدگاه و اشاره به ارتباط فهمیدن و هدف از آن، وارد بحث چرایی مطرح شدن هرمنوتیک جدید در میان مسلمانان شد و گفت: «ما مسلمانان در عصری زندگی می کنیم که در آن، فلسفه ها و علوم جدید گوناگون به وجود آمده است که همه آنها در فهم و تفسیر متون و از جمله فهم و تفسیر ما از کتاب مقدس و سنّت مورد تحدی قرار داده اند. عمده ترین این فلسفه ها، فلسفه های گوناگون زبان، علوم گوناگون زبان شناسی، هرمنوتیک و انسان شناسی های جدید و تاریخ است. در این شرایط، ما مسلمانان نمی توانیم به میراث خود در فهم و تفسیر متون بسنده کنیم، بلکه باید این چهار قلمرو را به دقت بررسی و نسبت و تاثیر آنها را در فهم و تفسیر خودمان از متون و سنت مشخص کنیم. این کاری است که مسلمانان در دوره های گذشته هنگام رویارویی با فلسفه یونان، فرهنگ عرب، مسیحیت و یهودیت انجام داده اند و درواقع فرهنگ و تمدن اسلامی در دیالوگ پدید آمد». بخش بعدی سخنان شبستری، معنا و مفهوم «هرمنوتیک قرآن» بود که به توضیح رویکردهایی که در ایران درباره این مسئله وجود دارد و تبیین نادرستی آن اختصاص یافت. ایشان سپس معنای خود از این اصطلاح را توضیح داد و گفت: «مراد من از هرمنوتیک قرآن، بحث ها و موضوعات و مسائلی است که ضرورت دارد ما تکلیفمان را با آنها روشن کنیم تا بتوانیم امروز بگوییم چگونه می توانیم کتاب و سنت را تفسیر کنیم».

دانش درباره جهان خارج از ذهن آغاز می شود

          این استاد فلسفه سخن خویش را با طرح پیشینه هرمنوتیک جدید دنبال کرد و براساس قول تاریخ نگاران هرمنوتیک، نقد عقل به وسیله کانت را نقطه آغاز هرمنوتیک جدید دانست. اینکه چرا این اقدام فلسفی کانت چنین تاثیری داشت در ادامه سخنان این فلسفه پژوه معاصر پاسخ یافت: «نقد عقل به وسیله کانت نشان داد ساختار و نظمی که ما از جهان به دست می آوریم به فنومن ها مربوط است نه جهان فی نفسه. این طور نیست که مستقیم صورتی از جهان در ذهن ما می آید و ما جهان را فهم می کنیم؛ فنومن هست که ما با آن مواجه هستیم؛ یعنی ما آن گونه که جهان می نماید آن را فهم می کنیم نه آن طور که هست».

            «دانش درباره جهان خارج از ذهن آغاز می شود». این عبارتی بود که شبستری از قول کانت مطرح کرد و ادامه صحبت هایش را در این بخش به توضیح آن اختصاص داد؛ «در ذهن ما چهارچوب هایی هست که وقتی ما با جهان مواجه می شویم جهان را در آن چهارچوب ها می فهمیم». ممکن است بپرسید که ارتباط این دیدگاه کانت با بحث هرمنوتیک چیست. این استاد فلسفه با طرح پرسشی که در ذهن عده ای همچون شلایر ماخر شکل گرفت این ارتباط را برقرار کرد. او گفت: «سابقا تصور می شد که فهم متون به وسیله فهم کلمات آن متن بلافاصله وارد ذهن می شود، اما با طرح دیدگاه کانت، این سؤال پیش آمد که آیا فهم متون هم از ذهن آغاز می شود؛ یعنی مقدمات، علائق، جهت گیری ها، پیش دانسته ها و پیش فهم هایی در ذهن هست که با فرد با آنها به سراغ متن می رود. اصلا اگر آدمی ذهنی تهی از اینها داشته باشد، نمی تواند سراغ متن برود. نقطه شروع فهمیدن و بعد تفسیر کردن یا فهمیدن و در عین حال تفسیر کردن از ذهن آغاز می شود. این گونه بود که پای ذهن به بحث فهم متون وارد شد».

 

           ادامه بحث در این باره، مجتهد شبستری را وارد بحث ساختارگرایی و تفاوت آن با هرمنوتیک کرد. ایشان در این باره گفت: «به گفته شلایر ماخر، در فهمیدن از مدلول زبان فراتر رفته می شود؛ داستان فهمیدن، داستان رسیدن به معنا نیست، بلکه داستان حصول فهم است. ما دنبال فهمیم نه دنبال فهمیدن معنای این الفاظ. ساختارگرایی به دنبال این مسئله رفت که معنا چیست، اما هرمنوتیک بر فهم تاکید کرد».

آنچه باید فهمیده شود گایست است

           «گایست» و چیستی آن موضوع دیگری بود که در بیان سیر تحول فهم متن نزد شلایر ماخر مطرح شد. شبستری پس از اشاره به ترجمه نادرست این واژه در ایران، توضیح خویش درباره نظریه پردازی شلایر ماخر را این چنین ادامه داد: «بنا به نظر ماخر،‌ آنچه باید فهمیده شود گایست یا همان روح است که زبان از آن ناشی است؛ یعنی نوشتن یا گفتن از چیزی ناشی شده است که همان گایست است؛ بنابراین در فهمیدن باید گایست یا همان ذهنیات او را فهمید». همان گونه که می دانید، روش شلایر ماخر را روان شناختی می دانند، اما آیا میان این توصیف و دیدگاه یادشده در بالا نسبتی برقرار است؟ سخنان بعدی این پژوهشگر علوم قرآنی دلیلی است بر مثبت بودن پاسخ این پرسش؛ زیرا او توضیح داد: «شما وقتی می خواهید متن را بفهمید باید فرد گوینده آن را روان شناسی بکنید و ببینید در ذهن او چه خبر است نه اینکه ببینید جمله به چه چیزی دلالت می کند».

 

              شبستری در ادامه تقریر دیدگاه شلایر ماخر گفت: «برخلاف تصور رایج که آنچه به صورت معمول اتفاق می افتد فهم است و سوء فهم چیزی است که گاهی اتفاق می افتد، ماخر گفت قضیه برعکس است؛ آنچه معمولا اتفاق می افتد سوء فهم است؛ پس شما در رویارویی با نوشته دیگران باید اصل را بر این بگذارید که نمی فهمید».

 

              با این توضیحات بود که محمد مجتهد شبستری براساس آرای ماخر، فهم را فهم یک دیگری دانست و اظهار نمود: «کتاب دیگری نیست؛ الفاظی که در آن کتاب است دیگری نیست؛ دیگری هم باید ذهنی باشد مثل تو». پیامدهای تولد دیگری در فلسفه های گوناگون، به ویژه فلسفه دین اگزیستانسیالیست، ادامه سخنان این استاد فلسفه را به خود اختصاص داد.

             چگونه می توان متن را فهمید؟ این استاد فلسفه براساس دیدگاه شلایر ماخر آن را چنین توضیح داد: «باید با متن وارد گفت و گو شوید، سوال طرح کنید و از متن پاسخ بگیرید. فهمیدن یعنی پاسخ فلان سوالم این است. اصلا فهمیدن کلی وجود ندارد». او ادامه داد: «در نتیجه این حرف ها چند ادعای بزرگ مطرح شد که یکی از آنها این بود که فهم همیشه ناتمام است و فهم کامل امکان ندارد. این سخن در آثار شخصی مثل گادامر حالت به کلی دیگری به خود گرفت و آن این بود که هیچ کس تمام آنچه را که در درونش دارد نمی تواند آن را بیان کند». ادامه جریان هرمنوتیکی در فلسفه زبان تحلیلی و هرمنوتیک فلسفه تحلیلی و هرمنوتیک گادامری و اروپایی بخش بعدی سخنان شبستری بود.

هرمنوتیک در سنت فلسفی ما سابقه ندارد

              در محور بعد، این استاد فلسفه به دسته بندی تفسیرها براساس هدف اشاره کرد و براساس آن گفت: «شما هر وقت رفتید سراغ تفسیر یک متن، اول هدفتان را مشخص کنید؛ یعنی برای چه دارید این متن را تفسیر می کنید. ممکن نیست قبل از مشخص کردن هدف، به تفسیر متن دست زد». پس از بیان این موضوع بود که شبستری وارد بحث نسبت هرمنوتیک و تفسیر قرآن شد و دیدگاه خویش در این باره را چنین توضیح داد: «حرف هایی که هرمنوتیک ها مطرح کرده اند به ویژه این مطلب که می گوییم این موضوع را می فهمیم یعنی چه و تعریف فلسفی آن، در سنت فلسفی ما سابقه نداشته؛ نه در میان علمای اصول، نه در عرفان و نه در فلسفه ما سابقه داشته است». ایشان ادامه داد: «این مطالب در رویکرد هرمنوتیکی مطرح شده، اما بسیاری از مسائل مهم هم در فلسفه زبان و ساختارگرایی مطرح شده برای نمونه فلسفه زبان ویتکنشتاین ما را تهدید می کند؛ او می گوید معنا، معنای کاربردی است؛ معنا ارجاع به شی خارجی نیست؛ معنا ارجاع به مفهومی که در ذهن شما هست نیست؛ معنا یعنی کاربرد. کاربرد در بازی اتفاق می افتد بازی زبانی کاربردی فقط در زندگی اجتماعی تاریخی امکان پذیر است. بازی زبانی کاربردی در ماورای این عالم اصلا تصور نمی شود. این در حالی است که در فلسفه زبان قدما، معنا یعنی ارجاع به اشیای خارجی؛ معنا یعنی ارجاع به مفهوم ذهنی. فردی مثل صدر می گفت تداعی معنا. آیا اینهاست معنا؟!»

 

            این استاد فلسفه پس از توضیح اشکال های واردشده به نظریه وضع، از تحدی های ایجادشده برای مسلمانان سخن گفت و مهم ترین تحدی را این دانست که «آیا با این اعتقاد مشهور در میان مسلمانان که متن، الفاظ و معانی قرآن همین طور که هست کاملا از طرف خدا آمده است می شود فهم را تفسیر کرد؟ اگر می گویید می شود تفسیر کرد، کدام یک از فهم و تفسیرها و با چه هدفی؟»

 

              ایشان پس از جمع بندی سخنانش گفت: «با این اعتقاد مشهور چه مقدار می شود وارد تفسیر شد و تفسیرهای قدما چه نوع تفسیری بوده و تا چه مقدار قابل قبول است؟ پس اولین گام نقد تفسیرهای گذشته فقیهان، عارفان، متکلمان و فیلسوف با در دست داشتن تمام این تحدی هاست نه با چشم پوشیدن از آنها. دومین مسئله این است که اصلا مبنای این اعتقاد مشهور چیست؛ اینکه پیامبر اکرم ادعا کرده باشد که تمام آنچه من به شما می گویم با تمام الفاظ و معنای به همین صورت از سمت خدا به من نازل می شود؟»

 

نزاع اصلی لوتر با کلیسای کاتولیک نزاع هرمنوتیکی بود

           با این طرح پرسش ها بود که آقای شبستری سخنان خویش را به پایان رساند و سخنران بعدی، آقای دکتر قائمی نیا، سخنان خویش را آغاز کرد. ایشان در مقدمه سخنان خود به دانش هایی اشاره کرد که در زمان حاضر ما با آنها مواجه ایم. ایشان این داستان ها را به دو دسته دانش های روشی و محتوایی تقسیم نمود. این استاد حوزه و دانشگاه یکی از ویژگی های عصر جدید را فراوانی و تنوع دانش های روشی دانست و این مسئله را که چگونه می توان این دانش های روشی را در حوزه مطالعات دینی به کار گرفت دغدغه خود خواند و در توضیح آن به آرای ایزوتسو و روش معناشناسی او برای قرآن اشاره کرد.

 

          «ویژگی دیگر عصر جدید تنوع روش هاست و روش واحدی وجود ندارد که در تداول با یکدیگر شکل گرفته اند؛ به یک معنا تفکر جدید ذاتی ندارد». این عبارت بخشی از سخنان قائمی نیا بود که توضیحش وی را وارد بحث تاریخچه مباحث جدید و به ویژه هرمنوتیک کرد. این استاد فلسفه در این باره گفت: «عنوان هرمنوتیک از هرمس گرفته شده که پیام آور خدایان یونان باستان است. کار او این بود که در معبد دلفی، پیام را از خدایان می گرفت و آن پیام را ترجمه و تفسیر و به دیگران اعلام می کرد».

 

             تفاوت هرمنوتیک با زبان شناسی بحثی بود که در سیر تطور هرمنوتیک در غرب مطرح شد و دکتر قائمی نیا آن را چنین توضیح داد: «موضوع زبان شناسی بررسی علمی زبان است، اما هرمنوتیک در طول تاریخ، موضوع مشخصی نداشته و دائم موضوع خود را تغییر داده؛ در یونان باستان، هرمنوتیک فهم اساطیر بوده، در دوره ارسطو، بخشی از منطق شد و کارکرد دیگری پیدا کرد، در دوره قرون وسطی نحوه فهم کتاب مقدس شد».

               اما آیا هرمنوتیک جدید همانی بود که در دوره قرون وسطی مطرح بود یا سیر تطور آن، راهی جدید را پیش رویش گشود؟ برای شنیدن پاسخ این پرسش، ادامه کلام این استاد حوزه و دانشگاه را پی گیرید که گفت: «نقطه آغاز هرمنوتیک جدید به نزاع کلیسای کاتولیک و پروتستانتیسم برمی گردد. نزاع اصلی لوتر با کلیسای کاتولیک نزاع هرمنوتیکی بود هرچند رنگ سیاسی هم داشت. پرسش لوتر این بود که وقتی ما مواجه می شویم با فهم های متنوع از کتاب مقدس، کدام فهم درست است و چه کسی حق دارد بگوید که فهم من درست است. کلیسای کاتولیک با این ادعا که اراده روح القدس در کلیسای کاتولیک تجلی کرده و آنها این دستگاه را معصوم می دانستند می گفت که فهم آنها از کتاب مقدس درست است. لوتر در مقابل کلیسای کاتولیک مسئله استقرا در دلالت کتاب مقدس را مطرح کرد و گفت شما به چیزی بیش از دور هرمنوتیکی برای فهم کتاب مقدس نیازی ندارید و با این کار می توانید حقیقت را کشف کنید».

 

            اینکه این دور هرمنوتیکی از منظر لوتر چه بود و پیامدهای این نزاع که یکی قصدگرایی بود و دیگری نقد آن بخش بعدی سخنان قائمی نیا را به خود اختصاص داد. این استاد فلسفه سپس از دیدگاه پدر الهیات پروتستان سخن گفت: «شلایر ماخر اولین کسی بود که به هرمنوتیک صورت کانتی داد. کانت اولین کسی بود که مسائل استعلایی یعنی مسائلی را که با امکان تحقق ارتباط دارد در فلسفه باب کرد. کانت می گفت: معرفت تحت چه شرایطی امکان پذیر است؟ شلایر ماخر هم متناظر با این سوال این پرسش را در هرمنوتیک مطرح کرد و گفت: فهم محصولات زبانی در چه شرایطی امکان پذیر است؟»

 

              در ادامه بحث، حجت الاسلام قائمی نیا گریزی به بحث تغییر موضوع هرمنوتیک است و اظهار نمود: «شلایر ماخر او هرمنوتیک را فهم زبان می دانست. دیلتای هرمنوتیک را به بحث روش شناسی علوم روحی (علوم انسانی) انتقال داد؛ یعنی گفت: هرمنوتیک روش علوم انسانی است. می بینید که هرمنوتیک مرتبط دارد موضوعش را تغییر می داد. در اوایل قرن بیستم هایدگر هرمنوتیک را به بحث هستی شناسی می برد. گادامر که شاگرد هایدگر بود، با تالیف کتاب «حقیقت و روش» تغییر و تحولی را در هرمنوتیک به وجود آورد. او دو گانگی را از هرمنوتیک شلایر ماخر حذف و کاری کرد که هرمنوتیک کانتی ترین صورت را پیدا کند. هرمنوتیک در دستان گادامر تبدیل شد به دانش فهم. فهم به صورت مطلق. این گونه بود که هرمنوتیک عامه ترین فلسفه شد».

 

                 چرا گادامر کتابش را «حقیقت و روش» نامید؟ دکتر قائمی نیا به این پرسش چنین پاسخ می دهد: «فلسفه جدید در غرب در طول تاریخ از زمان دکارت به بعد، براساس دو مفهوم شکل گرفت: مفهوم حقیقت و مفهوم روش. حرف دکارت این بود که حقیقت مستقل از انسان وجود دارد و روشی وجود دارد که انسان با به کار بردن آن می تواند به حقیقت دست یابد. گادامر معنای سنتی این دو مفهوم را هدف قرار می دهد؛ او نه حقیقت مستقل از ذهن انسان را قبول دارد و نه روشی که بتواند تضمین کند دستیابی انسان به حقیقت را».

هرمنوتیک در ایران ناقص متولد شد

              پس از توضیح سیر هرمنوتیک در جهان، او وارد بحث هرمنوتیک در ایران شد و تولد آن را در ایران ناقص دانست و راه حل هایی برای خروج از این وضعیت پیشنهاد داد: «به نظر من ما باید با فعالیت انتقادی به سراغ دانش های روشی برویم و قوت و ضعف آنها را دریابیم و نباید آنها را حقیقت وحیانی بدانیم. عده ای تلقی وحیانی از این دانش ها دارند و از آن سو وحی را کاملا نقد می کنند. ما نیازمند فعالیت انتقادی هستیم. فعالیت انتقادی فعالیت دو طرفه است؛ یعنی یک پا در سنت دارد و یک پا در مباحث جدید. هم باید نگاه فلسفی به مباحث جدید داشته باشیم و هم باید با نگاه انتقادی به سراغ مباحث سنت برویم. حقیقت از میان این دو زاده می شود. اتفاقات معرفتی که در عالم غرب و اسلام رخ داده است به ما می آموزد که ما نیازمند هر دو طرف هستیم».

 

                  سوال در خورتامل و مهمی که دکتر قائمی نیا در سخنان خود آن را مطرح کرد این بود: «چرا هرمنوتیک در عالم اسلام پیدا نشد؟» ایشان مقدمه وار در پاسخ به این سوال گفت: «این به نظر من تنها علت ندارد، بلکه یک سری دلایلی دارد که باید درباره آن بحث کرد، اما درکل، زبان شناسی را بیشتر با عالم اسلامی متناسب می دانم»، اما برای پاسخ تفصیلی این پرسش لازم بود گوهر هرمنوتیک فلسفی شناسایی می شد؛ از این رو ایشان گفت: «هرمنوتیک فلسفی متاثر از گوهر فلسفه قاره ای است. گوهر فلسفه قاره ای تاریخیت است. تاریخیت معناهای بسیاری دارد که در اینجا به دو معنایش اشاره می کنم: یکی تاریخیت خود متن و دیگری تاریخیت انسان که به تاریخیت فهم می انجامد».

                    اما ممکن است بپرسید تاریخیت یعنی چه؟ برای آشنایی با اسن مفهوم باید وارد بخش دیگری از سخنان این استاد فلسفه شویم که این چنین بود: «این تاریخیت در مباحث هگل مطرح شد. براساس دیدگاه هگل، کانت دو ادعا داشت: یکی اینکه ما به خود واقع درسترسی نداریم و آن را از پشت حجاب هایی می بینیم؛ دومی اینکه این حجاب ها، حجاب های ذهنی است. هگل ادعای اول را پذیرفت که ما به خود واقع دسترسی نداریم، اما گفت این حجاب ها، حجاب های ذهنی نیستند، بلکه حجاب های تاریخی هستند و از محدودیت های تاریخی انسان ناشی می شوند. البته هگل تعلیقه ای بر این دیدگاه خود داشت و گفت دیالکتیک مکمل این تاریخیت است و کمک می کند که انسان بر آن محدودیت زمانی فایق آید و به حقیقت آن گونه که هست دسترسی پیدا کند. بعد از هگل تاریخیت را به شکل های گوناگونی تفسیر کردند مارکس تاریخیت را به طبقات اجتماعی برد و فمینیست ها آن را از دریچه جنسیت دیدند». ایشان ادامه داد: «تاریخیت در فهم به این می رسد که هر فهمنده ای با یک سری محدودیت های تاریخی رو به رو است و فهم مطلق نداریم؛ فهم پایانی نداریم. این نتیجه تاریخیت است. تاریخیت بعد از گادامر دو تفسیر داشت: تاریخیت ساختی گرا (که در آرای گادامر مطرح شد؛ یعنی تاریخیتی که برساختی است و براساس آن، حقیقت در دیالوگ ساخته می شود) و تاریخیت رئالیستی یا واقع گرا (که معتقد است با آنکه انسان محدودیت تاریخی دارد، اما دست انسان از حقیقت بریده نیست، حقیقت ساخته انسان نیست)».

 

                   اما سوال اساسی آقای مجتهد شبستری درباره تفسیر قرآن بود که قائمی نیا به آن چنین پاسخ داد: «به نظر من ما اگر بخواهیم برای قرآن یک روش شناسی را تدریس کنیم، باید همه اضلاع را ببینیم و فقط هرمنوتیک مشکل ما را حل نمی کند به ویژه هرمنوتیک فلسفی با رویکرد ساختی گرا؛ البته نگاه من سفید و سیاه نیست و نمی گویم که آنها را باید کنار بگذاریم. هر کدام از این فلسفه ها نکاتی دارند که ما باید آنها را بیاموزیم؛ نکاتی که براساس آنها می می توان یک نگاه جامع تری به دست آورد».

 

                 این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه گفت: «تفاوت اساسی نشانه شناسی و زبان شناسی با هرمنوتیک فلسفی خاص (که گادامر هم به آن اشاره کرده) در این است که در نشانه شناسی و زبان شناسی به خصوصیات متعلق فهم هم نگاه می شود، اما در هرمنوتیک فلسفی، فهم را از خصوصیات متعلقش کاملا جدا می کند؛ چون نشانه های زبانی برای خودشان ویژگی های خاصی دارند و نمی توان فهم یک متن را با فهم یک حالت روانی یکی دانست؛ لذا تلاش کردند یک سری رویکردهای تلفیقی و تفصیلی را به وجود آورند که هم ویژگی های متعلق و هم مباحث هرمنوتیک را در نظر می گیرد و آنها را با هم ترکیب کنند و به یک نشانه شناسی جامع برسند».

هرمنوتیک قرآن یک عبارت پارادوکسیکال است

              آیا می دانید چرا دکتر قائمی نیا به سمت ساختارگرایی رفت و هرمنوتیک را دغدغه اصلی خود قرار نداد؟ برای آگاهی از این موضوع به بخش دیگری از سخنان این استاد فلسفه توجه کنید که چنین بود: «هیچ کدام از دانش های جدید نمی تواند به انسان یک رویکرد کامل بدهد. هرمنوتیک قرآن اگر هرمنوتیک به معنای خاص باشد، یک عبارت پارادوکسیکال است؛ چون هرمنوتیک خاص یا همان هرمنوتیک فلسفی یک فلسفه ضد متد است و تفسیر قرآن مبتی بر این است که متن دارد یک حقیقت را عرضه می کند حال چه به آن برسید و چه نرسید؛ همان طوری که در فلسفه زبانی گفته می شود. هرمنوتیک فلسفی از این جهت که یک خصلت ضد روشی دارد نمی توان آن را در این معادله قرار داد؛ هرمنوتیک قرآن نمی تواند به معنای خاص باشد؛ چون علاوه بر خصلت ضد روشی اش، ناظر به فهم مفسران است.

              وقتی شما می آیید فهم این مفسر و آن مفسر را نقد می کنید چه چیزی جای آن قرار می دهید آن هم در صورتی که قرار باشد همه چیز پیش دانسته ها و پیش فرض ها باشد و راهی به خود متن وجود نداشته باشد. این نقد سوم است. اگر هرمنوتیک قرآن به معنای هرمنوتیک روشی (هرمنوتیک گادامر، به یک معنا هرمنوتیک روشی است. او با اینکه تاریخیت را می پذیرد، معتقد است حقیقت وجود دارد و می شود با روش هایی به آن رسید) باشد، پارادوکسیکال نمی شود؛ چون وقتی به قرآن اضافه می شود شما با این پرسش سروکار دارد که با چه روشی می توان به تفسیر قرآن دست زد، اما اگر هرمنوتیک قرآن آن معنایی باشد که آقای شبستری فرمودند که جغرافیای مباحث دانش های روشی یا به عبارتی مضمونی و آنهایی که با دانش های قرآنی ارتباط پیدا می کنند، بنده هم دنبال همین هستم، ولی وزن هرمنوتیک فلسفی را زیاد نمی کنم و آن را هم به عنوان یکی از اضلاع بحث خودم می دانم».

                ادامه کلام قائمی نیا پاسخ تفصیلی است به پرسشی که در بالا مطرح شد و او مقدمه ای درباره آن مطرح کرد: «معتقدم مباحثی که رویه زبان شناختی دارد تناسب بیشتری با عالم اسلام دارد. به نظر من تفکر مسیحیت تفکر هرمنوتیکی است و تفکر اسلامی تفکر زبانی است. بی علت نیست که در طول چهارده قرن گذشته، علمای اسلام به مباحث زبان شناسی اهتمام داشته اند».

 

                 جمع بندی مباحث مطرح شده بخش پایانی سخنان حجت الاسلام قائمی نیا بود که این چنین بر زبان ایشان جاری شد: «نکته اول این است که باید از دانش جدید استفاده کنیم؛ نکته دوم این است که یک فعالیت انتقادی را لازمه کار می دانم. یک نگاه وحیانی به مباحث جدید ندارم؛ نگاه بشری دارم؛ همان گونه که به سنت خودمان هم نگاه بشری دارم. آنچه آقای شبستری درباره وحی گفتند، باید در جای دیگری بحث شود؛ اینکه ما چه نگاهی نسبت به وحی داریم و باید مبانی فلسفی اش بحث شود. قائلم که استفاده از دانش های جدید دست ما را باز می کند و از انسدادی را که در معرفت ما پیش آمده رفع می کند. تلاش گذشتگان را رد نمی کنم. اوج این تلاش های گذشتگان را در متفکرانی همچون مرحوم طباطبایی می بینیم که تمام روش ها را یکجا به کار گرفت، اما دیگر معرفت به اینجا رسیده و شما از این به بعد نباید منتظر یک تغییر مهم و چشمگیر در معرفت دینی با توجه به مباحث سنتی باشید؛ چون این روش ها دارند حواشی را پردازش می کنند. اگر قرار باشد یک اتفاق مهم و به قول امروزی ها انقلابی در معرفت دینی رخ دهد، باید با استفاده از دانش ها و روش های جدید باشد تا بتواند انسدادی را که در معرفت دینی پیش آمده رفع و ما را با زوایای جدیدی از کتاب و سنت آشنا کند».

 

منبع: باشگاه اندیشه

درسنامه بازی های پرورشی  -5

درسنامه بازی های پرورشی  -5

بازی از دیدگاه اسلام

مدرس : عبدالله حمزه یی

 همكاران جديدالاستخدام ميتوانندازطريق تلگرام با شماره 09126169184 ارتباط برقرار كنند

تقسیم بندی بازیهای پرورشی

              در اين بخش به بيان انواع بازي ها بر اساس محيط بازي مي پردازيم . با توجه به اينكه عنوان درس بازي هاي پرورشي است و بازي ها پرورش در محيط كلاس ، حياط يا محوطه ي اردوگاه انجام مي شوند ، بازي ها را بر اساس امكان اجرا در محل بازي ارائه مي دهيم :

الف) بازي هاي كلاسي

             در طول سال تحصیلی روزهایی وجود دارد که به علت نامساعد بودن شرایط جوی ، امکان فعالیت های ورزشی در هوای آزاد وجود ندارد و بچه ها باید بالاجبار ساعت ورزش خود را در کلاس بگذرانند . در چنین مواقعی مربی باید بیش از پیش قوه ابتکار و خلاقیت خود را بکار اندازد تا بتواند در محوطه محدود کلاس و عدم وجود امکان فعالیت های حرکتی ، ضمن ایجاد محیطی پر از نشاط ، به هدفهای تربیتی و پرورشی مورد نظر برسد .

نکات اساسی و پیش بینی های ایمنی :

الف) وقتی بازی کلاسی زمانی است که امکان هیچگونه استفاده از فضای بیرون موجود نباشد .

ب) همه بچه ها باید در بازی ها شرکت نمایند و از شرایط و امکانات برابر برخوردار باشند.

ج) دویدن مجاز نیست ، بچه ها تنها می توانند تند راه بروند .

د) سرعت نباید تنها عامل کسب امتیاز باشد .

و) روی میزها از اشیاء خالی باشد .

ه) در صورت امکان با کنار کشیدن صندلیها یا میز و نیمکتها فضای بازی را بیشتر کنید .

و) بچه هایی که نشسته اند باید از دراز کردن پاهای خود بر سر راه دیگران خودداری نمایند .

ن) جهت اجتناب از ایجاد مزاحمت برای کلاسهای دیگر سر و صدا را به حداقل تقلیل دهید .

ي) مواظب درجه حرارت و هوای سالم اتاق باشید .

 

1. جنگ عليه ستمگران

ويژگي بازي :  * تقويت روحيه ستم ستيزي  * افزايش تمركز حواس  * شركت تمام دانش آموزان كلاس در آن  * ايجاد نشاط و هيجان در دانش آموزان .

روش بازي :  * مربي از دانش آموزان مي خواهد هر يك نامي براي خود از يك ستمگر تاريخي معرفي كنند مانند هيتلر ، فرعون ، نرون و ... و نام ها را بر روي تخته سياه مي نويسد . سپس خود مربي بازي را اينگونه آغاز مي كند : مي گويد : من مي روم به جنگ (مثلاً) فرعون . بلافاصله بايد كسي كه خود را فرعون معرفي كرده از جا بلند شود و بگويد چرا فرعون ؟ مربي جواب مي دهد پس كي ؟ دانش آموز جواب مي دهد (مثلاً) نرون و سپس مي نشيند . در اينجا بايد دانش آموزي كه خود را نرون ناميده سريع بلند شود و بازي را ادامه دهد و بگويد چرا نرون ؟ .... هر دانش آموزي كه دير بلند شود يا غافل شود يا اشتباه كند يا نامي را كه قبلاً سوخته و خط خورده بكار ببرد نامش از روي تخته سياه خط خورده و مي بازد . اين بازي تا آنجا ادامه پيدا مي كند كه فقط يك نفر باقي بماند .

2. بازي بشين پا شو با مَضرب اعداد

ويژگي بازي :  * تقويت و تمركز حواس   * افزايش تفكر رياضي

روش بازی :  * ابتدا معلم روی موزاییک کف کلاس چند عدد که مضرب های 2و3 هستند را می نویسد. (مضرب عدد های دیگر هم که مورد نظر است می توان استفاده نمود). معلم از دو دانش آموز می خواهد بازی را اجرا نمایند. هر یک از دانش آموزان باید به صورت پرش جفت روی یک موزاییک بپرد ، ضمن پریدن ، نفر اول هر وقت به عددی که مضربی از 2 است رسید باید بنشیند و نفر دوم هر وقت به مضربی از عدد3 رسید باید بخندد. برای شادی و هیجان بیشتر می توان از بچه ها خواست که این حرکات را تند و سریع انجام دهند. در حین بازی می توان به جای نشستن و خندیدن، از دست زدن ، گریه کردن ، صلوات فرستادن و ... استفاده کرد .

 

3. شهر مجسمه ها

ويژگي بازي :  * کنترل و بهبود  تعادل  * تمركز حواس  * همه دانش آموزان كلاس مس توانند در آن شركت كنند  * مناسب دوره ي اول و دوم ابتدايي و اول متوسطه .

روش بازی : * دانش آموزان به طور دلخواه هر یک حرکتی را از خود نشان می دهند ناگهان معلم فرمان ایست می دهد و همه موظفند در همان حالت خود بی حرکت بایستند خنده و یا حرکت باعث اخراج بازیکن از بازی می شود. بازی تا مشخص شدن نفر نهایی ادامه دارد.

 

4. پیام را برسان

ویژگی بازی : * همکاری و دقت در ارسال و دریافت پیام

روش بازی :  * همانگونه که دانش آموزان در کلاس درس مستقر هستند به دو گروه مساوی تقسیم میشوند. مربی در گوش اولین نفرات هرگروه کلمه یا جمله ای را به عنوان رمز ادا می کند. پس از شروع بازی افراد هرگروه موظفند که پیام را به ترتیب به گوش یکدیگر مخابره کنند. در خاتمه گروهی که پیام صحیح را در مدت زمان کمتری ارسال نموده باشد یک امتیاز کسب خواهد کرد.شرینی بازی در آن است که در اثر سرعت انتقال، پیام دریافتی آخرین نفرات هیچ ارتباطی با پیام اولیه نداشته باشد.باید توجه داشت که پیام طوری مخابره شود که فقط نفر بعدی قادر به شنیدن آن باشد .

 

5. علامت در مرکز دایره

ویژگی بازی : *  پرورش تجسم و دقت

روش بازی : * مربی دوایری متحدالمرکز در تابلوی کلاس رسم می کند و آنها را به ترتیب از داخل به خارج امتیازگذاری می کند.

1 امتیاز                    2امتیاز                         3امتیاز                            4امتیاز و ...

آنگاه دانش آموزان را به چندگروه مساوی تقسیم کرده و افراد گروهها را یکی پس از دیگری به محوطه باز کلاس دعوت می کند. آنها ومظفند که با چشم بسته درحالی که تکه گچی در دست دارند بسوی دوایر فوق الذکر رفته و در داخل آنها یک اثر بگذارند و امتیاز بگیرند. گروهی که مجموع امتیازاتش بیشتر باشد برنده خواهد بود.

 

6. شیرینکاریها

ویژگی بازی : * بکار گیری عضلات بزرگ و موجبات رشد بدنی * کسب چالاکی و نرمش و انعطاف پذیری  * ازدیاد فدرت و کنترل بدن و تعادل  * ایجاد شادی و نشاط و خنده .

روش بازی : * از خصوصیات این بازی ها این است که بچه ها می توانند بوسیله آنها توانائیهای خود را بیازمایند . کثرت و تنوع شیرینکاریها سبب می گردد که هر بچه ای با هر نوع ساختمان بدنی در آنها شرکت جوید و با تلاش و کوشش خود به درجه ای از پیشرفت و موفقیت برسد که موجبات رضایت خاطرش را فراهم سازد و از طرفی این پیروزیها که در اثر مبارزه با نقاط ضعف خود بدست آورده باعث ایجاد اعتماد ، شجاعت و استقامت و پشتکار در او می گردد .

 

7. سنگ، کاغذ، قیچی

این بازی دو نفره می باشد و بيشتر جهت انتخاب فرد اول در انجام مسابقات انجام مي شود . مشت نماد سنگ ، دو انگشت سبابه و وسطی برخاسته (علامت V) نماد قیچی و کف دست باز شده نماد کاغذ می باشند . دو نفر بازیکن دستها را به پشت برده و همزمان می گویند: " سنگ، کاغذ، قیچی ". هر کدام می توانند دست خود را به عنوان یکی از نماد های بالا نشان دهند. ترتیب برتری هر یک از نمادها بر دیگری به صورت ذیل می باشد: برتری کاغذ بر سنگ، برتری سنگ بر قیچی، برتری قیچی بر کاغذ. شخص برنده شخصی است که نماد نشان داده شده توسط وی بر نماد فرد مقابل به شرحی که آمد، برتری داشته باشد. این بازی بیشتر به منظور تعیین بازیکن آغازگر بازی دیگری کاربرد دارد مانند گردو، شکستم .

 

ب) بازی های حیاط

1. زوو

ویژگی بازی : * شرکت همه دانش آموزان در بازی   * ارتقاء تنفس و بازده ریوی  * ایجاد شادی و نشاط و تحرک

روش بازی : * این بازی معرف غالب دانش آموزان می باشد . قبل از شروع بازی باید یک قطعه زمین به دو بخش تقسیم شده و با خط محدوده ی بازی مشخص شود . در این بازی بطور متناوب از هر گروه یک نفر شروع می کند به کشیدن زوو بصورت یک نفس و وارد زمین طرف مقابل می شود . به هر کدام از بازی کن های طرف مقابل که دست بزند آ« فرد سوخته و از بازی خارج می شود . نیز اگر بازی کن نفسش قطع شود یا کسی از خط بازی خارج شود یا فرد مهاجم را بگیرند که نتواند به زمین خود برگردد این افراد سوخته و از چرخه ی بازی خارج می شوند . در پایان بازی کن باقی مانده از هر گروه باشد آن گروه برنده ی بازی خواهد بود .

 

2. امدادیها

ویژگی بازی : * امدادیها متداول ترین بازی در همه کلاسهای ابتدایی است و بچه ها آنها را دوست داشته و از آن لذت می برند . * در امدادیها هر کودک فرصت می یابد که در بازیها شرکت جوید . * امدادیها سبب رشد و افزایش چابکی ، سرعت ، سرعت عمل عکس العمل شده ، تجربه کار گروهی را نیز به آنها یاد می دهد . در امدادیها با تاکید مربی به مراعات و پیروی از قوانین موجود در بازی ،  بچه ها بزودی یاد می گیرند که برای برنده شدن گروه باید بیشترین تلاش را ضمن در نظر گرفتن مقررات و قوانین بعمل آورند . * امدادیها بهترین وسیله برای فراگیری مهارتهای مختلف گروهی و عالی ترین وسیله تمرین و تکرار و بکار بستن مهارتها می باشند بازیهای امدادی مرحله انتقالی از بازیهای  « من» به بازیهای « ما» می باشد .

 

روش بازی :

الف) تقسیم کلاس به دو یا چند گروه مساوی ( قد – وزن ) از طریق ایستادن صفی به ترتیب قد و شماره 1 و2

ب) مساوی کردن گروهها با دادن نوبت اضافی به گروهی که تعداد آنها یک نفر کمتر دارد .

ج) نگهداشتن ستونهای امدادی به خط راست در پشت خط شروع

د) صبر کردن در پشت خط شروع به هنگام فرا رسیدن نوبت و دویدن بعد از تماس صحیح دست با نفر قبلی (این کار معمولا با دست راست صورت می گیرد )

و) انجام امدادی تا آخرین نفر حتی اگر گروه مقابل برنده شده باشد .

ه) مشخص کردن مسیر حرکت

چند نمونه از بازیهای امدادی :

امدادی با ظرف آب ، حمل توپ با قاشق ، چیدن و برچیدن ، دوی 100×4 متر امدادی ، ببرو بگذار ، رد کردن حلقه ، یکی پاس بدهد یکی بدود .

 

3. تکل یک پا

ویژگی بازی : * افزایش قوای بدنی بویژه در ناحیه ی پا  * افزایش تعادل

روش بازی : در این بازی افراد دو به دو با هم مبارزه می کنند به این شکل که دستها را بر روی سینه گذشته و بر روی یک پا می ایستند سپس بصورت لیله قدم برداشتن به هم تنه می زنند . هر دانش آموزی که تعادلش بهم بخورد و پای دیگرش روی زمین قرار گیرد می بازد . در مرحله ی بعد نفرات برتر با هم دو به دو مبارزه می کنند . این روند ادامه می یابد تا برترین فرد انتخاب شود .

 

4. طناب کشی

ویژگی بازی : * شرکت گروهی دانش آموزان  * فعالیت برنی ورزشی 

روش بازی : * این بازی نیازمند یک طناب بزرگ کنفی است . باید وسط طناب را علامت گذاری کنید و قسمت علامت گذاری شده را در مقابل بخشی علامت گذاری شده در روی زمین قرار دهید . به فاصله ی مساوی و به تعداد مساوی افراد دو گروه از دو طرف طناب را گرفته و با سوت داور طناب را می کشند . وقتی اولین نفر به خط وسط کشیده شود آن گروه بازنده خواهد شد .

 

5. گرگ شکاری

ویژگی بازی : * گروهی

روش بازی : * برای انجام این بازی به پنج بازیکن یا بیشتر نیاز است.در این بازی یک نفر گرگ می شود و باید بقیه بازیکنان را بگیرد.هر بازیکنی که دست گرگ به او بخورد باید سرجای خود بایستد (در گل گیر …

برای انجام این بازی به پنج بازیکن یا بیشتر نیاز است.در این بازی یک نفر گرگ می شود و باید بقیه بازیکنان را بگیرد.هر بازیکنی که دست گرگ به او بخورد باید سرجای خود بایستد (در گل گیر می کند) و تنها زمانی آزاد می شود که یک بازیکن آزاد با رد شدن از بین پاهای او، او را نجات دهد.

آخرین کسی که توسط گرگ شکار شود، گرگ بعدی خواهد بود و بازی از سر گرفته می شود.

 

درسنامه بازی های پرورشی - 4

درسنامه بازی های پرورشی -4

بازی درماني ، تقسیمات بازی

مدرس : عبدالله حمزه یی

 

بازي درماني ، بازي هاي پرورشي و فوايد آن

            بازی درمانی یکی از روشهای مؤثر در درمان مشکلات رفتاری و روانی کودکان است. بطور کلی بازی نقش مؤثری در رشد کودک دارد و در خلال بازی می‌توان به بسیاری از ویژگیها، مسائل و رشد کودک پی برد. بازیهای کودکان از نظر نوع ویژگیهایی که از خود ظاهر می‌سازند تفاوتهایی با یکدیگر دارند، هر چند انواع بازیها در گروههای سنی مختلف نقاط مشترکی دارند، اما نوع شرکت کودک در بازی اهمیت ویژه دارد. بازی درمانگر در واقع از موقعیت بازی برای ایجاد ارتباط با کودک استفاده می‌کند و تلاش می‌کند به تخلیه هیجانی او و حل و فصل مشکلات او در زندگی عادی‌اش بپردازد. ویرجبینا و اسلاین از بازی درمانگران مطرح در این زمینه هستند.

 

اصول بازی درمانی

          اسکلاین در سال 1982 اصول پایه‌ای را برای اجرای روش بازی درمانی معرفی می‌کند و معتقد است بدون رعایت این اصول رابطه و شرایط اولیه برای بازی درمانی ایجاد نخواهد شد.

         درمانگر باید به توسعه یک رابطه گرم و دوستانه با کودک بپردازد. این رابطه اهمیت شایان توجهی بر مؤثر بودن این روش خواهد شد. شاید درمانگر ناچار شود برای ایجاد چنین رابطه‌ای ویژگیهایی را در موقعیت بازی بپذیرد. همانطور که در شیوه های روان درمانی بزرگسالان ایجاد رابطه مفید بسیار ضروری و در واقع اساس کار است، در بازی درمانی کودکان نیز ایجاد چنین رابطه‌ای گام اول در شروع درمان است و بدون آن هیچ پیشرفت در کار درمان بوجود نخواهد آمد.

             درمانگر پذیرش بدون قید و شرط از کودک داشته باشد. به عبارتی کودک بدون در نظر گرفتن ویژگیهای خوب و بدی که دارد یا کارهای خوب و بدی که دارد مورد پذیرش قرار بگیرد. عکس این حالت زمانی اتفاق می‌افتد که درمانگر والدین یا اطرافیان به کودک چنین می‌گویند: چون این کار بد را انجام دادی دیگر دوستت ندارم، گفتن چنین مطالبی به کودک یا ایجاد شرایطی که چنین پیغامی را به کودک برساند، در کودک احساس پذیرش بدون قید و شرط را خدشه‌دار می‌سازد. کودک لازم است احساس کند او را بدون در نظر گرفتن کارهایش دوست دارند، او موجود ارزشمندی است و اگر تنبیهی اتفاق می‌افتد کاری که توسط او انجام گرفته زشت بوده و نه شخصیت او. بر این اساس درمانگر تلاش می‌کند در طول جریان بازی درمانی چنین احساسی را در کودک زنده کند.

              باید شرایط و موقعیتی حاکی از احساس آزادی برای کودک بوجود بیاید. بازی درمانگر این کار را با کنار گذاشتن روشهای محدود کننده سخت گیرانه انجام می‌دهد، تا کودک احساس آزادی کند. این آزادی، آزادی در عمل و رفتار و همچنین آزادی در احساس را شامل می‌شود. بطوری که بتواند احساست خود را بدون احساس محدودیت ظاهر سازد. به عنوان یک مثال در یک جلسه بازی درمانی کودک چنین آزادی را احساس می‌کند که عروسک کوچکی را که نمادی از برادر کوچکتر است، مفصلا کتک بزند.

           درمانگر حضور فعال و عملکرد سریعی در جریان درمان دارد. بر حسب شرایط و موقعیتهایی که پیش می‌آید رفتارهایی که از کودک سر می‌زند به موقع وارد عمل می‌شود و با مداخله مثلا تفسیر احساسات و استفاده از رفتارهای جایگزین به کودک کمک می‌کند.

           درمانگر تواناییهای کودک را مهم و با اهمیت می‌شمارد و تلاش می‌کند و در فرصتهای مناسب از آنها برای حل مشکل استفاده کند. درمانگر برای این کار باید تلاش زیادی در جهت شناخت کودک و بویژه تواناییهای او انجام دهد و زیرکانه از این تواناییها به نفع کودک استفاده کند. به عبارتی به صورت فعالانه‌ای کودک را در جریان درمان شرکت می‌دهد و با تأکید بر مهارتهای او، او را در جریان درمان بطور مسئولانه هدایت می‌کند.

                در شرایطی که در جریان بازی درمانی ایجاد می‌شود بیشترین نقش اولیه را کودک ایفا می‌کند. کودک شرایط بازی را می‌سازد و بازی درمانگر به عنوان هدایت کننده و تفسیر کننده روشهای او را پیگیری می‌کند. درمانگر هیچ نوع بازی و شرایطی را برای کودک القا نمی‌کند و کودک را آزاد می‌گذارد تا به بازی بپردازد و درمانگر آن هوشیارانه بازی او را مورد بررسی قرار می‌دهد و از آن برای درمان کودک استفاده می‌کند.

               درمانگر تلاش نمی‌کند که فرآیند درمان را سرعت ببخشد. بازی درمانی به صورت تدریجی ادامه و گسترش می‌یابد تا به نتیجه مورد نظر برسد.

              در کنار آزادی و اختیار عمل که کودک در جریان بازی دریافت می‌دارد محدودیتهایی تنها با هدف نزدیک سازی درمان به دنیای واقعی اعمال می‌شود و توجه کودک را به مسئولیت خود و احساسات خود جلب می‌نماید.

 

موقعیت مناسب برای بازی درمانی

              بازی درمانی معمولا در کلینیکهای مشاوره و درمانی که مجهز به اتاق بازی کودک هستند، انجام می‌گیرد. در این اتاقها فضا و اسباب بازیهای مناسببرای بازی قرار داده می‌شود. اما در هر حال بازی درمانی را در هر مکانی که مجهز به یکسری وسایل مورد نیاز برای بازی باشد که رفتار عمل کودک را محدود ننماید، می‌توان انجام داد. این روش گاه در مهد کودکها و مدارس نیز ممکن است انجام شود.

 

کدام اختلالات با روش بازی درمانی می‌توانند درمان شوند؟

                 انواع اختلالاتی را که ریشه در احساسات و هیجانات کودک، سازگاری او با محیط و ... دارند، می‌توان با این روش درمان کرد. افسردگی کودکان، ترسهای کودکان، مشکلات رفتاری که ریشه اضطرابی دارند شب ادراری، ناخن جویدن، دروغ گفتن، پرخاشگری و ... را می‌توان با استفاده از این روش حل کرد.

انواع بازي

            تقسيمات متعددي براي بازي ها در نظر گرفته شده است كه جهت رعايت اختصار ما به يكي از اين تقسمات بسنده مي كنيم . البته عوامل متعددي در انتخاب نوع بازي دخيلند كه عبارتند از : تفاوت هاي فردي و ميزان سلامتي و سطح رشد جسمي و حركتي و بهره ي هوشي و جنسيت و خلاقيت و فرهنگ خانواده و موقعيت جغرافيايي بر همين اساس بازي به انواع گوناگون تقسيم مي شود :

 1- بازي هاي جسمي

                از قديمي ترين نوع باز ي هاست ، به ابزار مخصوص نيازمند است، هم به صورت انفرادي و هم به صورت گروهي انجام مي شود . براي مصرف انرژي اضافي بدن و نجات يافتن از خستگي و كسالت بسيار مفيد است و رفتارهاي نا آرام و پر خاشگري توام با عصبانيت كودك را كاهش مي دهد .

2- بازي تقليدي

             كودك به تقليد نقش ها يي مي پردازد كه آن ها  را باور ها كرده است . معمولا بهترين شخصيت ها براي شروع ايفاي نقش والدين ،برادران ،خواهران و دوستان هستند . كودك از ايفاي نقش آنان لذت برده و تجربه كسب مي كند . در دوره دبستان بيشتر نقش معلمان را تقليد مي كند و در حالي كه در دوره نوجواني از تقليد رفتار بزرگسالان دوري مي كند و به تقيلد رفتار هاي همسالان مي پردازد كه اين خود آغازي است براي هماهنگي و همسو شد ن با گرو هاي اجتماعي و ايفاي نقش هاي واقعي زندگي .

3- بازي هاي نمايشي

               كودك در تقليد از بزرگتر ها از لباس ووسايل مخصوص آن ها نيز استفاده مي كند مانند پسر كوچكي كه كت پدر را به تن كرده ، عينك او را به چشم مي زند و يا دختري بچه اي كه كفش پاشنه دار مادر را مي پوشيده و به زحمت راه مي رود.

4- باز ي هاي نمادي

              زماني كه كودك دستيابي به ابزار و وسايل مورد نياز خود را غير ممكن مي بيند ، نياز هاي و آروزهاي خود را با استفاده از وسايل نمادين و از طريق بازي بيان مي كند براي مثال بر تكه اي چوب سوار شده اين طرف و آن طرف مي رود  مانند اين كه  سوار بر اسبي شده و آن را هدايت ميكند اين نوع بازي يكي از بهترين شيوه هاي بازي درماني محسوب مي گردد.

 5- بازي هاي آموزشي

             مهم ترين وسيله آموزش كودك ، استفاده از وسايل باز مناسب است مانند مكعب هاي چوبي كه با جور كردن و دسته بندي كردن آنها با مسائل اساسي كودك با واقعيت موجود زندگي مي توان كرد .

            بازي هاي آموزشي موجب تقويت حواس و رشد قواي ذهني و اجتماعي مي شوند به شرط آنكه سعي كنيم كنترل اصلي بازي در اختيار كودك باشد . و جهت مسير آ ن را او تعيين كند .

 

 6- بازي هاي خلاقيتي

             كودك از طريق به وجود آوردن چيزي ، عقايد و احساساتش را اظهار مي كند ، مانند نقاشي ، موسيقي ، خمير بازي ، شن بازي و يا استفاده از لغات كه قادر مي سازد تا در اينده داستان شعر و نمايشنامه بنويسد.

 

توصيه هايي براي والدين . معلمين

1.   به بازي كودكان اهميت دهيم زيرا زندگي آنها در بازي شكل واقعي به خود مي گيرد .

2.   تلاش كنيم تا بازي هاي كودكان متناسب با فرهنگ و ارزش هاي خانواده باشد .

3.   با دقت در تفكرات خلاق و پويايي كودكان در حال بازي مي توانيم با چگونگي شخصيت آنها بيشتر آشنا شويم .

4.   در بازي كودكان دخالت نكنيم اما راهنما و كمك كننده خوبي باشيم .

5.   با همبازي شدن با كودكان راه دوستي ها را باز كنيم و راه پنهان كاري هاي دوره ي نوجواني را ببنديم .

6.   كاري كنيم كه بازي به صورت تجربه اي لذت بخش در ذهن كودك باقي بماند .

7.   براي توقف كردن بازي از امر و نهي استفاده نكينيم .

8.   با توجه به روحيه ي كنجكاو كودك به گونه اي او را راهنمايي كنيم كه به تفكر مثبت و انديشه خلاق و سازنده دست يابد.

9.   مراقب باشيم كه محيط بازي موجب آسيب جسمي فكري و يا رواني نشود .

10. در انتخاب نوع بازي به سن جنس و توانايي هاي فرزندمان توجه كنيم .

11. نوع و مدت زمان بازي فرزندمان را طوري كنترل كنيم كه از فشار هاي هيجاني و روحي بيش از حد دور باشيم

12. براي انتخاب الگوهاي صحيح زمينه ي مناسبي را براي باز ي هاي تقليدي كودكان نمان فراهم نماييم .

13. از محدود كردن در هنگام بازي بپرهيزيم

14. وسايل بازي را مناسب سن و رشد كودك تهيه كنيم

15. آداب اجتماعي و چگونگي رفتار با ديگران را ضمن همبازي شدن با كودكان مي توانيم به صورت غير مستقيم به آن ها بيا موزيم .

 

 

نقش بازی‌های خلاقانه در بروز خلاقیت شاگردان

                خلاقیت در بازی زمانی به منصه‌ي ظهور که کودکان ، خود را در انواع بازی‌ها سهیم بدانند. بازی های خلاقانه برای بیان تمایلات، احساسات، علایق ، ارزشها و اعتقادات کودکان بوده و تکیه‌گاهی برای قضاوت آنان است . این بازیها به خلاقیت کودکان کمک می‌کند و کودک در خلال بازی به ابتکار و اکتشاف می‌پردازد. مسايل را حل و اعتماد به نفس و جرأت پیدا می‌کند.

               کشیدن یک نقاشی می‌تواند برای کودک آرامش و آسایش فراهم سازد و کودک را از تنش‌ها و فشارها برهاند. وسایل این گروه از بازیهای آموزشی شامل نقاشی، مدادرنگی، گچ، خمیر، موم و سایر موادی است که کودک می‌تواند با آنها چیزهایی بسازد و ارايه دهد.

               بازی ، نقشي بسيار مهم دارد و پرورش‌دهنده‌ی روح و سبب شادی و انبساط خاطر کودکان می‌شود. بازیها، سطح افکار و روحیه را دوچندان می‌کنند و فقط در حیطه ورزش خلاصه نمی‌شوند. بازیهای آموزشی با وسایل متناسب با سن و فکر كودكان، نقش بزرگی در بارور ساختن افکار آنان دارد. بازی با هر وسیله‌ای به بچه‌ها آرامش روحی می‌بخشد و آنها را در مسیر زندگی تحصیلی و فهم مطالب درسی کمک می‌کند. بازی به بچه‌ها یاد می‌دهد که مسیر خوب و بد را انتخاب کنند و از مسیری که زیان‌آور است دوری کنند و از طرفی، بازی سبب رشد فکر و اندیشه‌های نو و بکر دانش‌آموزان می‌شود. بازی یکی از فعالیت‌های ورزشی است که نقش مهمی‌ در تأمین نیازها و احتیاجات جسمی ‌و روحی کودکان داشته؛ هم‌چنین در کودکان خلاق، نظم و هماهنگی همه‌جانبه بوجود مي‌آورد و امکان تفکر و اندیشیدن را در آنها فراهم می‌سازد.

              اما اگر بخواهیم بازی ها تاثیر به‌سزایی در روند خلاقیت داشته باشند، باید مسیر بازی را تعیین نماييم تا کودکان، خود هدفها را پیگیری نمایند. و از این طریق است که تفکر خلاق، در کل زندگی کودک و پیشرفت تحصیلی او مشاهده می‌شود.

بازي هاي رايانه اي

                بازي هاي رايانه اي اخيراً بطور گسترده اي وارد فرهنگ بازي كودكان و نوجوانان شده است و علت طرح مجزاي آن اين است كه بحث مستقل و مفصلي را مي طلبد چه در حيطه ي فوايد و چه در حيطه ي اسيب ها . چه در حيطه ي سياسي و حتي حيطه ي گستردگي و احاطه ي تمام فرصت و توان كودكان و نوجوانان ، وليكن در اين مجال صرفاً به معرفي كلي اين بازي ها اكتفا مي نمايد .

 

             در حوزه اندیشه و تفکر غربی ؛ آنچه امروز دارد به عنوان یک عنصر عمده در معادلات استعمار فکری در جهان مطرح می‌شود ، غلبه بازی‌های رایانه‌ای در تولیدات رسانه‌ای است . در آینده این رسانه از منظر تاثیرگذاری ، تلویزیون و رسانه‌های مکتوب و مجازی را درنوردیده‌ و قریب است که پدیده‌ای غالب در شکل‌دادن به عادات فکری مردم شود  . به بیان دیگر ؛ دهه آینده د‌هه‌ای است که جهان به سمت تاثیرپذیری از بازی‌های رایانه‌ای می‌رود و اندیشه غربی نیز‌ از این دریچه انتقال می‌یابد ؛ اما پرسش این‌جاست که چرا حاکمیت و قدرت تک‌قطبی تلویزیون ، جای خود را به «بازی» می‌دهد و حاکمیت رسانه دوقطبی می‌شود. ‌

                در این راستا می‌توان گسترش این رسانه را این‌گونه تحلیل کرد که بازی‌های رایانه‌ای تفاوت و برتری ویژه‌ای که نسبت به سایر مدیوم‌ها دارد حضور مخاطب در جریان بازی و شکل‌دهنده آینده حضور او در بازی است . این فرایند لذتی فزاینده ایجاد می‌کند که در اثنای آن می‌توان کارهای تبلیغاتی فرهنگی و سیاسی فراوانی کرد ؛ نقطه هدف این جریان هم کودکان هستند.

              به بیان دیگر؛ انسان غربی که با عینک سوبژکتیو و به عنوان «فاعل شناسا » یا انسان برتری که قرار است جهان را تعریف دلخواه خود کند ؛ این‌بار به سراغ کودکان سراسر جهان رفته است . او برای کودکان برنامه‌ریزی کرده و ما از این موضوع غافلیم ؛ آنها کودکان خود را وارد جریانی بزرگ به نام «فلسفه برای کودکان (Philosophy for Children) کرده‌اند که پیرو میراث عقلی و سنت فکری خود کارکردهای خرد را بیاموزند و بیاموزند که چگونه می‌شود با عقل در معنای فلسفی ، با دیگران جدل کرد ؛ شاید یکی از مهم‌ترین این روش‌ها ؛ روش «دیالکتیکی سقراطی» است که با آن کودکان می‌آموزند به اصل « چیزها » برسند . کودکان ما اما امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند اندیشیدن هستند و یکی از راه‌های آن جریانی است که به کودکان به شکلی روشمند فلسفه را بیاموزد. کودکان با آموختن فلسفه (شیوه‌های درست کارکرد عقل) به‌راحتی تحت تاثیر جریانات حاکم بر استعمار فکری قرار نخواهند گرفت . لازم به يادآوري است برخي آمارها از بازي هاي رايانه اي بعنوان 70% افت تحصيلي دانش آموزان ياد مي كنند .

بازي هاي پرورشي - 3 ، تاریخچه و تقسیمات

بازي هاي پرورشي - 3

تاریخچه ، هدف و نقش بازی

مدرس : عبدالله حمزه يي

آموزش بدو استخدام معاونین پرورشی

تاریخچه و اهداف بازی های پرورشی

              شروع بازی را می توان به گذشته های دور ، حتی از بدو پیدایش انسان نسبت داد . در حقیقت بازی جزئی از زندگی انسان ازبدو تولد تا زمان مرگ بوده و در کل تاریخچه بشریت متدرج است .

           انسان از نظر فیزیولوژیکی نیاز به جنبش و  حرکت دارد و بازی جزء مهم این جنبش و حرکت است . انسان برای رشد ذهنی و اجتماعی خود نیاز به تفکر دارد و بازی خمیر مایه تفکر است . تشکیل اجتماعات اولیه بشری نحوه و شکل جدیدی از بازی را پدید آورد . بازیهای گروهی به صورت بازیهای نمایشی از عبادت ارواح و پرستش اشیاء گرفته تا رقص شکار و رقص جنگ ، مجموعه ای از راههای برآوردن نیازهای جسمانی و ذهنی افراد را فراهم آوردند ، خواه به این مجموعه بازی نام دهیم و خواه نامی دیگر ، در اصل مطلب تفاوت چندانی پدید نمی آید . 

                 در اجتماعات و تمدنهای مختلف  نوعی از بازی و تفریح وجود داشته که به مناسبت جشن های مذهبی ، مسابقات و بازیها  و سرود خوانیها تواما ترتیب داده می شده  ، در رم ، مصر و یونان بازیهای پهلوا نی ، خطابه خوانی به طبقات ممتاز اختصاص داده شده و گاه گاه این طبقات از این تفریح استفاده می کردند .

              در قرون وسطی بازی باز هم مختص به طبقات اشراف بوده و بیشتر مردم از مراسم مذهبی فرصتی برای تفریح بدست می آوردند . بعد از انقلاب صنعتی تفریح عمومیت یافت و جزئی از زندگی عامه مردم را تشکیل داد و عوامل عمده آن را در دوره های پیشرفت اصل تساوی و تقلیل ساعات کار می توان یافت .

            اینکه چرا بشر به بازی می پردازد و علت اصلی در این کار چیست  مورد بحث بسیاری از علمای تعلیم و تربیت قرار گرفته است . جمعی از دانشمندان پیرو عقاید دور کیم و هارسون (Durkheim - Harrison ) بودند که منشاء بازی و حیات تفریحی رامذهب دانسته و بازی و هنر را نشات گرفته از مذهب می دانستند . بدیهی است با توجه به تعریف مذهب در نزد این دانشمندان و قائل بودن به اینکه ریشه مذهب از ترس و زبونی انسان در مقابل حوادث طبیعی است واضح است که ارزش این ریشه یابی در بازی و تفریح متناسب با چنان نظراتی تنزل خواهد یافت .

               مسلما بازی را در محدوده مشخصه هایی که در بالا ذ کر شد نمی توان محدود کرد . اما وقتی از بازی ، تربیت بدنی و ورزش در اسلام یاد می کنیم با توجه به تصویر مجموعه ای که ازانسان داریم به تعریف و تمجید های یک بعدی در باره او اکتفا نمی کنیم و بازی را نیز به عنوان سرگرمی محسوب نمی نماییم بلکه از بازی در جهت تزکیه ، پرورش و تحول انسان استفاده نموده و به بهانه آن جسم و روح را پرورش می دهیم .

 

هدف بازی در دوره هاي مختلف سني        

1. ابتدا ، آشنایی با محیط است .

2. سپس تجربه برای کار گیری کاربردهاست.

3. سپس فرهنگ پذیری است .

4. و بالاخره همه تعلیم است و همه تربیت.

اهداف بازی ها

1. ایجاد شادابی و شور و نشاط و سرگرم ساختن افراد

2. رفع خستگی و برطرف کردن کسالت

3. تقویت قوای حسی (بویایی، بساوایی، شنوایی، بینایی و ...)

4. تقویت قوای روحی (فکر، هوش، حافظه و ...)

5. ایجاد تقویت روحیه اشتراک مساعی و همکاری و مشارکت جویی در افراد

6. عادت دادن افراد به نظم و ترتیب و اطاعت از مقررات

7. آزمایش توانایی های جسمی و فکری وسنجش میزان استعداد افراد

8. تقویت قدرت ابتکار افراد و برانگیختن ذوق های هنری در آنان

9. تقویت قوای جسمی و عضلات و انئدام های بدن10- تقویت قدرت استقامت و پشتکار در افراد

10. ایجاد روحیه رقابت و مبارزه ی سالم در افراد

11. تعلیم و تمرین مفاد و مواد آموزشی و مهارت های لازم

12. آشنا ساختن افراد با پیروزی و شکست و تمرین این که در موفقیت و پیروزی ها مغرور و دل شکسته و مایوس نشود و طعم هر دو مورد را که در زندگی زیاد پیش می آید بچشند.

14. و در یک کلام تمرین همه آنچه که در زندگی اجتماعی و نیز در طی مسیر تکامل لازم است فرد بدان و عمل نماید.

 

نقش بازي در رشد اجتماعي كودك

1. موجب ارتباط كودك با محيط بيرون مي شود . دنياي اجتماعي  او را گسترش مي دهد.

2. موجب شكوفايي استعداد ها ي نهفته و بروز خلاقيت مي شود .

3. همكاري و همياري و مشاركت كودك توسعه مي يابد .

4. با رعايت اصول و مقررات آشنا مي شود .

5. همانند سازي با بزرگسالان را مي آموزد .

6. با مفهوم سلسله مراتب آشنا شده و آن را رعايت مي كند .

7. رقابت را مي آموزد و شكست را بطور واقعي تجربه مي كند .

8. قدرت ابراز وجود پيدا مي كند و از ترس و كمرويي و خجالت بيهوده رها مي شود .

9. حمايت افراد ضعيف را مي آموزد .

 

نقش بازي در رشد عاطفي كودك

1.   نياز به برتري جويي را ارضا مي كند .

2.   موجب ابراز احساسات و عواطف و ترس ها و ترديدها و مهر و محبت ها و خشم كينه ها و نگراني ها  مي شود .

3.   تمايل به جنگجويي و ستيزه گري را كم مي كند .

4.   برون گري كودك را افزايش مي دهد .

 

  

نقش بازي در رشد جسمي كودك

1. موجب رشد هماهنگ دستگاهها و اعضا مختلف بدن مي شود .

2. باعث تقويت حواس كودك مي شود .

3. نيرو و انرژي بدن را به بهترين شكل مصرف مي كند .

4. كودك به توانمندي هاي فكري و بدني خود آگاهي پيدا ميكند .

 

نقش بازي در رشد ذهني كودك

1. در يادگيري زبان نقش بسزايي دارد .

2. در رشد هوشي كودك بسيار موثر است .

3. با مفاهيم ساخت فضا و شكل آشنا مي شود .

4. رفتارهاي هوشمندانه كودك تقويت مي شود .

5. موقعيت استفاده از قوه ي تخيل در كودك به وجود مي آيد.

6. زمينه بهتري براي تفكر فرهم مي كند.

 

چگونه مقدمات یک بازی را فراهم و آن را اجرا کنیم؟

1. نوع بازی ر امتناسب با محل و زمین و چگونگی وضع هوا و تعداد بازیکنان و قوای بدن آنها انتخاب کنیم.

2. وسایل بازی را قبلا پیش بینی و آماده و تهیه کرده باشیم

3. هر بازی دارای نامی است، موقع تشریح چگونگی بازی نام آنرا ذکر کنیم تا در دفعات بعد با اشاره به نام، همه آنر ا به خاطر آوریم.

4. بازیکنان را در محل هایی که باید قرار بگیرند آرایش دهیم.

5. مقررات بازی را به اختصار ولی به روشنی توضیح دهیم.

6. از افراد می خواهیم اگر سوالی در مورد آن بازی دارند، بپرسند.

7. بازی را اداره می کنیم و مواظب هستیم که به درستی مقررات بازی رعایت شود.

8. تشریح مقررات بازی باید ساده و سریع انجام گیرد زیرا افراد برای شروع بازی بی تابند.

9. هنگام قضاوت در بازی ها منصفانه و با عدالت عمل کنیم.

10. در زمان اجرای هر اجازه می دهیم بازیکنان تا آنجا که میل دارند جنب و جوش و سروصدا و فریاد داشته باشند.

11. پس از اجرای هر بازی وسایل آنرا هر چند هم جزئی و کم اهمیت باشند جمع آوری کرده و در جای مخصوص وسایل بازی قرار می دهیم و آنرا برای استفاده در دفعات بعد حفظ می کنیم.

            رعایت تمام شرایط و موارد فوق الذکر باعث خواهد شد که نتایج تربیتی مورد نظر از بازی ها حاصل شود و شکت کنندگان در بازی نیز نهایت لذت و تفریح را کسب نمایند و شور و نشاط و شادی برایشان حاصل شود.

 

درسنامه بازی های پرورشی -2 ، بازی از دیدگاه اسلام

درسنامه بازی های پرورشی -2

بازی از دیدگاه اسلام

مدرس : عبدالله حمزه یی

 

         بازی در مکتب متعالي اسلام ، ابزاري است برای پرورش جسم و روح آنها در نتيجه مهيا شدن براي تزکیه و پیشرفت انسان‌ها . بازي را مي توان در دو منبع اسلامي مورد بررسي قرار داد : 1. در آيات قرآن   2. در روايات اسلامي .

بازي در آيات قرآن

در آيات قرآن كاربرد واژه ي لعب و مشتقات آن را می توان در سه دسته تقسيم بندي نمود :

1. كاربرد «لعب» براي كودك و بعنوان امري طبيعي و ضروري براي كودك در ايه ي 12 سوره ي يوسف : « أَرْسِلْهُ مَعَنا غَداً يَرْتَعْ وَ يَلْعَبْ‏ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ» (12/يوسف)

در داستان يوسف و برادارانش مي خوانيم برادران يوسف به بهانه ي بازي رضايت پدر را براي بردن يوسف جلب كردند . اين در حالي بود كه حضرت يعقوب به سبب وابستگي زيادي كه به يوسف داشت و از سوي ديگر عدم اطمينان كامل از برادران وي ، يوسف را از خود دور نمي كرد اما وقتي برادران يوسف براي بردن او بازي را بهانه كردند از آنجايي كه كودك به بازي نيازمند است يعقوب علي رغم تمام اين حساسيت ها يوسف را با آنان فرستاد . اين مطلب اهميت بازي را بيش ازپيش نمايان مي سازد . تفسير نمونه واقعه را چنين تفسير مي كند كه : ( برادران يوسف به حضرت يعقوب گفتند اي پدر ) بيا دست از اين كار كه ما را متهم مى‏سازد بردار، به علاوه برادر ما، نوجوان است، او هم دل دارد، او هم نياز به استفاده از هواى آزاد خارج شهر و سرگرمى مناسب دارد، زندانى كردن او در خانه صحيح نيست،" فردا او را با ما بفرست تا به خارج شهر آيد، گردش كند از ميوه‏هاى درختان بخورد و بازى و سرگرمى داشته باشد » (تفسير نمونه ج9 ص330)

2. كاربرد «لعب» همراه با «دنيا» و بعنوان صفت يا تعبيري براي دنيا . اگر به معناي بازي نظري بيفكنيم متوجه خواهيم شد كه بازي به خودي خود هدف نبوده و يك وسيله است براي رسيدن با اهداف متعالي تر . لذا انسان مؤمن و متعالي حق ندارد به دنيا و زندگي دنيوي آنقدر مشغول شود كه از اصل و اساس خلقت غافل گردد . اين ديد به بازي همان بيان حديث شريف است كه مي فرمايد : « الدنيا مزرعه الاخره » .

* وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَعِبٌ‏ وَ لَهْوٌ وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذينَ يَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ (انعام/32)

* وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ (العنكبوت /64)

* إِنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ إِنْ تُؤْمِنُوا وَ تَتَّقُوا يُؤْتِكُمْ أُجُورَكُمْ وَ لا يَسْئَلْكُمْ أَمْوالَكُمْ (محمد/36)

* اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ (الحديد/20)

3. كابرد «لعب» بعنوان امري مذموم همراه با واژگاني مانند «دين» ، «الصلوه» و ... . در حقيقت منظور قرآن از اين دست آيات اين است كه نبايد نماز و دين و امور مهم زندگي را به بازي گرفت .

* يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذينَ اتَّخَذُوا دينَكُمْ هُزُواً وَ لَعِباً ... (مائده/57)

* وَ إِذا نادَيْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ اتَّخَذُوها هُزُواً وَ لَعِباً ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْقِلُونَ (مائده/58)

* وَ ذَرِ الَّذينَ اتَّخَذُوا دينَهُمْ لَعِباً وَ لَهْواً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا ... (انعام/70)

* الَّذينَ اتَّخَذُوا دينَهُمْ لَهْواً وَ لَعِباً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا فَالْيَوْمَ نَنْساهُمْ كَما نَسُوا لِقاءَ يَوْمِهِمْ هذا وَ ما كانُوا بِآياتِنا يَجْحَدُونَ (اعراف/51)

* فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَ يَلْعَبُوا حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذي يُوعَدُونَ (الزخرف/83)

*فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَ يَلْعَبُوا حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذي يُوعَدُونَ (المعارج/42)

* ...وَ عُلِّمْتُمْ ما لَمْ تَعْلَمُوا أَنْتُمْ وَ لا آباؤُكُمْ قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ في‏ خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ (الأنعام/91)

*أَ وَ أَمِنَ أَهْلُ الْقُرى‏ أَنْ يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنا ضُحًى وَ هُمْ يَلْعَبُونَ (الأعراف/98)  

*ما يَأْتيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلاَّ اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ يَلْعَبُونَ (الأنبياء/2)  

* بَلْ هُمْ في‏ شَكٍّ يَلْعَبُونَ (الدخان/9)

* الَّذينَ هُمْ في‏ خَوْضٍ يَلْعَبُونَ (الطور/12)

بازي در روايات

1. رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم : « بازی کنید و تفریح داشته باشید ؛ اما به شرط دین‌داری ؛ زیرا بدون آن، معنا ندارد ». در اين سفارش اسلام محدوده ي سني براي بازي در نظر گرفته نشده است . لذا مسلم است انسان ها در تمام دوره هاي سني از بازي منفك و جدا نيستند و فقط نوع بازي و مدت آن و بخصوص هدافداري يا بي هدف  بودن آن متغيّر خواهد بود .

2. امام کاظم علیه السلام: « تُسْتَحَبُّ عَرامَةُ الصَّبىِّ فى صِغَرِهِ لِیَکونَ حَلیما فى کِـبَرِهِ ، ما یَنْبَغى اَنْ یَکونَ اِلاّ هکَذا » . خوب است بچّه در کودکى بازى‏گوش باشد تا در بزرگسالى بردبار گردد و شایسته نیست که جز این باشد . در اين حديث امام هفتم شرط بردباري را در بزرگسالي بازي گوشي كودك مي داند در واقع بردباري انسان در بزرگسالي نتيجه ي بازي گوشي در كودكي است بنابراين نبايد از بازي گوشي كودكان گله مند بود ويا مانع بازي آنان شد . (کافى ، ج 6 ، ص  51، ح 2)

3. رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم : « اُحِبُّ الصِّبْیانَ لِخَمْسٍ : اَلاَْوَّلُ : اَنـَّهُمْ هُمُ الْبَکّاؤونَ ، وَالثّانى : یَتَمَرَّغونَ بِالتُّرابِ وَ الثّالِثُ : یَخْتَصِمونَ مِنْ غَیْرِ حِقْدٍ وَ الرّابِـعُ : لا یَدَّخِرونَ لِغَدٍ شَیئا وَ الْخامِسُ : یُعَمِّرونَ ثُمَّ یُخَرِّبونَ » کودکان را به خاطر پنج چیز دوست مى‏دارم : اول آن‏که بسیار مى‏گِریند ، دوم آن‏که با خاک بازى مى‏کنند، سوم آن‏که دعوا کردن آنان همراه با کینه نیست؛ چهارم آن‏که چیزى براى فردا ذخیره نمى‏کنند ، پنجم آن‏که مى‏سازند و سپس ، خراب مى‏کنند ( نداشتن دلبستگي ) . (مواعظ العددیّه ، ص259)

4. رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم  : « اِنَّ التُّرابَ رَبیعُ الصِّبْیانِ » خاك بهار ( تفريگاه ) كودكان است . (معجم الکبیر ، ج 6، ص 140، ح 5775) بازي با خاك نقش بسيار مهمي در پرورش توانايي هاي كودك دارد و دانش جديد بشر مؤيد آن است لذا در برخي از كشورهاي توسعه يافته در مهدهاي كودك خاك تمييز و ضرعفوني شده را براي بازي كودك در محوطه ي بازي قرار مي دهند . بخصوص در كنار دريا به كدكان اجازه دهيد با شن هاي ساحل بازي كرده و خود نيز با آنان در اين امر شريك شويد . البته سعي نكنيد با بيان دستورالعمل آنان در نوع بازي و بروز خلاقيت هايشان محدود نماييد .

5. ابن ابی نجیح گوید: « کانَ الحسنُ و الحسینُ یَرکَبان فَوقَ ظَهرِ النَّبِیّ و یقولان: حَل حَل وَ یَقُولَ النبیُّ نِعمَ البَعیر بَعیرُ کُما » امام حسن و امام حسین بر پشت پیامبر سوار می شدند و حل حل می گفتند و پیامبر می فرمود: نیکو شتری است شتر شما.(بحار الانوار- جلد 43)

6. علي عليه السلام : « بینما الحسن و الحسین یصطرعان عند النبی فقال النبیّ هَیَّ یا حسن ، فَقُلتُ : یا رسولَ الله تعیین الکبر عَلی الصغیر ، فقال رسولُ الله ، جبرئیلُ یَقُولُ : هَیَّ یا حسین وَ اَنَا اَقول : هَیَّ یا حَسَن »  از امیرمؤمنان علی علیه السلام نقل شده است که فرمود : روزی حسن ع و حسین ع نزد پیامبر ص با هم کشتی می گرفتند . پیامبر ص فرمود : حسن بجنب ! عرض کردم ، ای رسول خدا بزرگ تر را بر علیه کوچک تر تشویق میکنی ! پیامبر فرمود : جبرئیل می گوید : حسین بجنب ! و من می گویم حسن بجنب ! (بحار الانوار- جلد 43) . از مفاد اين حديث مي توان به شركت بزرگترها در تهييج و ايجاد روحيه شادي و نشاط در كودكان در حين بازي اشاره نمود . يعني بازي كودك بايد براي اولياء و بزرگترها از اهميت خاصي برخوردار بوده و به روش هاي متعدّد سعي در ايجاد نشاط و شادماني بيشتر دانش آموزان نمايند .

7. عَن یَعلیَ العامِری اِنَّهُ خَرَجَ مِن عِندِ رَسُولِ اللهِ اِلی طَعامِ دُعِیَ الیَهِ فَاِذا هُوَ بحسین (علیه السلام) یلَعَب مَعَ الصّبِیان فَاستَقتَبَلَ النَبیُّ اَمام القَوم ثُمَّ بَسَطَ فطفر الصبی ها هُنا مَرَةَ و ها هُنا مَرَةَ وَ جَعَل رسولُ الله یُضاحِکُهُ حَتیّ اَخَذَهُ فَجَعَل اِحدی یَدَیه تَحتَ ذقِنِه و الاُخری تَحتَ قَفاهُ و وَضَعَ فاهُ عَلی فیه وَقَبَّلَهُ .

مردی به نام یعلی عامری از محضر رسول اکرم خارج شد تا به ضیافتی که دعوت شده بود ، برود . ناگهان حسین را دید که با کودکان مشغول بازی است . طولی نکشید که رسول اکرم ص به همراه اصحاب خود از منزل خارج شدند . وقتی پیامبر ص حسین ع را دید از اصحاب جدا شد و در حالیکه به سوی فرزندش قدم بر می داشت و دستانش را گشود تا او را درآغوش بگیرد.کودک خنده کنان این سو وآن سو می گریخت و رسول الله نیز خندان از پی او می دوید و سر انجام کودک را گرفت و دستی زیر چانه او و دست دیگر پشت گردن او گذاشته و لب بر لبش نهاد و او را بوسید.


8. امام صادق علیه السلام خطاب به یکی از اصحاب خویش فرمود: « دَعِ‏ ابْنَـكَ يَلْعَبْ‏ سَبْــعَ‏ سِنِين »   « بگذار فرزندت تا 7 سالگی بازی کند».( وسائل الشیعه , جلد 21, صفحه 473) . با توجه به بيان امام صادق ع هفت سال كودك بايد يله و رها باشد و فقط به بازي بپردازد . اين بدين معنا نيست كه بعد از هفت سالگي نبايد به كودك اجازه بازي داد چرا كه بازي در هر سني وجود داشته و ويژگي هاي خاص خود را دارد بلكه بدين معناست كه آموزش رسمي كودك نبايد قبل از هفت سالگي شروع شود و آموزش و تربيت كودك بايد در حين همين بازي ها شكل گيرد و كودك در بازي رها و آزاد باشد .

9. امام صادق علیه السلام فرمود : روزی امام حسین ع در دامن پیامبر ص بود آن حضرت با وی بازی می کرد و می خندید . عایشه گفت : ای رسول خدا ص چقدر با این کودک بازی می کنی ؟ رسول خدا ص فرمود : وای بر تو ! چگونه او را دوست نداشته باشم در حالی که او میوه دل و نور چشم من می باشد ؟ (بحارالانوار,جلد 44, صفحه260 ) در اين حديث كثرت بازي پيامبر ص با امام حسين ع بود كه موجب اعتراض عايشه شد و نه صرف بازي كردن . بنابراين نبايد از بازي با كودك احساس خستگي كرد . يكي از فوايد بازي بزرگترها با كودكان ايجاد حس نزديكي بيشتر بين آنها و در نتيجه حس تبعيت در كودك نسبتبه بزرگترهاست كه به نوبه ي خود موجب تسهيل در روند آموزش و تربيت مي شود . در واقع بازي موجب پذيرش بيشتر بزرگترها توسط كودك مي شود و تا پذيرش وجود نداشته باشد روش هاي تربيتي كاآ نخواهد بود .

10. نقل شده است که گروهی از کودکان مشغول بازی بودند ، ناگهان با دیدن پیامبر ص که به مسجد می رفت ، دست از بازی کشیدند و به سوی آن حضرت ص دویدند و اطرافش را گرفتند ، آنها دیده بودند پیامبر اکرم رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم حسن و حسین را به دوش خود گرفته و با آنها بازی می کند به این امید هر یک دامن پیامبر را گرفته و گفتند : شتر من باش ! پیامبر صلي الله عليه و آله و سلم  می خواست هر چه زودتر خود را برای نماز جماعت به مسجد برساند ، اما دوست نداشت دل پاک کودکان را برنجاند . بلال در جست وجوی پیامبر صلي الله عليه و آله و سلم از مسجد بیرون آمد وقتی جریان را فهمید ، خواست بچه ها را تنبیه کند تا پیامبر صلي الله عليه و آله و سلم را رها کنند. آن حضرت وقتی متوجه منظور بلال شد به او فرمود: تنگ شدن وقت نماز برای من از اینکه بخواهم بچه ها را برنجانم بهتر است. پیامبرصلي الله عليه و آله و سلم از بلال خواست برود و از منزل چیزی برای کودکان بیاورد. بلال رفت و با هشت دانه گردو برگشت ، پیامبر گردوها را بین بچه ها تقسیم کرد و آنها  راضی و خوشحال به بازی خودشان مشغول شدند.

11. رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم : « مَن کانَ عِندَهُ صَبِیٌّ فَلیَتَصابَ لَهُ » هر کس کودکی داشته باسد باید با وی کودکانه رفتار نماید.(وسائل الشیعه- جلد 15)

12. اِنّ رَسُولَ اللهِ کانَ یَدلَعُ لِسانَهُ لِلحَسَنِ وَ الحُسَینِ فَیَرَی الصَبِیّ لَسانَهُ فَیَهِشُّ اِلَیه، فَقالَ عبینةُ بن بدر الفزاری ، واللهِ لَیکونُ الابنُ رَجُلاً قَد خَرَجَ وَجهُهُ وَ ما قَبَّلتُهُ قَطُّ فَقالَ رَسُولُ الله: مَن لَم یَرحَم لا یُرحَم

پیامبر زبان خود را برای حسن و حسین بیرون می آورد و همین که چشم کودک به زبان پیامبر می افتاد به طرف او می دوید. مردی بنام عبینة بن بدر فزاری(که مشاهده این شیرین کاری پیامبر نسبت به حسنین بود) از روی شگفتی گفت:به خدا سوگند!پسرم مرد گشته و بر صورتش مو رسته، با این حال تا کنون حتی برای یک بار هم او را نبوسیده ام، پیامبر که از سنگدلی عبینه سخت در شگفت بود، فرمود: هر که لطف و مهر نشان ندهد مورد مهر و رحمت قرار نمی گیرد.(مجموعه ورام- ص 80)

درسنامه بازی های پرورشی -1 ، مقدمات و تعاریف

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

درسنامه بازي هاي پرورشي

مدرس : عبدالله حمزه يي

آموزش بدو استخدام معاونین پرورشی

تعريف بازي

              تعاريف متعدّدي براي بازي بيان شده است و شايد نتوان براحتي بازي را تعريف كرد تعريف پيشنهادي و مورد نظر ما از بازي به شرح زير است :

                « به هرگونه فعاليت جسمي يا ذهنيِ انفرادي يا گروهي که کودکان با جنب و جوش و تحرک و از روی میل و رغبت و رضایت کامل انجام می دهندو موجب كسب لذت و اقناع آنان مي شود بازی گفته می شود » .

 

بازی از دیدگاه دانشمندان

1. «یوهان آموس کومینوس» شاخص ترین چهره تعلیم و تربیت در قرن 17 : « تمام تلاش من برای آن است که کار فرساینده‌ی مدرسه را به بازی و سرگرمی‌ بدل کنم ».  او همچنین مي گفت : « روش آموزش ، باید با توجه به توانایی و دلبستگی شاگردان برگزیده شود ».

2. «روسو» متفكر سوئيسي قرن 18 : « بجای پند و اندرز و همچنین منع کردن و بازداشتن ، بهتر است زمینه‌ای برای حرکت ، فعالیت، بازی و ورزش پدید آوریم ».

3. همچنین «فروبل» فيلسوف آلماني قرن 18-19 : « بازی کردن، طبیعی‌ترین راه آگاهی به محیط و آگاهی به خود است ؛ زیرا بازی ، آزادترین فعالیت است و همه هستی کودک چون یک کل ، در آن جلوه‌گر می‌شود ».

4. «افلاطون» بازی را زمینه‌ای می‌داند برای شناختن توانایی‌های آنان .

5. «ویلیام جيمز»  فيلسوف و روانشناس آمريكايي قرن 19 :  «غریزه بازی و میل به بازی، ناشی از غریزه نزاع و زورآزمایی است .

6. «اسپنسر» جامعه شناس انگليسي ، بازی را وسیله ای برای مصرف انرژی های انباشته و اضافی می داند که همین نظر منجر به این اعتقاد در عده ای از روانشناسان اجتماعی گردید که وجود جنگ و خونریزی در واقع به جهت مصرف همین انرژیها ی اضافی مصرف نشده از ملزومات زندگی بشر می باشد .

7. «سقراط» نقش بازی را نه تنها در رشد و پرورش کودکان و نیز در تحول منش آنان می‌پذیرد بلکه آن را زمینه‌ای می‌داند برای شناخت توانایی‌های آنان .

8. نيچه مي گويد :  « بازی ، عالی ترن شکل فعالیت انسانی است » . این چیزی است که نیچه در «چنین گفت زرتشت»، هنگامی که سه مرحله از تکامل روح انسان را بازگو می کند ، پیش می کشد. اول از همه، روح آدمی صورت یک شتر را دارد ؛ چرا که بار سنگین وظایف فرهنگی (تعهدات اخلاقی، مراتب اجتماعی و بار سنت) را بر دوش دارد .

در مرحله بعد، شتر به شیر تبدیل می شود که نشان دهنده تمرد روح یا «نه مقدس»ی است که انسان قانون مدار را از اطاعتی برده وار رها و به مرجعی مختار تبدیل می کند. در آخر، این مرحله منفی تمرّد ، به تدریج عالی ترین سطح از بشریت را می پروراند که به طور نمادین به صورت کودکی در حال بازی ( معصوم و خلاق ) نشان داده می شود ؛ یعنی همان «آری مقدس» در سمفونی ریچارد اشتراوس.

9. برای بسیاری از متفکران سرسخت و یک دنده ، بازی به عنوان نمادی از بی نظمی کاربرد دارد . انتقاد افلاطون از هنرمندان در رساله «جمهور» خود ، به عنوان تنها کسانی که در وادی توهّم به بازی مشغول اند ، همچون ادعای ارسطور در اینکه بازی دقیقا آسودگی یا از کارافتادگی است ، در مقابل انسان های کوشــا ، مشهورترین نمونه این گرایش است . او بــازی را نوعی استراحت روح می خـواند و آن را از « فعالیتی که شایسته اوقات فراغت » باشد ، جدا کرده و به کناری می نهد .

10. عده ای دیگر از روانشناسان بازی را وسیله ای برای ارضای حس تنوع طلبی و لذت جویی افراد می دانند . در عین حال از فواید بازی به عنوان آموزش دهنده قواعد اجتماعی به شخص و عادت به نظم نیز نام می برند .

11. «کارل گروس» ، بازی را وسیله ای برای  آمادگی فرد جهت زندگی در بزرگسالی دانسته ، به همانگونه که یک بچه گربه خود را جهت فعالیتهای غریزه اش آماده می سازد .

12. «استانلی هال» انگلیسی می گوید : بازی نوعی یاد آوری و بازسازی آزمایشهای  کهنه ي نژاد انسانی است . اگر بچه ،  سنگ می اندازد یادگار بازمانده ای است از زمانی که بشر اولیه سنگ پرت می کرده است و این در خمیره نا بخود انسان مانده است .

ديوار مهرباني يا زباله داني

ديوار مهرباني يا زباله داني

عبدالله حمزه يي

              مدتي است در جامعه ي ايراني بخصوص شهر تهران حركتي بنام « ديوار مهرباني » اغاز شده است . اين حركت كه به ظاهر زيبا و پسنديده مي آيد با برداشتي نه خيلي سنجيده از برخي حركتهاي انسان دوستانه ي برخي كشورهاي غربي در ايران رواج پيدا كرده است . البته اين حركت بظاهر حركتي نيكو و پسنديده بنظر مي آيد اما متأسفانه مانند برخي ديگر از فرهنگ هاي تقليدي دچار ايراداتي است يا دچار اشكالاتي شده است .

            در اين مجال سخن بر سر درستي ديا نادرستي اين حركت در كشورهاي غربي نيست بلكه منظور نگارنده بررسي ضرورت اين حركت در كشور ايران و درستي يا نادرستي اجراي آن است .

اول اينكه : در كشور ما مردم بصورت سنتي عادت دارند پوشاك نو و يا دست دوم مناسب و قابل پوشيدن را كه به آنها نياز ندارند در اختيار افراد مستمند قرار دهند و اين حركت جديد و ابداعي در ايران نيست .

دوم اينكه : متأسفانه اين حركت بخصوص در تهران تبديل به يك شكل زننده و سخيف شده است . اخيراً در جاي جاي شهر به اين ديوارهاي مهرباني برخورد مي كنيم كه برخي از اين مكان ها شكل و شمايل زشت و نامرتب و گاه كثيفي دارند . از طرفي غالباً لباس هايي كه پيش از اين افراد به زباله داني مي انداختند و بيشتر بدرد استفاده بعنوان طي در منازل مي خورد در اين مكان ها آويزان مي كنند . اين نوع برخورد و رفتار با اين فرهنگي كه از ما نيست و به صورت خيلي زننده و سخيف شكل و نماي شهر تهران را به زشتي مبدل كرده  و نيز موجب توهين به افراد بي بضاعت است بهتر است حذف و يا تعديل گردد .

كتاب 313 نكته از ويژگي ها و شمايل رسول اكرم ص

كتاب 313 نكته از ويژگي ها و شمايل رسول اكرم ص

مؤلف : عبدالله حمزه يي

ناشر : چاپ و نشر كارور

 

تلفن سفارش كتاب :

09126169184

كتاب روخواني و روانخواني قرآن كريم

كتاب روخواني و روانخواني قرآن كريم

منطبق بر آموزش ضمن خدمت فرهنگيان با كد 92503896

با روش آموزش آسان

ناشر : انتشارات يار مهربان

 

تلفن سفارش

09126169184